برچسب: حقوق عمومی

بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

از دیدگاه نهج البلاغه اقلیّتها نیز حقوقی را در جامعه اسلامی دارند که حضرت در نامه های ۵۱، ۵۳ و ۱۹ و در خطبه ۲۷ به آنها اشاره می فرمایند «که اولاً کفار ذمی از حقوق عمومی باید بهره مند باشند، و ثانیاً پیمان نامهها با ایشان باید مورد احترام قرار گیرد، و ثالثاً حقوق قضایی متناسب باید در مورد ایشان رعایت شود» (ماندگار، ۱۳۸۶: ۲۴۳).
۴-۱۱٫ حقوق دولت از نگاه نهج البلاغه
در نظام اسلامی حکومت و امامت از جایگاه و نقش ویژه ای برخوردار است. حضرت نیز امامت را مایهی سامان جامعه و امام را قلب سازمان جامعه معرفی میکند (نهج البلاغه، حکمت۲۴۴: ۹۸۰). این جایگاه مقتضای حقوق متقابل بین مردم و حکومت است که پس از بررسی اجمالی حقوق مردم به حقوق حکومت در بعد سیاسی و نظامی می پردازیم.
۴-۱۱-۱٫ حقوق سیاسی حکومت
الف). پایبندی به تعهدات
همان طور که گفته شد، بیعت پیمانی است بین حکومت و مردم که بر اساس آن نظام سیاسی، مقبولیّت مردمی و مشروعیت سیاسی پیدا می کند. این پیمان تعهداتی را اقتضا دارد که طرفین باید به آن پایبند باشد
حضرت بعداز اینکه عمده ترین ویژگیهای امام جامعه را بر می شمارند، حضور تمامی مردم برای انتخاب رهبر را شرطی غیر قابل تحقق می داند و تصریح می فرمایند که آگاهان دارای صلاحیت ورأی (اهل حل و عقد، خبرگان ملّت) رهبر را انتخاب می کنند که عمل آنها بر دیگر مسلمانان نافذ است. در ادامه می فرمایند:
«آنگاه نه حاضران بیعت کننده، حق تجدیدنظر دارند و نه آنان که در انتخابات حضور نداشتند حق انتخابی دیگر را خواهند داشت» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷۲: ۴۷۲ ).
ب). سازماندهی و بازرسی و حقّ مدیریت و سازماندهی امور
اگر دولت و حکومت عهده دار جامعه باشد و این مسئولیت بر اساس توافق بین مردم و حکومت به حکومت سپرده شده باشد. بدیهی است که انجام این مسئولیت بدون اختیارات، شدنی نخواهد بود. از این رو این حقّ حکومت است که در سازماندهی امور تقسیم مسئولیّتها، نظارت و کنترل، ارزشیابی انجام مسئولیتها، عزل و نصب کارگزاران اختیار تام و کامل داشته باشد، حضرت در زمان حکومتی به مالک اشتر از این اختیار چنین سخن می گوید:
«باید برای هر نوع از کارها یک رئیس انتخاب کنی»(همان، نامه ۵۳: ۶۲۵). واین مطلب را به عنوان اختیار و وظیفه متذکر می شوند.
ج). اقامه نمازهای جمعه و عیدین
از جمله جلوههای بارز عینیت دیانت و سیاست در فرهنگ اسلامی، همین وحدت امامت سیاسی و امامت
دینی است در نامه ۵۳ حضرت به مالک اشتر قضیه نمایندگی خود از طرف رسول خدا، را متذکر شده و سفارشات پیامبر را برای او که در نمازت چگونه باش یادآوری می فرمایند.
۴-۱۱-۲٫ حقوق نظامی و دفاعی حکومت
الف). بسیج عمومی برای دفاع از نظام و قلمرو و اسلام (همکاری با امام در دفاع از نظام و قلمرو اسلامی)
حضرت در نامه مالک اشتر بسیج برای جهاد را در زمره چهار هدف حکومت تلقی می کنند «او جهاد عدوها …»
امام در خطبه جهادیه وقتی که خبر تهاجم سربازان معاویه به شهر انبار و شهادت حسان بن حسان بکری و قتل و غارت و تاراج و سستی مردم در برابر این تهاجم به امام رسید، فرمودند:
«ای مردم نمایان نامرد، ای کودک صفتان بیخرد که عقلهای شما به عروسان پرده نشین شباهت دارد، چقدر دوست داشتم که شما را هرگز نمی دیدم و هرگز نمی شناختم … و با نافرمانی و ذلت پذیری رأی و تدبیر مرا تباه کردید، تا آنجا که قریش در حق من گفت بی تردید پسر ابیطالب مردی دلیر است ولی دانش نظامی ندارد. خدا پدرشان را مزد دهد» (نهج البلاغه، خطبه ۲۷: ۹۷-۹۸).
«آیا یکی ازشما تجربه های جنگی سخت و دشوار مرا دارد؟ یا در پیکار توان پیش گرفتن از مرا داشته است؟ هنوز بیست سال نداشتم که در میدان نبرد حاضر بودم، هم اکنون که از شصت سال گذاشته ام، امّا دریغ آن کس که فرمانش را اجرا نکند، رأیی نخواهد داشت» (همان ،خطبه ۳۴: ۸۱۳ ).
این خطبه بیانگر رعایت فرمان زمامدار در امر دفاع است که کنایه از حقّ حکومت و حاکم می باشد. (ماندگار، ۱۳۸۶: ۲۴۷)
ب). عفو اسیران جنگی
از آیات و روایات استفاده می شود که عفو اسیران جنگی حق حاکم است (همان، ۲۲۸-۲۴۸).
«یا ایها النبی قل لمن فی ایدکم من الاسری» (انفال، آیه ۷۰).
از این رو در جنگ جمل، مروان بن حکم بن ابی عاص اسیر شد و از امام حسن و امام حسین خواست که برای رهایی خود نزد امیرالمومنین شفاعت کند و آن دو بزرگوار با حضرت گفتگو کردند و حضرت او را آزاد کردند (نهج البلاغه، خطبه ۷۳: ۱۶۳).
۴-۱۲٫ اوصاف منفی رهبران
«رهبر عادل و زمامدار شایسته، باید یک سری از صفات منفی و رذیله را از خود دور کند این صفات منفی رابطه مستقیمی با حکومت و رهبری او دارد. لذا نفی آن به منزلهی تضمین لیاقت و شایستگی در رهبری می باشد» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۷۱).
در نهجالبلاغه مواردی از اوصاف مثبت و منفی زمامداران در خطبهها و نامهها به صورت پراکنده ذکر شده است، امّا در خطبه ۱۳۱ نهج البلاغه چند صفت منفی به صورت منظم و مستدل بیان شده است:
«همانا شما دانستید که سزاوار نیست بخیل بر ناموس و جان و غنیمتها و احکام مسلمین ولایت و رهبری یابد و امامت مسلمین را عهده دار شود تا در اموال آنها حریص گردد و نادان نیز لیاقت رهبری ندارد تا با نادانی خود مسلمانان را به گمراهی کشاند و ستمکار نیز نمی تواند رهبر مردم باشد که با ستم، حق مردم را غضب و عطاهای آنان را قطع کند و نه کسی که در تقسیم بیتالمال عدالت ندارد زیرا در اموال و ثروت آنان حیف و میل میکند و گروهی را بر گروهی دیگر مقدم میدارد و رشوه خوار در قضاوت نمیتواند امام باشد زیرا که برای داوری با رشوه گرفتن حقوق مردم را پایمال و حق را به صاحبان آن نمیرساند و آن کس که سنّت پیامبر را ضایع می کند، لیاقت رهبری ندارد چرا که امّت اسلامی را به هلاکت می کشاند».آنچه در این خطبه به آن اشاره شده:
۱- بخیل، ۲- نادان، ۳- ستمکار، ۴- تبعیض، ۵- رشوه خوار، ۶- ضایع کننده سنّت پیامبر.
الف). کبر و غرور
انسان در خودپسندی و غرور گرفتار گرداب خطرناکی می شود خصوصاً هنگامی که انسان دارای قدرت و موقعیتی حکومتی باشد در این هنگام انسان ضعف و ناتوانی خود را فراموش می کند و قدرت خیال وسرمستی در او به وجود می آورد که خود را بی نیاز دانسته و خود را همانند بزرگی خدا می داند. حضرت در این باره می فرمایند که:
«بپرهیز که خود را در بزرگی همانند خداوند بپنداری و در شکوه خداوندی همانند او دانی زیرا خداوند
هرسرکشی را خوار می سازد و هر خودپسندی را بی ارزش می کند» (نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۱۵).
ب). بخیل
بخل یک رذیله اخلاقی است و از صفات کلید شروراست. «شخص بخیل، وقتی در صحنه اجتماع و عرصه حکومت ظاهر میشود، آثار منفی این صفت شیطانی متوجه مردم و حکومت خواهد شد، زیرا بخل، زمینه ساز حرص است وقتی شخص بخیل عهده دار حکومت خود است به اموال مردم حریص خواهد شد و اموال عمومی طعمهی بخل خواهد شد و در جای مناسبش خرج نخواهد شد» (سلمانی کیاسری، ۱۳۸۵: ۱۸۰).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.