برچسب: سلسله مراتبی

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای …

با توجه به سلسله مراتب طراحی شده جهت فعالیتها و هزینه ها، ذکر این نکته ضروری است که اگر ارزش افزوده خدمات ارائه شده در سطوح بالای این سلسله مراتب ایجاد گردد (فعالیت سطح دسته محصول) میزان خطا و انحراف پذیری آن بسیار پایین است، ولی اگر میزان ارزش افزوده در سطح پایین این سلسله مراتب (فعالیتهای سطح نگهداری) ایجاد شود، درجه خطا و انحراف آن بالا است. جهت درک بهتر اجزاء تشکیل دهنده هر کدام از این فعالیتها و چگونگی ارتباط سلسله مراتب هزینه ها و فعالیتها با یکدیگر هرکدام از این سطوح هزینه ها، تشریح می شود.
مراکز فعالیت سطح هزینه ها هزینه ها
شکل شماره(۲-۷) سلسله مراتب فعالیتها و هزینه ها در شرکت فرودگاهها
۱- هزینه های سطح واحد
این هزینه ها در پایین ترین سطح سلسله مراتب هزینه قرار دارد و با توجه به ارائه هر نوع خدمت می تواند متفاوت باشد. هزینه های سطح واحد فقط مربوط به یک هدف خاص است. به عنوان مثال در یک فرودگاه، هزینه سطح واحد ممکن است مربوط به ارائه خدمات ناوبری به یک پرواز باشد که دارای ارتباط مستقیم با تغییرات در حجم آن است. از جمله این هزینه ها می توان هزینه حقوق و دستمزد کنترلر و استهلاک دستگاههای ناوبری را نام برد. این هزینه ها از نظر تغییر پذیری با حجم خدمات ارائه شده در بالاترین درجه پیوستار تغییرپذیری قرار دارد و با تعداد پرواز دارای ارتباط مستقیم می باشد.
۲- هزینه های سطح دسته
این هزینه ها شامل هزینه هایی است که برای یک دسته و یا یک گروه از پروازها، یا مسافرین انجام می شود و قابل تخصیص به یک پرواز و یا یک گروه از مسافران نمی باشد. از جمله این هزینه ها می توان هزینه های استهلاک ساختمان های اداری را نام برد. این گروه از هزینه ها ارتباط خیلی مستقیمی با تعداد پرواز هر فرودگاه نخواهد داشت.
۳- هزینه های سطح نگهداشت خدمات
هزینه هایی است که برای اداره کردن سطوح ذکر شده مورد نیاز می باشد. این هزینه ها معمولاً به طور دائمی برای ارائه خدمات ایجاد نمی شود و معمولاًدوره ای است، و ارتباط زیادی با حجم فعالیتها ندارد. از جمله این هزینه ها می توان هزینه واحد تاسیسات فنی فرودگاه و یا استهلاک باند و سطوح پروازی فرودگاه را نام برد.
۴- هزینه های سطح نگهداشت شرکت
این هزینه ها برای اداره کردن سیستم مراقبت پرواز در سطوح بالا مورد نیاز می باشد و قابل تخصیص به یک فرودگاه، اداره یا پرواز و مسافر خاص نیست. از نظر ماهیتی، این هزینه ها معمولاً ثابت است. از جمله این هزینه ها می توان هزینه های معاونت عملیاتی، معاونت خدمات فرودگاهی و یا معاونت توسعه مدیریت و منابع را نام برد. از نظر درجه تغییر پذیری، همانطور که در روی پیوستار شکل (۳-۶) ملاحظه می گردد، این هزینه دارای کمترین درجه تغییر پذیری با حجم فعالیتهایی است که در رابطه ارائه خدمات فرودگاهی انجام می شود. این هزینه ها در اصطلاح سیستم سنتی به عنوان هزینه های ثابت در نظر گرفته می شوند.
طبقه بندی سطح فعالیتها
همانطور که در رابطه با هزینه ها ملاحظه گردید فعالیتهای سازمانی نیز می توانند بر حسب سطح سلسله مراتبی طبقه بندی شوند. طبقه بندی فعالیتها بر حسب سطوح می تواند به مدیریت و اداره کردن فعالیتها که یکی از اجزاء کلیدی موفقیت در استفاده بهینه از سیستم ABC است کمک زیادی کند. با توجه به اینکه فعالیتهای متنوع و متعددی در سطوح مختلف سازمانی انجام می شود، بنابراین جهت استفاده مطلوبتر از اطلاعات فراهم شده، فعالیتها باید در سطح سازمان طبقه بندی گردند. در سطوح عملیاتی از اطلاعات جزئی و خرد برای اداره کردن و کنترل فعالیتها استفاده می گردد، اما در سطوح بالاتر از اطلاعات کلی تر استفاده می شود. به عنوان مثال رئیس مرکز کنترل فضای کشور برای کنترل و بهبود فعالیتها نیاز به اطلاعات جزئی در مورد هزینه ها، عملکردها و فعالیتهای روسای ادارات و کارکنان موجود در بخش خود دارد. اما استفاده از این اطلاعات برای معاونت عملیات هوانوردی ممکن است چندان مفید نباشد. بنابراین تهیه اطلاعات بدون توجه به سطوح استفاده از آن، باعث عدم کارآیی اطلاعات تهیه شده می گردد. برای این منظور سیستم ABC فعالیتها را با توجه به خصوصیات آنها طبقه بندی می کند. سیستم ABC معمولا ۴ سطح طبقه بندی فعالیتها را درنظر می گیرد. این سطوح عبارتند از:
۱- فعالیتهای سطح خرد(سطح جزئی)
این فعالیتها نشان دهنده اطلاعات، در مورد جزئی ترین کارهای انجام گرفته در یک سازمان است. این اطلاعات معمولاً در سطوح عملیاتی سازمان تهیه می شود و کاربرد آن نیز عمدتاً جهت کارمندان و سرپرستان سطوح عملیاتی سازمان است. مانند کنترل کردن وضعیت ترافیک هوایی و برنامه پروازی توسط کارشناس اداره اجازه پروازها جهت صدور مجوز پرواز.
۲- فعالیتهای سطح میانی
این فعالیت عمدتاً شامل چندین فعالیت جزئی در سازمان است. در صورتی که حجم این فعالیتها زیاد باشد، طبقه بندی فعالیتهای جزئی به فعالیتهای سطح متوسط، می تواند در تصمیم گیری ها مفید واقع گردد. مانند تهیه بودجه جاری برای اداره کل تسهیلات و تجهیزات فرودگاهی.
۳- فعالیتهای سطح کلان(ماکرو)
این فعالیت شامل فعالیتهایی است که از چندین فعالیت جزئی و متوسط مرتبط با هم تشکیل شده است. این اطلاعات برای تصمیم گیری ها در سطوح بالای سازمانی بکار گرفته می شود. مانند تهیه یک بخشنامه خاص جهت اعمال تخفیف های تجاری در سطح کلیه فرودگاههای کشور.
۴- فعالیتهای سطح هدف هزینه
این فعالیتها در جهت رسیدن به هدف هزینه ( ارائه خدمت و یا برآوردن نیازهای مشتری ) انجام می شوند. فعالیتهای سطح هدف در سازمان معمولاً از چند فعالیت کلان (ماکرو) تشکیل شده است. اطلاعات تهیه شده در این سطح جهت تصمیم گیری های استراتژیک در سازمان کاربرد دارد. از جمله این فعالیتها می توان تعیین طرح و خط مشی پذیرش طرح های سرمایه گذاری بخش خصوصی در فرودگاههای کشور را نام برد.
مراحل طراحی مدل و بکارگیری سیستم ABC
طراحی مدل یکی از مهمترین مراحل در اجرای سیستم ABC است. درصورتی که سیستم به طور صحیح طراحی و اجرا گردد، می‌توان به مزایای حاصل از بکارگیری آن در سازمان دست یافت.
در مرحله طراحی سیستم، طراحی فعالیتها، باید طوری انجام شود که کمترین هزینه و پیچیدگی را داشته باشد. بطوریکه سیستم طراحی شده، فراهم‌کننده اطلاعات جزیی در تمامی سطوح فعالیتها و در راستای بهبود فرآیندها باشد. علاوه براین سیستم طراحی شده تاحد امکان باید ساده باشد، اما نه خیلی ساده، چون در این صورت اطلاعات حاصل ازآن کیفیت زیادی نخواهد داشت. بطورکلی برای طراحی مدل، مراحل زیر را باید در نظر گرفت:
۱- تعریف هدف هزینه با توجه به نوع سازمان.
۲ـ تعریف مراکز فعالیت و گروه بندی فعالیتها در داخل مراکز فعالیت.
۳ـ آنالیز فعالیت در داخل مراکز فعالیت جهت مشخص کردن فعالیتهای مربوط به هر کدام از اهداف هزینه.
۴- شناسایی منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها و خصوصیات هر کدام از منابع.
۵ـ تعریف و شناسایی محرک منابع.
۶- عملیات هزینه یابی و شناسایی هزینه ها در مراکز فعالیت.
۷ـ تعریف و شناسایی محرکهای هزینه بر حسب هر کدام از مراکز فعالیت.
۸- عملیات تخصیص هزینه ها به هدف هزینه با توجه به مراحل تخصیص چندگانه.
۹- محاسبه بهای تمام شده هدف هزینه(خدمات فرودگاهی ارائه شده، تعداد محصول تولید شده و ….)
با توجه به مراحل ذکر شده جهت طراحی و بکارگیری سیستم ABC هر کدام از مراحل تشریح می گردد:
تعیین هدف هزینه با توجه به نوع سازمان
تعریف و مشخص کردن هدف هزینه در سیستم ABC یکی از مهمترین مراحل می باشد، چون با توجه به هدف هزینه است که عملیات طبقه بندی مراکز فعالیت، آنالیز فعالیت، شناسایی هزینه ها و نهایتا تخصیص هزینه و محاسبه بهای تمام شده انجام خواهد گرفت. هدف هزینه در سیستمهای تولیدی عمدتا بر اساس محصولات تعریف می گردد و با توجه به نوع و تعداد محصولاتی که محاسبه بهای تمام شده برای آنها مهم می باشد می توان عملیات هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده را انجام داد. در صنعت فرودگاهی هدف هزینه عمدتا ارائه خدمات مختلف فرودگاهی از جمله ناوبری، نشست و برخاست، پارکینگ ، روشنایی باند و سطوح پروازی، ترمینال مسافر و بار و … می باشد. در صورتی که هدف هزینه در یک سیستم کل خروجیهای آن نباشد و یا به عبارتی محاسبه بهای تمام شده تمام خروجیها مد نظر نباشد، می بایست در مرحله اول هزینه های مشترک را به تمامی خروجیها نسبت داد و در مرحله بعد هزینه های خاص هر خروجی را که محاسبه بهای تمام شده آن مورد نیاز باشد را تعیین و در بهای تمام شده در نظر گرفت. به عنوان مثال مرکز کنترل فضای کشور به هدایت پروازهای داخلی و بین المللی به صورت همزمان می پردازد اما اگر هدف سیستم هزینه یابی محاسبه بهای تمام شده خدمات ناوبری پروازهای بین المللی باشد در مرحله اول باید سهم هر گروه از پروازها (داخلی و بین المللی) از هزینه های مشترک مشخص شده و سپس هزینه های خاص پروازهای بین المللی که بهای تمام شده آنها مورد نیاز باشد را تعیین و در بهای تمام شده در نظر گرفت.
تعریف مراکز فعالیت و گروه بندی فعالیتها در داخل مراکز فعالیت

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

پژوهش – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت …

تعریف وشناسایی مراکز فعالیت مبنای اصلی آنالیز فعالیتها و عملیات هزینه یابی است. مراکز فعالیت مجموعه ای ازفعالیت ها هستند، که در جهت بهبود و کنترل فعالیتها با هم، سازماندهی می شوند. برای تعریف و شناسایی مراکز فعالیت چندین روش وجود دارد. یکی از بهترین راههایی که می‌توان مراکز فعالیت را شناسایی و گروه بندی کرد، استفاده از نمودار سازمانی وظیفه ای سازمان است. در نمودار سازمانی فعالیت‌های مورد نیاز برای انجام کارها برحسب وظیفه از یکدیگر تفکیک و مجزا شده‌اند و برای دستیابی به ماموریت اصلی، کل سازمان بر حسب وظیفه به بخشهای کوچکتر تقسیم می شوند. برای کسب اطلاعات در مورد فعالیتهایی که در هر قسمت انجام می‌شود، می‌توان با مشاهده، مطالعه و بررسی وظایف و یا مصاحبه با مدیران و کارشناسان هر دایره نسبت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز اقدام کرد. در ایجاد مراکز فعالیت اصول زیر را باید در نظر گرفت:
قاعده اول: فعالیتهایی را که مربوط به یک بخش هستند باید با هم سازماندهی شوند. این عمل مشابه با عملیات سازماندهی فعالیت ها بر اساس نمودار سازمانی است.
قاعده دوم: فعالیت ها را بر اساس اطلاعات حاصل از هر مرکز فعالیت سازماندهی شوند. استفاده از خصوصیات مورد نیاز برای هر مرکز فعالیت در این مرحله می تواند به سازماندهی فعالیتها کمک زیادی کند. علاوه براین استفاده از خصوصیات باعث گزارش دهی در مورد فعالیتها می گردد.
قاعده سوم: مراکز فعالیت باید بر اساس سلسله مراتب فعالیتها طراحی شوند. استفاده از مراکز فعالیت بصورت سلسله مراتبی باعث کاهش تعداد مراکز فعالیت و تاثیر عملی آنها بر یکدیگر می شود. این طبقه بندی به استفاده کنندگان کمک می کند، که روی سطوح مختلف اطلاعات احاطه داشته باشند.
تعریف و شناسایی فعالیت‌ها در هر کدام از مراکز فعالیت تعریف شده بستگی به هدف یا اهداف طراحی سیستم ABC دارد. اگر هدف از طراحی سیستم، تعیین اهداف استراتژیک سازمانی باشد، طراحی مدل و فعالیت‌ها باید درجهت تخصیص صحیح هزینه‌ها به هدف هزینه باشد. اما اگر هدف از طراحی مدل بهبود بخشیدن به فرآیندها باشد طراحی مدل باید در جهت فراهم‌آوردن اطلاعات در مورد فعالیت‌ها و هدف هزینه باشد.
برای شناسایی و طبقه بندی فعالیتها در مراکز فعالیت باید اصول زیر را در نظر گرفت:
قاعده اول : هماهنگ کردن جزئیات فعالیت ها با اهداف مدل
تعریف و شناسایی فعالیتها باید با توجه به هدف مدل انجام شود چون می توان فعالیتها را از سطح خیلی جزئی تا سطح کلی تعریف نمود و یا می توان فعالیتها را در سطح خیلی جزئی تعریف نمود و سپس با توجه به طبقه بندی آنها در فعالیتهای کلان (ماکرو)، جزئی بودن فعالیتها را تا حد مورد نیاز تقلیل داد. در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت اگر هدف از شناسایی فعالیتها، بهبود بخشیدن به آنها باشد بهتر است فعالیتها را در سطح خیلی جزئی (میکرو) تعریف کرد، ولی اگر هدف محاسبه بهای تمام شده و تعیین اطلاعات برای تصمیم گیری های استراتژیک باشد، بهتر است که فعالیتها در سطح کلی (ماکرو) تعریف شوند.
قاعده دوم : طبقه بندی فعالیتها
اگر اهداف در نظر گرفته شده برای سیستم با یکدیگر تضاد داشته باشند. بهتر است که طبقه بندی فعالیتها بصورت فعالیتهای کلان (ماکرو) باشد. مثلا اگر هدف از تجزیه و تحلیل فعالیتها ایجاد بهبود و تعیین اهداف استراتژیک باشد، از آنجا که دستیابی به این دو هدف با توجه به سطح اطلاعات مورد نیاز برای هر کدام از اهدف باعث ایجاد تضاد خواهد شد، بهتر است فعالیتها را بر حسب فعالیتهای کلان (ماکرو) طبقه بندی کرد. چون این فعالیتها در بر گیرنده فعالیتهای جزئی مرتبط به هم نیز می باشد. برای تبدیل فعالیتهای جزئی (میکرو) به فعالیتهای کلان (ماکرو) اصول زیر باید در نظر گرفته شود:
۱-فعالیتها باید در یک سطح مشابه باشند.
۲- فعالیتها باید از محرک هزینه مشابه استفاده کنند.
۳- فعالیتها باید دارای هدف مشترک باشند.
قاعده سوم : ترکیب فعالیتها با یکدیگر تا حد امکان
فعالیتهایی که در جهت رسیدن به یک هدف باشند و از مبنای مشترک برای تسهیم هزینه ها استفاده می کنند، می توانند با همدیگر ترکیب شوند. چون با ترکیب فعالیتها علاوه براینکه می توان به هدف تعیین شده دست یافت، سطح جزئی بودن اطلاعات در سازمان نیز تا حد ممکن کاهش می یابد. ترکیب فعالیتها با یکدیگر مستلزم رعایت اصول زیر است :
۱- فعالیتهای که با یکدیگر ترکیب می شوند، باید دریک سطح مشابه باشند، مثلاً نمی توان فعالیتهای را که در سطح جزئی انجام می شوند را با فعالیتهایی که در سطح کلی انجام می شوند را با یکدیگر ترکیب کرد.
۲- ترکیب فعالیتها باید طوری انجام شود، که با استفاده از یک مبنای فعالیت، بتوان هزینه های سربار را به فعالیتهایی که در سطح خرد یا کلان (ماکرو) تقسیم بندی شده اند، تخصیص داد.
۳- فعالیتهایی که با هم ترکیب می شوند، باید دارای هدف مشترک باشند و همگی در جهت تکمیل و ارائه یک نوع خدمت به استفاده کنندگان خاص باشند. مثلاً انجام فعالیتهای مربوط به امور اقتصادی و بازرگانی فرودگاهها را نمی توان با فعالیتهای مربوط به تدارکات آنها ترکیب کرد.
آنالیز فعالیت در داخل مراکز فعالیت جهت مشخص کردن فعالیتهای مربوط به هر کدام از اهداف هزینه
در این مرحله با توجه به هدف هزینه تعیین شده فعالیتهای موجود در هر کدام از مراکز فعالیت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. هدف از آنالیز فعالیت شناسایی فعالیتهایی است که برای انجام هر کدام از اهداف هزینه بکار گرفته می شوند، تعیین حجم فعالیتهای مورد نیاز برای انجام هدف هزینه و شناسایی خصوصیتهای فعالیتهای مورد نیاز برای انجام هدف هزینه می باشد. آنالیز فعالیت همچنین اطلاعات مفید و ارزشمندی را نیز در رابطه با بهبود عملکردها و فرآیندها در اختیار مدیریت قرار می دهد.
شناسایی منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها و خصوصیات هر کدام از منابع
در این مرحله با توجه به هدف هزینه های تعریف شده و یا خروجیهای سیستم، منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها مشخص می گردد. از جمله نوع منابع، حجم منابع بر حسب هر کدام از خروجیها، منابع مورد نیاز مستقیم و غیر مستقیم، ماهیت منابع (ثابت و متغیر) مورد نیاز بر حسب هر کدام از اهداف هزینه و درجه تغییر پذیری منابع با توجه به اهداف هزینه تعیین می گردد.
تعریف و شناسایی محرک منابع
منظور از محرک منابع عاملی است که ارتباط بین منابع مصرف شده و هدف هزینه را بر حسب هر کدام از منابع مشخص می کند. محرک منابع تعیین کننده رابطه علّی بین منابع مصرف شده و حجم و یا تعداد هدف هزینه می باشد و با استفاده از محرک منابع می توان حجم منابع استفاده شده را به هدف هزینه نسبت داد. به عنوان مثال میزان استفاده هر کدام از واحدهای عملیاتی و اداری از تاسیسات یک فرودگاه بر اساس مبنای متراژ فیزیکی آن می باشد که بر این اساس هر چه متراژ فیزیکی بیشتر باشد، میزان استفاده نیز بیشتر خواهد بود.
عملیات هزینه یابی در مراکز فعالیت
با توجه به منابع مورد نیاز برای انجام هر فعالیت در این مرحله باید هزینه منابع مورد نیاز برای انجام فعالیتها را شناسایی کرد. عملیات هزینه یابی با توجه به نوع اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری متفاوت می باشد و می توان عملیات جمع آوری هزینه ها را از سطح بسیار جزئی تا سطح کلی جمع آوری کرد که این موضوع بیشتر به هدف هزینه بستگی دارد. در صورتی که هدف هزینه در یک سازمان واحد باشد و کلیه منابع مورد نیاز برای انجام یک هدف تخصیص یابند نیازی به جزئیات هزینه نمی باشد. به عنوان مثال اگر در یک فرودگاه صرفا خدمات نشست و برخاست هواپیما انجام می شود. و هدف ما از طراحی سیستم جمع آوری اطلاعات برای محاسبه بهای تمام شده باشد دیگر نیازی به تفکیک و ریز هزینه ها نمی باشد اما اگر در یک فرودگاه کلیه خدمات فرودگاهی وجود دارد و هر خدمت شرایط و ویژگیهای خاص مربوط به خود را دارد، نیاز است تا ابتدا ویژگیها و شرایط خاص هر خدمت شناسایی شده و سپس با توجه به هر ویژگی، عملیات هزینه یابی انجام شود تا هزینه های خاص هر خدمت مشخص گردد. برای انجام عملیات هزینه یابی با توجه به طول دوره مورد نظر می توان به دفاتر مالی و حسابداری هر فرودگاه مراجعه نمود تا هزینه ها به تفکیک طبقه بندیهای انجام شده شناسایی گردد.
تعریف و شناسایی محرکهای هزینه بر حسب مراکز فعالیت
محرکهای هزینه دقیقا عملیات مشابه محرکهای منابع را انجام می دهند با این تفاوت که محرک هزینه عامل ارتباط دهنده بین هزینه های ایجاد شده در مراکز هزینه و هدف هزینه می باشد. به عنوان مثال اگر بخواهیم سهم برج مراقبت یک فرودگاه را از هزینه های مربوط به تاسیسات آن مشخص نماییم از مبنای متراژ فیزیکی استفاده کرده و بر این اساس هزینه های تاسیسات به واحد برج مراقبت تخصیص داده می شود.
محرک فعالیت نشان دهنده تقاضا برای فعالیت ها با توجه به هدف هزینه است و برای انتخاب محرک فعالیت باید اصول زیر در نظر گرفته شود.
قاعده اول : از محرکهای فعالیتهایی استفاده شود که با نوع فعالیت مطابقت داشته باشد. مبناهای هزینه که برای تسهیم هزینه ها استفاده می شوند باید بتواند ارتباط علی بین مصرف فعالیتها و هدف هزینه را تعیین کند. مثلا اگر در انتخاب محرک فعالیت برای تخصیص هزینه های تاسیسات فرودگاه به هر بخش از مبنای “تعداد کارمندان” استفاده گردد، این مبنا نمی تواند بطور صحیح نشان دهنده فعالیتهای مصرف شده در واحد تاسیسات باشد. بلکه برای تسهیم درست هزینه ها باید از مبنا “متراژ فیزیکی مربوط به هر بخش” استفاده کرد. چون هزینه های واحد تاسیسات بیشتر با متراژ فیزیکی هر بخش ارتباط دارد نه با تعداد کارمند.
قاعده دوم : محرکهای هزینه باید بطور واقعی با فعالیتهایی که مصرف میشود ارتباط داشته باشد. از آنجا که محرک هزینه در تخصیص هزینه ها نقش اصلی را ایفاء می کند، بنابراین محرک هزینه انتخاب شده باید هزینه منابعی که برای انجام فعالیتها مصرف می شود، را تعیین کند.
قاعده سوم : تعداد محرکهای هزینه باید بطور بهینه انتخاب شود. انتخاب محرک هزینه باید طوری باشد که بتوان با استفاده ازآن هزینه های سربار را با استفاده از آن و تا حد زیادی به هدف هزینه تخصیص داد. از طرف دیگر انتخاب زیاد مبناهای هزینه علاوه بر اینکه جمع آوری اطلاعات را با مشکل مواجه می کند، باعث عدم کارآیی مدل خواهد شد.
قاعده چهارم : محرکهای هزینه باید طوری انتخاب شود که باعث بهبود عملکرد فعالیتها گردد. از مبناهای فعالیت معمولا بعنوان معیارهای سنجش عملکرد استفاده می شود. بنابراین محرکهای هزینه ای که برای تسهیم هزینه ها استفاده می شود، باید باعث بهبود عملکرد فعالیتها شود.
قاعده پنجم : از محرکهای هزینه ای استفاده شود که معیار سنجش هزینه آنها درسیستم وجود داشته باشد. محرکهای هزینه فعالیتها بر حسب نوع آنها معمولا از معیارهای سنجش هزینه متفاوت استفاده می کنند. بنابراین باید محرکهایی انتخاب گردد که اطلاعات هزینه ای آنها درسازمان وجود داشته باشد.
عملیات تخصیص هزینه های غیر مستقیم به هدف هزینه
با توجه به اینکه هزینه های مربوط به هر هدف هزینه صرفا هزینه های مستقیم نمی باشد. بنابراین باید با در نظر گرفتن هدف هزینه، هزینه های غیر مستقیم و هزینه های مربوط به بخشهای جانبی را بر حسب محرک منابع به هدف هزینه اختصاص داد تا بر این اساس کل هزینه های مربوط به هر هدف هزینه مشخص گردد. به عنوان مثال در صورتی که هدف هزینه محاسبه بهای تمام شده خدمات ناوبری در یک فرودگاه باشد، می بایست علاوه بر هزینه های مستقیم مربوط به آن که عمدتا هزینه های ایجاد شده در سطح دسته خدمات می باشد، سهم هزینه ای هر پرواز از هزینه های جانبی نظیر استهلاک دستگاههای ناوبری و همچنین هزینه های تخصیصی از طرف بخشهای ستادی شرکت به فرودگاها و نهایتا پرواز محاسبه شده تا بر این اساس سهم هزینه ای (هزینه های مستقیم و غیر مستقیم)آن محاسبه شود. برای انجام عملیات تخصیص هزینه اصول زیر را باید در نظر گرفت:
قاعده اول: تخصیص هزینه فعالیتهای نگهداری (هزینه های سطح فرودگاه) به فعالیتهایی که از آنها منتفع می شوند. از آنجا که هزینه های نگهداری قابل تخصیص به یک خدمت خاص نمی باشند. بنابراین باید با استفاده از مبناهای منطقی و مناسب، این هزینه ها به فعالیتها تخصیص یابد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.