برچسب: مباشر

مقاله علمی با منبع : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

«… خردمندتر خلق آن است که از جنگ بپرهیزد، چون از آن مستغنی گردد و ضرورت نباشد که در جنگ
نفقه و مؤونت از نفس و جان باشد در دیگر کارها از مال و متاع و …»( منشی ،۱۳۸۶ ،۱۹۶).
«… خردمند اگرچه به زور و قوت خویش ثقت تمام دارد، تعرض عداوت و مناقشت جایز نشمرد و تکیه بر عدت و شوکت خویش روا نبندد» (همان، ۲۱۰).
ب). ضعیف نشمردن دشمن
مؤلف کلیلهودمنه معتقد است که خردمند هیچ گاه در جنگ شتاب و پیش دستی نمی کند و هیچ گاه دشمن را ضعیف و خوار نمی داند:
«… خردمند در جنگ شتاب و مسابقت و پیش دستی و مبادرت روا ندارد، و مباشرت خطرهای بزرگ به اختیار صواب نبیند. و تا ممکن گردد اصحاب رأی به مدارا و ملاطفت گردخصم درآیند، و دفع مناقشت به مجاملت اولی تر شناسد. دشمن ضعیف را خوار نشاید داشت که اگر از قوت و زور درماند به حیلت و مکر فتنه انگیزد»(همان، ۱۰۹-۱۱۰).
ج). اظهار عجز نکردن
پادشاه نباید اظهار ناتوانی کند زیرا باعث نابودی دیگر افراد و خود پادشاه می شود:
«صواب نمی بینم ملک را اظهار عجز، که آن مقدمه هلاک و داعی ضیاع ملک و نفس است» (همان، ۱۹۸).
د) . فرصت غنیمت شمردن حمله به دشمن ضعیف
نویسنده کلیلهودمنه براین نکته تأکید کرده که هرگاه دشمن را ضعیف و تهی دست دیدید باید حمله را شروع کنید و فرصت را غنیمت شمری که دیگر این فرصت پیش نیاید:
« و هر که دشمن را ضعیف و تنها دید درویش و تهی دست یافت و خویشتن را از او باز نرهاند بیش مجال نیابد و هر گز در آن نرسد و دشمن چون از آن ورطه بجست قوت گیرد و عدت سازد و به همه حال فرصتی جوید و بلائی رساند …» (همان ،۲۱۳).
البته در اینجا، دشمن کسی است که در دشمنی خود، ثابت قدم است و با نرمی و مدارا از دشمن خود دست برنداشته و در نتیجه این بند با بندهای قبل، جمع پذیر است.
ه). التفات نکردن به سخن دشمن
نصرالله منشی می گوید: هیچ گاه به سخن دشمن نباید توجه کرد:
«… خردمند به سخن دشمن التفات ننماید و زرق و شعوذه او را در ضمیر نگذارد و هر چه از دشمن دانا و مخالف داهی تلطّف فرموده پیش بیند در بدگمانی و خویشتن نگاه داشتن زیادت کند، و دامن از او بهتر در چیند چه اگر غفلتی ورزد و زخم گاهی خالی گذارد هر آینه کمین دشمن گشاده گردد و سپس از فوت فرصت و تعذر تدارک، پشیمانی دست نگیرد» (منشی ،۱۳۸۶ :۱۹۱).
و). ایجاد تفرقه بین دشمنان
مؤلف کلیلهودمنه میگوید که بین دشمن تفرقه باید انداخت و آنها را به دو گروه تقسیم کرد که باعث فراغ دل ما میشود:
«عاقل ظفر شمرد دشمنان را از یکدیگر جدا کردن و به نوعی میان ایشان دو گروهی افکندن که اختلاف کلمه خصمان موجب فراغ دل و نظام کار باشد» (همان، ۲۱۴).
دلیری دشمنان نیز از تفرقه بین مردم و لشکر است:
«… هیچ موجب دلیری خصم را و استعلای دشمن را چون نفرت مخلصان و تفرق کلمه لشکر و رعیت نیست» (همان: ۳۶۶).
ز). توجه به رأی ناصحان
پادشاه باید از خرد و اندیشه خیرخواهان استفاده کند.
«… پادشاهان را به رای ناصحان آن اغراض حاصل آید که به عدت بسیار و لشکر انبوه ممکن نباشد و رأی ملوک به مشاورت وزیران ناصح زیادت نور گیرد چنانکه آب دریا را به مدد جویها مادّت حاصل آید» (همان، ۱۹۷).
«… بر خردمند اندازه قوت و زور خود و مقدار مکیدت و رأی دشمن پوشیده نگردد و همیشه کارهای جانبین بر عقل عرضه می کند و در تقدیم و تأخیر آن به انصار و اعوان که امین و معتمد باشند رجوع می نماید. تا آنچه از مساعدت بخت و موافقت سعادت بدو رسیده باشد ضایع و متفرق شود. چه اقسام خیرات به دالّت نسب و جمال نتوان یافت، لکن به وسیلت عقل و شنودن نصایح ارباب تجربت و ممارست به دست آید» (منشی ،۱۳۸۶ :۱۹۷).
ح). نزدیکی به دشمن به قدر کفایت
نصرالله منشی می گوید که به دشمن نزدیک شدن به اندازهای باشد که خواسته هایت انجام شود:
«نزدیکی به دشمن آنقدر باید جست که حاجت خود بیابی و در آن غلو نشاید کرد که نفس تو خوار شود و دشمن را دلیری افزاید» (همان، ۲۸۰).
ط). درست اندیشی لازمه پیروزی
«بسیار کسان به اصابت رأی بر کارها پیروز آمدند که عقوبت و مکابره در امثال آن نتوان رسید»(همان: ۲۱۱).
ی). توجه نکردن پادشاه به پیامدهای ناگوار در روز جنگ
پادشاه در هنگام جنگ نباید به سبب عاقبت اندیشی خودرا دچارتردید و تزلزل کند:
«چه پادشاهان باید که روز جنگ و وقت نام و ننگ به عواقب کارها التفات ننماید و به هنگام نبرد مصالح حال و مآل را بی خطر شمرند»( همان،۱۹۳).
ک). جاسوس داشتن در دولت
پادشاه باید در همهی مراحل جاسوسی داشته باشد تا از حال دشمن خبردار شود:
«جاسوسان فرستیم و منهیان متواتر گردانیم و تفحص حال دشمن به جای آریم و معلوم کنیم که ایشان را به مصالحت میلی هست وبه خراج از ما خشنود شوند و ملاطفت ما را قبول و استقبال نمایند»(همان،۱۹۳).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

فایل دانشگاهی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه …

«و راست گفته اند آب کاریز و جوی چندان خوش است به دریا نرسیده است و صلاح اهل بیت آن قدر برقرار است که شریر دیو مردم بدیشان نپیوسته و شفقت بذاذری و لطف دوستی چندان باقی است که دو روی فتّان و دورویان نمّام میان ایشان مداخلتی نیافته است قال (ع) اتَّق شرَّ من احسنتَ الیه عند مَن لا اصل له: از بدی کسی که به وی احسان کرده ای بپرهیز، کسی که اصل و گوهری ندارد» (همان،۱۳۸ ).
ج). جاهلان
«و از مقاربت جاهل بر حذر باید بود که سیرت او خود جز مذموم صورت بندد»(همان، ۱۳۸).
د). کاهل و دروغزن
«ملک گفت: ارتکاب خدمت همه عمر تباه کردی گفت: هفت تن بدین عیب موسوم اند … و پادشاهی که بنده ی کاهل و دروغزن را تربیت فرماید»(همان، ۱۳۸).
۴-۲۸-۸-۱٫ معیار گزینش کارگزاران
الف). شناخت
از دیدگاه نویسندهی کلیله و دمنه انتخابی شایسته است که بر اساس شناخت باشد:
«و طریق راست در این معنی معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر یک چه کار آید و
کدام مهم را شاید»( منشی،۱۳۸۸: ۳۰۸).
زیرا چنان چه در شناخت کارگزاران حق مطلب ادا نشود حکومت از خدمت آنها بهرهای نخواهد برد که:
«ملک تا اتباع خویش را نیکو نشناسد … از خدمت ایشان انتفاعی نتواند گرفت»(همان، ۸۹).
پادشاهان حکومت کلیله و دمنه با شناخت کامل، کارگزاران را انتخاب میکنند. این دقت نظر در باب«شیر و گاو» (همان، ۹۴) و در باب «شیر و شغال» (همان، ۳۱۲) به تصویر کشیده شده است.
ب). کیاست
نویسنده کلیلهودمنه به کیاست کارگزاران نظر دارد در باب «پادشاه و برهمنان»، ایران دخت با ذکاوت حکومت را از تباهی نجات می دهد:
«ایران دخت پیش ملک رفت و … گفت موجب فکرت چیست؟ ملک گفت: ایران دخت از آنجا که زیرکی بود چون این فصول بشنود خود را از جای نبرد …»(همان،۱۳۸۶: ۳۵۹-۳۶۰).
ج). تجربه
در این کتاب نیز تجربه ملاکی برای انتخاب افراد است:
«کسانی را که در کارها غافل … ترجیح و تفضیل روا ندارد» (همان، ۹۰).
د). خرد و دانایی
در کلیله و دمنه خرد یک معیار است برای انتخاب زیردستان، همان گونه که اصالت و نژاد در انتخاب مؤثر است: «خاندان من مرد خرد و دانش اند» (همان، ۳۹۳).
«چون مرد دانا و توانا باشد مباشرت کار بزرگ و حمل بار گران او را رنجور نگرداند» (همان، ۶۴).
ه) . راستی و امانتداری
راستگویی و امانتداری کارگزاران یکی از شروط اساسی آنها در امر حکومتی است.
«ظنّ ما در راستی امانت تو امروز به تحقیق پیوست و گمان که در خرد و حصافت تو می داشتیم پس از این حادثه (تضریب به نزدیکان پادشاه) کشید»( منشی،۱۳۸۶: ۳۳۲).
و). هنر
«پادشاهان خردمند بسیار کس را که با ایشان الف بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند» (همان،۱۲۵).
ز). باکفایت
«حاجت ملوک به کافیان ناصح که استحقاق محرمیت اسرار و استقلال تمشیّت اعمال دارند همه مقرر است و کسانی که به سداد و امانت و تقوی و دیانت متحزم اند اندک» (همان، ۳۰۷).
ح). رازداری
کارگزاران حکومت کلیلهودمنه رازدار هستند و بر معایب افشای راز اشراف کامل دارند. در باب باز جست کار دمنه مادر شیر به راز کلیلهودمنه توسط پلنگ پی میبرد ولی از افشای نام منهی سر باز میزند.
«گفت: دشوار است بر من اظهار سرّ کسی که بر من اعتماد کرده باشد» (همان،۱۳۸۸: ۱۶۸).
« وبایدکه پادشاه نااهلان را محرم اسرار ندارد»(همان، ۳۷۱).
ط). اخلاص و وفاداری
نصرالله منشی حاکمان را به برگزیدن افراد مخلص تر غیب می کند:
«پادشاهان خردمند بسیار کس را با ایشان الف بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند» (همان،۱۴۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.