برچسب: نیروهای مسلح

پژوهش – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

«از شرایط بندگی آن است که در همه معانی مشارکت طلبیده شود و میان غم و شادی و محبوب و مکروه فرق کرده نیاید» (همان، ۳۶۳).
«بندگان از برای آن باشند تا در حوادث خویشتن را سپر گردانند و آن را فایدهی عمر و ثمرهی دولت شمرند، هر چند نفاذ کار با اقبال مخدومان متعلق باشد و بندگان را آن محل نتواند بود که پیش کفایت مهمی بیوسیلت همّت مخدومان باز شوند که شرط این است که اگر در هنگام وقات فدا مقبول باشد خویشتن در میان نهند» (همان،۳۷۲).
«بر بندگان تقدیر لوازم عبودیّت و ادای فرایض طاعت واجب است و اگر توفیقی یابند بر آن عمرت چشم ندارند با آنکه سوابق کرامات و سوالف عواطف پادشاهانه بر خدمت بندگان رجحان پیدا روشن دارد و اگر هزار سال عمر باشد و در طلب رضا و تحری فراغ مستغرق گردانند هزار یک آن را شکر نتوانند گزارد» (همان، ۳۹۵).
نمونه ای از رابطه ملوک و اتباع در کلیله و دمنه :
«و هر که در درگاه، ملوک را ملازم گردد و تحمّل رنجهای صعب و تجرع شربتهای بدگوار تجنّب ننماید و تیزی آتش خشم به صفای آب حلم بنشاند و شیطان هوا را به افسون خرد در شیشه کند و حرص فریبنده را بر عقل رهنمای استیلا ندهد و بنای کارها بر کوتاه دستی رأی راست نهد حوادث را به رفق و مدارا تلقی نماید و مراد هر آینه در لباس هر چه نیکوتر او را استقبال کند» (همان،۶۵).
«امن رعیت به پادشاه و نظام کار مملکت به تقوی و عقل و ثبات و عدل و عمده حزم شناختن اتباع است و هر یک را در محل و منزلت او اصطناع فرمودن و بر مقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن و متهم شمردن ایشان در باب یکدیگر چه اگر سعایت این در حقّ آن و از آن او در حقّ این مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت توانند آورد» ( منشی،۱۳۸۶: ۲۲۰).
«پادشاه موفق آن است که کارهای او به ایثار صواب نزدیک باشد و از طریق مضایقت دور نه کسی را به حاجت تربیت کند و نه از بیم عقوبت روا دارد و پسندیده تر اخلاق ملوک رغبت نمودن است در محاسن صواب و عزیز گردانیدن خدمتکاران مرضی اثر» (همان، ۱۳۳).
۴-۳۱-۱٫ حقوق مردم بر ملوک
در کلیله و دمنه به حقوق رعیت بر ملوک برای حفظ و ثبات ملک تأکید فراوانی شده است. در باب سوم نقل شده است که وقتی که کبوترها اسیر دام صیاد شدند و به دستور رئیس خود به سمت لانه موش حرکت کردند، موش ابتدا می خواست بندهای پای رئیس کبوترها را پاره کند وی قبول نکرد و از دلایل حقوق کبوترها بر خود سخن گفت:
«ایشان را از آن روی بر من حقی واجب شده است و چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزارند
و به معونت و مظاهرت ایشان از دست صیاد بجستم، مرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد، و
مواجب سیادت را به ادا رسانید» (همان،۱۶۱).
و در جای دیگر به حقوق رعیت بر ملک را اینگونه بیان می کند:
هر یک را به فراخور لیاقت و توانایی به قدرت و منصبی برساند و عدالت را رعایت کند:
«از حقوق رعیت بر ملک آن است که هر یک را به مقدار مروت و یک دلی و نصیحت به درجه ای رساند و به هوا در مراتب تقدیم و تأخیر نفرماید و کسانی را که در کارها غافل و از هنرها عاطل باشد بر کافیان هنرمند و داهیان خردمند، ترجیح و تفضیل روا ندارند، که دوکار از عزایم پادشاهان غریب نماید: حلیت سر بر پای بستن و پیرایه پای بر سر آویختن و، یاقوت و مراورید را در سرب و ارزیز نشاندن در آن تحقیر جواهر نباشد لکن عقل فرماینده به نزدیک اهل خرد مطعون گردد و انبوهی یاران که دوربین و کاردان نباشد عین مضرت است و نفاذ کار با اهل بصیرت و فهم تواند بود نه به انبوهی انصار و اعوان» ( همان، ۶۸-۶۹).
«… نشاید که پادشاه خردمندان را به خمول اسلاف فرو گذارد و بی هنران را به وسایل موروث، بی هنر مکتسب، اصطناع فرماید. بلکه تربیت پادشاه بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هر یک ببیند … و موش مردمان را هم در سرابه و هم خانه است چون موذی می باشد او را در خانه بیرون می فرستند و باز اگر چه وحشی و غریب است چون بدو حاجت و منفعت است به اکرامی هر چه تمام تر او را به دست آرند و از دست ملوک بر او مرکبی سازند».( منشی،۱۳۸۶: ۶۸-۶۹)
پادشاه نسبت به خدمتکاران باید مهربان باشد و حد اعتدال را رعایت کند:
«… پادشاه باید که خدمتکاران را از عاطفت و کرامت خویش چنان محروم ندارد که یکبارگی نومید گردند و به دشمنان میل کنند و چندان نعمت و غنیت ندهد که به زودی توانگر شوند و هوس فضول به خاطر ایشان راه جوید و اقتدا به آداب ایزدی کند و نص تنزیل عزیز را امام سازد … تا همیشه میان خوف و رجا روزگار می گذراند نه دلیری نومیدی برایشان صحبت کنید … و نه طغیان استغنا بدیشان راه جوید» (همان: ۹۳).
۴-۳۱-۲٫ حقوق ملک بر مردم
از حقوق پادشاه بر مردم:
۱- حق نعمت را ادا کنند ۲- کارهای خیر را بیان کنند ۳- زیردستان دلسوز و مهربان او وظیفه دارند که در رساندن نصایح زیادهروی کنند و در نصیحت محافظه کاری نکنند۴- بهترین کارها آن است که پایان پسندیده داشته باشد ۵- بهترین ستایش آن است که بر زبان بزرگان باشد ۶- همراهترین دوستان آن است که از دشمنی بپرهیزد و با داشتن تمام امکانات با دوست خویش برابری کند ۷- پسندیدهترین آیین آن است که به پرهیزگاری و عفت کشیده شود ۸- تواناترین آفریده آن است که سرمستی به او راه نیابد و سختی رنج بر وی غلبه نکند:
«از حقوق پادشاهان بر خدمتکاران: گزارد حق نعمت و تقریر ابواب مناصحت است و از مشفقتر زیردستان اوست که در رسانیدن نصیحت مبالغت واجب ببیند و مراقبت جوانب مشغول نگردد و بهتر کارها آنست که خاتمت مرضی و عاقبت محمود دارد و دل خواه تر ثناها آن است که بر زبان گزیدگان و اشراف رود و موافقتر دوستان اوست که از مخالفت بپرهیزد و در همه معانی مواسا کند و پسندیدهتر سیرتها آن است که به تقوا و عفاف کشد و توانگرتر خلایق اوست که بطر نعمت بدو راه نیاید و ضجرت محنت بر وی مستولی نگردد که این هر دو خصلت از نتایج طبع زنان است» (منشی،۱۳۸۶: ۹۴-۹۵).
برهمه و خدمتکاران واجب است که نصیحت و خیرخواهی را بر پادشاه بیان کنند ومقدار دانش و رأی خودرابه پادشاه ارزانی دارند تا پادشاه کارگزاران خویش رابشناسد:
«… واجب است که بر کافه و حشم ملک که آن چه ایشان را فراز آید از نصیحت، باز نماید و مقدار دانش و فهم خویش معلوم رای پادشاه گردانند که ملک تا اتباع خویش را نیکو بشناسد و بر اندازه رأی و رویّت و اخلاص و مناصحت هر یک واقف نباشد از خدمت ایشان انتفاعی نتواند گرفت و در اصطناع ایشان مثال نتوان داد و … و هر که هست بر اندازه تربیت ازاو فایده توان گرفت. و عمده در همه ابواب اصطناع ملوک است» (همان، ۶۸).
۴-۳۲٫ آسیب شناسی نظام سیاسی
«… آفت ملک شش چیز است: حرمان و فتنه و هوا و خلاف روزگار و تنگ خویی و نادانی. حرمان آن است که نیک خواهان را از خود محروم گرداند و اهل رأی و تجربت را نومید فرو گذارد. فتنه آنکه جنگهای ناپیوسان و کارهای نااندیشه حادث گردد و شمشیرهای مخالف از نیام برآید. هوا مولع بودن به زنان و شکار و سماع و شراب و امثال آن. خلاف روزگار با قحط و غرق و حرق و آنچه بدین ماند؛ تنگ خویی، افراط خشم و کراهیت و غلو در عقوبت و سیاست؛ ونادانی تقدیم نمودن ملاطفت در مواضع مخاصمت و بکار داشتن مناقشت به جای مجاملت»( همان، ۸۰).
الف). نبود امنیّت
امنیّت یکی از مؤلفههای بسیار مهم برای پایداری نظام سیاسی است. امنیّت سیاسی، اقتصادی، قضایی و … اگر در جامعه ای وجود نداشته باشد ثروت و سرمایه انسان ها، کالاهای فرهنگی و…از آن جامعه به جامعه امنتر می گریزد. یکی دیگر از ناامنی سیاسی است اینکه انسان حقی در برابر گفتار و نوشتار خود منتظر عقوبت باشد، امری بسیار مخرب برای نظام سیاسی است (عزیزی، ۱۳۸۵: ۲۹۴).
«یکی از سکرات ملک آن است که همیشه خائنان را به جمال رضا آراسته دارد و ناصحان را به وبال سخط مأخوذ» (منشی، ۱۳۸۶: ۱۰۳).
«غافلتر ملوک آن است که بی گناهان از او ترسان باشند و در حفظ ممالک و اهتمام رعایا نکوشد و ویران تر شهرها آن است که در او امن کم اتفاق افتد» (همان، ۳۰۲).
۴-۳۳٫ اصول حاکم در زمان تیرگی روابط (جنگ)
جنگ همانند صلح از موضوعاتی است که دغدغه ادیان و مکاتب اندیشوران است امکان بروز جنگ در همه زمان ها و درهمه مراحل وجود دارد. بیشترین درجه استفاده از زور در جنگ میان دو یا چند دولت می باشد که درآن نیروهای مسلح طرف های مقابل، درگیر اقدامات خشونت آمیز متقابل می شوند (عزیزی، ۱۳۸۵: ۳۰۰).
در کتاب موردنظر، جنگ را مذموم می داند ولکن گاهی به ناچار به وقوع می پیوندند درآن صورت بعضی از اصول را بررسی می کند:
الف). نکوهش جنگ و مدارا با دشمن
نصرالله منشی می گوید: از جنگ کردن بپرهیزید. دشمن را می توان در مدارا کردن و اندیشه درست داشتن به ذلت افکند:
«… دشمن را برفق و مدارا نیکوتر و زودتر مستأصل توان گردانید که به جنگ و مکابره. و از اینجا گفتهاند که «خرد به که مردی» که یک کس اگرچه توانا و دلیر باشد و در روی مصافی برود ده تن را، یا غایت آن بیست، بیش نتواند زد، اما مرد باغور دانا به یک فکرت ملکی پریشان گرداند و لشکری گران و ولایتی آبادان را در هم زند و زیر و رو کند…»(منشی ،۱۳۸۶: ۲۳۳).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.