برچسب: واخواهی

تحقیق دانشگاهی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و …

«هر که زمام مهمّات به وزیر ناصح سپارد هرگز دست ناکامی بدان اقبال او نرسد و پای حوادث ساحت سعادت او نسپرد»(همان ،۱۹۷ ).
ج). هنرمند
«چه ضبط ممالک بیوزرا و معینان در امکان نیاید و انتفاع از بندگان آنگاه میسر می شود که ذات ایشان بخرد و عفاف و هنر و صلاح آراسته باشد و ضمیر به حق گزاری و نصیحت و هواخواهی و مودّت پیراسته»(همان،۳۰۷).
د). وزیر باکفایت و رازدارو باتقوا
وزیر باید کافی و رازدار و باتقوا باشد و نیاز پادشاه برای حفظ حکومت بر این افراد است:
«و نیز مهمّات ملک را نهایت نیست و حاجت ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیّت اسرار و استقلال تمشیت اعمال دارند همه مقرر است و کسانی به سداد و امانت و تقوی و دیانت متحزماند اندک و طریق راست در این معنی معرفت محاسن و مقارج اتباع است» (همان، ۳۰۷).
ه). راستگویی و امانتداری
پادشاه وزیر را در راستی و امانتداری بر می گزیند:
«ظنّ ما در راستی و امانت تو امروز به تحقیق پیوست» (همان، ۳۳۲-۳۳۳).
و). باتجربه بودن
«چون پادشاه حلیم و عالم باشد و رأی زن حکیم داشت …که باتجربه و ممارست و نیک بندگی و شفقت
مشهور در همه کارها مظفر و منصور شود » (منشی ،۱۳۸۶: ۳۵۰).
هم چنین وزیر در کلیله ودمنه ازاوصاف منفی نیز داراست:
الف). خیانت
«وزیر چون پادشاه را در بر جنگ تحریض نماید در حالی که به صلح و رفق و تدارک آن پذیرد برهان حمق و غباوت بنموده باشد و حجت ابلهی و خیانت سیرگواه گردد» ( همان،۱۱۵).
ب). دورویه بودن
«پادشاه را هیچ خطر بروزیری نیست که قول او بر فعل رجحان بود و گفتار به کردارمزیّت دارد»(همان).
ج). ستمکاری
«پادشاه اگرچه به ذات خویش عادل و کم آزار باشد چون وزیر جائر و بدکار باشد منافع عدل و رأفت او ازرعایا بریده گرداند»(همان، ۱۱۶).
۴-۳۱٫ جایگاه مردم
نکتهی قابل تأمل در این آثار، نقش کمرنگ مردم است. مردم در حوادث و تصمیمات مهم غایباند. نکتهی جالب توجّه دیگر اینکه معمولاً کلمهی مردم در متون گذشته و از جمله در کلیلهودمنه خیلی کم به کار می رود و حتی در مواردی که به کار رفته به معنای متعارف امروزی متفاوت است. در این متون کلمه مردم شکل مفرد دارد و به معنی مطلق انسان به کاررفته است. برای مثال: «مردم هزار سال تا از دشمن مستولی ایمن نگردد گرمی سینه ی او نیارامد»(همان، ۲۳۵).
حتی کلمهی خدمتکاران نیز عموم مردم رادربر نمی گیرد و غالباً منظور ندما و وزرا است.
«واجب باشد بر خدمتکاران که چون مخدوم تدبیری اندیشد در آنچه به صواب پیوندد او را موافقت نماید … و هر وزیر و مشیر که جانب مخدوم را از این نوع تعظیم ننماید و در اشارت حق اعتماد نگزارد او را دشمن باید پنداشت» (منشی ،۱۳۸۶: ۲۰۰).
کلمهای که معمولاً معادل مردم به کار می رود: واژهی «رعایا» و «بندگان» است، کاربرد این واژه نیز عموماً با وجه تحقیرآمیز همراه است.
آنچه که پادشاه و رعیت را به هم متصل می کند در اصل فرمانبرداری خلاصه می شود. تنها راه رستگاری و مهمترین انتظار حاکم از رعایای خود اطاعت محض است. همهی افراد تابع و بندهی پادشاه هستند و اوست که صلاح آنها را بهتر از خودشان می داند. این بندگان در معادلات سیاسی نقشی ایفا نمیکنند. مسئولیت سنّتی پادشاه در برابر مردم که البته به صورت رسمی به آن اذعان نمی شود برقراری امنیّت، عدالت و مهمتر از همه حفظ سلسله مراتب نظام طبقاتی است.
«به عبارت بهتر رابطه حکومت و مردم، بر اساس رابطه شبان و رمه معنا می یابد. پادشاه از مردم محافظت می کند؛ اما نه به دلیل اهمیّت و ارزش مردم، بلکه به دلیل سود و منفعتی که خود از آنها انتظار دارد» (دهقانیان،۱۳۹۰: ۱۰۱-۱۰۲).
همان طور که اشاره شده مردم پایههای دولت محسوب می شوند، باید در صحنهها حاضر باشند و نظر
ایشان در انتصاب، تصمیم گیری و قضاوت تأثیر دارد، در بعضی جاها می توان وجود مردم را در کلیلهو دمنه مشاهده کرد. توجّه و رسیدگی به آنان از عوامل مهمّ موفقیّت حاکمان در کشورداری است.
نویسنده کلیلهودمنه غافلترین پادشاهان را کسی می داند که انسان های بی گناه از وی ترسان باشند و در حفظ سرزمین و توجّه کردن به مردم کوششی نکنند.
« غافلترین ملوک آنست که بی گناهان از او ترسان باشند و در حفظ ممالک و اهتمام رعایا نکوشد» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۰۲).
«او معتقد است که ملک بی تبع نتوان داشت» (همان: ۱۵۴).
خدمت باید بدون منّت باشد در غیر این صورت چنین خدمتی بی فایده است. حضرت علی (ع) به مالک می فرماید: «مبادا با خدمتهایی که انجام داده بر مردم منت گذاری یا آنچه را که انجام داده ای بزرگ بشماری. منت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین می برد» (نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۵۹).
از دیدگاه نویسندهی کلیله و دمنه نیز منّت، خدمت را تباه می سازد «ملک گفت: بدین ارتکاب خدمت همه عمر تباه کردی، گفت: هفت تن بدین عیب موسومند آن که احسان و مروت خود را به منّت و اذیت باطل کند» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۸۰).
شرایط بندگی در کلیله و دمنه این گونه بیان شده است:
۱ـ داوطلب بودن ۲ـ خود رافدای مخدوم کردن ۳ـ پرهیزکار بودن
به ذکر نمونه ایی از آن ها می پردازیم:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.