برچسب: عدل و انصاف

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

ج). قدرت و توانایی
«شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آن و آگاهترین آنها به اوامر و دستورات الهی است» (همان ،خطبه۱۷۳: ۴۷۷).
پس باید قویترین فرد از حیث مبارزه با نفس، تدبیر ودوراندیشی و کشورداری عهده دار کشور شود.
د). اعلم بودن
«انّ احق الناس بهذ الامره اقواهم علیه و اعلمهم با امرالله فیه» (همان).
حضرت می فرمایند: «به درستی که لایقترین و شایستهترین فرد برای رهبری، قویترین آنها و اعلم و دانشمندان آنها نسبت به دستورات و فرامین الهی باشد» در این عبارت دو نکته مهم قرار دارد:
اول اینکه کسی که از همه در دانش و علم برتر است باید رهبر جامعه باشد. دوم آنکه فرمود «با امرالله فیه»، یعنی به دستورات و فرامین الهی اطلاع و آگاهی ممتاز داشته باشد. یعنی داناترین افراد در علم دین باشد یعنی بهتراز دیگران دستورات الهی را بفهمد و نسبت به آن اطلاع داشته باشد (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۲۰۸-۲۰۹)
ه). راستگویی
رهبر جامه باید با مردم به راستی سخن بگوید و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل کند و اندیشهی خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند.
علی (ع) در نامهای به مالک اشتر می فرماید: «تا میتوانی به پرهیزکاران و راستگویان بپیوند» (نهج ـ البلاغه، نامه ۵۳: ۹۲۱).
ز). امانتداری
علی (ع)در نامهای به اشعث بن قیاس یکی از فرماندهان می فرماید:
«همانا پست فرمانداری برای تو وسیلهی آب و نان نبوده بلکه امانتی در گردن تو است» (همان، نامه ۵۰: ۷۴۶).
ح). قاطعیّت و شجاعت
شجاعت لازمهی رهبری به شمار می آید. یکی از شروط اصلی رهبر شجاعت و قاطعیّت است چون رهبر یک مملکت با انواع بحران ها، توطئهها، جنگ ها مواجه است.
علی (ع) می فرماید: «آماده باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آنچه می دانم با شما رفتار میکنم و به گفتار این و آن و سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم» (همان،خطبه ۹۲: ۲۴۲).
ط). عدالت
اهمّیّت عدالت برای شخص حاکم در این جمله علی (ع) مشخص می شود که فرمود: «برترین بندگان خدا در پیشگاه او رهبر عادل است» (همان،خطبه۱۶۴ :۴۴۷).
ی). حساسیت و دقت در بیت المال
از جمله کارهای اساسی علی (ع) تقسیم بیت المال به صورت تساوی بوده که هرگز این قاعده تغییر نکرد نه برای بزرگ، نه برای کوچک، نه برای اشراف بزرگان و نه برای خواص ونه برای بزرگان.
«به خدا سوگند بیت المال تاراج شده را در هر کجا بیابم به صاحبان اصلی آن بر می گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده باشند یا کنیزانی خریده باشند زیرا در عدالت گشایش برای عموم است (نهج البلاغه ،نامه۴۳: ۸۷۸ ).
ک). ساده زیستی
یکی از اوصاف مثال زدنی حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، پرهیز از ذخایر دنیوی و اجتناب از تجمّل_ پرستی و انتخاب شیوههای ساده زندگی است.
تعبیر حضرتش از دنیا چنین است که می فرماید: «دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیز است»(همان، نامه ۴۵: ۸۸۳).
کسی که چنین تعبیری از دنیا دارد قطعاً به راحتی و عافیت طلبی چشم داشتی ندارد.
ل). همراهی با مردم
اندیشه حاکم بر نهج البلاغه توجّه به زندگی مردم و همراهی در مشکلات آنان است.
علی (ع) معتقد است رهبر جامعه باید اطراف خود را بنگرد مشکلات مردم را حس کند و با آنها همدردی نماید، امام معتقد است که رهبر باید در تلخی های روزگار شریک و همراه مردم باشد. می فرماید:
«آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمومنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد» (همان، نامه۵۴ :۹۶۳).
م). احیاءکننده سنّت پیامبر
تأکید بر سنّت پیامبر و دعوت به پیروی آن در جای جای نهج البلاغه به چشم می خورد و چرا که بهترین راه و عالیترین راه برای شریعت است.
«از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است و رفتارتان را با روش پیامبر تطبیق دهید که هدایت کنندهترین شماست» ( نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰: ۲۹۸).
ن). تواضع و فروتنی
قدرت و حکومت عامل ظهور سرمستی و غرور خواهد بود به همین منظور تأکید بر پرهیز از خودبینی و غرور توجّه به تواضع و فروتنی در بحث حکومت زیاد به چشم نمی خورد.
حضرت در این مورد می فرماید:
«بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خداوند پنداری و در شکوه خداوندی همانند او دانی» (همان، نامه ۵۳: ۹۱۵).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه …

اگر چنین کسی متصدی زمامداری مسلمین گردد چه به روزگار مسلمانان خواهد آمد بی جهت نیست که علی (ع) به مالک اشتر در نامه ی ۵۳ او را حتی از مشورت با افراد بخیل بر حذر می دارد تا مسئولیت او دستخوش ناپایداری نشود.
ج). نادان
جاهل و نادان در برابر عالم و دانا است. اساساً دین اسلام تأکید بر علم و علم آموزی دارد و از جهل و نادانی به شدت دوری می جوید. در بحث پذیرش رهبری مسلمین، نه آنکه اهل علم باشد و نه آنکه صالح باشد بلکه باید بهترین آنها باشد یعنی اعلم و اصلح باشد. علی (ع) در این رابطه می فرماید:
«سزاوارترین فرد برای رهبری و زمامداری مسلمین کسی است که از همه قویتر (از حیث تدبیر و مدیریت) و اعلم آنها و عالمترین آنها نسبت به دستورات و فرمان الهی باشد» (نهج البلاغه،خطبه۱۷۳: ۴۷۷).
د). ستمکار
حاکمیّت و قدرت موجب غرور خودباختگی می شود و به سخن علی (ع) قدرت موجب سستی می شود
با این اوصاف زمینه بیتوجّهی به حقوق دیگران و به عبارت ساده، زمینه اعمال ظلم و ستم به زیردستان پدید خواهد آمد. علی (ع) مظهر عدالت در عرصه حکومت است، پایه و اساس حکومت را نیز مبنای عدالت و قسط قرار داده است و انگیزه حکومت خود را عدالت و اقامه حق دانسته در این راستا کمترین نرمش و مدارا از خود نشان نمی دهد.
علی (ع) در خطبه ۲۲۴ می فرماید: «به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من دهندتا خدا را نافرمانی کنم که پوست جویی را از مورچه ای ناروا بگیرم چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای شما نیز نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پست تر است» (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴: ۶۵۳ ).
ه). تبعیض
«از جمله مشکلاتی که در همه حکومتها به نوعی خودنمایی میکند. تبعیض است یعنی برتری بعضی بر بعضی دیگر بدون ملاک. تبعیض از جمله کاستیها است که همه افراد بشر نسبت به آن حساس هستند» (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۱۸۷).
حضرت علی (ع) نیز برای مسئله رهبری و زعامت مسلمین همین نکته را به شکل دیگر مطرح میفرماید یعنی در عرصه حکومت همه آحاد مردم باید در نظر یکسان باشند و تفاوت و امتیاز کاذب عامل خروج از عدالت و نوعی ستم در حق بندگان خدا می باشد.
ایشان در نامه ۴۶ می فرمایند: «با خدا و با مردم و با خویشان نزدیک و یا افرادی از رعیت خود که آنان را دوست داری انصاف را رعایت کن، که اگر چنین نکنی، ستم روا داشتی و کسی که به بندگان خدا ستم روا دارد، خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد شد» (نهج البلاغه، نامه۴۶: ۸۹۳ ).
و). رشوه خوار
تردید نیست که رشوه یک عمل شیطانی است و نتیجه مخرب از حیث فردی، اجتماعی و حکومتی به همراه دارد. جامعه و افراد جامعه با این پدیده شوم هرگز طعم عدالت را نخواهند چشید و حق و حقیقت در چنین فرآیندی مفهومی نخواهد داشت.
یک نمونه:«یک شب اشعث ابن قیسی ظرفی پر از حلوا درون پارچه پیچید و برای علی (ع) برد. امیرالمومنین چون پارچه را کنار زد دید ظرف پر از حلواست .از ابن قیس سوال فرمود که اینکه آوردهای چیست؟ هدیه است؟ زکات است؟ یا صدقه؟ ابن قیس گفت چطور؟ حضرت فرمود: زکات و صدقه بر ما اهل بیت حرام است. ابن قیس گفت: نه زکات است نه صدقه، بلکه هدیه است. حضرت فرمود: مادرت به عزایت بنشیند. آیا از طریق دین خدا نام رشوه را هدیه گذاشته ای تا مرا گول بزنی؟ آیا دیوانه شدهای یا جنون گرفتهای یا هذیان می گویی» (ابراهیم،۱۳۸۵: ۲۴۵).
ز). ضایع کننده سنّت پیامبر
سنّت پیامبر مجموعهای گفتار و اعمال و حرکات و سکنات پیامبر عظیم الشأن اسلام که تنها نسخه معتبر برای مسلمانان است.
«سنّت و روش پیامبر به عنوان راه کمال و نجات مورد توجّه مسلمانان قرار گرفت چرا که حقیقت اسلام چیزی جزء سنّت و روش پیامبر نیست اما حکومتها در صدد حذف یا کنار گذاشتن سنّت پیامبر برآمده و به بدعتگذاری در دین خدا روی آوردند. علی (ع) این خطر را به خوبی احساس کرد و حقیقت حکومت را جز فرمان و توجبه به سنّت پیامبر چیز دیگری نمی دانست» (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۱۹۲) .
حضرت در خطبه ۱۳۱ می فرمایند که «آن کس که سنّت پیامبر را ضایع می کند لیاقت رهبری ندارد چرا که امّت اسلامی را به هلاکت می کشاند».
ح). علاقه به چاپلوسی
یکی از حالاتی که معمولاً برای صاحبان قدرت پیش می آید، مسئلهی علاقه به مدح و ثنای دیگران است.
حضرت علی (ع) در نامه ۵۳ نهج البلاغه در این زمینه در هشداری به مالک اشتر می فرماید:
«مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باش، که اینها از بهترین فرصت های شیطان برای هجوم آوردن به توست» (نهج البلاغه، نامه ۵۳ :۹۵۸).
ط). حیله و نیرنگ
علی (ع) معتقد به حکومتی است که در دایرهی عدل و انصاف و حق و حقیقت حرکت نماید نه آنکه به هر قیمتی حکومت پایدار و نام حاکم برقرار باشد. علی (ع) شکل حکومت معاویه را که مبتنی بر نیرنگ و تزویر است برخورد روا نمی دارد.
ایشان در خطبه ۲۰۰ اینگونه می فرماید: «سوگند به خدا معاویه از من سیاستمدارتر نیست اما معاویه حیلهگر و جنایتکاراست اگر نیرنگ ناپسند نبود من نیز زیرکترین افراد بودم ولی هر نیرنگی گناه، و هر گناه نوعی کفر و انکار است» (نهج البلاغه، خطبه۲۰۰ :۵۹۰ ).
ی). اسراف
حضرت در نامه ۲۱ نهج البلاغه می فرماید: «از اسراف بپرهیز و میانه روی را برگزین»(همان، نامه۲۱: ۷۷۱).
۴-۱۳٫ اوصاف مثبت رهبران
پس از آنکه اوصاف منفی رهبران را بیان نمودیم به نکات مثبتی که یک فرد باید دارا باشد، تا لایق و شایسته زمامداری و رهبری گردد، می پردازیم. در اینجا برای کوتاه شدن مطالب فقط به گزینهها و سخنان حضرت علی (ع) خواهیم پرداخت:
الف). تقوای الهی
«تو را به تقوای الهی سفارش کرده و اینکه اطاعت پروردگار را بر چیزهای دیگر برگزینی و مقدم داری و فرامین خداوند در قرآن را از واجبات و سنّتها پیروی کنی. فرامین و قوانینی که هیچکس به سعادت و رستگار نمی رسد، مگر با پیروی آنها و هیچکس بدبخت و شقی نمیشود مگر با انکار یا ضایع ساختن آن» (همان، نامه ۵۳ :۹۰۷ ).
ب). اندیشه سالم
از ابتداییترین چیزی که برای رهبری لازم و شایسته است، فکر و اندیشهی سالم است. نوع اندیشهی حاکم بر نهج البلاغه اندیشهی الهی و قرآنی است. لذا از استحکام و استدلال خاص برخوردار است. علی (ع) می فرماید:
«خدایا تو میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبوده بلکه میخواستیم نشانههای حق و دین تو را به جایگاه خویش بازگردانیم» (نهج البلاغه،خطبه ۱۳۱: ۳۴۷).
در اینجا هم تعبد و هم اطاعت از خداوند دو صفت اساسی و مثبت زمامدار دینی به شمار می آید که این دو صفت ابتدائاً به صورت دو صفت بالقوه باید در فکر و ذهن رهبر دینی حاکم باشد تا به فعلیّت برسد و عملاً تحقّق یابد، یعنی فکر و اندیشه ی رهبری باید الهی و توحیدی باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.