برچسب: حرز

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

گذشت نتیجهی نرم خویی است. پادشاه در صورتی که گذشت نداشته باشد نمی تواند پیروان صادق و وزیران لایق و مشاوران دلسوز در اطراف خود جمع کند:
«ثقت خردمندان به چهار کس مستحکم نگردد: ماری آشفته و ددی گرسنه و پادشاهی بی رحمت و حاکمی بی دیانت … (اقیلو زوی الهیئات عثراتهم)، از لغزشها و خطاهای خداوند خصال پسندیده در گذرید» (همان، ۳۸۵ ).
۴-۲۸-۱۶٫کم آزاری
پادشاه باید کم آزار باشد تا بتواند راحت و امن زندگی کند.
«… بر رنج دیگران صبر کن چنان که بر رنج تو صبر کردند … کما تدین تدان: همانگونه که پاداش کیفر می دهی به تو پاداش یا کیفر داده می شود. هرچه کرده شود مکافات آن از نیکی و بدی براندازه کردار خویش چشم می باید داشت. اخلاق خود را به رفق و کم آزاری آراسته گردان وخلق را مترسان تا این توانی زیست» (منشی،۱۳۸۶: ۳۳۶-۳۳۷).
۴-۲۸-۱۷٫ استماع سخن ناصحان
نویسنده کلیله و دمنه پادشاه موفق را کسی می داند که سخن نصیحت کنندگان را به خوبی گوش فرا دهد:
«پادشاه موفق آن است که تأمّل او از خواتم کارها قاصر بیاید و نظر بصیرت او به اواخر اعمال محیط گردد و نعمت به اختیار کم آزاری و ایثار نکوکاری مصروف دارد و سخن بندگان ناصح را استماع نماید» (همان، ۳۷۹).
۴-۲۸-۱۸٫ اجتناب ازغدر وبی قولی
از عیوب پادشاهان غدر و بی قولی است و پادشاه سایه آفریدگار در زمین هستند و باید از اینگونه صفات بر حذر باشند:
«هیچ عیوب ملوک را چون غدر و بی قولی نیست که ایشان سایه آفریدگارند عزاسمه در زمین و عالم بی آفتاب عدل ایشان نور ندهد و احکام ایشان در دماء و فروج و جان و مال رعایا نافذ باشد» (همان، ۲۰۵).
۴-۲۸-۱۹٫ نیکویی کردن در حال قدرت
اگر کسی در حال قدرت، نیکویی به دیگران راتوجّه نکند، همیشه گرفتار غم و اندوه است:
«دو تن همیشه اسیر اندوه و بسته غم باشند: یکی آنکه نعمت به بدکرداری مصروف دارد و دیگر آنکه در حال قدرت، نیکویی کردن فرض نشمرد. مدّت دولت و تمتّع نعمت به دنیا ایشان را اندک دست دهد و غم و حسرت در آخرت بسیار»(همان، ۳۸۰).
۴-۲۸-۲۰٫ تشویق و تنبیه و فواید آن
از دیگر اخلاق سیاسی پادشاه تشویق و تنبیه افراد می باشد. تشویق و تنبیه در ایجاد انگیزه تلاش و سوق جامعه به سمت سازندگی و حقمحوری تأثیر به سزا دارد و فرو گذاشتن این اصل، جامعه را به سوی انحطاط و عقب ماندگی سوق خواهد داد. نویسندهی کلیلهو دمنه تشویق را امری ضروری در طبیعت میداند
«المکافات فی الطبیعه واجبه» (منشی،۱۳۸۶ :۳۲۲).
صاحب کلیله و دمنه فواید تشویق و تنبیه را اینگونه بیان می کند:
الف). عبرت سرکشان
تنبیه سرکشان، مایهی عبرت و تسلیم است: «جماعتی که خویشتن در محل لذات دارند اگر اندک نخوتی و تمرّدی اظهار کنند در تقدیم و تعریک ایشان آن مبالغت رود که عزت و هیبت پادشاهی اقتضا کند. خاص و عام و لشکر و رعیت را از عجز و انقیاد آن مشاهده کند … و چون این قدرت بدیدند و سر به خطر آوردند در اکرام و انعام فراخور علو همت و فرط سیادت آن افراط فرموده می آید» (همان، ۳۹۱).
ب). پایداری حکومت
«و چون پادشاه … و مکافات نیکوکرداران و ثمرت خدمت مخلصان در شرایع جهانداری واجب شمرد و زجر متعدیان و تعریک مقصران فرض شناخت … سزاوار باشد که ملک او پایدار باشد»(همان، ۲۱۲).
تشویق و تنبیه در ادارهی کشور و رسیدن به اهداف برای حاکمان ضروری است و اگر به هر دلیل به آن توجّه شود پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت: «چه اگر یکی از این دو طرف بی رعایت گردد مصلحان کاهل و آسان گیر و مفسدان دلیر و بی باک شوند و کارهای پیچیده و اعمال اشغال و مختل و مهمل مانده و تلافی آن دشوار است» (همان، ۳۰۹).
پادشاه کلیله و دمنه به تنبیه در کنار تشویق توجه دارند در کلیله و دمنه در باب «پادشاه و برهمنان»، براهمه خائن، نیز از تنبیه پادشاه جان سالم به در نمی برند «ملک مثال داد یا ایشان را نکال کردند و بعضی را بردار کشیدند» (همان، ۳۸۷).
ج). بیم عقوبت
«پادشاه موفق آن است که کارهای او با ایثار صواب نزدیک باشد و از طریق مضایقت دور نه کسی را به حاجت تربیت کند و نه از بیم عقوبت روا دارد» (منشی،۱۳۸۶ :۱۳۳).
۴-۲۸-۲۱٫ فضیلت عفو و بخشش
یکی از مباحثی که در کلیله و دمنه آمده، عفو و بخشش است که از رابطه بین حاکم و رعیت، گفت و گو
می شود. اگر رعیت خطایی کرده درِ بخشش ،همیشه باز می باشد. البته برخی گناهان برای امنیّت جامعه مضر است. در نتیجه باید به گونه هایی رفتار شود که تابعین احساس رضایت داشته باشد. زیرا:
«ملک به تبع نتوان داشت… رعیت نیز باید بدانند که برای خطای دیگران به مرجع قانون مراجعه کند … سزاوارتر کس به قبول صحبت و سماع مظلمت ملوک و حکاماند» (همان، ۳۲۸).
«و از طرف دیگر… مخدوم چنان باید که بسطت دل او چون دریا بی نهایت و مرکز حلم او چون کوه باثبات باشد به سعایت این را در موج تواند آورد و نه فورت خشم آن در حرکت …» (همان).
«من باری خمیر خود را هرچه صافی تر می بینم و از این ابواب که بر شمرده می آید در خاطر خود اثری نمی یابم و همیشه جانب عفو من اتباع را ممهد بوده است و انعام و احسان بد خدمتکاران را مبذول» (همان، ۲۹۹).
«هر عفو که از کمال استیلا و بسطت وفور استعلا و قدرت ارزانی باشد سراسر هنر است. بدین دقیقه که بر لفظ ملک رفت در آن تفاوتی صورت نبندد. خاصه که گناهکار آن را به توبت و انابت دریافت و به بندگی و طاعت پیش آن باز رفت»(همان، ۳۲۳).
۴-۲۸-۲۲٫ عدالت به اندازه جرم
از دیگر ویژگی ها پادشاه در کلیله و دمنه درباب «شیرو گاو» که بعد از کشتن گاو به ناحق، به سراغ دمنه رفت و وی را به دست قاضی عادل سپرد که با شواهد در مورد گناه وی نظر داده و وی رامجازات کنند
«اگر آن از جهت تو بر سبیل ابتدا رفتی تحرز نیکو نمودی ولکن چون بر سبیل قصاص و جزا کاری پیوستی و قضیت معدلت همین است» (منشی،۱۳۸۶: ۲۹۱).

سیس

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

سایت مقالات فارسی – سحروکهانت در قرآن و حدیث وحدیث۹۳- قسمت ۲۱

اهورامزدا برای‌ باطل‌ کردن‌ ساحری‌ دشمن‌، او را به‌ مالیدن‌ پر این‌ مرغ ‌ به‌ تن‌ سفارش‌ کرد.[۱۷۵]
زنان‌ عرب‌ برای‌ سحرزدایی‌ و دور کردن‌ هر گونه‌ گزند، از استخوان‌های‌ سر مردگان‌ و حیوانات‌ همچون‌ طلسم‌ِ باطل‌ سحر استفاده‌ می‌کردند و انواعی‌ از آن‌ را در سفر و حضر با خود همراه‌ داشتند.[۱۷۶]
گردن‌بند طلسم‌ از برنز
مُهره‌: کاربرد خرزات‌ یا مهره‌های‌ باطل‌ سحر از دیرباز در میان‌ ایرانیان‌ و اعراب‌ رایج‌ بوده‌ است‌.
در کتاب‌ روایات‌ پهلوی‌ درباره خواص‌ جادویی‌ مهره‌ها برحسب‌ رنگ‌ آن‌ها، در جذب‌ خیر و مهر و محبت ‌ یا دفع‌ نوعی‌ شر سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌.[۱۷۷]
آقاجمال‌ خوانساری‌[۱۷۸] از مهره‌های‌ کبود خوش‌ رنگ‌، مهره سفید و مهره باباغوری‌ (سنگی‌ مدور سیاه‌ و سفید) در شمار باطل‌ سحرها نام‌ برده‌ است‌. [۱۷۹]،[۱۸۰]،[۱۸۱]
گوهر و زیور
در جامعه‌های‌ اولیه‌ گوهرها و زیورهای‌ آرایشی‌ مانند گردن‌بند، گوشواره‌، دست‌بند، بینی‌آویز، حلقه لب‌ و خلخال (پای‌ برنجن‌) و آویزه‌های‌ آن‌ها را دارای‌ خاصیت‌ جادویی‌ و سحرزدایی‌ می‌دانستند و به‌ بدن‌ انسان ‌ یا حیوان ‌یا ابزارهای‌ کار و اسباب‌ خانه‌ و جز آن‌ها می‌آویختند، و یا پای‌ درختان‌ میوه و کنار محصول‌ سبز و رویا می‌نهادند.
بابلی‌ها حتی‌ مردگان‌ خود را در برابر حمله دیوان‌ و ارواح‌ خبیث‌ با چنین‌ زیورهایی‌ طلسم‌ پوش‌ می‌کردند.
گاهی‌ چهره مردگان‌ را نقاشی‌ می‌کردند که‌ احتمالاً همچون‌ طلسمی‌ به‌ کار می‌رفت‌ بعدها، انواع‌ طلسم‌ نقشدار فلزی‌، پوستی‌ و کاغذی‌ که‌ با شکل‌ها و نشان‌های‌ رمزی‌ و اعداد و اوراد آراسته‌ بود، جای‌ زیورهای‌ طلسم‌گونه‌ را گرفت‌.
مو و ناخن‌
برخی‌ از اقوام‌ جهان‌ مو و ناخن ‌ را در شمار اندام‌های‌ زنده‌، و برخی‌ دیگر در شمار اندام‌های‌ مرده‌ می‌پنداشتند و آن‌ها را همچون‌ طلسم‌ در جادو کردن‌ اشخاص‌ و دستیابی‌ یا زیان‌ رساندن‌ به‌ آن‌ها به‌ کار می‌بردند.[۱۸۲]
در بسیاری‌ از فرهنگ‌های‌ جوامع‌ امروزی‌، از جمله‌ فرهنگ‌ عامه ایران‌، مو و ناخن‌ را دارای‌ نیروی‌ جادویی‌ می‌پندارند و آن‌ها را همچون‌ طلسم‌ و رزم‌ افزاری‌ اهریمنی‌ می‌شمارند.
مردم‌ عامه‌ موی‌ و ناخن‌ گرفته‌ شده‌ را روی‌ زمین‌ نمی‌اندازند، بلکه‌ در جایهایی‌ مانند شکاف‌های‌ دیوار پنهان‌ می‌کنند تا از دسترس‌ جادوگران‌ و دشمنان‌ دور بمانند.[۱۸۳]
تندیس‌ و پیکره‌
ساختن‌ عروسک‌ و تندیس‌ مومی‌ و کاربرد آن‌ در اعمال‌ جادویی‌ و مقاصد تخاصمی‌ در بیش‌تر فرهنگ‌های‌ قدیم‌ و جدید، از جمله‌ ایران‌، بابل‌، هند، مصر، افریقا و اروپا عمومیت‌ داشته‌ است‌.
مثلاً جادوگر پزشکان‌ بابلی‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ ارواح‌ و دیوان‌ از تن‌ بیمار، تندیس او را می‌ساختند و با خواندن‌ و دمیدن‌ افسون‌های‌ مخصوص‌ دیوان‌ زیانکار را از تن‌ بیمار به‌ تندیس‌ او می‌راندند.
کاهنان‌ عبرانی‌ نیز دیو ناخوشی‌ را با طلسم‌ و افسون‌ از تن‌ بیمار به‌ درون‌ تندیس‌های‌ مومی‌ یا بزغاله‌های‌ کشته‌ شده‌ می‌کردند.
در مصر باستان‌ و در عهد عتیق‌ و میانه‌ برای‌ آسیب‌ رساندن‌ یا نابود کردن‌ دشمن‌، تمثال‌ و اشیاء مربوط به‌ او را با خار و سنجاق‌ سوراخ‌ می‌کردند.
همچنین‌ تندیسی‌ شبیه‌ دشمن‌ از موم‌ می‌ساختند و آن‌ را در آتش‌ می‌انداختند.
طلسم‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌
اعتقاد به‌ چشم‌ زخم‌ و نظرزدن‌، میان‌ اقوام‌ جهان‌ رواج‌ داشته‌، و در بیش‌تر فرهنگ‌ها برای‌ دفع‌ آن‌ انواع‌ باطل‌ سحر به‌ کار می‌رفته‌ است‌.
در ادبیات‌ ودایی‌، زند اوستا، ادبیات‌ کهن‌ یونانی‌، رومانیایی‌ و اسکاندیناویایی‌ درباره باور عامه‌ به‌ چشم‌ بد سخن‌ رفته‌ است‌.
طلسم‌ فلزی‌ پنجه باز دست
از عمومی‌ترین‌ طلسم‌های‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ در میان‌ مردم‌ مشرق‌ زمین‌ طلسم‌ فلزی‌ پنجه باز دست‌ بوده‌ است‌.
این‌ نوع‌ طلسم‌ و طلسم‌هایی‌ به‌ شکل‌ چشم ‌ انسان‌، یا حتی‌ چشم‌ خشک‌ شده هدهد، جغد و گربه ‌ نیز برای‌ دورکردن‌ اثر چشم‌ بد از انسان‌ و حیوان و مزرعه‌ در میان‌ بیشتر اقوام‌ عمومیت‌ داشته‌ است‌ در کاوش‌های‌ شوش‌ یک‌ طلسم‌ چشم‌ زخم‌ مصری‌ به‌ دست‌ آمده‌ که‌ از چینی‌ و لعاب‌ آبی‌ ساخته‌ شده‌ است‌.[۱۸۴]
همچنین‌ در ایران‌ و سرزمین‌های‌ دیگر شرق‌، از جمله‌ هند، برای‌ دفع‌ چشم‌ بد از چشمواره‌های‌ کبود یا آبی‌، نقش‌ دست‌ و پنجه‌ و چشم ‌ بر روی‌ کاغذ و فلز همراه‌ افسون‌ و ادعیه‌ و اوراد استفاده‌ می‌کنند.
مُدی‌ به‌ یک‌ تعویذ ضد چشم‌ زخم‌ در میان‌ زرتشتیان‌ که‌ روی‌ آن‌ اورادی‌ به‌ زبان‌ اوستایی‌، پازند و پهلوی‌ نوشته‌ بودند و بر دست‌چپ‌می‌بستند، و همچنین‌ از یک‌طلسم‌ سنگی‌ ضد چشم‌ زخم‌ که‌ روی‌ آن‌ چیزی‌ شبیه‌ چشم‌ کنده‌ بودند، یاد می‌کند.
دست‌ فاطمه‌
برای‌ کاربرد انواع‌ طلسم‌ به‌ شکل‌ یا با نقش‌ دست‌ و پنجه ‌در فرهنگ‌های‌ گوناگون‌، وسترمارک‌، در زمره زیورهای‌ طلسم‌گونه‌ به‌ نشانی‌، معروف‌ به‌ «دست‌ فاطمه» اشاره‌ می‌کند که‌ در میان‌ شیعیان ‌ به‌ صورت‌ پنجه دست‌ و نمادی‌ از پنج‌ تن‌ آل‌ عبا به‌ کار می‌رود.
چشمارو
بلاغی[۱۸۵] ‌از «چشمارو» (سبویی‌ سفالین‌ که‌ روی‌ آن‌ چهره آدمی‌ را با چشم‌ و رویی‌ زیبا نقش‌ می‌کردند و در آن‌ سکه می‌انداختند و در شب چهارشنبه‌ سوری‌ برای‌ دفع‌ بلا و چشم‌ زخم‌ آن‌ را از بام‌ خانه‌ به‌ زیر می‌افکندند و می‌شکاندند،[۱۸۶] «چشم‌ پَنام‌« (تعویذی‌ که‌ برای‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ می‌نویسند) و «چشم‌ زد» (مهره‌هایی‌ از شیشه سیاه‌ و سفید و کبود) به‌ عنوان‌ باطل‌ سحرهای‌ چشم‌ زخم‌ در ایران‌ نام‌ می‌برد.
اسپونر طلسم‌ها و تعویذهای‌ مخصوص‌ دفع‌ جن ‌و موجودات‌ زیانکار را از جمله‌ طلسم‌های‌ مشترک‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ میان‌ مسلمانان‌ ایران ‌ و جهان‌ می‌داند.
پلیدی و نجاست برای ‌باطل‌ سحر
در فرهنگ‌های‌ ابتدایی‌، از جمله‌ فرهنگ‌های‌ سامی‌ و ایرانی‌، برخی‌ چیزهای‌ نجس‌ و پلید دارای‌ نیروی‌ جادویی‌، و از این‌ رو «تابو» ( ممنوع ‌ و حرام‌) شناخته‌ می‌شده‌اند و همچون‌ باطل‌ سحرهایی‌ قوی‌ و مؤثر به‌ کار می‌رفته‌اند.
خون‌ حیض‌ در شمار این‌ چیزهای‌ پلید و نجس‌ بوده‌ است‌.
اعراب‌ این‌ نوع‌ طلسم‌ها را «تَنْجیس‌» یا «مُنَجَّسه‌» می‌نامیدند.
مثلاً بت‌پرستان‌ دوره جاهلی‌ تنجیس‌هایی‌ مانند استخوان ‌ مردگان‌ و کهنه قاعدگی ‌ زنان‌ را همراه‌ کودکان‌ می‌کردند، تا آن‌ها را از گزند جن‌ و ارواح‌ شریر و چشم‌ بد دور و مصون‌ نگه‌ دارند.[۱۸۷]
گره‌ و گره‌گشایی‌
باور به‌ تأثیر جادویی‌ گره‌، و جادو کردن‌ با «گره‌زنی» و راه‌های‌ «گره‌گشایی» یا جادوزُدایی‌ با گشودن‌ گره‌ در حوزه عمل‌ ساحری‌، به‌ ویژه‌ به‌ هنگام‌ ازدواج و زایش‌، در بیش‌تر فرهنگ‌ها جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌.
در روایات‌ پهلوی‌، طلسم‌ ضد تب و بند آمدن‌ خون‌، ریسمانی‌ بود که‌ آن‌ را می‌ریسیدند و سه‌ لا می‌کردند و بنا به‌ مورد گره‌هایی‌ بر آن‌ می‌زدند و بر بازو می‌بستند.[۱۸۸]
افسون‌ کردن‌ با بستن‌ گره‌ و بند

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

دسته بندی علمی – پژوهشی : سحروکهانت در قرآن و حدیث وحدیث۹۳- قسمت ۲۲

با بستن‌ گره‌ و بند، مرد را بر زن‌ می‌بستند (افسون‌ و سحر می‌کردند) و از مردی‌ و توانایی‌ می‌انداختند و تا گره‌ها و بندها را نمی‌گشودند، مرد از آن‌ افسون‌ نمی‌رست‌ و مردی‌ خود را باز نمی‌یافت‌.
فخرالدین‌ اسعد گرگانی‌ در ویس‌ و رامین‌ به‌ افسون‌ کردن‌ و بستن‌ شاه‌ موبد بر ویس‌، با بستن‌ دو طلسم‌ با آهن ‌ به‌ یکدیگر و نهان‌ کردن‌ آن‌ در زیر خاک‌ و چگونگی‌ رهایی‌ مرد با شکستن‌ بند طلسم‌ها اشاره‌ کرده‌ است‌.[۱۸۹]
عقاید اقوام مختلف
برخی‌ به‌ نقش‌ جادویی‌ گره‌ و گره‌ بستن‌ همراه‌ خواندن‌ دعا و افسون‌ نزد آسوریان‌ قدیم‌ و بابلیان‌، از دو افسون‌ عبرانی‌ متأخر در کتابی‌ که‌ در موصل ‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، سخن‌ گفته‌اند.
سوریان‌ بسته‌ بودن‌ بند و تکمه‌های‌ جامه دامادی‌ را موجب‌ بسته‌شدن‌ مرد و ناتوانی‌ او در شب‌ زفاف‌ می‌پنداشتند، از این‌رو، به‌ هنگام‌ جامه‌ پوشاندن‌ بر تن‌ داماد، بندها و تکمه‌های‌ جامه او را باز می‌گذاشتند.
مردم‌ خیاو یا مشکین‌شهر در استان‌ اردبیل‌ ناتوانی‌ داماد را به‌ علت‌ بستن‌ کمر او با سحر و جادو می‌دانند و برای‌ گشودن‌ بند طلسم و باطل‌ کردن‌ سحر، برای‌ داماد دعا می‌گرفتند، یا او را از زیر بوته‌های‌ وحشی‌ «بوغورتیکانی» (تمشک‌ وحشی‌) رد می‌کردند؛[۱۹۰]،[۱۹۱]،[۱۹۲]
تهرانی‌ها بندها و گره‌های‌ جامه عروس ‌ را به‌ هنگام‌ عقدکنان‌ باز می‌گذاشتند تا بختش‌ بسته‌ نشود و گره‌ در کارش‌ نیفتد.[۱۹۳]
جام‌ باطل‌ سحر
جامی‌ است‌ که‌ سوره‌های‌ قرآنی‌ کافرون‌، اخلاص‌، فلق و ناس (اصطلاحاً چهار قل‌)، آیهالکرسی[۱۹۴] وآیات‌ دیگر تعویذ و باطل‌ سحر، مانند «… قال‌َ موسی‌ ما جِئْتُم‌ بِه‌ِ السَّحْرُ اِن‌َّ اللّه‌َ سَیبْطِلُه‌ُ…»،[۱۹۵] آیه «اِن‌َّ رَبَّکم‌ُ اللّه‌ُ الَّذی‌ خَلَق‌َ السَّموات‌ِ…»[۱۹۶] و «وَ قُل‌ْ جاءَ الْحَق‌ُّ وَ زَهَق‌َ الْباطِل‌ُ»[۱۹۷] و جز این‌ها بر روی‌ آن‌ کنده‌اند.[۱۹۸]،[۱۹۹]
در شاهرود برآبی‌ که‌ از آسیاب بیرون‌ می‌آمد، دعای‌ مخصوص‌ باطل‌ سحر می‌خواندند و بر آن‌ می‌دمیدند[۲۰۰] و آن‌ را معمولاً با جام‌ باطل‌ سحر به‌ هنگام‌ سحرزدایی‌ از کسی‌ یا چیزی‌ بر سر شخص‌ می‌ریختند، یا در خانه‌ می‌پاشیدند.[۲۰۱]
قلعه یاسین
یکی‌ از طلسمات‌ باطل‌ سحر رایج‌ در میان‌ مردم‌ جامعه‌های‌ سنتی‌ ایران‌ «قلعه یاسین» بود.
این‌ طلسم‌، پرده‌ای‌ کتانی‌ بود با یک‌ شکاف‌ حلقه‌ای‌ در میان‌ آن‌ که‌ تمام‌ سوره یس‌ را با مشک ‌و زعفران ‌ روی‌ آن‌ نوشته‌ بودند.
به‌ هنگام‌ جادوزدایی‌ و دورکردن‌ درد و بلا از کسی‌، قلعه یاسین‌ را از محل‌ حلقه‌ در سر او می‌کردند و از پایش‌ در می‌آوردند.[۲۰۲]
باطل‌ سحرهای‌ دیگر
برای‌ باطل‌کردن‌ اثر سحر و جادو در میان‌ جامعه زنان‌ ایران‌، این‌ آداب‌ نیز معمول‌ بوده‌ است‌: بخت‌گشایی‌، یا راه‌های‌ گشودن‌ بخت‌ دختران‌ شوهر نرفته در خانه‌ مانده‌، و زنان‌ «بخت‌ بسته» و «سیاه‌ بخت» (مورد بی‌مهری‌ شوهر قرار گرفته‌ و از چشم‌ او افتاده‌) و مردان‌ «کار بسته» (بی‌کار و مشکل‌دار و ناموفق‌)؛ آل‌زدایی‌ و دفع‌ اثرات‌ آل‌ زدگی‌؛ «چلّه‌ بُری» (آداب‌ زدودن‌ اثرات‌ جادویی‌ و نازایی‌) از زائو و زنان‌ نازا و ریختن‌ آب ‌ «جام‌ِ چهل‌ کلید» بر سر زائو و زنانی‌ که‌ به‌ آن‌ها «چله‌ افتاده» (افسون‌ شده‌) است‌.[۲۰۳]
پاشیدن‌ آبی‌ که‌ ۷ دختر نابالغ ‌ در شب‌ چهارشنبه‌سوری‌ در آن‌ قلیا سوده‌اند.[۲۰۴]
ریختن‌ قلیاب‌ سرکه‌ای‌ که‌ دختری‌ باکره ‌ آن‌ را در زیر ناودان‌ رو به‌ قبله‌ تهیه‌ کرده‌ است‌.[۲۰۵]
و آب کوزه‌ قلیانی‌ که‌ ۷ روز آن‌ را عوض‌ نکرده‌اند[۲۰۶] در ۴ گوشه‌ یا پیشگاه‌ خانه‌؛ سوزاندن‌ و دود کردن‌ گیاهان‌ و دانه‌های‌ گیاهی‌ گَندزدا، مانند اسپند و کندر و وِشا.[۲۰۷]
آویختن‌ دعا، رقه معوذتان‌، «و ان‌ْیکاد»، پوست‌ تخم‌مرغ‌ و پارچه کبود حاوی‌ حَرمل‌ (نوعی‌ اسپند) در خانه ‌ و باغ ‌ و مزرعه [۲۰۸]‌،[۲۰۹] و گذاشتن‌ سینی‌ عاطل‌ باطل‌ در سفره عقد.[۲۱۰]*
در اصالت موارد مذکور در ابطال سحر نمی توان به طور قطع نظر داد.اما آنچه قابل اعتنا است آنکه در بین جوامع و خرده فرهنگها رواج داشته و دارد و عده ای با این دستورات گشایش در امور خود یافته اند وبه باورشان موجب رفع طلسم شده و آن عمل به شهرت نقل وکثرت عمل رسیده است.
ابطال سحردر نظر اسلام ودستورات امامان شیعه علیهم السلام:
سحر و طلسم علی‌رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انکار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از راه‌های مختلف امکان پذیراست. همانگونه قبلاً ذکر شد تنها کار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد کمک به مبتلایان و باطل نمودن ادعای شیادان است. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توکـل به خداوند حکیم و پناه بردن به رحمت او و قرآن کریم است.چرا که قرآن می فرماید: «و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین».[۲۱۱]
سحر وآثار آن مانند بقیه امراض هم نوعی مرض و بلا است که انسان دچار آن می شود و عوارض آن از امراض جسمی بیشتر است که حتی گاهی به هلاکت انسان منجر می شود. پس همان طوری که تداوی بقیه امراض جایز است مداوای سحر هم درست و مشروع است.
پیامبر اکرم فرموده اند: ‹‹تداووا فان الله ا لذی خلق ا لداءخلق ا لدواء››[۲۱۲]
یعنی خود رامعالجه کنید، خدایی که مرض را بوجود خلق کرده دوا و معالجه‌اش را هم آفریده است.
گشودن سحر کار خطرناکی است افراد کمی قادر به انجام آن هستند و در این میان کسانی هستند که صلاحیت این کارا ندارند و با حیله‌گری ومکر وفریب ادعای ابطال سحر میکنند اینان مال حرام را جمع آوری می‌کنند و سرانجام خود را به هلاکت می‌اندازند.
دلایل باطل کردن سحر
علما گشودن سحر را توسط جادوگران و کاهنان که ابطال آن را با اعمال خلاف شرع مرتکب می‌شوند جایز نمی‌دانند، چون این افراد با کشتن حیوانات و استمداد از شیاطین و اجنه و ارتکاب گناهان کبیره باعث گمراه کردن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن عقاید افراد ساده لوح می‌شوند.
اما علاج سحر با آیات قرآنی و ادعیه مباح و توسط کسی که دارای عقیدهء صحیح و پایبند احکام شرعی است اشکالی ندارد.
۷-۳ دستورات ائمه علیهم اسلام جهت دفع سحر

  1. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ السِّحْرِ قَالَ هُوَ حَقٌّ وَ هُمْ یُضِرُّونَ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا أَصَابَکَ ذَلِکَ فَارْفَعْ یَدَکَ بِحِذَاءِ وَجْهِکَ وَ اقْرَأْ عَلَیْهَا بِسْمِ اللَّهِ الْعَظِیمِ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ إِلَّا ذَهَبَتْ وَ انْقَرَضَتْ .[۲۱۳]

محمد بن عیسی گوید از حضرت رضا (ع) در باره سحر پرس و جو کردم فرمود: سحر واقعیت دارد و باذن خدا اثر و ضرر می‏کند و چون ترا سحر کردند دستت را تا محاذی صورتت بالا ببر و بخوان:
(باسم الله العظیم باسم الله العظیم رب العرش العظیم الا ذهبت و انقرضت.)[۲۱۴]

  1. از محمد بن موسی بن متوکل از علی بن حسین سعدآبادی از احمد بن ابو عبد اللَّه برقی از پدرش از احمد بن نضر از ابو جمیله مفضل بن صالح [از سعد ابن طریف‏] از اصبغ بن نباته از امیر المؤمنین علیه السلام نقل کرده که حضرت حدیث گوسفندی را که یهودیان مسموم کرده بودند تا پیامبر صلی اللَّه علیه و آله آن را بخورد و مسموم شود را بیان کرد و فرمود: گوسفند در حالی که پخته شده بود با حضرت سخن گفت و گفت: ای محمد، مرا مخور چون من مسموم هستم.

قال: فنزل علیه جبرئیل فقال: السلام یقرؤک السلام و یقول لک: قل بسم اللَّه الذی یسمّیه به کلّ مؤمن، و به عزّ کلّ مؤمن، و بنوره الذی أضاءت له السماوات‏و الأرض، و بقدرته التی خضع لها کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ و انتکس‏ کُلَّ شَیْطانٍ مَرِیدٍ من شرّ السمّ و السحر و اللمم، باسم العلیّ الملک الفرد الذی لا إله إلّا هو وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَساراً فقال النبیّ صلی اللَّه علیه و آله.
در آن موقع جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد، خداوند بر تو سلام می‏رساند و می‏فرماید: بگو به نام آن خدایی که همه مؤمنان نام او را می‏برند و بوسیله آن نام همه مؤمنان عزیز هستند و به نور آن خدایی که آسمان‌ها و زمین را روشن کرده و به قدرت او که همه گردنکشان عنود در مقابل آن خاضع هستند، مرا از شر سم و سحر و نیرنگ‌ها حفظ کن و به نام خداوند اعلا و یگانه مالک جهان که غیر از او خدایی نیست و از قرآن آیاتی را نازل کرده که همه آن‌ها شفا و رحمت برای مؤمنان هستند و خسران و ضرر فقط برای ستمکاران است.
حضرت رسول صلی اللَّه علیه و آله این کلمات را خواند و سپس به اصحابش فرمود: بخورید این گوشت را بعد هم فرمود: همه باید حجامت بکنید.[۲۱۵]

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

سایت مقالات فارسی – سحروکهانت در قرآن و حدیث وحدیث۹۳- قسمت ۲۳

۳٫در کتاب جواهرالسنیه فی الاحادیث القدسیه در خصوص ابطال سحر آمده است :
ای محمد، سحر و جادو در میان مردم از قدیم هست، این سحر و جادو نمی‏تواند به چیزی و به کسی ضرر برساند مگر باجازه من. پس هر کس می‏خواهد از شر این‌ها در امن و امان باشد بگوید:
اللّهمّ ربّ موسی و خاصّه بکلامه، و هازم من کاده بسحره بعصاه، و معیدها بعد العود ثعبانا، و تلقّفها إفک أهل الافک، و مفسد عمل الساحرین، و مبطل کید أهل الفساد، من کادنی بسحر أو بضرّ أعلمه أو لا أعلمه أو أخافه فاقطع من أسباب السماوات علمه حتّی ترجعه عنّی غیر نافذ و لا ضارّ و لا شامت، إنّی أدرأ بعظمتک فی نحور الأعداء، فکن لی منهم مدافعا أحسن مدافعه و أتمّها یا کریم.
فإنّه إذا قال ذلک لم یضرّه سحر ساحر و لا جنّیّ و لا إنسیّ أبدا.[۲۱۶]
ترجمه:
ای خداوند موسی که او را مخصوص به تکلم با خود کرد و کسانی را که می‏خواستند برای او سحر کنند با عصایش مغلوب نمود و آن عصا را که اژدها شده بود دوباره عصا کرد و همه اهل افترا و بهتان را رسوا نمود. ای خراب‏کننده اعمال ساحران و باطل‏کننده مکر اهل فساد، کسی که می‏خواهد بوسیله سحر به من نزدیک شود و یا ضرر به من برساند، خواه من به آن‌ها عالم باشم و یا نباشم و خواه از آن‌ها بترسم یا نترسم بوسیله اسباب آسمانی، علم آن ساحر و جادوگر را از من قطع کن تا بدون ضرر و خسران از من دور شوند.
زیرا من عظمت تو در جلوگیری از دشمنان پناه می‏برم. پس تو در مقابل آن‌ها برایم مدافع باش، بهترین و کاملترین مدافع‌ها. و این لطف را در باره‏ام تمام کن، ای کریم.
وقتی که بنده‏ام این مطالب را بگوید، هیچ ساحری نمی‏تواند به او ضرر برساند و هیچ جنی نمی‏تواند او را بترساند.[۲۱۷]
حرز به معناى پناهگاه و جاى محکم و استوار و دعائى که بر کاغذ نویسند و براى دفع چشم زخم یا دفع بلا همراه خود نگهدارند، و تعویذ هم معناى شبیه حرز دارد و بـه مـعـنـاى پناه دادن نیز آمده است

  1. برای دفع سحر از سحرشده یرکاغذی این تعویذ را نوشته و بر او بیاویزند.

وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: هَذِهِ الْعُوذَهُ الَّتِی أَمْلَاهَا عَلَیْنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَذْکُرُ آن‌ها وِرَاثَهٌ وَ آن‌ها تُبْطِلُ السِّحْرَ تُکْتَبُ عَلَی وَرَقٍ وَ یُعَلَّقُ عَلَی الْمَسْحُورِ: «قالَ مُوسی‏ ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ وَ یُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ‏ أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السماءُ بَناها رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها .الْآیَاتِ‏ فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ فَغُلِبُوا هُنالِکَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِینَ وَ أُلْقِیَ السَّحَرَهُ ساجِدِینَ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسی‏ وَ هارُونَ‏.»[۲۱۸]

  1. برا دفع سحر از مسحورهفت بار بر سحر شده بخواند:

(سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ‏ لَکُما سُلْطاناً فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما بِآیاتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغالِبُونَ‏).[۲۱۹]

  1. برای دور کردن تاثیرات سحر و طلسم و دفع شیاطین، دعای نبوی عظیم الشان ذیل بسیار نافع و مجرب است:

بسم الله الرحمن الرحیم
(( نودی باسم یا محمد صلى اللّه علیه و آله و سلم من خاف فی الأرض جانا أو شیطانا فلیقل حین یدخله الروع یا اللّه الإله الأکبر القاهر، بقدرته جمیع عباده و المطاع لعظمته عند کل خلیقته و الممضی مشیئته لسابق قدره أنت تکلأ ما خلقت باللیل و النهار و لا یمنع من أردت به سؤلی بشیء دونک من ذلک السوء و لا یحول أحد دونک بین أحد و ما ترید به من الخیر کل ما یرى و ما لا یرى فی قبضتک و جعلت قبائل الجن و الشیاطین یرونا و لا نراهم و إنا لکیدهم خائف فأمنی من شرهم و باسهم بحق سلطانک العزیز یا عزیز )).

  1. قراءه سوره الجن‏

عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ أَکْثَرَ قِرَاءَهَ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَ‏ لَمْ یُصِبْهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا شَیْ‏ءٌ مِنْ أَعْیُنِ الْجِنِّ وَ لَا نَفْثِهِمْ وَ لَا سِحْرِهِمْ‏ وَ لَا مِنْ کَیْدِهِمْ وَ کَانَ مَعَ مُحَمَّدٍ ص فَیَقُولُ یَا رَبِّ لَا أُرِیدُ بِهِ بَدَلًا وَ لَا أُرِیدُ أَنْ أَبْغِیَ عَنْهُ حِوَلًا. [۲۲۰]
قرائت سوره جنّ‏
از حنان بن سدیر روایت شده است که امام صادق علیه السّلام فرمود:
هر کس زیاد سوره‏ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَ‏ (جن)را قرائت کند در تمام عمر دچار چشم زخم جن و دمیدن و (جادو) و سحر و مکر ایشان نگردد، و با محمّد صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم باشد، و گوید بار الها من خواهان تبدیل این مقام و انتقال از آن نیستم.[۲۲۱]

  1. حرز امیر مؤمنان علیه السلام

برای کسی که او را سحر کرده‏اند، و مصروع و دفع سمّ و شیطان و هر چه که انسان از او می‌ترسد این حرز را بنویس و هر که این نامه را بگردن آویزد از دزد و درّنده و مار و عقرب و هر چیز موذی نترسد:
بسم الله الرحمن الرحیم ای کنوش‌ ای کنوش ارشش عطینطینطح میظطرون فریالسنون ما و ما ساما سوما یاطیطشا لوش خیطوش مشفقیش مشاصعوش او طیعینوش لیطیفتکش هذا هذا و ما کُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِیِّ إِذْ قَضَیْنا إِلی‏ مُوسَی الْأَمْرَ وَ ما کُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِینَ‏ اخرج بقدره الله منها ایها اللعین بعزه رب العالمین، اخرج و الا کنت من المسجونین، اخرج منها (فَما یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیها فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ‏) اخرج- مذؤما مدحورا ملعونا کَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ وَ کانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا، اخرج یا ذوی المخزون، اخرج یا سورا سور بالاسم المخزون یا میططرون طرعون‏ مراعون‏ فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ‏ یا هیّا شراهیا حیا قیوما بالاسم المکتوب علی جبهه اسرافیل، اطرد عن صاحب هذا الکتاب کل جنی و جنیه و شیطان و شیطانه و تابع و تابعه و ساحر و ساحره و غول و غوله و کل متعبث و عابث یعبث بابن آدم و لا حول و لا قوه الا باللَّه العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطیبین و عترته الطاهرین)[۲۲۲]

  1. حرز حضرت سجّاد علیه السلام

برای دفع سحر و شیاطین این حزر خوانده و همراه باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ شَدَدْتُ أَفْوَاهَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ السَّحَرَهِ وَ الْأَبَالِسَهِ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ السَّلَاطِینِ وَ مَنْ یَلُوذُ بِهِمْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْأَعَزِّ وَ بِاللَّهِ الْکَبِیرِ الْأَکْبَرِ بِسْمِ اللَّهِ الظَّاهِرِ الْبَاطِنِ الْمَکْنُونِ الْمَخْزُونِ الَّذِی أَقَامَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ‏ ثُمَّ اسْتَوی‏ عَلَی الْعَرْشِ‏ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏ وَ وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ بِما ظَلَمُوا فَهُمْ لا یَنْطِقُونَ‏ قالَ اخْسَؤُا فِیها وَ لا تُکَلِّمُونِ‏ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً وَ جَعَلْنا عَلی‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَکَرْتَ رَبَّکَ فِی الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلی‏ أَدْبارِهِمْ نُفُوراً وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ حِجاباً مَسْتُوراً وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ‏ الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ‏ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ‏.[۲۲۳]

  1. حرز حضرت رضا علیه السلام

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.