برچسب: شایسته سالاری

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و …

عنصرالمعالی نیز در قابوسنامه رعایت عدل رابرای پادشاهان امری ضروری دانسته است وسفارش میکند پادشاه باید همهی کارها و سخنانش را با چشم عدالت ببیند و باگوش عدالت بشنود تاحق و باطل را بتواند تشخیص دهد:«چشمه خرمی عالم، پادشاه عادل است و چشمه دژمی، پادشاه ظالم»(عنصرالمعالی،۲۴۳:۱۳۸۰).
در کلیلهودمنه به رعایت عدالت از سوی حاکمان تأکید شده است. پادشاه با صفت عدل شناخته می شود و رعیت زیر سایه عدل می آرامد «ایشان سایه آفریدگار عزّ اسمه در زمین و عالم بی آفتاب عدل ایشان نورند»(منشی ،۲۰۵:۱۳۸۵). همچنین نتیجهی بی عدالتی را ظلم می داند که پیامد آن در دنیا و آخرت دامن گیر فاعل آن است .
۴-۳۵-۲-۱٫ پرهیز از ظلم و ستم به مردم
یکی از نشانه های عدالت، پرهیز از ظلم وستم به زیر دستان است .حاکمیّت و قدرت، معمولا موجب غرور و خودباختگی می شود. به سخن حضرت علی (ع)، قدرت موجب سرمستی می شود و زمینه بی توجّهی به حقوق دیگران ،به عبارت ساده تر اعمال ظلم وستم به زیردستان را پدید میآورد.
همان طور که قبلا اشاره شد، حضرت علی (ع) که مظهر عدالت در عرصه حکومت است و انگیزه حکومت خود را اقامه حق و ازاله باطل دانسته است میفرماید: «در ستمکاری بهایی برای عدالت یافت نمیشود» (نهج البلاغه، خطبه ۹۵: ۲۵۰).
در قابوسنامه نیز پادشاه به پرهیز از ظلم و ستم به مردم وتلاش برای استقرار عدل و عدالت تأکید دارد: «بیداد پسندد مباش وهمه کارها و سخن را به چشم داد ببین تا در همه کارها حق و باطل بتوان دید که چون پادشاه چشم خردمندگشاده ندارد طریق حق و باطل برروی گشاده گردد» (عنصرالمعالی،۲۲۷:۱۳۸۰)
در کلیلهودمنه با این که عدالت در آن حاکم است ولی ظلم به زیر دستان انجام شده است که ما در بحث تفاوت ها به آن اشاره خواهیم کرد.
۴-۳۵-۳٫ قدرت و توانایی داشتن
حضرت علی در نهج البلاغه درخطبه ۱۷۳ می فرماید: «شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آنها (ازحیث مدیریت وکشورداری )وآگاهترین آن ها به اوامر ودستورات الهی است»و ایشان قدرت خود را در حکومت برای ۱-اجرای عدالت ۲-برقراری امنیّت ۳-خدمت به دین ۴-حفظ و وحدت و همدلی ۵-تأمین رفاه عمومی مردم ۶-رعایت حقوق والی ومردم۷- شایسته سالاری به کار می برد.
هم چنین در قابوسنامه هم پادشاه باید با سیاست باشد، تافرمان وی اجرا شود. حفظ شوکت از جمله اقتدار یک شاه می باشد .عنصرالمعالی می گوید: «پادشاهی که فرمان وقدرتی نداشته باشد او پادشاه نیست و فرمان روایی جز به سیاست نیست.»(عنصرالمعالی،۲۲۳:۱۳۸۰ )
درکلیلهودمنه نیز پادشاه دارای قدرت بسیار می باشد. در باب کلیلهودمنه میبینیم که شیر در رأس هرم قدرت قرار دارد او هرچند از لحاظ ساختار حکومتی ظاهرا قدرت مطلق را در اختیار دارد ولی در حقیقت نگهدارنده ونماینده نظام طبقاتی است.
۴-۳۵-۴٫ مشورت کردن
مشورت یعنی یاری جستن عقل ودرایت و تجربه دیگران، که درآیات وروایات به آن سفارش شده است. از نگاه علی(ع) چون مشاوران حکام و کارگزارانش نقش موثر وگاه تعیین کننده در چگونگی اداره کشور و تحقّق اهداف مادی و معنوی حکومت دارند، بنابراین درگزینش آنها ملاکهاومعیارهای گوناگون باید رعایت شود از وظایف یک حاکم است که با اندیشمندان جامعه به گفتگو بنشیند وبا آنها مشورت کند: «[مالک]با دانشمندان فراوان گفتوگو کن و با حکیمان فراوان به سخن در میان نه» (نهج البلاغه، نامه ۵۳ :۹۲۳ ).
عنصرالمعالی نیز درکتاب قابوسنامه مشورت را امری مهم دانسته و به پسرش توصیه می کند: «پس به دانش خویش غرّه مشو اگرچه دانا باشی»(عنصرالمعالی ، ۳۹:۱۳۸۰). ومیگوید مشورت کردن با پیران مایه ننگ خود ندان وبا عاقلان ودوستان دلسوز مشورت کن: «واز مشورت کردن با پیران عارمدار وبا عاقلان و دوستان مشفق مشورت کن که با حکمت وبانبوت وتأیید محمد مصطفی (ص) پس ازآنکه آموزگاران وسازنده کاروی خدای عزوجل بود، بدان رضا نداد و گفت سبحان و تعالی «ومشاورهم فی الامر » (آل عمران، ۵۴۹ ).
اما در باب چهل و دوم در آیین و شرط پادشاهی می گوید: «که در هر کاری که بخواهی با خرد مشورت کن که وزیرالوزرا پادشاه خرد است.»(همان،۲۲۷)همچنین می گوید که باوزیر خود مشورت کن اما فوراٌ محتاج رای او مباش (همان،۲۲۸) .
در کلیلهودمنه نیز به مشورت کردن بسیارتأکید شده است وافراد مشاور دارای چه صفاتی باشند نیز آمده است، که می توانید به ویژگی حاکمان در کلیله و دمنه رجوع کنید اما نصرالله منشی مشورت را: «برانداختن رای ها و اندیشه درست به تکرار و تحسین می داند» (منشی ،۲۲۸:۱۳۸۶) .
درباب «بوف وزاغ »می بینیم که نویسنده ازحاکمی مدبر می گوید که با مشورت راهی بهتر از جنگ برای مقابله با دشمن ورسیدن به هدف بر می گزیند.
۴-۳۵-۵٫ خردو دانایی
از شروط اساسی برای رهبری، علم و آگاهی حاکم می باشد. حضرت علی(ع) می فرماید: «به درستی که لایقترین و شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آنها در مدیریت وکشورداری، اعلم و دانشمندترین آنها نسبت به دستورات و فرامین الهی می باشد.»(نهج البلاغه،خطبه۱۷۳: ۴۷۷ ).
دیدگاه آن حضرت از نظر اعلم بودن این است که رهبر باید عالی ترین افراد نسبت به دستورات الهی و قوانین بشری وسلیقههای نفسانی باشد.
 

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

ساماندهی کشور تنها در پرتو راستی امکان پذیر میشود. از پیامدهای راستی می توان به پاکی کردار، نجات و سلامتی، شأن و مقام ـچنان چه موش در حکایت فوق، علت احتراز خود از دروغ را بزرگی نفس بیانی میکند: «لولم اترک الکذب تاثما لترکته تکرماً و تدمما» (همان، ۲۶۹). – خیر دنیا و. آخرت اشاره کردـ به طور کلی کلیلهودمنه بر آن است که به خواننده یادآور شود که نه تنها در جهان سیاست بلکه
درزندگی شخصی و اجتماعی باید راستی را سرلوحه زندگی قرار دهد تا در نتیجه به هر آنچه آرزومند است، برسد.
۴-۲۸-۶٫ خرد و دانش
خرد و دانش جایگاه والا و تعیین کنندهای در زندگی بر عهده دارد. میدان ملک داری و حکومت درست همان شطرنج، عرصه آزمون واکنشهایی است که به یاری خرد و دانش می توان علیه مهره های مخالف قدرتنمایی کرد و پادشاه در این جولان گاه نبرد شکست پیروزی پرچم دار خرد و دانش است:
«دمنه شیر را به فضیلت رأی و مزیت خرد از ملوک دیگر مستثنی می داند»( منشی، ۱۳۸۶: ۸۹).
«پادشاهی را موفّق می داند که چون مهمّی حادث گردد وجه تدارک آن بر کمال خرد و حصافت او پوشیده نگردد و طریق تلافی آن ییش رائد فکرت او مشتبه نماند و المرءُ یعجزُ لاالمحاله وتفضی از چنین حوادث و دفع آن جز به عقل و ثبات و خردو وقار ممکن نشود» (همان، ۳۶۳).
«خردمند مقبل کار امروز به فردا نیفکند»(همان، ۸۸).
خرد در کلیله و دمنه جایگاه والایی دارد. «عقل عمده سعادت و مفتاح نهمت است و هر کس بدان فضیلت متحلی بود وجمال حلم وثبات بدان پیوست سزاوار دولت و شایان عزّو رفعت گشت»(همان،۴۰۸).
عقل از نظر کلیله و دمنه «کلید خیرات و پایبند سعادات است و مصالح معاش و معاد و دوست کامی دنیا و رستگاری آخرت بدو باز بسته است»(همان، ۲۸).
«دانش و کاردانی گیتی و فرهنگ و آموزش در هر پیشه و همه ترتیبات امور مردم روزگار به خرد باشد. روان پارسایان به سبب نیرو و نگاهبانی خرد، بیشتر به رهایی از دوزخ می رسند و به بهشت و گرزمان (عرش الهی، بهشت) می آیند و مردمان در گیتی ،زندگی خوب و شادی و نیک نامی و همه نیکیها را به نیروی خود می توانند خواست» (اوستا،۱۳۶۴: ۷۲).
«پاداش نونو به دارندهی خرد رسد، از راه یافتن سود دو جهانی به فراوانی که خرد شفابخشترین است برای تن و روان»(همان، ۲۰).
خرد در کلیله و دمنه همانند آیین مزدایی بر دو نوع است: خرد ذاتی و اکتسابی، که از خرد ذاتی با عنوان
«خرد غریزی» یاد می شود. از نظر کلیله و دمنه این دو خرد لازم و ملزوم یکدیگرند، یعنی یکی بر دیگری ارزش و اعتباری ندارد. در این کتاب می خوانیم:
«غریزی که ایزد جل جلاله ارزانی دارد و مکتسب که از روی تجارب حاصل می آید. غریزی در مردم به منزلت آتش است درچوب و چنان که ظهور آن بی ادوات آتش زدن ممکن نباشد أثر این بی تجربت و ممارست هم ظاهر نشود و حکما گفته اندکه: التجارب لقاح العقول. و هر که از فیض آسمانی و عقل غریزی بهرهومند شدو بر کسب هنر مواظبت نمود و در تجارب متقدمان تأمل عاقلانه واجب دید آرزوهای دنیا بیابد و در آخرت نیک بخت خیزد» (منشی، ۱۳۸۶: ۲۸).
در جای دیگر در خصوص همراهی خرد ذاتی و اکتسابی آمده است:
«و هر که از شعاع عقل غریزی بهرومند شد و استماع سخن ناصحان را شعار ساخت اقبال او چون سایه چاه پایدار باشد، نه چون نور ماه در محاق و زوال و دست مریخ سلاح نصرتش صیقل کند و قلم عطارد منشور دولتش توقیع کند» (همان، ۱۹۷).
در این فقره استماع سخن ناصحان اشاره به خرد اکتسابی دارد که از طریق پندگیری از تجارب پیشینیان حاصل میشود و نور خرد ذاتی بدون آن، همانند نور ماه در زمان محاق رو به افول می گذارد و پردهی جهل، بر روی آن کشیده می شود پس می توان دریافت که عقل به تجارب و صبر و حزم جمال گیرد.
«در اهمیّت خرد همین بس که خردمند، آنقدر محل اعتبار دارد اگر می خواهد، می تواند حقّی را در لباس باطلی بیرون آرد و باطلی را در معرض حق فرا نماید و نقاش چابک قلم، صورت ها پردازد که در نظر انگیخته نماید و مسطح باشد و مسطح نماید و انگیخته باشد»(همان، ۶۶).
خرد چنان نیرویی دارد که خردمند با مشاهدت ظاهر هیأت به باطن آن پی می برد و عاقل را اشارتی کفایت باشد. به اعتقاد کلیلهودمنه از طریق محک خرد، توانایی و لیاقت افراد آشکار می شود و «مرد هنرمند با مروت، اگر چه خامل منزلت و بسیار خصم باشد به عقل و مروت خویش پیدا آید در میان قوم، چنان که فروغ آتش اگر چه فروزنده، خواهد که پست زود به ارتفاع گردید» (همان، ۶۸).
همانطور که گفته شد پادشاهان نیز در اصطناع اطرافیان به میزان خرد آنها توجّه دارند. تا جایی که «پادشاهان خردمند بسیار کس را که با ایشان الف بیشتر ندارند برای هنر و اخلاص نزدیک گردانند و باز کسانی را که دوست دارند به سبب جهل و خیانت از خود دور کنند» (همان،۱۲۵).
«پس بر کافه خدم و حشم ملک واجب است که پادشاه را از مقدار رأی و خرد خود آگاه نمایند. دمنه زمانی که شیر او را بخواند گفت: کجا میباشی، جواب داد بر درگاه ملک مقیم شدهام و آن را قبله حاجت و مقصد امید ساخته و منتظر می باشم که کاری افتد و من آن را به رأی و خرد کفایت کنم»( منشی، ۱۳۸۶: ۶۸).
در باب «شیر و گاو» شیر بعد از تفحص و استکشاف اندازه رأی و خرد شنزبه «او را مکان اعتماد و محرم اسرار خویش گردانید» (همان، ۷۳).
۴-۲۸-۷٫ توجّه به لشکر و سپاهیان
در کنار مردم که بعداً به آن اشاره خواهد شد، لشکر رکن دیگر حکومت است. توجّه صحیح به لشکر، امنیّت، آرامش و عدالت را به دنبال خواهد داشت.
نویسنده کلیلهودمنه یکی از دلایل پایداری حکومت را حمایت لشکر می داند. در باب «بوزینه و باخه» بوزینه ای جوان با به دست آوردن لشکر و حمایت مردم زمام امور را به دست می گیرد (همان،۲۴۷).
از مهمترین ویژگیهای توجّه به لشکر و دلگرم نگه داشتن ایشان، رسیدگی به امور زندگی و بخشش بر آنان است.
۴-۲۸-۸٫ دقّت درگزینش کارگزار حکومتی
یکی از ویژگیهای حکومتی شایسته، انتخاب صحیح و به جای کارگزاران است، انتصابی به دور از تبعیض و دخالت سلیقهی شخص حاکمان و بر اساس تحقیق و تفحّص، عدالت و شایسته سالاری، چه بسا، افرادی که با خوش خدمتی خود را به حاکم نزدیک می کنند و سرشناس جلوه می دهند. حال آنکه در پس پرده از اخلاص و صداقت هیچ خبری نیست، امام علی (ع) در این زمینه مالک را چنین پند می دهد:
«در امور کارمندانت بیندیش و پس از آزمایش به کارشان بگمار و با میل شخصی و بدون مشورت با دیگران، آنان را به کارهای مختلف وادار نکن، زیرا نوعی ستمگری و خیانت است» (نهج البلاغه،نامه ۵۳: ۹۳۵).
نویسنده کلیله و دمنه با تیزبینی به این مسأله می نگرد و پادشاهان را هشدار می دهد که:
«و بر گوهر لئیم ظفر همیشه ناصح و یکدل باشد تا به منزلتی که امیدوار است برسد».(منشی: ۱۳۸۸: ۱۲)
نویسنده کلیله و دمنه حاکمان رااز همنشینی بااین افراد بر حذر می دارد:
الف). اشرار
«و هر آینه صحبت اشرار موجب بدگمانی باشد درحق اخیارو این نوع ممارست به خطا راه برد (همان،۱۲۰)
ب) . فاسق
«از اهل فسق و فجور احتراز باید کرد که اگرچه دوستی و قرابت دارند»(همان،۱۳۸).

سیس

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

بر پایه فرهنگ اجتماعی و رایج در جامعه ساسانی، هر کسی می توانست به کار و پیشهای خاص بپردازد. کار ویژه افراد در نظام اجتماعی، مبتنی بر دین و فرهنگ باستانی ایرانی تبیین و توجیه می شد. این باور بر پایه توجیهی که ثبات اجتماعی و سیاسی را با مبادرت اشخاص به کار ویژه ی خود پیوند می داد، در فرهنگ سیاسی ساسانی جایگاه ویژه به دست آورد.
یکی از کارکردهای مهمّ نهاد شاهی، مراقبت پادشاه در رعایت حدود و ثغور اجتماعی و مبادرت افراد به کار ویژه خود بود. تنسر در این باره می نویسد: «تا بدانی آنچه شاهنشاه فرمود از مشغول گردانیدن مردمان به کارهای خویش و بازداشتن از روزگارهای دیگران قوام عالم و نظام کار عالمیان است اگر در عذاب سفک دماء چنین قوم افراط به جایی رساند که منتها آن پدید نبود، ما آن را زندگانی می دانیم و صلاح» (مینوی، ۱۳۱۱: ۱۵).
بدین روی هر کس باید با توجّه به جایگاه اجتماعی خود مشغول به کار ویژهی خویش باشد.« بیکاری افراد، تهدیدی برای نظام اجتماعی و ثبات سیاسی به شمار می آمد. بر پایه اندرزهای منصوب به اردشیر بابکان نباید هیچ کس را دمی بیکار گذاشت زیرا دچار اندیشههای مضر میشود که به جامعه آسیب میرساند« (مسکویه رازی، ۱۳۶۹: ۱۹-۲۰).
نویسندهی قابوسنامه بر همین پایه می نویسد:
«و از هر کسی شغل دریغ مدار تا از منفعتی که از آن شغل بیابند با قصد خویش مضاف کنند بی تقصیرتر زیند و تو نیز در باب ایشان بی اندیشهتر زیی که چاکران را از بهر شغل دارند» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۲۹).
اما هر کسی برای شغلی شایسته است و نمی توان هر کاری را به هر کسی سپرد. همان گونه که گفته شد «این تفکّر در فرهنگ سیاسی و اجتماعی باستان پایههای دینی و اعتقادی ویژهای داشت به طوری که بر پایه اصل فرهی ایرانیان، هر کس فقط با پرداختن به کار ویژه خود می توانست سعادت دنیوی و اخروی یابد« (مجتبایی،۱۳۵۲: ۹۲-۹۳).
در تفکر سیاسی این سخن جایگاه خاصی مبتنی بر مصلحت سیاسی و اجتماعی جامعه، توصیه می شد که شخص علاوه بر اینکه به لحاظ خاندانی تفحص و تجربه ویژهای مییافت در بستر فرهنگی و اجتماعی آن پیشه نیز تربیت می شد از این رو نمی توان از او انتظار شغلی دیگر داشت. زیرا اگر در آن کار مهارت نیز مییافت و منش و فرهنگ آن پیشه را نداشت. عنصرالمعالی در باب شروط پادشاهی می نویسد:
«چون چاکری را شغلی دادی نیک بنگر شغل سزاوار مرد ده، و بدانچه در باب چاکری معنی باشی نه شغلی که نه مستحق آن باشد وی را مفرمای کسی را فراشی را شاید شراب داری مفرمای و آن که خازنی را شاید، حاجتی مده که هر کاری به هر کس نتوان داد چنان که گفته اند «لکل عمل رجال». زیرا این کار موجب فساد و تباهی در امور آن شغل خواهد شد، بنابراین کار را به کاردان سپار تا از درد همه رسته باشی» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۳۰).
نویسندهی قابوسنامه آن چنان بر این امر تأکید می کند که پادشاه را از تشویق و نوازش چاکران، سپردن مشاغلی نامتناسب به آنها بر حذر می دارد و سفارش می کند.: «پس اگر تو را در کار چاکری عنایتی باشد خواهی که وی را محتشم گردانی بی عمل توانی وی را محتشم کردن و نعمت دادن بی آنکه به ناواجب او را شغل فرمایی تا بر نادانی خویش گواهی نداده باشد» (همان،۲۳۰).
عنصرالمعالی در اندرزهای مربوط به صاحب منصب وزارت نیز درباره دادن شغل سزاوار و مناسب به افراد معتقد است که شغل ها و کارها را به دست افراد بیدادگر، جاهل، غافل، مفلس و بینوا هنگامی که شغل یابند ابتدا به ساختن برگ و نوای خود مشغول می شوند و در این باره چنین مثال می آورد که: «نبینی چون کشتها و پالیزها را آب دهند اگر جوی کشت و پالیز تروآب خورده بود زود آب به کشت و پالیز نرساند، پس عامل بینوا چنان بود که آن جوی خشک نخست برگ خویش سازد آن گه برگ تو» (همان،۲۲۰).
«عنصرالمعالی به پسرش می گوید اگر روزی حاکم شدی هیچ وقت دو تن را یک شغل قرار مده باعث خلل و نافرمانی آنها از تو می شود و چون شغل فرمایی دو تن را مفرمای تا خلل از آن شغل و فرمان تو دور باشد که گفته اند: به یکی شغل دو کس را مفرست از بی آنک به دو کدبانو ناروخته ماند خانه» (همان،۱۳۷۶: ۱۰۸).
عنصرالمعالی از دیگر وظایف حاکم در شایسته سالاری در انتصاب را این می داند که با کارگزاران خود مهربان باشد و برای مصون ماندن از لغزشهای آنان شغلی مناسب به هر کدام بدهند و اگر پادشاه بر کارگزاران خود ستم و بی رحمی کند آنها در برابردشمنان دفاع نخواهندکرد و نابود می شوند:
«اما به چاکران خود به رحمت باش و ایشان را از بد نگهبان باش. خداوند چون شبان باشد و کهتران چون رمه، اگر شبان به رمهی خویش برحمت نباشد، ایشان را از سباع نگه ندارد و کسی را قصدی پدید آید اعتماد بیابند با قصدخویش مضاف کنند بی تقصیر زیند و تو فقیر در باب ایشان بی اندیشهتر زیی که چاکران را از بهر شغل دارند» (عنصرالمعالی، ۱۳۸۰: ۲۲۹).
۴-۱۹-۱-۸٫ نظارت بر جامعه واحوال زیردستان
امیر آگاهی پادشاه از وضعیت مملکت را امری لازم بر می شمرد و تأکید دارد «پس باید که از حال رعیت و لشکر خویش غافل نباشی و از حال مملکت خویش بی خبر نباشی خاصّه از حال وزیر. و باید که وزیر تو آب نخورد که تا تو ندانی که جان و مال خود بدو سپرده ای، اگر از او غافل باشی از جان و مال خویش غافل بوده باشی نه از مال و کار وزیر خویش» (همان: ۲۳۸).
البته اصل اطلاع در نزد امیر عنصرالمعالی پیش از آنکه ناظر بر وظیفه پادشاه و دلسوزی رعیت به خلق باشد رنگ امنیّت و حفظ حکومت به خود می گیرد و عبارت (باید وزیر تو آب بخورد تو بدانی) نیز این امر را مسجّل می کند که پادشاه را چشم ها و دستهایی بسیار باید باشد تا اعمال همگان را ببیند و ضبط نماید، چرا که اعتماد نسبت به یکدیگر در این نظام کم استاساساً نه در نظریه و نه در عمل به آن هرگز اشاره نمی شود.
۴-۱۹-۱-۹٫ چگونگی رفتارپادشاه با وزیرو نزدیکان وی
عنصرالمعالی به پسرش می گوید که با وزیر خود بازیرکی رفتار کند و بی درنگ خود را محتاج و نیازمند نظر او نداند و به سخنان او گوش فرا دهد و به سرعت نظر و سخنانش را نپذیرد و اگر فهمید که آن به نفع اوست آن را اجابت کند تا اورا را ضعیف رأی خود، نگیرد:
«با سیاست باش، خاصّه با وزیر خویش البته خویشتن را تسلیم القلبی به وزیر منمای و یکباره محتاج رأی او مباش و هر سخنی که وزیر بگوید درباب کسی و طریقی که باز نماید بشنو اما در وقت اجابت مکن بگو تا بنگرم آنکه چنانکه باید کرد بفرمایم بعد از آن تجسس و تفحص آن حال بفرمای کردن، تا در آن کار صلاح تو همی جوید یا منفعت خویش چون معلوم کردی آنگه چنان که ببینی جواب ده تا تو را زبون رأی خویش نگیرد» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۲۸).
عنصرالمعالی با فراست هشداری میدهد که نزدیکان و خویشان وزیر نباید در مناصب سیاسی به کار گرفته شود. چه وزیر از آن حساب کشی نخواهد کرد و در عین حال تأکید بر مهربانی وحسن رفتار با نزدیکان خودرا موردعنایت قرار می دهد:
«با اقربا و پیوستگان او نیکویی کن در معاش دادن و خوبی کردن تقصیر مکن اما خویشان و پیوستگان وزیر را هیچ عمل مفرمای که یکباره پیه به گربه نتوان سپرد که وی هیچ حال حساب پیوستگان خویش به حق نکند و از بهر مال تو خویشان خود را نیازارد و نیز کسان وزیر صد بیداد بکنند و بر خلقان بیگانه از آن صد یکی نیارد کردن که وزیر از کسان خویش در گذارد و از بیگانه در نگذارد» (همان، ۲۲۹).
۴-۱۹-۱-۱۰٫ ویژگی ضروری برای وزیر
به اعتقاد عنصرالمعالی وزیر باید پخته و باتجربه باشد چه پادشاه جوان باشد و چه پیر، اگر پیرباشی یا جوان، وزیر پیر دار.
«دیگر اگر تو پیر بشوی، زشتکاری بود که پیری را جوانی مدیر و کدخدای باشد و اگر جوان باشی و وزیر جوان باشد آتش جوانی تو به آتش جوانی وزیر یار شود ببرد و آتش مملکت سوخته گردد» (همان،۱۳۳۵: ۲۰۵ )
۴-۱۹-۱-۱۱٫ عاقبت اندیشی وپرهیز ازشتابزدگی در تصمیمات
شتاب و عجله، نشان از خامی و ناپختگی است و میتواند بازتاب های جبران ناپذیری در پی داشته باشد.
«و تا از خرد درنگ ببینی شتاب مکن و به هر کاری که بخواهی کردن چون درو خواهی شدن نخست بیرون رفتن آن کار نگر و تا آخر نه ببینی اول مبین» (همان،۱۳۸۰: ۲۲۷).
۴-۱۹-۱۲٫ کم سخن و کم خنده بودن
یکی از وظایف پادشاه در کتاب قابوسنامه، آن طور که عنصرالمعالی به پسرش توصیه میکند این است که پادشاه باید کم گوی و کم خنده باشد و علت آن را دلیر نشدن زیردستان می داند و بدترین کار پادشاه را گستاخی رعیت و نافرمانی خدمتکاران و زیردستان بر آن معرفی می کند:
«همیشه راستگو باش و لکن کمگوی و کم خنده باش تا کهتران بر تو دلیر نشوند که گفتهاند بدترین کاری پادشاه را دلیری رعیت و بی فرمانی حاشیت است» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۲۸).
۴-۱۹-۱-۱۳٫ عفو نکردن بر قاتل
عنصرالمعالی درباب چهل و دوم خطاب به پسرش توصیه میکند که اگر پادشاه شدی هیچگاه قاتل را عفو مکن و اگر کسی که سزاوار مجازات است را عفو کنی در روز قیامت شریک جرم او می باشی.
«عفو کردن خونی روا مدار، اگر مستحق خونی را عفو کنی تو نیز بدان خون به قیامت شریک باشی و گرفتار» (همان، ۲۲۹).همّت ملوک آن است که پیوسته آزمایش کهتران کند.
۴-۱۹-۱-۱۴٫ الگوپذیری از ویژگی های خوب پادشاهان گذشته و به کارگیری آنها در امور مملکت
همچنین عنصرالمعالی با شمردن خصوصیات اخلاقی پادشاهی بزرگ، مثل ابوالسوار تلویحاً از پسر می خواهد که چنان ویژگی را داشته باشد تا دیگر مثل ابوالسوار از او به عنوان پادشاهی خوب یاد کنند:
«ابوالسوار مردی ]بر جای[ خردمند بود و پادشاهی بزرگ و سایس و عادل و شجاع و فصیح و متکلم چنان که ملوک پسندیده باشند و همه جد بودو بی هزل» (همان، ۴۱-۴۲).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

ج). قدرت و توانایی
«شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آن و آگاهترین آنها به اوامر و دستورات الهی است» (همان ،خطبه۱۷۳: ۴۷۷).
پس باید قویترین فرد از حیث مبارزه با نفس، تدبیر ودوراندیشی و کشورداری عهده دار کشور شود.
د). اعلم بودن
«انّ احق الناس بهذ الامره اقواهم علیه و اعلمهم با امرالله فیه» (همان).
حضرت می فرمایند: «به درستی که لایقترین و شایستهترین فرد برای رهبری، قویترین آنها و اعلم و دانشمندان آنها نسبت به دستورات و فرامین الهی باشد» در این عبارت دو نکته مهم قرار دارد:
اول اینکه کسی که از همه در دانش و علم برتر است باید رهبر جامعه باشد. دوم آنکه فرمود «با امرالله فیه»، یعنی به دستورات و فرامین الهی اطلاع و آگاهی ممتاز داشته باشد. یعنی داناترین افراد در علم دین باشد یعنی بهتراز دیگران دستورات الهی را بفهمد و نسبت به آن اطلاع داشته باشد (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۲۰۸-۲۰۹)
ه). راستگویی
رهبر جامه باید با مردم به راستی سخن بگوید و پراکندگی مردم را به وحدت تبدیل کند و اندیشهی خود را برای پذیرفتن حق آماده گرداند.
علی (ع) در نامهای به مالک اشتر می فرماید: «تا میتوانی به پرهیزکاران و راستگویان بپیوند» (نهج ـ البلاغه، نامه ۵۳: ۹۲۱).
ز). امانتداری
علی (ع)در نامهای به اشعث بن قیاس یکی از فرماندهان می فرماید:
«همانا پست فرمانداری برای تو وسیلهی آب و نان نبوده بلکه امانتی در گردن تو است» (همان، نامه ۵۰: ۷۴۶).
ح). قاطعیّت و شجاعت
شجاعت لازمهی رهبری به شمار می آید. یکی از شروط اصلی رهبر شجاعت و قاطعیّت است چون رهبر یک مملکت با انواع بحران ها، توطئهها، جنگ ها مواجه است.
علی (ع) می فرماید: «آماده باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آنچه می دانم با شما رفتار میکنم و به گفتار این و آن و سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم» (همان،خطبه ۹۲: ۲۴۲).
ط). عدالت
اهمّیّت عدالت برای شخص حاکم در این جمله علی (ع) مشخص می شود که فرمود: «برترین بندگان خدا در پیشگاه او رهبر عادل است» (همان،خطبه۱۶۴ :۴۴۷).
ی). حساسیت و دقت در بیت المال
از جمله کارهای اساسی علی (ع) تقسیم بیت المال به صورت تساوی بوده که هرگز این قاعده تغییر نکرد نه برای بزرگ، نه برای کوچک، نه برای اشراف بزرگان و نه برای خواص ونه برای بزرگان.
«به خدا سوگند بیت المال تاراج شده را در هر کجا بیابم به صاحبان اصلی آن بر می گردانم، گرچه با آن ازدواج کرده باشند یا کنیزانی خریده باشند زیرا در عدالت گشایش برای عموم است (نهج البلاغه ،نامه۴۳: ۸۷۸ ).
ک). ساده زیستی
یکی از اوصاف مثال زدنی حضرت علی (ع) در نهج البلاغه، پرهیز از ذخایر دنیوی و اجتناب از تجمّل_ پرستی و انتخاب شیوههای ساده زندگی است.
تعبیر حضرتش از دنیا چنین است که می فرماید: «دنیای شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچیز است»(همان، نامه ۴۵: ۸۸۳).
کسی که چنین تعبیری از دنیا دارد قطعاً به راحتی و عافیت طلبی چشم داشتی ندارد.
ل). همراهی با مردم
اندیشه حاکم بر نهج البلاغه توجّه به زندگی مردم و همراهی در مشکلات آنان است.
علی (ع) معتقد است رهبر جامعه باید اطراف خود را بنگرد مشکلات مردم را حس کند و با آنها همدردی نماید، امام معتقد است که رهبر باید در تلخی های روزگار شریک و همراه مردم باشد. می فرماید:
«آیا به همین رضایت دهم که مرا امیرالمومنین خوانند و در تلخی های روزگار با مردم شریک نباشم و در سختی های زندگی الگوی آنان نگردم؟ آفریده نشده ام که غذاهای لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد» (همان، نامه۵۴ :۹۶۳).
م). احیاءکننده سنّت پیامبر
تأکید بر سنّت پیامبر و دعوت به پیروی آن در جای جای نهج البلاغه به چشم می خورد و چرا که بهترین راه و عالیترین راه برای شریعت است.
«از راه و رسم پیامبرتان پیروی کنید که بهترین راهنمای هدایت است و رفتارتان را با روش پیامبر تطبیق دهید که هدایت کنندهترین شماست» ( نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰: ۲۹۸).
ن). تواضع و فروتنی
قدرت و حکومت عامل ظهور سرمستی و غرور خواهد بود به همین منظور تأکید بر پرهیز از خودبینی و غرور توجّه به تواضع و فروتنی در بحث حکومت زیاد به چشم نمی خورد.
حضرت در این مورد می فرماید:
«بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خداوند پنداری و در شکوه خداوندی همانند او دانی» (همان، نامه ۵۳: ۹۱۵).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

ز). پیوند با مردم
از عمدهترین آفاتی که مسئولان را تهدید می کند این است که به بهانه اشتغالات از مردم فاصله میگیرند و ارتباط را با واسطه ها انجام می دهند که این فاصله موجب می شود نه درد و مشکلات مردم را مستقیم و درست درک کنند و نه مردم حرف ایشان را خوب بفهمند. امام این وظیفهی مهم همه را در نامه ی ۵۳ گوشزد می کند.
حضرت به قثم بن عباس فرماندار شهر مکه می نویسد: «در میان تو و مردم نباید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرداری جز چهره ات باشد» (همان، نامه ۶۷: ۹۹۳).
ح). حقّ پرسش از مسئولان و پاسخگو بودن به آنان
مردم نه تنها در مورد اصل حکومت و حاکم حق دارند بلکه بر کارگزاران نیز حق دارند، از این رو حضرت به عبدالله بن عباس فرماندار بصره می فرمایند که «من و تو در اعمالی که از تو به عنوان یک کارگزار حکومتی من سر می زند شریک هستم» (همان، نامه ۱۸: ۷۷۱ ).
ط). قانون محوری (حق گزینش حق از ناحق)
با وجود جایگاهی که مالک اشتر نزد امام دارد و فرمان جامعی که حضرت برای او صادر کرده و با اطمینانی که به ایشان دارد به مردم مصر نامه می نویسد و ضمن بیان ویژگیهای بیمانند مالک می فرماید:
«سخن مالک را بشنوید و فرمانش را در آنجا که حق است اطاعت کنید» (نهج البلاغه، نامه ۳۸: ۸۷۶ )
مفهوم این بود که اگر فرمان مالک مطابق حق نبود شما نیز حق عدم اطاعت دارید.
۴-۱۰-۲٫ حقوق اجتماعی مردم
الف). عدالت اجتماعی
بالاترین نمود حکومت علوی بین عدالت اجتماعی بود که در زمان رواج تبعیضها بیش از شاخصههای دیگر در کلام حضرت به چشم می خورد تا جایی که حضرت را مقتول عدالتش خواندهاند.
در خطبه شانزدهم که معروف است حضرت در ابتدای حکومت خود قرائت فرموده اند با شدت از اجرای عدالت اجتماعی سخن به میان می آورد:
«سوگند خدایی که پیامبر را به حق مبعوث کرد. سخت آزمایش می شوید، چون دانهای که در غربال ریزند یا غذایی که در دیگ گذارند به هم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد تا آنکه پایین به بالا و بالا به پایین رود، آنان که سابقهای در اسلام داشتند و تاکنون منزوی بودند بر سر کار می آیند و آنها که به ناحق پیش گرفتند عقب زده خواهند شد» (همان، خطبه۱۶ :۷۱۹).
ب). عدم اجبار مردم برای حضور در جنگ (اگرچه شرعاً هم به آنها واجب باشد)
«و از آنان که فرمان می برند برای سرکوب عامیان مدد گیر، زیرا آنکس که از جنگ کراهت دارد بهتر است که شرکت نداشته باشد و شرکت نکردنش از یاری دادن اجباری بهتر است» (همان، نامه ۴۰: ۸۷۱ ).
ج). توسعه و اصلاحات اجتماعی
این یک حقیقت است که رشد و هدایت جامعه به سوی سعادت بدون در نظر گرفتن زندگی سالم قابل تصور نیست. از این رو یکی از مهمترین اصول و حقوق در نظام اسلامی اهتمام به توسعه و اصلاحات اجتماعی است که حضرت در صدور نامه مالک اشتر به آن اشاره می فرمایند. و دیگر مصادیق حقوق اجتماعی مردم از نگاه حضرت شایسته سالاری و امنیت اجتماعی که دراین باره تو ضیح داده شده است .
۴-۱۰-۳٫ حقوق فرهنگی مردم
۱-آموزش و پرورش ۲-ارائه الگوهای متعالی۳-نصیحت وخیرخواهی ۴- احیای ارزشهای الهی(جلوگیری از تهدیدها).
الف). آموزش و پرورش
امام در بیان حقوق مردم بر رهبر و حکومت اسلامی چنین می فرماید:
«اما حقّ شما بر من … اینکه شما را آموزش دهم تا بی سواد و نادان نباشید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بداند» (نهج البلاغه،خطبه ۳۴: ۱۱۲).
ب). احیای ارزش های الهی (جلوگیری از تهدیدها)
امام در خطبه منبریه در بیان فلسفه حکومت اسلامی چنین می فرماید:
«خدایا تو میدانی که جنگ و درگیری ما برای به دست آوردن قدرت و حکومت و دنیا و ثروت نبود بلکه می خواستیم:۱- نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خویش (جامعه اسلامی) بازگردانیم (بازگشت معالم دینی)، ۲- و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم (اصلاح جامعه)، ۳- تا بندگان ستم دیدهات در امن و امان زندگی کنند (برقراری امنیّت)، ۴- و قوانین و مقررات فراموش شده تو بار دیگر اجرا گردد (احیای سنّتهای فراموش شده)».
«حضرت در اینجا حق مردم به عهده حکومت را در قالب فلسفه ی حکومت بیان کرد»(ماندگار، ۱۳۸۶: ۲۳۷).
۴-۱۰-۴٫ حقوق اقتصادی مردم
الف). عدالت اقتصادی
تحقّق عدالت از اساسیترین اهداف امام بود و به علت آن بعضی افراد مثل طلحه و زبیر از امام جدا شدند و بعضی مثل معاویه تا حد نابودی اسلام تلاش کردند تا امام را از سر راه خود بردارند و بعضی نیز از سر دلسوزی به امام توصیه میکردند که همانند خلفای قبل برخلاف سیره ی پیامبر اکرم در تقسیم بیت المال رعایت حال بزرگان خویش و اشراف عرب را بکند؛ اما امام با همه این خواست ها و حوادث مقابله کردند و سرانجام در طریق عدالت به شهادت رسیدند (نهج البلاغه، خطبه۱۲۶: ۲۳۶ ).
ب). امنیّت اقتصادی
امام علی(ع) در نامهای که به مأموران جمع آوری زکات میدهند گوشزد می کند که جمعآوری مالیات و خراج نباید موجب ناامنی و نگرانی مردم شود و با اعتماد به مردم و خوش رویی با ایشان این امر الهی باید محقّق شود ( همان، نامه۲۵: ۷۸۵ ).
ج). مدیریت اقتصادی
«منظور از مدیریت اقتصادی، اتّخاذ اعمال و روشهایی است که اهداف اقتصاد اسلامی در جامعه را پیاده و محقّق می کند» (ماندگار،۱۳۸۶: ۲۳۸).
نهج البلاغه نکات مربوط به مدیریت اقتصادی را اینگونه بیان می کند:
۱- درنامه ۳و ۲۱ به برخورد شدید با اسراف کارگزاران اگرچه از راه حلال باشد اشاره دارد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه …

«بپرهیز که با نیکی خود بر رعیت منّتگذاری یا آنچه را کردهای بزرگ شماری یا آنان را وعدهای دهی و در وعده خلافت آری، که منّت نهادن، ارج نیکی را ببرد و کار بزرگ شمردن نور حق را خاموش گرداند» (همان، نامه۵۳: ۹۵۹).
ز). شایسته سالاری
۴-۹-۵٫ تربیّت محوری
انسان سازی و تربیت انسان از اصلی ترین اهداف بیعت دنیا و تشریع مکاتب الهی به ویژه اسلام است. بر اساس آموزههای اسلامی، حکومت، بهترین وسیله برای رسیدن به این هدف مهم میباشد. با تربیت میتوان زمینه رشد و تعالی فرد و جامعه را فراهم کرد تا استعدادها و توانایی ها در جهت کمال مطلق شکوفا شود خطبههای حضرت و نامهها و مکاتبات ایشان و کلمات قصار ایشان در واقع منشور انسانسازی است چون از لسان انسان کامل صادر شده است از باب نمونه به برخی سخنان حضرت در باب تربیت و اهتمام ایشان به این مهم اشاره می کنیم:
تربیت اسلامی از وظایف مهم و واجبات بر عهدهی امام و رهبر جامعه است. «امّا شما نیز بر امام حقوقی دارید … از جمله اینکه شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آدابتان بیاموزم تا بدانید» (نهج البلاغه،خطبه ۳۴: ۱۱۲ ).
بیان آنچه لازمه ی تربیت است:
«ای مردم من اندرزهایی را که پیامبران به امّتهایشان دارند بر شما گفتم، و آنچه اوصیا به (مردمان) پس از خود رساندند (من نیز به شما) رساندم» (همان،خطبه ۱۸۱: ۵۰۰ ).
۴-۹-۶٫ امنیّت محوری
برقراری امنیّت در تمام ابعاد از اهداف مبانی مهمّ حکومت اسلامی است که در سایه آن تحقّق اهداف عالیه و رسیدن به رشد و کمال و انسانی میسر می شود. امام علی (ع) از منادیان امنیّت در جامعه بود. از نمونههای اهتمام امام به مسأله امنیّت می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
۱- در خطبه ۳و نامه ۶۳، به این امر اذعان داردکه: نوع پذیرش حکومت که اگر، اصرار مردم بر آن و تقاضای بیعت آزادانه مردم نبود، امام همانند زمان خلفای سهگانه به وظایف دیگر مشغول می شدو در حاشیه حکومت قرار می گرفت.
۲- درخطبه ۱۳۶نیز آمده است که: از مهمترین زمینههای امنیّت، نوع شکل گیری حکومت است که بر اساس پذیرش عمومی اکثریت می باشد، از این رو استناد امام به نوع پذیرش حکومت و اینکه بیعت با ایشان امری اجباری و ازسوی ناآگاهی نبوده را به عنوان نمودی از اهتمام حضرت به بحث امنیّت می توان بیان کرد.
۳- در خطبه ۱۰۶ بیان صریح امنیّت به عنوان یکی از اهداف پذیرش حکومت مد نظر است.
۴- در خطبه ۲۰۶ به این امر اشاره دارد که: در سایه رونق دین و برپایی علائم دیانت و حفظ حدود و مرزهای شریعت امنیّت فکری، فرهنگی و معنوی و دیگر امنیّتها به درستی فراهم خواهد شد.
۵ـ در نامه ۵۳ به این امر اشاره می فرمایند که: پیوند بین امنیّتهای متعدد با یکدیگر، به این معنا که امنیّت سیاسی و اجتماعی با امنیّت معنوی و فرهنگی و یا امنیّت شغلی و اقتصادی در ارتباط هستند و آسیب در یکی موجب آسیب در دیگری می شود؛ از این رو به فرمانداران و کارگزاران حکومت سفارش به حفظ امنیّت سیاسی، اجتماعی می کنند.
۶- درنامه۲۵ و ۵۳ نیز، تأکید بر حفظ امنیّت اقتصادی در برخورد با مردم در ادای واجبات مالی و پرداخت مالیات ها و همچنین در توجّه به صاحبان صنایع و جایگاه ایشان اشاره کردهاند.
۷- درنامه۵۳، تأکید بر امنیّت قضایی به عنوان چتر حمایتی نسبت به سایر امنیّتها در جامعه و اظهار نگرانی و خشنودی از وقایعی که موجب ناامنی در جامعه می شود و اهتمام حضرت به تأمین امنیّت جهانی اشاره شده است.
الف). توجّه به سپاهیان
یکی از وظایف حاکم اهتمام به امور ارتش و سپاهیان به عنوان حافظان امنیّت مردم و جامعه است حضرت در نامه ۵۳ به مالک اشتر می فرمایند که:
«پس سپاهیان به فرمان خدا، رعیت را دژهای استوارند و والیان را زینت و وقار، دین به آنان ارجمند است و راهها بیگزند و کار رعیت به سپاهیان قرار نگیرد و کار سپاهیان با خراجی که خدا برای آنان معین فرموده درستی نپذیرد تا بدان در جهاد با دشمن خود نیرومند شوند و کار خود را بدان سامان دهند» (نهج البلاغه، نامه۵۳ :۹۲۵).
ب). توجه به بخش اطلاعاتی ـ امنیّتی
حضرت به مالک اشتر می فرماید: از حال و کار کارگزاران اطلاع باید داشت و جاسوسی در میان آنها قرار ده و اگر یکی از کارگزاران خیانتی کرد او را تنبیه بدنی کن.
«پس بر کارهای آنان ]کارگزاران حکومتی[ مراقبت دار و جاسوسی راستگو و وفاپیشه برایشان بگمار که مراقبت نهانی تو در کارهایشان و اداره کننده آنهاست به رعایت امانت، مهربانی با رعیت و خود را از کارکنانت واپای، اگر یکی از آنان دست به خیانتی گشود و گزارش جاسوسان تو بر آن خیانت همداستان بود بدین گواه بسنده کن و کیفر او را با تنبیه بدنی بدو برسان و آنچه به دست آورده بستان» (نهج البلاغه ،نامه۵۳ :۹۳۵).
ج). استقبال از صلح و ترک مخاصمه
«از صلحی که دشمن تو را بدان خواند و رضای خدا در آن بود، روی متاب که آشتی سربازان تو را آسایش رساند و از اندوهیات برهاند و شهرهایت ایمن ماند» (همان ،۹۵۴).
د). آمادگی در برابر دشمنان
«زنهار، زنهار، از دشمن خود، پس از آشتی بپرهیز که بسا دشمن به نزدیکی گراید تا غفلتی یابد و ]کمین خود بگشاید[ پس دوراندیش شو! و به راه خوش گمانی مرو و اگر با دشمنت پیمانی نهادی و در ذمّه خود او را امان دادی، به عهد خویش وفا کن» ( همان،نامه،۹۵۴:۵۳).
ه). پرهیز از خونریزی و قتل نفس
از خونریزی به ناحق پرهیز کن که گناه بزرگی است نعمت را از بین می برد، طول عمر را کم می کند و خداوند داور میان افراد است و حکومت را از ریخته شدن خون ناروا و حرام قوی نکن که باعث خفت دولت می شود:
«بپرهیز از خون ها و ریختن آن به ناروا، که چیزی چون ریختن خون به ناحق، آدمی را به کیفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نبرد و رشته ی عمر را نبرد و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داوری که میان بندگان کند، و در خون هایی باشد که از یکدیگر ریختهاند، پس حکومت خود را با ریختن خونی به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن، قدرت را به ناتوانی و سستی کشاند، بلکه دولت را از صاحب آن به دیگری بگرداند» (نهج البلاغه، نامه۵۳: ۹۵۷ ).
۴-۹-۷٫ رفاه محوری
هر حکومتی با هر ایده و شکلی، تحقّق حداقل زندگی برای عموم جامعه و فراهم آوردن رفاه و آسایش همگانی را از اهداف اساسی خود قرار می دهد. در حکومت اسلامی که هدف اصلی نیل جامعه و آحاد مردم به سوی تعالی و کمال است، تأمین رفاه و آسایش در اولویت قرار می گیرد تا مسیر تعالی انسانها هموار گردد.
در اینجا به نمونه هایی از توجه امام به رفاه و آسایش جامعه اشاره می کنیم:
۱- حضرت در خطبه ۱۳۶، به اصلاح امور مردم و اصلاح (عمران و آبادی) شهرها و در واقع تأمین رفاه و آسایش مردم، را از اهداف عمده حکومت می شمارند.
۲- در نامه ۵۳ ایشان خطاب می کنند که با توزیع درست درآمدها و صرف آنها در عمران و آبادانی، زمینه رفاه همگانی فراهم می شود.
۳- ایشان در نامه ۱۰۴، از وظایف امام و حاکم جامعه اسلامی، رساندن سهم آحاد جامعه از بیت المال و منابع عمومی درآمد به آنها می دانند که این شرط اساسی تحقّق رفاه همگانی محسوب میشود. چنانچه حکومت برای توزیع منابع مالی، برنامه درست و جامعی نداشته باشد، بخش زیادی از ثروتها و منابع درآمدزا در اختیار اقلیتی قرار خواهد گرفت و جنگ، فقر و عنا، مانع تحقیق رفاه عمومی خواهد شد.
۶- درخطبه ۳۴، از حقوق واجب مردم بر حکومت، صرف بیت المال برای مصارف عمومی جامعه برای فراهم کردن رفاه و آسایش است، اشاره شده است.

سیس

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

دسترسی به منابع مقالات : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

«به مردم نگو به من فرمان دادند من نیز فرمان می دهم پس باید اطاعت شود» (همان، نامه ۵۳: ۹۱۵ ).
۴-۸-۲٫ دولت (قدرت سیاسی) از دیدگاه نهج البلاغه
هر جا بحث از دولت است در واقع به جایگاه قدرت سیاسی هم اشاره دارد. از این رو به قدرت سیاسی در نهج البلاغه نیز می پردازیم:
در فرهنگ اسلامی، حکم، حاکمیّت، ولایت، اعمال قدرت و سلطه اولاً و با لذات از آن خداست.«انّ الحکم الا الله»، حکمرانی فقط از آن خداست (انعام، آیه ۵۷).
«الله ولی الّذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»، خداوند ولی (اختیاردار) کسانی است که ایمان آوردند، آنان را از ظلمت (کفر و جهل) به نور ایمان و معرفت هدایت می کند (بقره،آیه ۲۵۷).
قدرت سیاسی که در نهج البلاغه مورد توجه است، حاکمیّت با واسطه و نهادینه شده می باشد که مبتنی بر حاکمیّت الله شریعت و ارزش های اسلامی است. حضرت تملّک خصوصی بر قدرت را مورد توجه قرار نمی دهد، بلکه هدفش از داشتن امامت مسلمان، اصلاح امّت و اجرای عدالت میداند (ماندگار،۱۳۸۶ :۱۸۷).
«به خدا سوگند که اگر شب ها را بر بستر خارهای سعدان به سر ببرم و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو کشیده شوم خوش تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت در حالی ملاقات کنم که به بعضی از بندگان ستم کرده، یا چیزی از اموال عمومی را غضب کرده باشم آخر براین تن خاکی – که بند بند آن به پوسیدگی می شتابد و دورانی بس دراز در زیر تودههای خاک می ماند_ چگونه به کسی ستم روا دارم» (نهج البلاغه، خطبه۲۱۵ :۶۳۸).
حضرت علی (ع) قدرت سیاسی را برای اجرای عدالت، برقراری امنیّت، خدمت به دین، حفظ وحدت و همدلی وشایسته سالاری می داند:
الف ). اجرای عدالت
حضرت راجع به اجرای عدالت می فرمایند:
«محبوب ترین امور در نزد تو (به عنوان زمام دارلااسلام) باید معقولترین آنها در حق و فراگیرترین آنها در عدل و جامع ترین آنها برای رضایت مردم جامعه باشد» (همان، نامه ۵۳ :۹۱۸ ).
ب). برقراری امنیّت
امام در فراهم کردن امنیّت اجتماعی و سیاسی هر نوع خودکامگی در عرصهی حکومت را زیر پا گذاشت آنجا که می فرماید: «با من چنان که با جبّاران و ستمکاران سخن می گویند، سخن رانید و چنان که با مستبدان محافظه کاری می کنند از من کناره بجویند» (نهج البلاغه، خطبه ۲۰۷: ۶۰۷ ).
ج). خدمت به دین
حضرت این مهم را به عنوان حق مردم بر حکومت یاد میکند (همان، خطبه ۱۶۸: ۴۶۳ ).
د). حفظ وحدت و همدلی
از علل عمده شکست حکومت ملّتها وجود تفرقه و فقدان همدلی در جامعه است. که از آثار سوءاستفاده از قدرت است از این رو حضرت در خطبه ۲۳۴ با توجه به مطالعه علل پیروزی و شکست ملتها در تاریخ، حفظ وحدت و همبستگی را که ثمره استفاده بهینه از قدرت سیاسی است مورد تأکید قرار می دهد.
ه). شایسته سالاری
در این باره به طور مفصل اشاره خواهد شد.
۴-۸-۳٫ مردم از دیدگاه نهج البلاغه
واژه رعیت و مردم علی رغم مفهوم منفوری که تدریجاً در زبان فارسی به خود گرفته است، مفهومی زیبا و انسانی داشته است. استعمال کلمه ی راعی را در مورد «حکمران »و کلمه رعیت را در مورد «توده محکوم» اولین مرتبه در کلمات رسول اکرم و سپس به وفور در سخنان علی (ع) می بینیم.
««رعیت» از ماده رعی است که به معنای حفظ و نگهبانی است. به مردم از آن جهت کلمه ی رعیت اطلاق شده است که حکمران عهدهدار حفظ و نگهبان جان و مال و حقوق آزادی آنهاست»(مطهری، ۱۳۸۹: ۱۳۳).
«حکومت بدون مردم و خواست ایشان تحقّق نمییابد و بدون اقبال و رأی آنان مقبولیّت پیدا نمیکند بدون حضور مشارکت همه جانبه مردم به درستی اداره نمیشود و بدون محور قرار دادن مردم حکومت سلامت نخواهد داشت بنابراین مردم سه نقش عمده دارند:
۱- نقش ایجادی که این نقش را با بیعت ایفا میکنند.۲- نقش ابقایی که با همراهی، مشارکت و اطاعت در صدد ابقای آن بر می آیند.۳- در خطبه های ۴۳،۱۶۵،۱۶۷ونامه ۱و۷۹ نقش اصلاحی که با نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر، مشورت و استیضاح آن را اعمال می کندمشاهده می شود.
مالک اصل در مشروعیت سیاسی این است که نظام سیاسی بر اساس خواست و رضایت مردم باشد و به جایگاه و حقوق ایشان احترام بگذارد و در جهت مصالح مردم و رشد و تعالی ایشان گام بردارد» (ماندگار،۱۳۸۶ : ۲۰۰-۲۰۱)
۴-۸-۳-۱٫ بیعت
بیعت به معنای عهد و پیمان تعریف شده است.«بیعت مردم با رهبر و امام، صرفاً به معنای قبول و پذیرش امامت و رهبری جامعه مسلمین نیست، بلکه نوعی پیمان و میثاق است که بر اساس آن اطاعت و پیروی از امام نیز واجب شمرده میشود. مسلمین بر اساس بیعت با امام خود باید همراهی و پیروی و اطاعت از دستورات امام مسلمین را برخود فرض وواجب بشمارند» (سلمانی کیاسری،۱۳۸۵: ۱۲۸)
علی (ع) از ابتدای پذیرش حکومت بنا را بر آگاهی جمعی و انتخاب آگاهانه و به میل و اراده مردم قرار داده بود و در این زمینه می فرماید:«مردم بدون اکراه و اجبار بلکه به اطاعت و اختیار با من بیعت کردند» (نهج البلاغه، نامه ۱: ۷۳۹).
«معمولاً حکومت ها خواست و اراده ی خود را بر مردم تحمیل میکنند ولی در عصر حکومت علی (ع) قصه برعکس بوده یعنی هیچ نمونهای دال بر تحمیل حکومت و رهبری بر مردم وجود ندارد اما نمونههایی وجود دارد که مردم خواست و تمایل خویش را به رهبر و حکومت تحمیل کردند به عنوان مثال : در جنگ صفین بوده زمانی که پایههای کفر و نفاق در حال فرو ریختن بود و خیمه کفر در چند قدمی
.
هدم و نابودی قرار داشت. افکار خشک و بی روح کوفیان متأثر از حیله عمروعاص شدند و علی (ع) را وادار به توقف در جنگ نمودند» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۴۰).
به شهادت تاریخ و با تأیید علمای شیعه و سنّی در کتاب معتبرشان علی (ع) از سوی رسول خدا در روز عید غدیرخم با وحی از جانب خدا به ولایت و رهبری مسلمین بعد از پیامبر منصوب شد و پیامبر ضمن ابلاغ پیام الهی مردم را دعوت و امر به بیعت با علی (ع) نمود سپس مشروعیت رهبری و ولایت علی (ع) با نصب الهی و ابلاغ آن از سوی پیامبر تحقّق پیدا کرد. لذا امامت علی (ع) از جانب خدا بوده و عملاً مردم در امامت و رهبری و مشروعیت آن نقشی نداشتهاند. البته پس از ابلاغ پیام الهی مردم از سوی رسول خدا امر به بیعت شدند و زن و مرد در آن روز با علی بن ابیطالب (ع) به عنوان جانشین و رهبر امّت اسلام بعد از پیامبر اکرم (ص) بیعت نمودند.
دوّم: جریان رهبری بعد از پیامبر خدا، دستخوش توطئه و انحراف شده و عملاً مردم از امامت خود محروم ماندند و حق مسلّم آن حضرت، به رأی سقیفه تصاحب و غصب گردید در این زمینه عبارات فراوانی در نهج البلاغه وجود دارد که در ذیل به ذکریک نمونه اشاره می شود:
می فرماید: «به خدا سوگند؛ هرگز فکر نمی کردم به خاطرم خطور نمی کرد که عرب بعد از پیامبر امر امامت و رهبری را از اهل او برگردانند یا آن را از من دور سازند» (نهج البلاغه، نامه۶۲: ۹۸۱ ).
سوم: پس از عثمان مردم سراسیمه به سوی علی (ع) شتافتند و خواستار بیعت با او بودند حضرت ابتدا از پذیرش امتناع نمود وبا اصرار مردم مسوولیت حکومت را پذیرفت (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۴۴).
۴-۹٫ مبانی حقوق متقابل دولت ومردم

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.