برچسب: نظام سیاسی

پژوهش – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

«از شرایط بندگی آن است که در همه معانی مشارکت طلبیده شود و میان غم و شادی و محبوب و مکروه فرق کرده نیاید» (همان، ۳۶۳).
«بندگان از برای آن باشند تا در حوادث خویشتن را سپر گردانند و آن را فایدهی عمر و ثمرهی دولت شمرند، هر چند نفاذ کار با اقبال مخدومان متعلق باشد و بندگان را آن محل نتواند بود که پیش کفایت مهمی بیوسیلت همّت مخدومان باز شوند که شرط این است که اگر در هنگام وقات فدا مقبول باشد خویشتن در میان نهند» (همان،۳۷۲).
«بر بندگان تقدیر لوازم عبودیّت و ادای فرایض طاعت واجب است و اگر توفیقی یابند بر آن عمرت چشم ندارند با آنکه سوابق کرامات و سوالف عواطف پادشاهانه بر خدمت بندگان رجحان پیدا روشن دارد و اگر هزار سال عمر باشد و در طلب رضا و تحری فراغ مستغرق گردانند هزار یک آن را شکر نتوانند گزارد» (همان، ۳۹۵).
نمونه ای از رابطه ملوک و اتباع در کلیله و دمنه :
«و هر که در درگاه، ملوک را ملازم گردد و تحمّل رنجهای صعب و تجرع شربتهای بدگوار تجنّب ننماید و تیزی آتش خشم به صفای آب حلم بنشاند و شیطان هوا را به افسون خرد در شیشه کند و حرص فریبنده را بر عقل رهنمای استیلا ندهد و بنای کارها بر کوتاه دستی رأی راست نهد حوادث را به رفق و مدارا تلقی نماید و مراد هر آینه در لباس هر چه نیکوتر او را استقبال کند» (همان،۶۵).
«امن رعیت به پادشاه و نظام کار مملکت به تقوی و عقل و ثبات و عدل و عمده حزم شناختن اتباع است و هر یک را در محل و منزلت او اصطناع فرمودن و بر مقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن و متهم شمردن ایشان در باب یکدیگر چه اگر سعایت این در حقّ آن و از آن او در حقّ این مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت توانند آورد» ( منشی،۱۳۸۶: ۲۲۰).
«پادشاه موفق آن است که کارهای او به ایثار صواب نزدیک باشد و از طریق مضایقت دور نه کسی را به حاجت تربیت کند و نه از بیم عقوبت روا دارد و پسندیده تر اخلاق ملوک رغبت نمودن است در محاسن صواب و عزیز گردانیدن خدمتکاران مرضی اثر» (همان، ۱۳۳).
۴-۳۱-۱٫ حقوق مردم بر ملوک
در کلیله و دمنه به حقوق رعیت بر ملوک برای حفظ و ثبات ملک تأکید فراوانی شده است. در باب سوم نقل شده است که وقتی که کبوترها اسیر دام صیاد شدند و به دستور رئیس خود به سمت لانه موش حرکت کردند، موش ابتدا می خواست بندهای پای رئیس کبوترها را پاره کند وی قبول نکرد و از دلایل حقوق کبوترها بر خود سخن گفت:
«ایشان را از آن روی بر من حقی واجب شده است و چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزارند
و به معونت و مظاهرت ایشان از دست صیاد بجستم، مرا نیز از عهده لوازم ریاست بیرون باید آمد، و
مواجب سیادت را به ادا رسانید» (همان،۱۶۱).
و در جای دیگر به حقوق رعیت بر ملک را اینگونه بیان می کند:
هر یک را به فراخور لیاقت و توانایی به قدرت و منصبی برساند و عدالت را رعایت کند:
«از حقوق رعیت بر ملک آن است که هر یک را به مقدار مروت و یک دلی و نصیحت به درجه ای رساند و به هوا در مراتب تقدیم و تأخیر نفرماید و کسانی را که در کارها غافل و از هنرها عاطل باشد بر کافیان هنرمند و داهیان خردمند، ترجیح و تفضیل روا ندارند، که دوکار از عزایم پادشاهان غریب نماید: حلیت سر بر پای بستن و پیرایه پای بر سر آویختن و، یاقوت و مراورید را در سرب و ارزیز نشاندن در آن تحقیر جواهر نباشد لکن عقل فرماینده به نزدیک اهل خرد مطعون گردد و انبوهی یاران که دوربین و کاردان نباشد عین مضرت است و نفاذ کار با اهل بصیرت و فهم تواند بود نه به انبوهی انصار و اعوان» ( همان، ۶۸-۶۹).
«… نشاید که پادشاه خردمندان را به خمول اسلاف فرو گذارد و بی هنران را به وسایل موروث، بی هنر مکتسب، اصطناع فرماید. بلکه تربیت پادشاه بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هر یک ببیند … و موش مردمان را هم در سرابه و هم خانه است چون موذی می باشد او را در خانه بیرون می فرستند و باز اگر چه وحشی و غریب است چون بدو حاجت و منفعت است به اکرامی هر چه تمام تر او را به دست آرند و از دست ملوک بر او مرکبی سازند».( منشی،۱۳۸۶: ۶۸-۶۹)
پادشاه نسبت به خدمتکاران باید مهربان باشد و حد اعتدال را رعایت کند:
«… پادشاه باید که خدمتکاران را از عاطفت و کرامت خویش چنان محروم ندارد که یکبارگی نومید گردند و به دشمنان میل کنند و چندان نعمت و غنیت ندهد که به زودی توانگر شوند و هوس فضول به خاطر ایشان راه جوید و اقتدا به آداب ایزدی کند و نص تنزیل عزیز را امام سازد … تا همیشه میان خوف و رجا روزگار می گذراند نه دلیری نومیدی برایشان صحبت کنید … و نه طغیان استغنا بدیشان راه جوید» (همان: ۹۳).
۴-۳۱-۲٫ حقوق ملک بر مردم
از حقوق پادشاه بر مردم:
۱- حق نعمت را ادا کنند ۲- کارهای خیر را بیان کنند ۳- زیردستان دلسوز و مهربان او وظیفه دارند که در رساندن نصایح زیادهروی کنند و در نصیحت محافظه کاری نکنند۴- بهترین کارها آن است که پایان پسندیده داشته باشد ۵- بهترین ستایش آن است که بر زبان بزرگان باشد ۶- همراهترین دوستان آن است که از دشمنی بپرهیزد و با داشتن تمام امکانات با دوست خویش برابری کند ۷- پسندیدهترین آیین آن است که به پرهیزگاری و عفت کشیده شود ۸- تواناترین آفریده آن است که سرمستی به او راه نیابد و سختی رنج بر وی غلبه نکند:
«از حقوق پادشاهان بر خدمتکاران: گزارد حق نعمت و تقریر ابواب مناصحت است و از مشفقتر زیردستان اوست که در رسانیدن نصیحت مبالغت واجب ببیند و مراقبت جوانب مشغول نگردد و بهتر کارها آنست که خاتمت مرضی و عاقبت محمود دارد و دل خواه تر ثناها آن است که بر زبان گزیدگان و اشراف رود و موافقتر دوستان اوست که از مخالفت بپرهیزد و در همه معانی مواسا کند و پسندیدهتر سیرتها آن است که به تقوا و عفاف کشد و توانگرتر خلایق اوست که بطر نعمت بدو راه نیاید و ضجرت محنت بر وی مستولی نگردد که این هر دو خصلت از نتایج طبع زنان است» (منشی،۱۳۸۶: ۹۴-۹۵).
برهمه و خدمتکاران واجب است که نصیحت و خیرخواهی را بر پادشاه بیان کنند ومقدار دانش و رأی خودرابه پادشاه ارزانی دارند تا پادشاه کارگزاران خویش رابشناسد:
«… واجب است که بر کافه و حشم ملک که آن چه ایشان را فراز آید از نصیحت، باز نماید و مقدار دانش و فهم خویش معلوم رای پادشاه گردانند که ملک تا اتباع خویش را نیکو بشناسد و بر اندازه رأی و رویّت و اخلاص و مناصحت هر یک واقف نباشد از خدمت ایشان انتفاعی نتواند گرفت و در اصطناع ایشان مثال نتوان داد و … و هر که هست بر اندازه تربیت ازاو فایده توان گرفت. و عمده در همه ابواب اصطناع ملوک است» (همان، ۶۸).
۴-۳۲٫ آسیب شناسی نظام سیاسی
«… آفت ملک شش چیز است: حرمان و فتنه و هوا و خلاف روزگار و تنگ خویی و نادانی. حرمان آن است که نیک خواهان را از خود محروم گرداند و اهل رأی و تجربت را نومید فرو گذارد. فتنه آنکه جنگهای ناپیوسان و کارهای نااندیشه حادث گردد و شمشیرهای مخالف از نیام برآید. هوا مولع بودن به زنان و شکار و سماع و شراب و امثال آن. خلاف روزگار با قحط و غرق و حرق و آنچه بدین ماند؛ تنگ خویی، افراط خشم و کراهیت و غلو در عقوبت و سیاست؛ ونادانی تقدیم نمودن ملاطفت در مواضع مخاصمت و بکار داشتن مناقشت به جای مجاملت»( همان، ۸۰).
الف). نبود امنیّت
امنیّت یکی از مؤلفههای بسیار مهم برای پایداری نظام سیاسی است. امنیّت سیاسی، اقتصادی، قضایی و … اگر در جامعه ای وجود نداشته باشد ثروت و سرمایه انسان ها، کالاهای فرهنگی و…از آن جامعه به جامعه امنتر می گریزد. یکی دیگر از ناامنی سیاسی است اینکه انسان حقی در برابر گفتار و نوشتار خود منتظر عقوبت باشد، امری بسیار مخرب برای نظام سیاسی است (عزیزی، ۱۳۸۵: ۲۹۴).
«یکی از سکرات ملک آن است که همیشه خائنان را به جمال رضا آراسته دارد و ناصحان را به وبال سخط مأخوذ» (منشی، ۱۳۸۶: ۱۰۳).
«غافلتر ملوک آن است که بی گناهان از او ترسان باشند و در حفظ ممالک و اهتمام رعایا نکوشد و ویران تر شهرها آن است که در او امن کم اتفاق افتد» (همان، ۳۰۲).
۴-۳۳٫ اصول حاکم در زمان تیرگی روابط (جنگ)
جنگ همانند صلح از موضوعاتی است که دغدغه ادیان و مکاتب اندیشوران است امکان بروز جنگ در همه زمان ها و درهمه مراحل وجود دارد. بیشترین درجه استفاده از زور در جنگ میان دو یا چند دولت می باشد که درآن نیروهای مسلح طرف های مقابل، درگیر اقدامات خشونت آمیز متقابل می شوند (عزیزی، ۱۳۸۵: ۳۰۰).
در کتاب موردنظر، جنگ را مذموم می داند ولکن گاهی به ناچار به وقوع می پیوندند درآن صورت بعضی از اصول را بررسی می کند:
الف). نکوهش جنگ و مدارا با دشمن
نصرالله منشی می گوید: از جنگ کردن بپرهیزید. دشمن را می توان در مدارا کردن و اندیشه درست داشتن به ذلت افکند:
«… دشمن را برفق و مدارا نیکوتر و زودتر مستأصل توان گردانید که به جنگ و مکابره. و از اینجا گفتهاند که «خرد به که مردی» که یک کس اگرچه توانا و دلیر باشد و در روی مصافی برود ده تن را، یا غایت آن بیست، بیش نتواند زد، اما مرد باغور دانا به یک فکرت ملکی پریشان گرداند و لشکری گران و ولایتی آبادان را در هم زند و زیر و رو کند…»(منشی ،۱۳۸۶: ۲۳۳).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

او ایثار را فواید اخلاص می داند: «ولا شک هواخواهان مخلص و خدمتکاران یک دل برای این کار باشند تا پیش قصد دشمن بار شوند و در دفع غدر خصمان سعی نمایند»(همان، ۳۶۴).
نویسنده کلیلهودمنه بعد از شناخت افراد در انتصاب تقسیم پست هاواصطناع رعایت چند نکته راضروری می داند:
الف). سپردن کارها به میزان لیاقت و توانایی افراد:
«چون پادشاه باید که هر یک را فراخور هنر و اهلیت و بر اندازهی رأی و شجاعت و به مقدر عقل و کفایت کاری می فرماید» (منشی، ۱۳۸۸: ۳۰۸).
«و هر یک را در عمل و منزلت او اصطناع فرمودن و بر مقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن»(همان: ۳۱۹).
ب). اصطناع و تربیت افراد با توجه به میزان سوددهی و مفید بودن ایشان برای حکومت:
«بلکه تربیت پادشاهها، بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هر یک بیند» (همان،۹۰).
ج). تدریجی و پلکانی بودن اصطناع:
«و چون کسی بدین اوصاف پسندیده متحلی بود و از بوتهی امتحان بدین نسق که تقریر افتاد مخلص بیرون آمد و اهلیت درجات از همهی وجوه محقّق گشت ترتیب هم نگاه باید داشت و به آهستگی در مراتب ترشیح و مدارج تقریب بر میکشید. تا درچشمها درآید و به حرمت او به مدت در دلها جای گیرد و به یک تگ به طوس نرود که بگسلد و طاعنان مجال وقعیت یابند» (همان، ۳۹۳).
د). اجبار نکردن کسی بر قبول عملی
از وظایف پادشاه این است که هیچ یک کارگزاران را بر شغلی مجبور نکند:
«ملوک سزاوارند بدان چه برای کفایت مهمّات، انصار و اعوان شایسته گزینند و با این همه برایشان واجب است که هیچکس را بر قبول عملی اکراه ننماید که چون کاری به جبر در گردن کسی گرده شود او را در ضبط آن میسر نگردد و از عهده ی لوازم مناصحت به واجبی بیرون نتواند آمد»(همان،۱۳۸۶: ۲۱۲).
ه). جمع عفاف موروث و مکتسب و گماردن هر یک از پروردگار به کاری:
« ملوک را نیز این همّت باشد که پروردگان خود را کار فرمایند و اعتماد بر ابنای دولت خویش مقصور دارند و آن هم از فایده ای خالی نیست که چون خدمتکار از حقارت ذات خویش بازاندیشد، شکر ایثار و اختیار لازم تر شناسد زیرا که دریافتن آن تربیت خود را دالتی صورت نتواند کرد. اما این باب آنگاه ممکن تواند بود که عفاف موروث و مکتسب جمع باشد و حلیت فضل و براعت حاصل، چه بی این مقدمات نه نام نیک بندگی درست آید و نه لباس حق گزاری چست» (منشی، ۱۳۸۶: ۴۰۱).
عدم رعایت هر یک از مراحل و معیارهای ذکر شده در انتخاب، انتصابی ناموفق به دنبال خواهد داشت که پیامدهای ناگوار آن گریبانگیر مردم، حاکم و حکومت خواهد شد. نتایجی چون:
الف). شهرت و مقام یافتن انسان های لئیم و آغاز خواری و رنج کریمان:«و هرگاه که لئیمی در معرض وجاهت افتاد، نکبت کریمی توقع باید کرد(همان، ۳۲۹).
ب)- از بین رفتن تفاوت منزلت ها و ضایع شدن هیبت و حشمت پادشاهان:«و اگر تفاوت منزلت ها از میان برخیزد و اراذل مردمان در موازنه ی اوساط آیند و اوساط در مقابله ی اکابر، حشمت ملک و هیبت جهانداری به جانبی ماند و خلل و اضطراب آن بسیار باشد» (همان، ۳۴۲).
۴-۲۸-۹٫ نظارت بر امورکارگزاران و جامعه
پادشاهان زمانی در اجرای صحیح امور وکسب رضایت مردم موفق خواهند بود که شناخت صحیحی نسبت به اوضاع جامعه و احوال کارگزاران خود داشته باشند و این آگاهی و شناخت در سایه تفحص و نظرات دقیق به دست خواهد آمد. نصرالله منشی بر این مهم تأکید دارد:
«بر پادشاه فرض است که تفحص عمال و تتبع احوال و اشغال که به کفایت ایشان تفویض فرموده باشد به جای می آورد و از نقیر و قطمیر احوال هیچ چیز بر وی پوشیده نگردد»(همان،۱۳۸۸: ۳۰۹).
آگاهی بر احوال کشور برای حاکم الزامی است. اما این امر نباید مسبب شود که حاکم به هر کسی مجال خبررسانی دهد. زیرا:
۱- اوضاع حکومت پریشان خواهد شد.
«چه اگر سعایت این، در حقّ آن و ازآن او، در حقّ این، مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت تواند آورد و خائنی را در لباس امانت جلوه کرد محاسن ملک را در ضیعت مقابح به خلق نمود» ( منشی، ۱۳۸۸: ۳۱۹).
۲- مردم حاکم را زود باور می خوانند و کارگزاران مخلص و شایسته از او دور می شوند. چنان که در باب «شیر و شغال» شغال وزیر از سعایت بدگویان و حاسدان در امان نمی ماند و به خشم شیر گرفتار می شود. بعد از برطرف شدن سوء تفاهم هنگامی که شیر از او می خواهد که دوباره به دربار باز گردد شغال چنین پاسخ می دهد:
«این کّرت خلاص یافتم اما جهان از حاسد و بدگویی پاک نتوان کرد و … بدین استماع که ملک سخن ساعیان را فرمود ملک را سهل المآخذ شمردند و هر روز تضریبی تازه رساند هر ملک که چربک ساعی فتنه انگیز را در گوش جای داد… خدمت او جان بازی باشد و از آن احتراز نمودن فریفته گردد»(همان،۲۲۵).
پادشاه کلیله و دمنه برای آگاهی از امور کارگزاران سه راه نظارتی را برگزیده است:
الف ). انتخاب منهیان معتمد و صادق
در گزینش افراد به عنوان منهی، حاکمان باید نکتهای را مدّنظر قرار دهند: این که افرادی را برگزینند که از پادشاه ترسی نداشته باشند.نویسنده کلیله و دمنه به این نکته در حکومت داری توجه دارد و چنین پادشاهان را پند می دهد:
«چه هر که بر درگاه ملوک بی جرمی جفا دیده باشد و مدت رنج و امتحان او دراز گشته یا مبتلا بود، به دوام مضرت و تنگی معیشت و … به حکم این مقدمات پیش از امتحان و اختبار تعجیل نشاید فرمود پادشاه را در فرستادن او به جانب خصم و محرم داشتن در اسرار رسالت»(همان، ۹۲-۹۳).
ب). آگاهی بر امور از طریق معتمدان
در بازجست کار دمنه شیر بعد از شنیدن کار دمنه قضات را مأمور کشف حقیقت قرار می دهد:
«چون شیر سخن دمنه بشنود گفت: او سر را به قضات باید سپرد تا از کار او تفحص کنند» ( منشی، ۱۳۸۸: ۱۴۹-۱۵۰).
ج). کنترل شخصی
در کتاب کلیلهودمنه به مسألهی نظارت مستقیم حاکمان اشاره شده است. در کلیلهودمنه در باب «بازجست کار دمنه» بعد از اینکه شیر تحقیق و تفحص کار دمنه را به قضات می سپارد خود نیز بر روند کار نظارت دارد.
«دگر روز مقدم قضات ماجرا به نزدیک شیر برد و عرضه کرد» (همان، ۱۶۳).
۴-۲۸ـ۹-۱٫ پیامدهای عدم نظارت بر مردم و کارگزاران

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

دسترسی به منابع مقالات : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

س). رازداری
رازداری یکی از ویژگی های مهم در وجود یک حاکم می باشد:
«باید بهترین رعیت از حریم تو و مغبوضترینشان در نزد تو یکی باشد که پیش از دیگران عیب جوی مردم است. زیرا مردم را عیبهایی است که حاکم در پوشاندن آنها از همه سزاوارتر است پس آنچه را که بر تو پوشیده است، آشکار ساز زیرا وظیفهی تو فقط پاک کردن عیوبی است که بر تو ظاهر گشته است و خداوند نسبت به آنچه از تو پنهان مانده است داوری خواهد کرد. سپس تا می توانی عیوب مردم را بپوشان تا خداوند آنچه را تو دوست داری بر مردم پوشیده باشد، بپوشاند گره هرکینهای را ]که از مردم به دل داری[ بگشای و رشته انتقام را از خود قطع کن و از هرچه برایت روش نیست چشم بپوش در تصدیق سخن چین شتاب مکن زیرا سخن چین خائن است هر چند خود را به خیرخواهان شبیه سازد» (همان، نامه ۵۳: ۹۱۴).
ع) . مدارا
از جمله توصیههای مؤکد در نهج البلاغه مدارا می باشد تأثیر مدارا در ایجاد هماهنگی و وحدت عمومی است. حضرت علی (ع) خطاب به یکی از فرمانداران خود می فرمایند:
«در حکومت مدارا کن تا آینده خوبی داشته باشی» ( نهج البلاغه ، نامه ۶۹: ۹۹۹ ).
ف). نصیحت و انتقادپذیری
پند و نصیحت یا به عبارتی انتقادپذیری و توجّه به سؤالات و مطالب مطروح، از جمله صفات لازم برای حاکم است. حاکم و رهبر نباید فقط دستور دهد و فکر و رأی و نظر خود را عالی ترین نظرات خود بداند. حضرت در این باره می فرماید:
«از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم مگر اینکه خداوند مرا حفظ فرماید» (همان ،خطبه ۳۴ :۱۱۱).
۴-۱۴٫ عدالت ازنگاه نهج البلاغه
از آن جاکه عدالت در حکومت علی (ع) نقش بسیار زیادی داشته لازم دانستم که عدالت را به صورت جداگانه توضیح دهم:
۴-۱۴-۱٫ عدل در باورها و بینش امام علی(ع)
بر خلاف نظریه قرارداد اجتماعی که عدالت را به دلیل گره گشایی و راه گریز از بن بستهای اجتماعی و همچون دارویی تلخ و غیر مطبوع ضروری و لازم می پندارد در بیان حضرت امیر عدالت زیبا و جذاب و دوست داشتنی است.
«اگر خداوند برای ستم و بیداد کیفری که از آن بترسند نمی نهاد ثوابی که در پرهیز از ستم می باشد عذری برای نخواستن آن باقی نمی گذارد، زیرا عدالت جان جامعه و حیات قانون و رستگاری و کرامت همگان است» ( همان، نامه ۵۱ : ۹۰۳ ).
عدالت چهره ی سیاست را زیبایی و ثبات و قامت رعیت را استقامت و قوام و حریم مدیریت را شکوه و جمال می بخشد.
۴-۱۴-۲٫ عدل در نظام سیاسی امام علی (ع)
«فلسفهی حکومت دینی، عدالت است. در حکومت دینی نه ستمگران مجوز رهبری دارند و نه حاکمیّت_ های ظالمانه مشروعیت حقوقی، عدالت خواهی و قیام برای تحقّق عدالت یک تعهد الهی و تکلیف شرعی است» (لطیفی،۱۳۸۱: ۹۸-۹۶).
حضرت علی (ع) میفرمایند: «برترین چشم روشنی برای سیاستمداران تحقّق عدالت در کشور و دوست داشتننیترین کار برای آنان تعمیم عدالت و رعایت اعتدال در حقوق است» (نهج البلاغه، نامه۵۳: ۹۳۰ )
۴-۱۴-۳٫ عوامل تحقّق عدالت
الف). اوّلین گام در تحقّق عدالت رهایی از ناهماهنگی های درون است. حضرت امیر می فرماید: «فکان اول عدله نفی الهوی عن نفسه». در توصیف بندگان پرهیزگار خدا می فرماید: «اولین گام او در عدالت خواهی نفی هواهای نفسانی خویش است» (همان،خطبه ۸۷: ۲۰۲)
ب). حضرت امیر به هنگام تبیین مبانی ایمان، آن را بر چهار پایه استوار نموده است. دو پایه صبر و یقین از درون نشأت میگیرد و دو پایه عدل و جهاد بر واقعیتهای خارجی تکیه دارد و به هنگام تحلیل مبانی عدل دو ملاک علمی «فهم و جزم» دو ملاک عملی «حکم و حلم» تأکید می فرماید.
ج). احساس تعهّد و مسؤولیت برای تحقّق عدالت و دردمندی و حساسیت در برابر بی عدالتی از عوامل مهم در تحقّق عدالت است و البته این عامل نیز یک سویه نیست اگر در موردی که به بی عدالتی صورت گرفته است می فرماید: «سزاوار است مسلمان بمیرد و این بی عدالتی گرفتن زیورآلات زنی مسلمان و زن دیگری که در پناه اسلام است را نشنود» ( همان،خطبه ۲۷: ۹۵ ).
می توان گفت حضرت امیر مجموعه عواملی را که در تحقّق عدالت مؤثر است در سه جمله خلاصه فرموده است. «استعن علی العدل بحسن النیه فی الرعیه و قله الطمع و کثره الورع» «نیّت خیر داشتن و خویشتن بینی نسبت به مردم تا حد زیادی مانع از حیف و میل حقوق آنان شده و اگر خود چشم طمع بر هم نهد، آنگاه با چشم تقواپیشه ی خود از هرگونه افراط و تفریطی پرهیز می کند و بر صراط عدل راه می یابد» (لطیفی،۱۳۸۱: ۹۸-۱۰۰).
۴-۱۴-۴٫ موانع اجرای عدالت
الف). تبعیض
حضرت در تحلیل مفهوم تبعیض می فرماید:
«وقتی خواستهها، علاقهمندیهای والی گوناگون و متفاوت باشد او را از بسیاری عدالت باز می دارد» ( نهج البلاغه، نامه ۵۹: ۹۷۱ ).
تبعیض رابطهها را به جای ضابطه می زند و احساسات را به جای معرفت و تعقل به کار می گیرد و جدای ازمرزبندی های معقول و قانونمند جامعه به مرزبندی های مبهم و ناشناخته می پردازد.
ب). سودجویی
بیماری دیگری که در اثر زیاده خواهی، گریبانگیر انسان می شود سودجویی است. همواره و در همهی جوامع افرادی بوده و هستند که پدیده های گوناگون و حوادث روزمره طبیعی و اجتماعی را از منظر منافع عادی خود مورد ارزیابی قرار می دهند.
عبدالله بنزمعه از شیعیان حضرت راه طولانی را طی نموده و به امید سودی به نزد علی می آید و حضرت پاسخش می دهد:
«این مال، نه از آنِ من است و نه از آنِ تو، بلکه ذخیرهی مسلمانان است و دستاورد شمشیرهای آنان اگر در جنگ همراه آنان بوده ای، تو نیز برابر آنان سهیم داری وگرنه دستاورد و دسترنج آنان به دهان دیگران نخواهد رفت» (همان، خطبه ۲۳۲ :۶۸۲).
ج). امتیاز طلبی
مانع دیگری که بر سر راه اجرای عدالت وجود داشته و تا زمانی که قدرت جاذبه دارد وجود خواهد داشت و در انحراف حکومتها و اوّلین عامل و یا جز عوامل اوّلیه بوده است امتیازجویی خواص و حواشی قدرت است.
ایشان به افشای چهرهی واقعی خلوتنشینان حریم قدرت میپردازند و میفرمایند: «هیچ یک از مردم سنگین بارتر به هنگام آسایش و کم سودتر در هنگام بلا و مشکلات و انصاف ناپذیرتر و فزون خواه تر و ناسپاس تر و عذرناپذیرتر و کم صبرتر به هنگام سختی روزگار، از خواص نیست» (نهج البلاغه،نامه ۵۳: ۹۵۲).
د). ضعف نفس

سیس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

از دیدگاه نهج البلاغه اقلیّتها نیز حقوقی را در جامعه اسلامی دارند که حضرت در نامه های ۵۱، ۵۳ و ۱۹ و در خطبه ۲۷ به آنها اشاره می فرمایند «که اولاً کفار ذمی از حقوق عمومی باید بهره مند باشند، و ثانیاً پیمان نامهها با ایشان باید مورد احترام قرار گیرد، و ثالثاً حقوق قضایی متناسب باید در مورد ایشان رعایت شود» (ماندگار، ۱۳۸۶: ۲۴۳).
۴-۱۱٫ حقوق دولت از نگاه نهج البلاغه
در نظام اسلامی حکومت و امامت از جایگاه و نقش ویژه ای برخوردار است. حضرت نیز امامت را مایهی سامان جامعه و امام را قلب سازمان جامعه معرفی میکند (نهج البلاغه، حکمت۲۴۴: ۹۸۰). این جایگاه مقتضای حقوق متقابل بین مردم و حکومت است که پس از بررسی اجمالی حقوق مردم به حقوق حکومت در بعد سیاسی و نظامی می پردازیم.
۴-۱۱-۱٫ حقوق سیاسی حکومت
الف). پایبندی به تعهدات
همان طور که گفته شد، بیعت پیمانی است بین حکومت و مردم که بر اساس آن نظام سیاسی، مقبولیّت مردمی و مشروعیت سیاسی پیدا می کند. این پیمان تعهداتی را اقتضا دارد که طرفین باید به آن پایبند باشد
حضرت بعداز اینکه عمده ترین ویژگیهای امام جامعه را بر می شمارند، حضور تمامی مردم برای انتخاب رهبر را شرطی غیر قابل تحقق می داند و تصریح می فرمایند که آگاهان دارای صلاحیت ورأی (اهل حل و عقد، خبرگان ملّت) رهبر را انتخاب می کنند که عمل آنها بر دیگر مسلمانان نافذ است. در ادامه می فرمایند:
«آنگاه نه حاضران بیعت کننده، حق تجدیدنظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند حق انتخابی دیگر را خواهند داشت» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷۲: ۴۷۲ ).
ب). سازماندهی و بازرسی و حقّ مدیریت و سازماندهی امور
اگر دولت و حکومت عهده دار جامعه باشد و این مسئولیت بر اساس توافق بین مردم و حکومت به حکومت سپرده شده باشد. بدیهی است که انجام این مسئولیت بدون اختیارات، شدنی نخواهد بود. از این رو این حقّ حکومت است که در سازماندهی امور تقسیم مسئولیّتها، نظارت و کنترل، ارزشیابی انجام مسئولیتها، عزل و نصب کارگزاران اختیار تام و کامل داشته باشد، حضرت در زمان حکومتی به مالک اشتر از این اختیار چنین سخن می گوید:
«باید برای هر نوع از کارها یک رئیس انتخاب کنی»(همان، نامه ۵۳: ۶۲۵). واین مطلب را به عنوان اختیار و وظیفه متذکر می شوند.
ج). اقامه نمازهای جمعه و عیدین
از جمله جلوههای بارز عینیت دیانت و سیاست در فرهنگ اسلامی، همین وحدت امامت سیاسی و امامت
دینی است در نامه ۵۳ حضرت به مالک اشتر قضیه نمایندگی خود از طرف رسول خدا، را متذکر شده و سفارشات پیامبر را برای او که در نمازت چگونه باش یادآوری می فرمایند.
۴-۱۱-۲٫ حقوق نظامی و دفاعی حکومت
الف). بسیج عمومی برای دفاع از نظام و قلمرو و اسلام (همکاری با امام در دفاع از نظام و قلمرو اسلامی)
حضرت در نامه مالک اشتر بسیج برای جهاد را در زمره چهار هدف حکومت تلقی می کنند «او جهاد عدوها …»
امام در خطبه جهادیه وقتی که خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار و شهادت حسان بن حسان بکری و قتل و غارت و تاراج و سستی مردم در برابر این تهاجم به امام رسید، فرمودند:
«ای مردم نمایان نامرد، ای کودک صفتان بیخرد که عقلهای شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد، چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم … و با نافرمانی و ذلت پذیری رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت بی تردید پسر ابیطالب مردی دلیر است ولی دانش نظامی ندارد. خدا پدرشان را مزد دهد» (نهج البلاغه، خطبه ۲۷: ۹۷-۹۸).
«آیا یکی ازشما تجربه های جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توان پیش گرفتن از مرا داشته است؟ هنوز بیست سال نداشتم که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذاشته ام، امّا دریغ آن کس که فرمانش را اجرا نکند، رأیی نخواهد داشت» (همان ،خطبه ۳۴: ۸۱۳ ).
این خطبه بیانگر رعایت فرمان زمامدار در امر دفاع است که کنایه از حقّ حکومت و حاکم می باشد. (ماندگار، ۱۳۸۶: ۲۴۷)
ب). عفو اسیران جنگی
از آیات و روایات استفاده می شود که عفو اسیران جنگی حق حاکم است (همان، ۲۲۸-۲۴۸).
«یا ایها النبی قل لمن فی ایدکم من الاسری» (انفال، آیه ۷۰).
از این رو در جنگ جمل، مروان بن حکم بن ابی عاص اسیر شد و از امام حسن و امام حسین خواست که برای رهایی خود نزد امیرالمومنین شفاعت کند و آن دو بزرگوار با حضرت گفتگو کردند و حضرت او را آزاد کردند (نهج البلاغه، خطبه ۷۳: ۱۶۳).
۴-۱۲٫ اوصاف منفی رهبران
«رهبر عادل و زمامدار شایسته، باید یک سری از صفات منفی و رذیله را از خود دور کند این صفات منفی رابطه مستقیمی با حکومت و رهبری او دارد. لذا نفی آن به منزلهی تضمین لیاقت و شایستگی در رهبری می باشد» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۷۱).
در نهجالبلاغه مواردی از اوصاف مثبت و منفی زمامداران در خطبهها و نامهها به صورت پراکنده ذکر شده است، امّا در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه چند صفت منفی به صورت منظم و مستدل بیان شده است:
«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمین ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود تا در اموال آنها حریص گردد و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم، حق مردم را غضب و عطاهای آنان را قطع کند و نه کسی که در تقسیم بیتالمال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنان حیف و میل میکند و گروهی را بر گروهی دیگر مقدم میدارد و رشوه خوار در قضاوت نمیتواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آن نمیرساند و آن کس که سنّت پیامبر را ضایع می کند، لیاقت رهبری ندارد چرا که امّت اسلامی را به هلاکت می کشاند».آنچه در این خطبه به آن اشاره شده:
۱- بخیل، ۲- نادان، ۳- ستمکار، ۴- تبعیض، ۵- رشوه خوار، ۶- ضایع کننده سنّت پیامبر.
الف). کبر و غرور
انسان در خودپسندی و غرور گرفتار گرداب خطرناکی می شود خصوصاً هنگامی که انسان دارای قدرت و موقعیتی حکومتی باشد در این هنگام انسان ضعف و ناتوانی خود را فراموش می کند و قدرت خیال وسرمستی در او به وجود می آورد که خود را بی نیاز دانسته و خود را همانند بزرگی خدا می داند. حضرت در این باره می فرمایند که:
«بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خداوند بپنداری و در شکوه خداوندی همانند او دانی زیرا خداوند
هرسرکشی را خوار می سازد و هر خودپسندی را بی ارزش می کند» (نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۱۵).
ب). بخیل
بخل یک رذیله اخلاقی است و از صفات کلید شروراست. «شخص بخیل، وقتی در صحنه اجتماع و عرصه حکومت ظاهر میشود، آثار منفی این صفت شیطانی متوجه مردم و حکومت خواهد شد، زیرا بخل، زمینه ساز حرص است وقتی شخص بخیل عهده دار حکومت خود است به اموال مردم حریص خواهد شد و اموال عمومی طعمهی بخل خواهد شد و در جای مناسبش خرج نخواهد شد» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۸۰).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

از باب نمونه: علی (ع) به یکی از کارگزارانش به نام حارث همدانی پس از آنکه وی می خواهد که به قرآن و پندهای آن گوش فرا داده و حلال خدا را حلال و حرام آن را حرام بشمارد می نویسد:
«آنچه از حقایق زندگی پیشینیان در قرآن آمده تصدیق کن، از حوادث گذشته دنیا برای باقی ماندهی آن عبرت گیر، چرا که بعضی از آن همانند بعضی دیگر است و پایانش به نخستین آن ملحق می گردد اما همه آن گذرا و ناپایدار است» (نهج البلاغه، نامه ۶۹: ۹۹۹).
در این نامه به همانندی حوادث و رویدادهای تاریخی و همچنین بهرهگیری از حوادث گذشته برای حال و آینده سفارش شده است.
علی (ع) در نهج البلاغه به این واقعیت تصریح می کند:
«هشیار باشید که در دام گرفتاریها و سختیهایی که در نتیجه کردار زشت گریبانگیر امّتهای گذشته و ملّتهای پیشین شده نیفتید. درباره رویدادهای نیک و بد تاریخ زندگی آنان بیندیشید و بیدار باشید که همانند ایشان نشوید» (همان، خطبه ۱۹۲: ۵۷۶).
«برای اینکه کارگزاران نظام اسلامی به خوبی بتوانند به وظایف و مسئولیتهای خود عمل کرده و از نظام اسلامی پاسداری کنند، مطالعهی دقیق و تحلیلی تاریخ امّتهای پیشین، ضرورتی اجتناب ناپذیر است»(مزینانی،۱۳۸۱: ۴۲-۴۴).
۴-۹-۱۴-۷٫ روش پند و اندرز
یکی از شیوههای متداول در تربیت استفاده از پند و اندرز است. منابع دینی، قرآن، سخنان پیامبران و امامان معصوم پر از پند و اندرز است. علی (ع) در مقام عمل نیز در تربیت سیاسی مردم و کارگزاران از روش پند و اندرز کمک گرفته است.
موعظههای امام علی (ع) به کارگزاران به سه گونه است :
«الف) برخی مربوط به اخلاق و رفتار فردی آنان است چون: خدا محوری، آخرت گرایی، بی توجّهی به دنیا، یاد مرگ، حق مداری، عدل گرایی.
ب) برخی از پند و اندرزها نیز مربوط به اجتماع و چگونگی برخورد با مردم است چون: اجرای عدالت در میان مردم، رفتار عادلانه با غیر مسلمانان، اطاعت از رهبری، ارتباط مستقیم با مردم، مشورت و رایزنی با مردم، همنشینی با عالمان و حکیمان، توجّه به مصالح مردم، عفو و گذشت و … صلح گرایی، پایبندی به تعهدات، پرهیز از خونریزیهای به ناحق.
ج) بخشی از توصیههای علی (ع) به کارگزاران مربوط به شناخت آفات قدرت و حکومت و پرهیز از آن است. از باب نمونه: پرهیز از عجبو خودپسندی، خیانت، طمع، حرص، ستم، رشوه خواری و … و دوری ازثناگویان و چاپلوسان، پرهیز از منّت بر مردم در برابر خدماتی که به آنها ارائه داده می شود، پرهیز از شعارها و وعده های بدون عمل» (مزینانی، ۱۳۸۱: ۴۴-۴۶).
به عنوان نمونه: «از منّت بر مردم با تکیه بر خدمات خود، از مبالغه و گزافه گویی در عملکرد و از دادن وعدههایی که تخلف تو آن را در پی خواهد داشت، پرهیز کن. چرا که منّت، ارزش خدمات را از بین میبرد. گزافهگویی، فروغ حق را میگیرد و خلف وعده، سبب خشم خدا و مردم است» (نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۵۸).
نمونه یاد شده دلیل روشنی بر به کارگیری شیوه ی پند و اندرز از سوی آن حضرت است.
۴-۱۰٫ حقوق مردم از دیدگاه نهج البلاغه
از مسائل اساسی هر نظام سیاسی، اولاً فهم حقوق متقابل حکومت و اقشار مختلف است، ثانیاً توجّه به تنوع این حقوق می باشد، ثالثاً تلاش متقابل در ادای این حقوق است که در صورت تحقّق این سه شرط نظام سیاسی اتقان لازم را پیدا می کند.
۴-۱۰-۱٫ حقوق سیاسی مردم
الف). حقّ تعیین سرنوشت
مهمترین حقّی که در حکومت مطرح است اینکه آیا مردم در تعیین سرنوشت خود می توانند دخالت داشته باشند یا خیر؟
امام در خطبه های ۱۷۳، ۱۳۷، ۱۷۰، ۲۰۵ و نامه های ۱ و ۳۱ و ۵۴ متذکر این مبنا شده است.
ب) . آزادی
حضرت در نامه ۳۱ می فرماید:
«و لاتکن عبد غیرک و قد صعبک الله حراً»«بندهی دیگری مباش چرا که خداوند تو را آزاد آفریده است».
بدیهی است آزادی مطرح در فرهنگ سیاسی اسلام، علاوه بر آزادی شخصی، آزادی فکر، بیان، فهم، اندیشه، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نیز است.
با اشاره به یک نمونه از آزادی در حکومت حضرت در قبال مخالفان وضعیت آزادی در فرمان امام روشن می شود. وضعیت خوارج است که بعد از جنگ صفین و مسأله حکمیّت به مخالفت جدی با امام پرداختند و علیرغم مزاحمتهای فراوان، امام ایشان را به بحث و گفتگو فرا می خواند و سعی در امتناع و هدایت ایشان داشت و نه تنها متعرض ایشان نشد بلکه سهم آنان را از بیت المال پرداخت کرد و آزادی ایشان را محدود نساخت تا جایی که دست به اقدام مسلحانه علیه حکومت زدند.
ج). نصیحت کارگزاران
وقتی مردم از حضرت خواستند که شکایت آنها را به خلیفه سوم برساند خطاب به خلیفه سوم می فرماید:
«مردم پشت سر من هستند و مرا به عنوان نماینده و سفیر خویش نزد تو فرستاده اند»(نهج البلاغه، خطبه ۱۶۴: ۴۴۳)
د). توجه به افکار عمومی
امام در خواص و عوام، توجه به عوام و جلب رضایت آنها را مورد تأکید قرار می دهند و فلسفه ی آن را
اینگونه بیان می کند:
«پایه دین و صمیمیت مسلمانان و ذخیره دفاع در برابر دشمنان تنها توده ملّت هستند.بنابراین باید گوشت به آنها و میلت با آنان باشد (گوش دولت برای آنها و در خدمت آنها باشد(نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۱۸).
ه). حقّ دانستن
«آگاه باشید حقّ شما برمن این است که هیچ رازی رااز شما پنهان نسازم مگر اسرار جنگی و نظامی را» (همان، نامه۵۰: ۹۰۱).
و). حفظ اسرار
«از فرمان مهم به مالک اشتر این است که تا آنجا که در توان داری در پرده پوشی عیوب مردم بکوش».( همان، نامه۵۳: ۹۲۰ )

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

دسترسی به منابع مقالات : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

«به مردم نگو به من فرمان دادند من نیز فرمان می دهم پس باید اطاعت شود» (همان، نامه ۵۳: ۹۱۵ ).
۴-۸-۲٫ دولت (قدرت سیاسی) از دیدگاه نهج البلاغه
هر جا بحث از دولت است در واقع به جایگاه قدرت سیاسی هم اشاره دارد. از این رو به قدرت سیاسی در نهج البلاغه نیز می پردازیم:
در فرهنگ اسلامی، حکم، حاکمیّت، ولایت، اعمال قدرت و سلطه اولاً و با لذات از آن خداست.«انّ الحکم الا الله»، حکمرانی فقط از آن خداست (انعام، آیه ۵۷).
«الله ولی الّذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»، خداوند ولی (اختیاردار) کسانی است که ایمان آوردند، آنان را از ظلمت (کفر و جهل) به نور ایمان و معرفت هدایت می کند (بقره،آیه ۲۵۷).
قدرت سیاسی که در نهج البلاغه مورد توجه است، حاکمیّت با واسطه و نهادینه شده می باشد که مبتنی بر حاکمیّت الله شریعت و ارزش های اسلامی است. حضرت تملّک خصوصی بر قدرت را مورد توجه قرار نمی دهد، بلکه هدفش از داشتن امامت مسلمان، اصلاح امّت و اجرای عدالت میداند (ماندگار،۱۳۸۶ :۱۸۷).
«به خدا سوگند که اگر شب ها را بر بستر خارهای سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده، یا چیزی از اموال عمومی را غضب کرده باشم آخر براین تن خاکی – که بند بند آن به پوسیدگی می شتابد و دورانی بس دراز در زیر تودههای خاک می ماند_ چگونه به کسی ستم روا دارم» (نهج البلاغه، خطبه۲۱۵ :۶۳۸).
حضرت علی (ع) قدرت سیاسی را برای اجرای عدالت، برقراری امنیّت، خدمت به دین، حفظ وحدت و همدلی وشایسته سالاری می داند:
الف ). اجرای عدالت
حضرت راجع به اجرای عدالت می فرمایند:
«محبوب ترین امور در نزد تو (به عنوان زمام دارلااسلام) باید معقولترین آنها در حق و فراگیرترین آنها در عدل و جامع ترین آنها برای رضایت مردم جامعه باشد» (همان، نامه ۵۳ :۹۱۸ ).
ب). برقراری امنیّت
امام در فراهم کردن امنیّت اجتماعی و سیاسی هر نوع خودکامگی در عرصهی حکومت را زیر پا گذاشت آنجا که می فرماید: «با من چنان که با جبّاران و ستمکاران سخن می گویند، سخن رانید و چنان که با مستبدان محافظه کاری می کنند از من کناره بجویند» (نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷: ۶۰۷ ).
ج). خدمت به دین
حضرت این مهم را به عنوان حق مردم بر حکومت یاد میکند (همان، خطبه ۱۶۸: ۴۶۳ ).
د). حفظ وحدت و همدلی
از علل عمده شکست حکومت ملّتها وجود تفرقه و فقدان همدلی در جامعه است. که از آثار سوءاستفاده از قدرت است از این رو حضرت در خطبه ۲۳۴ با توجه به مطالعه علل پیروزی و شکست ملتها در تاریخ، حفظ وحدت و همبستگی را که ثمره استفاده بهینه از قدرت سیاسی است مورد تأکید قرار می دهد.
ه). شایسته سالاری
در این باره به طور مفصل اشاره خواهد شد.
۴-۸-۳٫ مردم از دیدگاه نهج البلاغه
واژه رعیت و مردم علی رغم مفهوم منفوری که تدریجاً در زبان فارسی به خود گرفته است، مفهومی زیبا و انسانی داشته است. استعمال کلمه ی راعی را در مورد «حکمران »و کلمه رعیت را در مورد «توده محکوم» اولین مرتبه در کلمات رسول اکرم و سپس به وفور در سخنان علی (ع) می بینیم.
««رعیت» از ماده رعی است که به معنای حفظ و نگهبانی است. به مردم از آن جهت کلمه ی رعیت اطلاق شده است که حکمران عهدهدار حفظ و نگهبان جان و مال و حقوق آزادی آنهاست»(مطهری، ۱۳۸۹: ۱۳۳).
«حکومت بدون مردم و خواست ایشان تحقّق نمییابد و بدون اقبال و رأی آنان مقبولیّت پیدا نمیکند بدون حضور مشارکت همه جانبه مردم به درستی اداره نمیشود و بدون محور قرار دادن مردم حکومت سلامت نخواهد داشت بنابراین مردم سه نقش عمده دارند:
۱- نقش ایجادی که این نقش را با بیعت ایفا میکنند.۲- نقش ابقایی که با همراهی، مشارکت و اطاعت در صدد ابقای آن بر می آیند.۳- در خطبه های ۴۳،۱۶۵،۱۶۷ونامه ۱و۷۹ نقش اصلاحی که با نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر، مشورت و استیضاح آن را اعمال می کندمشاهده می شود.
مالک اصل در مشروعیت سیاسی این است که نظام سیاسی بر اساس خواست و رضایت مردم باشد و به جایگاه و حقوق ایشان احترام بگذارد و در جهت مصالح مردم و رشد و تعالی ایشان گام بردارد» (ماندگار،۱۳۸۶ : ۲۰۰-۲۰۱)
۴-۸-۳-۱٫ بیعت
بیعت به معنای عهد و پیمان تعریف شده است.«بیعت مردم با رهبر و امام، صرفاً به معنای قبول و پذیرش امامت و رهبری جامعه مسلمین نیست، بلکه نوعی پیمان و میثاق است که بر اساس آن اطاعت و پیروی از امام نیز واجب شمرده میشود. مسلمین بر اساس بیعت با امام خود باید همراهی و پیروی و اطاعت از دستورات امام مسلمین را برخود فرض وواجب بشمارند» (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۱۲۸)
علی (ع) از ابتدای پذیرش حکومت بنا را بر آگاهی جمعی و انتخاب آگاهانه و به میل و اراده مردم قرار داده بود و در این زمینه می فرماید:«مردم بدون اکراه و اجبار بلکه به اطاعت و اختیار با من بیعت کردند» (نهج البلاغه، نامه ۱: ۷۳۹).
«معمولاً حکومت ها خواست و اراده ی خود را بر مردم تحمیل میکنند ولی در عصر حکومت علی (ع) قصه برعکس بوده یعنی هیچ نمونهای دال بر تحمیل حکومت و رهبری بر مردم وجود ندارد اما نمونههایی وجود دارد که مردم خواست و تمایل خویش را به رهبر و حکومت تحمیل کردند به عنوان مثال : در جنگ صفین بوده زمانی که پایههای کفر و نفاق در حال فرو ریختن بود و خیمه کفر در چند قدمی
.
هدم و نابودی قرار داشت. افکار خشک و بی روح کوفیان متأثر از حیله عمروعاص شدند و علی (ع) را وادار به توقف در جنگ نمودند» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۴۰).
به شهادت تاریخ و با تأیید علمای شیعه و سنّی در کتاب معتبرشان علی (ع) از سوی رسول خدا در روز عید غدیرخم با وحی از جانب خدا به ولایت و رهبری مسلمین بعد از پیامبر منصوب شد و پیامبر ضمن ابلاغ پیام الهی مردم را دعوت و امر به بیعت با علی (ع) نمود سپس مشروعیت رهبری و ولایت علی (ع) با نصب الهی و ابلاغ آن از سوی پیامبر تحقّق پیدا کرد. لذا امامت علی (ع) از جانب خدا بوده و عملاً مردم در امامت و رهبری و مشروعیت آن نقشی نداشتهاند. البته پس از ابلاغ پیام الهی مردم از سوی رسول خدا امر به بیعت شدند و زن و مرد در آن روز با علی بن ابیطالب (ع) به عنوان جانشین و رهبر امّت اسلام بعد از پیامبر اکرم (ص) بیعت نمودند.
دوّم: جریان رهبری بعد از پیامبر خدا، دستخوش توطئه و انحراف شده و عملاً مردم از امامت خود محروم ماندند و حق مسلّم آن حضرت، به رأی سقیفه تصاحب و غصب گردید در این زمینه عبارات فراوانی در نهج البلاغه وجود دارد که در ذیل به ذکریک نمونه اشاره می شود:
می فرماید: «به خدا سوگند؛ هرگز فکر نمی کردم به خاطرم خطور نمی کرد که عرب بعد از پیامبر امر امامت و رهبری را از اهل او برگردانند یا آن را از من دور سازند» (نهج البلاغه، نامه۶۲: ۹۸۱ ).
سوم: پس از عثمان مردم سراسیمه به سوی علی (ع) شتافتند و خواستار بیعت با او بودند حضرت ابتدا از پذیرش امتناع نمود وبا اصرار مردم مسوولیت حکومت را پذیرفت (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۴۴).
۴-۹٫ مبانی حقوق متقابل دولت ومردم

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.