برچسب: بهبود عملکرد

سامانه پژوهشی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت ۸

– چه کارهایی در هر مرکز فعالیت باید انجام شود؟
– چه فعالیتهایی بیشترین منابع را در مرکز فعالیت مصرف می کنند؟
– چه فعالیتهایی دارای ضایعات است و کدام یک را می توان حذف و یا کاهش داد؟ (Turny, 1997)
۷- محرک فعالیت
محرک فعالیت عامل تخصیص فعالیتها به هدف هزینه است. این معیار فعالیتهایی را که برای ارائه خدمات از ابتدای فرآیند تا انتها لازم است را اندازه گیری می کند. بدیهی است زمانی یک خدمت به طور صحیح قیمت گذاری می شود که محرک فعالیتها میزان استفاده هر فعالیت و یا خدمت را از منابع مصرف شده را به درستی محاسبه کنند. از آنجا که جهت ارائه خدمات نیاز به فعالیتهای گوناگون می باشد بنابراین، برای سنجش میزان مصرف هر کدام از خدمات ارائه شده از فعالیتها نیاز به بکارگیری محرک فعالیت های مختلف می باشد تا قادر به نشان دادن میزان استفاده از منابع و امکانات باشد. به عنوان مثال برای تعیین میزان سهم هر کدام از فرودگاههای کشور از فعالیتهای مرکز فعالیت ناوبری از محرک فعالیت تعداد پرواز انجام شده در هر یک از آنها استفاده می گردد (Turny, 1997).
۸- هدف هزینه
هدف هزینه آخرین مرحله در فرآیند دیدگاه تخصیص هزینه در سیستم ABC است و در واقع نقطه شروعی برای آغاز سایر فعالیتها می باشد. هدف هزینه مسبب مصرف منابع و فعالیتها در سازمان است که برای ارائه خدمات و یا خروجیهای هر سازمان ایجاد می شود. هدف هزینه فراهم کننده اطلاعات اساسی و مهمی درباره خدمات ارائه شده از جمله:
– کمک به شناسایی محصولات و یا مشتریان سودآور
– کمک برای سنجش و برآورد میزان رضایت و وفاداری مشتریان
– فرآهم آوردن اطلاعات در مورد راهکارهای کاهش هزینه های تولید محصولات از طریق کاهش هزینه های فعالیت می باشد (Turny, 1997).
مکانیزم عملکرد عناصر سیستمABC در دیدگاه تخصیص هزینه
روش تخصیص هزینه در ABC نشان دهنده جریان هزینه ها از منابع به فعالیتها و از فعالیتها به طرف هدف هزینه است. برای این منظور از مبناهای منابع، برای تخصیص منابع به فعالیتها و از مبناهای فعالیت برای تسهیم هزینه های هر فعالیت، به هدف هزینه استفاده می شود. در نتیجه این روش اطلاعات مفیدی را برای بهبود عملکرد بخشهای مختلف سازمان در اختیار مدیریت قرار می دهد. جهت درک بیشتر چگونگی ارتباط اجزاء دیدگاه تخصیص هزینه در مدل ABC، مکانیزم ارتباط آنها جهت دستیابی به هدف هزینه تشریح می گردد.
اولین عنصر در روش تخصیص هزینه، منابع است. منابع عناصر اقتصادی است که برای رسیدن به هدف هزینه مصرف می شوند و در واقع منشاء هزینه می باشند. منابع در یک سازمان بر اساس محرک مربوط به آن، به فعالیتها تخصیص داده می شوند و در داخل فعالیتها جریان می یابند و فعالیتها باعث انجام کارها می شوند. جهت انجام بهتر کارها و سازماندهی آنها، فعالیتهای مرتبط با هم در داخل یک مرکز فعالیت قرار می گیرند. مرکز فعالیت در واقع خوشه ای از فعالیتهای مرتبط با هم است که بر حسب وظایف و یا فرآیند مشابه دسته بندی می شود. برای تخصیص منابع به فعالیتها از محرک منابع استفاده می شود. منابعی که به فعالیتها تخصیص داده می شود، دارای هزینه است که به تک تک اجزاء هزینه عنصر هزینه می گویند. عناصر هزینه یک فعالیت، تشکیل دهنده هزینه های حوزه آن فعالیت است و حوزه هزینه نیز نشان دهنده کل هزینه های مربوط به یک فعالیت می باشد. هزینه هر حوزه فعالیت از طریق محرک هزینه (محرک فعالیت) به هدف هزینه تسهیم می گردد. هدف هزینه در واقع دلیل انجام کار و یا فعالیت در سازمان است که به عنوان مثال می تواند ارائه خدمات ناوبری به هواپیما در یک مسیر پروازی باشد. در شکل شماره(۳-۵)این ارتباط به وضوح نشان داده شده است.
مرکز فعالیت
عنصر هزینه
محرک منابع
فعالیت و حوزه فعالیت
محرک فعالیت
هدف هزینه
شکل شماره(۲-۶) مکانیزم عملکرد اجزاء سیستمABC دردیدگاه تخصیص هزینه
منبع:(Turney,P ”Activity Based Costing” Kogan Page,1997)
اجزا دیدگاه فرآیندی مدل ABC
دومین بعد سیستم ABC که در قسمت افقی شکل شماره (۳-۴) نشان داده شد، دیدگاه فرآیندی است. این دیدگاه فراهم کننده اطلاعات درباره فعالیتهای انجام شده و عوامل موثر بر آن است. از جمله اینکه، چگونه می توان فعالیتها را به نحو بهتری انجام داد، کدام فعالیتها در رسیدن به هدف هزینه اضافی است و چگونه می توان میزان دستیابی فعالیتها و موثر بودن آنها را در رسیدن به هدف هزینه اندازه گیری کرد. عناصر شکل دهنده این دیدگاه، محرک هزینه و ارزیابی عملکرد است.
۱- محرک هزینه
محرک هزینه نشان دهنده میزان استفاده اقتصادی هر فعالیت از منابع سازمانی است و با بکار بردن آن میزان هزینه تخصیص داده شده به هر فعالیت مشخص می گردد. به عنوان مثال، تعداد پرواز انجام شده در کشور را می توان به عنوان محرک هزینه برای تعیین سهم هر فرودگاه از هزینه های انجام شده به منظور ارائه خدمات ناوبری در نظر گرفت. بنابراین هزینه فعالیت ناوبری (منابع) با استفاده از مبنای تعداد پرواز (محرک هزینه) به فرودگاههای استفاده کننده از خدمات ناوبری تخصیص داده می شود.
انتخاب منطقی و مناسب محرک هزینه، مرحله ای اساسی و مهم در بکارگیری سیستم ABC است. در واقع یکی از برتری های سیستم ABC نسبت به سایر سیستمها استفاده از مبناهای مناسب و متعدد برای تعیین منابع و فعالیتهای مصرف شده توسط هر محصول و یا خدمت می باشد. بنابراین در تعیین مبناهای هزینه باید دقت زیادی صورت گیرد. در سیستمهای سنتی هزینه یابی، برای تسهیم هزینه ها عمدتاً از یک محرک هزینه که مرتبط با تعداد و یا حجم خدمات ارائه شده باشد بعنوان عواملی که باعث ایجاد هزینه ها می شوند، استفاده می گردد. در این روشها مثلاً برای جذب هزینه سربار فعالیت ناوبری ممکن است که از محرکهای هزینه مرتبط با تعداد پرواز انجام شده استفاده گردد، در این حالت نتایج احتمالاً مطلوب خواهد بود. اما در بیشتر وضعیتها تخصیص هزینه ها نیازمند بکارگیری مبانی دیگری به غیر از مبانی مرتبط با تعداد است. چون اگر برخی از فعالیتهای مرتبط با ناوبری با تعداد پروازها نامربوط باشد، استفاده از تخصیص های مبتنی بر حجم و تعداد باعث می شود که محاسبه بهای تمام شده خدمات غیر واقعی شود. مثلاً جذب سربار بر اساس تعداد پرواز انجام شده به غلط حاکی از این است که کاهش در تعداد پروازها مترادف با کاهش هزینه های ناوبری است. اما اگر فرآیند ارائه خدمات مجوز پروازها از طریق سیستم الکترونیکی انجام شود بطوریکه بیشتر فعالیتهای مربوطه توسط شرکت های هواپیمایی انجام شود، در این حالت زمان انجام این فعالیت کاهش می یابد ولی ممکن است که هزینه های استفاده از شبکه اینترنت افزایش یابد. حال اگر صرفا از مبنای تعداد پرواز انجام شده استفاده گردد، هزینه های انجام این فعالیت کاهش می یابند.
بنابراین هنگام تخصیص هزینه های هر مر کز فعالیت به هدف هزینه، باید از مبناهایی استفاده گردد که انعکاسی از هزینه ها و منابع مصرف شده در آن مرکز فعالیت خاص باشد. چون نرخهای جذب سربار بر حسب دوایر عملیاتی در سیستمهای سنتی هزینه یابی، عمدتا مبتنی بر حجم و یا تعداد است، طبیعتاً منجر به تخصیص هزینه سربار به خدمات ارائه شده متناسب با حجم هر یک از این خدمات خواهد شد. یعنی به خدمات با حجم و مقدار بالاتر، سهم بیشتری از هزینه های سربار و به خدمات با حجم پایین سهم کمتری از هزینه های سربار تخصیص خواهد یافت. امروزه در بیشتر سیستمهای سنتی برای تعیین نرخ جذب هزینه های سربار از ساعات کار مستقیم استفاده می شود. البته در مواردی که نیروی انسانی نقش اساسی را در ارائه خدمات ایفاء می‏کند، تاثیر اشتباهات ناشی از بکارگیری برخی از مبانی تخصیص مبتنی بر ساعت کارمستقیم بر بهای تمام شده چندان عمده نخواهد بود. زیرا در این موارد درصد هزینه های نامرتبط با حجم، خیلی کمتر از فعالیتهای با تکنولوژی بالا است. این مسئله در سیستمهای سنتی تا حد زیادی باعث غیر واقعی شدن بهای تمام شده می گردد، اما همان طور که ذکر گردید، سیستم ABC این نقیصه را با بکارگیری مبناهای متناسب با هر فعالیت حل می کند.
نکته کلیدی در سیستم ABC این است که هزینه های سربار تنها تابع حجم و مقدار خدمات نمی باشد، بلکه عوامل دیگری نظیر تنوع خدمات، پیچیدگی و تخصصی بودن، نیاز به عملیات خاص و ویژگیهای هر فعالیت بستگی دارد که باعث می شود به برخی از فعالیتها با وجود مقدار حجم پائین، هزینه سربار بالایی تخصیص یابد. بنابراین تخصیص منطقی و صحیح هزینه با در نظر گرفتن مبنای تسهیم متناسب با هر فعالیت، کیفیت اطلاعات را بهبود می بخشد و مدیریت را در انجام ارزیابی های بهتر خدمات ارائه شده، کمک می کند.
۲- ارزیابی عملکرد
ارزیابی عملکرد نشان می دهد که انجام یک فعالیت تا چه اندازه در رسیدن به هدف هزینه تعیین شده موثر بوده است. هدف هزینه ممکن است که یک فعالیت کامل و مستقل باشد، مانند طراحی مجدد و اصلاح طرح تقرب پرواز یک فرودگاه و یا ممکن است بخشی از یک فرآیند پیوسته در فعالیت ناوبری باشد مانند هدایت پرواز توسط برج فرودگاه، تحویل به واحد اپرچ بعد از طی مسیر ۳۰ ناتیکال مایلی و سپس تحویل به سنتر تهران بعد از طی مسیر ۶۰ ناتیکال مایل. همین فرآیند برای نشست پرواز از سنتر به اپرچ و سپس برج مراقبت فرودگاه مقصد انجام می گردد. ارزیابی عملکرد از یک سازمان تا سازمان دیگر و از یک فعالیت به فعالیت دیگر متفاوت است. این تفاوتها منعکس کننده نوع خروجیهای سازمان و دریافت کنندگان خدمات می باشد.
ارزیابی عملکرد می تواند با عواملی مانند زمان انجام عملیات، میزان دستیابی به هدف تعیین شده، کیفیت رسیدن به هدف و هزینه های صرف شده مورد سنجش قرار گیرد. نوع دیگر ارزیابی عملکرد از طریق مقایسه فعالیتها و عملکردهای انجام شده در داخل سازمان با فعالیتها و عملکردهای انجام شده در سازمانهای مشابه است که این نوع مقایسه را به اصطلاح معیارگذاری می نامند. این دیدگاه نشان می دهد که یک فعالیت در مقایسه با سایر فعالیتها و سازمانها تا چه اندازه با موفقیت انجام شده است و در چه جاهایی برای کسب موفقیت بیشتر و رسیدن به هدف، نیاز به بهبود و تغییرات دارد.
دیدگاه فرآیندی از دو طریق بر دیدگاه تخصیص هزینه تاثیر می گذارد. که عبارتند از:
۱) محرک هزینه – محرک هزینه باعث تخصیص هزینه فعالیتها به هدف هزینه می گردد
۲) ارزیابی عملکرد – ارزیابی عملکرد برای سنجش کارآیی فعالیتهای انجام شده در رسیدن به هدف هزینه استفاده می شود. دیدگاه تخصیص هزینه نیز با توجه به اینکه باعث تهیه اطلاعات کمی در مورد فعالیتها، هزینه ها و منابع می گردد در ارزیابی عملکردها (دیدگاه فرآیندی) تاثیر دارد. ارتباط این دو دیدگاه در شکل(۳-۵) نشان داده شد.
طبقه بندی و سلسله مراتب هزینه ها و فعالیتها در سیستم ABC
از آنجا که سیستم ABC جهت محاسبه بهای تمام شده از مبناهای هزینه متفاوتی در تخصیص هزینه ها استفاده می کند، بنابراین شناسایی هزینه های تشکیل دهنده خدمات و طبقه بندی آن کمک زیادی در محاسبه بهای تمام شده می کند. با توجه به اینکه سطوح متفاوت هزینه و فعالیت نیاز به محرکهای مربوط به خود دارد. بنابراین، این تقسیم بندی هزینه و فعالیتها ضروری به نظر می رسد.
شکل شماره (۳-۶) ۴ سطح از هزینه ها و فعالیتهایی که معمولاً در سطح شرکت و فرودگاههای تحت مدیریت وجود دارد را نشان می دهد، این سه سطح عبارتند از :۱- هزینه و فعالیتهای در سطح واحد خدمات ۲- هزینه و فعالیت های در سطح دسته خدمات ۲- هزینه و فعالیتهای نگهداشت خدمات ۳- هزینه و فعالیتهای نگهداشت شرکت که بصورت سلسله مراتب نشان داده شده است. همانطور که ملاحظه می گردد، میزان درجه تغییر پذیری و ارتباط هزینه ها با خدمات و محصولات در سطوح بالای این سلسله مراتب بسیار زیاد است و با حرکت به سمت پایین درجه تغییر پذیری و ارتباط هزینه ها با خدمات ارائه شده کمتر می گردد. از نظر تقسیم هزینه ها، هزینه های سطح دسته خدمات را می توان با استفاده از مبناهای مربوط به هر سطح هزینه به خدمات ارائه شده تخصیص داد. برای این منظور از مبناهای مناسب برای هر گروه از هزینه ها به خدمات ارائه شده استفاده می گردد. اما هزینه های سطح خدمات تقریبا ارتباط مستقیمی با حجم و تعداد پرواز ندارند. بنابراین مبنای انتخابی برای تسهیم این گونه از هزینه ها ممکن است که بطور کامل نتواند ارتباط بین هزینه ها و اهدف هزینه را برقرار کند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

پژوهش – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت …

تعریف وشناسایی مراکز فعالیت مبنای اصلی آنالیز فعالیتها و عملیات هزینه یابی است. مراکز فعالیت مجموعه ای ازفعالیت ها هستند، که در جهت بهبود و کنترل فعالیتها با هم، سازماندهی می شوند. برای تعریف و شناسایی مراکز فعالیت چندین روش وجود دارد. یکی از بهترین راههایی که می‌توان مراکز فعالیت را شناسایی و گروه بندی کرد، استفاده از نمودار سازمانی وظیفه ای سازمان است. در نمودار سازمانی فعالیت‌های مورد نیاز برای انجام کارها برحسب وظیفه از یکدیگر تفکیک و مجزا شده‌اند و برای دستیابی به ماموریت اصلی، کل سازمان بر حسب وظیفه به بخشهای کوچکتر تقسیم می شوند. برای کسب اطلاعات در مورد فعالیتهایی که در هر قسمت انجام می‌شود، می‌توان با مشاهده، مطالعه و بررسی وظایف و یا مصاحبه با مدیران و کارشناسان هر دایره نسبت جمع آوری اطلاعات مورد نیاز اقدام کرد. در ایجاد مراکز فعالیت اصول زیر را باید در نظر گرفت:
قاعده اول: فعالیتهایی را که مربوط به یک بخش هستند باید با هم سازماندهی شوند. این عمل مشابه با عملیات سازماندهی فعالیت ها بر اساس نمودار سازمانی است.
قاعده دوم: فعالیت ها را بر اساس اطلاعات حاصل از هر مرکز فعالیت سازماندهی شوند. استفاده از خصوصیات مورد نیاز برای هر مرکز فعالیت در این مرحله می تواند به سازماندهی فعالیتها کمک زیادی کند. علاوه براین استفاده از خصوصیات باعث گزارش دهی در مورد فعالیتها می گردد.
قاعده سوم: مراکز فعالیت باید بر اساس سلسله مراتب فعالیتها طراحی شوند. استفاده از مراکز فعالیت بصورت سلسله مراتبی باعث کاهش تعداد مراکز فعالیت و تاثیر عملی آنها بر یکدیگر می شود. این طبقه بندی به استفاده کنندگان کمک می کند، که روی سطوح مختلف اطلاعات احاطه داشته باشند.
تعریف و شناسایی فعالیت‌ها در هر کدام از مراکز فعالیت تعریف شده بستگی به هدف یا اهداف طراحی سیستم ABC دارد. اگر هدف از طراحی سیستم، تعیین اهداف استراتژیک سازمانی باشد، طراحی مدل و فعالیت‌ها باید درجهت تخصیص صحیح هزینه‌ها به هدف هزینه باشد. اما اگر هدف از طراحی مدل بهبود بخشیدن به فرآیندها باشد طراحی مدل باید در جهت فراهم‌آوردن اطلاعات در مورد فعالیت‌ها و هدف هزینه باشد.
برای شناسایی و طبقه بندی فعالیتها در مراکز فعالیت باید اصول زیر را در نظر گرفت:
قاعده اول : هماهنگ کردن جزئیات فعالیت ها با اهداف مدل
تعریف و شناسایی فعالیتها باید با توجه به هدف مدل انجام شود چون می توان فعالیتها را از سطح خیلی جزئی تا سطح کلی تعریف نمود و یا می توان فعالیتها را در سطح خیلی جزئی تعریف نمود و سپس با توجه به طبقه بندی آنها در فعالیتهای کلان (ماکرو)، جزئی بودن فعالیتها را تا حد مورد نیاز تقلیل داد. در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت اگر هدف از شناسایی فعالیتها، بهبود بخشیدن به آنها باشد بهتر است فعالیتها را در سطح خیلی جزئی (میکرو) تعریف کرد، ولی اگر هدف محاسبه بهای تمام شده و تعیین اطلاعات برای تصمیم گیری های استراتژیک باشد، بهتر است که فعالیتها در سطح کلی (ماکرو) تعریف شوند.
قاعده دوم : طبقه بندی فعالیتها
اگر اهداف در نظر گرفته شده برای سیستم با یکدیگر تضاد داشته باشند. بهتر است که طبقه بندی فعالیتها بصورت فعالیتهای کلان (ماکرو) باشد. مثلا اگر هدف از تجزیه و تحلیل فعالیتها ایجاد بهبود و تعیین اهداف استراتژیک باشد، از آنجا که دستیابی به این دو هدف با توجه به سطح اطلاعات مورد نیاز برای هر کدام از اهدف باعث ایجاد تضاد خواهد شد، بهتر است فعالیتها را بر حسب فعالیتهای کلان (ماکرو) طبقه بندی کرد. چون این فعالیتها در بر گیرنده فعالیتهای جزئی مرتبط به هم نیز می باشد. برای تبدیل فعالیتهای جزئی (میکرو) به فعالیتهای کلان (ماکرو) اصول زیر باید در نظر گرفته شود:
۱-فعالیتها باید در یک سطح مشابه باشند.
۲- فعالیتها باید از محرک هزینه مشابه استفاده کنند.
۳- فعالیتها باید دارای هدف مشترک باشند.
قاعده سوم : ترکیب فعالیتها با یکدیگر تا حد امکان
فعالیتهایی که در جهت رسیدن به یک هدف باشند و از مبنای مشترک برای تسهیم هزینه ها استفاده می کنند، می توانند با همدیگر ترکیب شوند. چون با ترکیب فعالیتها علاوه براینکه می توان به هدف تعیین شده دست یافت، سطح جزئی بودن اطلاعات در سازمان نیز تا حد ممکن کاهش می یابد. ترکیب فعالیتها با یکدیگر مستلزم رعایت اصول زیر است :
۱- فعالیتهای که با یکدیگر ترکیب می شوند، باید دریک سطح مشابه باشند، مثلاً نمی توان فعالیتهای را که در سطح جزئی انجام می شوند را با فعالیتهایی که در سطح کلی انجام می شوند را با یکدیگر ترکیب کرد.
۲- ترکیب فعالیتها باید طوری انجام شود، که با استفاده از یک مبنای فعالیت، بتوان هزینه های سربار را به فعالیتهایی که در سطح خرد یا کلان (ماکرو) تقسیم بندی شده اند، تخصیص داد.
۳- فعالیتهایی که با هم ترکیب می شوند، باید دارای هدف مشترک باشند و همگی در جهت تکمیل و ارائه یک نوع خدمت به استفاده کنندگان خاص باشند. مثلاً انجام فعالیتهای مربوط به امور اقتصادی و بازرگانی فرودگاهها را نمی توان با فعالیتهای مربوط به تدارکات آنها ترکیب کرد.
آنالیز فعالیت در داخل مراکز فعالیت جهت مشخص کردن فعالیتهای مربوط به هر کدام از اهداف هزینه
در این مرحله با توجه به هدف هزینه تعیین شده فعالیتهای موجود در هر کدام از مراکز فعالیت مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. هدف از آنالیز فعالیت شناسایی فعالیتهایی است که برای انجام هر کدام از اهداف هزینه بکار گرفته می شوند، تعیین حجم فعالیتهای مورد نیاز برای انجام هدف هزینه و شناسایی خصوصیتهای فعالیتهای مورد نیاز برای انجام هدف هزینه می باشد. آنالیز فعالیت همچنین اطلاعات مفید و ارزشمندی را نیز در رابطه با بهبود عملکردها و فرآیندها در اختیار مدیریت قرار می دهد.
شناسایی منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها و خصوصیات هر کدام از منابع
در این مرحله با توجه به هدف هزینه های تعریف شده و یا خروجیهای سیستم، منابع مورد نیاز برای انجام هر کدام از فعالیتها مشخص می گردد. از جمله نوع منابع، حجم منابع بر حسب هر کدام از خروجیها، منابع مورد نیاز مستقیم و غیر مستقیم، ماهیت منابع (ثابت و متغیر) مورد نیاز بر حسب هر کدام از اهداف هزینه و درجه تغییر پذیری منابع با توجه به اهداف هزینه تعیین می گردد.
تعریف و شناسایی محرک منابع
منظور از محرک منابع عاملی است که ارتباط بین منابع مصرف شده و هدف هزینه را بر حسب هر کدام از منابع مشخص می کند. محرک منابع تعیین کننده رابطه علّی بین منابع مصرف شده و حجم و یا تعداد هدف هزینه می باشد و با استفاده از محرک منابع می توان حجم منابع استفاده شده را به هدف هزینه نسبت داد. به عنوان مثال میزان استفاده هر کدام از واحدهای عملیاتی و اداری از تاسیسات یک فرودگاه بر اساس مبنای متراژ فیزیکی آن می باشد که بر این اساس هر چه متراژ فیزیکی بیشتر باشد، میزان استفاده نیز بیشتر خواهد بود.
عملیات هزینه یابی در مراکز فعالیت
با توجه به منابع مورد نیاز برای انجام هر فعالیت در این مرحله باید هزینه منابع مورد نیاز برای انجام فعالیتها را شناسایی کرد. عملیات هزینه یابی با توجه به نوع اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری متفاوت می باشد و می توان عملیات جمع آوری هزینه ها را از سطح بسیار جزئی تا سطح کلی جمع آوری کرد که این موضوع بیشتر به هدف هزینه بستگی دارد. در صورتی که هدف هزینه در یک سازمان واحد باشد و کلیه منابع مورد نیاز برای انجام یک هدف تخصیص یابند نیازی به جزئیات هزینه نمی باشد. به عنوان مثال اگر در یک فرودگاه صرفا خدمات نشست و برخاست هواپیما انجام می شود. و هدف ما از طراحی سیستم جمع آوری اطلاعات برای محاسبه بهای تمام شده باشد دیگر نیازی به تفکیک و ریز هزینه ها نمی باشد اما اگر در یک فرودگاه کلیه خدمات فرودگاهی وجود دارد و هر خدمت شرایط و ویژگیهای خاص مربوط به خود را دارد، نیاز است تا ابتدا ویژگیها و شرایط خاص هر خدمت شناسایی شده و سپس با توجه به هر ویژگی، عملیات هزینه یابی انجام شود تا هزینه های خاص هر خدمت مشخص گردد. برای انجام عملیات هزینه یابی با توجه به طول دوره مورد نظر می توان به دفاتر مالی و حسابداری هر فرودگاه مراجعه نمود تا هزینه ها به تفکیک طبقه بندیهای انجام شده شناسایی گردد.
تعریف و شناسایی محرکهای هزینه بر حسب مراکز فعالیت
محرکهای هزینه دقیقا عملیات مشابه محرکهای منابع را انجام می دهند با این تفاوت که محرک هزینه عامل ارتباط دهنده بین هزینه های ایجاد شده در مراکز هزینه و هدف هزینه می باشد. به عنوان مثال اگر بخواهیم سهم برج مراقبت یک فرودگاه را از هزینه های مربوط به تاسیسات آن مشخص نماییم از مبنای متراژ فیزیکی استفاده کرده و بر این اساس هزینه های تاسیسات به واحد برج مراقبت تخصیص داده می شود.
محرک فعالیت نشان دهنده تقاضا برای فعالیت ها با توجه به هدف هزینه است و برای انتخاب محرک فعالیت باید اصول زیر در نظر گرفته شود.
قاعده اول : از محرکهای فعالیتهایی استفاده شود که با نوع فعالیت مطابقت داشته باشد. مبناهای هزینه که برای تسهیم هزینه ها استفاده می شوند باید بتواند ارتباط علی بین مصرف فعالیتها و هدف هزینه را تعیین کند. مثلا اگر در انتخاب محرک فعالیت برای تخصیص هزینه های تاسیسات فرودگاه به هر بخش از مبنای “تعداد کارمندان” استفاده گردد، این مبنا نمی تواند بطور صحیح نشان دهنده فعالیتهای مصرف شده در واحد تاسیسات باشد. بلکه برای تسهیم درست هزینه ها باید از مبنا “متراژ فیزیکی مربوط به هر بخش” استفاده کرد. چون هزینه های واحد تاسیسات بیشتر با متراژ فیزیکی هر بخش ارتباط دارد نه با تعداد کارمند.
قاعده دوم : محرکهای هزینه باید بطور واقعی با فعالیتهایی که مصرف میشود ارتباط داشته باشد. از آنجا که محرک هزینه در تخصیص هزینه ها نقش اصلی را ایفاء می کند، بنابراین محرک هزینه انتخاب شده باید هزینه منابعی که برای انجام فعالیتها مصرف می شود، را تعیین کند.
قاعده سوم : تعداد محرکهای هزینه باید بطور بهینه انتخاب شود. انتخاب محرک هزینه باید طوری باشد که بتوان با استفاده ازآن هزینه های سربار را با استفاده از آن و تا حد زیادی به هدف هزینه تخصیص داد. از طرف دیگر انتخاب زیاد مبناهای هزینه علاوه بر اینکه جمع آوری اطلاعات را با مشکل مواجه می کند، باعث عدم کارآیی مدل خواهد شد.
قاعده چهارم : محرکهای هزینه باید طوری انتخاب شود که باعث بهبود عملکرد فعالیتها گردد. از مبناهای فعالیت معمولا بعنوان معیارهای سنجش عملکرد استفاده می شود. بنابراین محرکهای هزینه ای که برای تسهیم هزینه ها استفاده می شود، باید باعث بهبود عملکرد فعالیتها شود.
قاعده پنجم : از محرکهای هزینه ای استفاده شود که معیار سنجش هزینه آنها درسیستم وجود داشته باشد. محرکهای هزینه فعالیتها بر حسب نوع آنها معمولا از معیارهای سنجش هزینه متفاوت استفاده می کنند. بنابراین باید محرکهایی انتخاب گردد که اطلاعات هزینه ای آنها درسازمان وجود داشته باشد.
عملیات تخصیص هزینه های غیر مستقیم به هدف هزینه
با توجه به اینکه هزینه های مربوط به هر هدف هزینه صرفا هزینه های مستقیم نمی باشد. بنابراین باید با در نظر گرفتن هدف هزینه، هزینه های غیر مستقیم و هزینه های مربوط به بخشهای جانبی را بر حسب محرک منابع به هدف هزینه اختصاص داد تا بر این اساس کل هزینه های مربوط به هر هدف هزینه مشخص گردد. به عنوان مثال در صورتی که هدف هزینه محاسبه بهای تمام شده خدمات ناوبری در یک فرودگاه باشد، می بایست علاوه بر هزینه های مستقیم مربوط به آن که عمدتا هزینه های ایجاد شده در سطح دسته خدمات می باشد، سهم هزینه ای هر پرواز از هزینه های جانبی نظیر استهلاک دستگاههای ناوبری و همچنین هزینه های تخصیصی از طرف بخشهای ستادی شرکت به فرودگاها و نهایتا پرواز محاسبه شده تا بر این اساس سهم هزینه ای (هزینه های مستقیم و غیر مستقیم)آن محاسبه شود. برای انجام عملیات تخصیص هزینه اصول زیر را باید در نظر گرفت:
قاعده اول: تخصیص هزینه فعالیتهای نگهداری (هزینه های سطح فرودگاه) به فعالیتهایی که از آنها منتفع می شوند. از آنجا که هزینه های نگهداری قابل تخصیص به یک خدمت خاص نمی باشند. بنابراین باید با استفاده از مبناهای منطقی و مناسب، این هزینه ها به فعالیتها تخصیص یابد.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

قاعده دوم :برای تخصیص دقیق هزینه ها به فعالیتها باید تا حد امکان فعالیتها را آنالیز و تحلیل کرد تا تخصیص هزینه ها واقعی تر انجام شود. با توجه به اینکه تخصیص دقیق هزینه ها در سیستم ABC می تواند کمک زیادی به محاسبه هزینه های خدمات داشته باشد. بنابراین باید تا حد امکان فعالیتها به هدف هزینه مربوط به خود تخصیص داده شوند. برای این منظور ردیابی و شناسایی دقیق فعالیتها بسیار مهم می باشد.
قاعده سوم : استفاده از نظرات سایر متخصصان برای تخصیص دقیق هزینه ها. در بعضی از مواقع که مبنای تخصیص بعضی از هزینه ها به هدف هزینه مشخص نمی باشد و یا دارای ابهام است برای تخصیص صحیح هزینه ها می توان از نظرات متخصصان که اطلاعات تخصصی از فرآیند ارائه خدمات دارند، استفاده کرد. استفاده از نظرات متخصصین جهت سنجش و تعیین فعالیتهایی که اطلاعات کمی در مورد آنها وجود ندارد، بسیار مفید می باشد.
قاعده چهارم: هزینه های مستقیم و غیر مستقیم مربوط به انجام فعالیتها باید تفکیک گردد. با توجه به تاثیر این دو گروه از هزینه ها بر محاسبه بهای تمام شده خدمات و نوع اطلاعاتی که برای تصمیم گیری مدیران فراهم می کنند، لازم است تا این گروه از هزینه از یکدیگر تفکیک گردند. تا بر این اساس صحت اطلاعات عملیات هزینه یابی افزایش یابد.
محاسبه بهای تمام شده هدف هزینه
در این مرحله با توجه به هدف هزینه (خدمات فرودگاهی ارائه شده ، تعداد محصول تولید شده، و….)، حجم و میزان آن در طول دوره مورد بررسی و همچنین هزینه های تخصیص داده شده به هر کدام از اهداف هزینه، بهای تمام شده آن محاسبه می گردد که این بهای تمام شده می تواند شامل یک ساعت خدمات ناوبری ارائه شده و یا بهای تمام شده کل خدمات فرودگاهی ارائه شده به یک پرواز باشد.
پیشینه تحقیق
مقدمه
با توجه به اینکه ایجاد و توسعه سیستمهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در سازمانهای مختلف عمدتاً بدلیل نیاز به نوع اطلاعات فراهم شده توسط این سیستم می باشد، بنابراین بررسی تجربیات و نتایج حاصل از سازمانهایی که از این سیستمها در رابطه با هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده استفاده کرده اند، می تواند در ارائه سیستم مطلوب در این زمینه مناسب باشد. بنابراین برای درک چگونگی تکامل و توسعه سیستم پیشنهادی، نیاز به بررسی پیشینه و روند شکل گیری آن در بخشهای مختلف می باشد تا با استفاده از این تجارب و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها، سیستم مطلوب برای این منظور طراحی گردد. بیشتر سیستمهای هزینه یابی و خصوصاً سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ابتدا در بخشهای تولیدی مطرح و بکار گرفته شد، اما بخشهای خدماتی نیز طی سالهای گذشته توجه خاصی به استفاده و بکارگیری این روشها در فراهم نمودن اطلاعات مالی و هزینه ای داشته اند. بطوریکه در طول چند سال اخیر تعداد موسسات خدماتی که از سیستمهای نوین هزینه یابی در شناسایی و کنترل هزینه ها استفاده کرده اند رشد چشمگیری داشته است. برای این منظور در این بخش ابتدا چگونگی پیدایش و شکل گیری سیستمهای هزینه یابی مطرح می گردد. سپس به پیشینه موضوع سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت، نحوه رشد، توسعه و تکامل آن و سازمانهای تولیدی و خدماتی که از این سیستم استفاده کرده اند می پردازیم و در نهایت کاربردهای سیستم پیشنهادی در سایر بخشهای دیگر مطرح می شود.
پیشینه سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت وکاربردهای آن
بطور کلی تا اواخر دهه ۸۰ صحت شناسایی هزینه ها و محاسبه بهای تمام شده خدمات در بیشتر سازمانها به عنوان یک مسأله اساسی مطرح نبود. اما از سال ۱۹۸۳ با توجه به افزایش هزینه های ارائه خدمات و لزوم کنترل این هزینه ها و افزایش نقش و اهمیت اطلاعات در تصمیم گیریهای مدیریتی، نیاز به بکارگیری و استفاده از روشهای هزینه یابی برای محاسبه بهای تمام شده خدمات، اهمیت زیادی پیدا کرد. برای این منظور بیشتر سازمانها علاقمند به شناسایی هزینه های خود و بکارگیری روشهای جدید هزینه یابی در این زمینه شدند.
با پیدایش تکنولوژی‌های مدرن تولیدی وخدماتی در دو دهه اخیر، تأکید بر افزایش سودآوری و کیفیت، رضایتمندی، کاهش هزینه ها و افزایش رقابت در سطح جهانی، چالشهای جدیدی را برای حسابداری مدیریت فراهم نمود. بطوریکه، سازمانها ناگزیر شدند شیوه‌های هزینه یابی خود را بهبود بخشند و در روش‌های کنترل هزینه‌ها و سیستم های اطلاعاتی خویش بدلیل همسو شدن با این تغییرات تجدید نظر کنند. دستیابی به این امر مستلزم ارائه یک شیوه جدید در حسابداری مدیریت جهت کنترل و هدایت فعالیتها بود که براساس این نیاز سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت مطرح گردید.
تفکر ایجاد ارتباط بین هزینه‌ها و فعالیت‌ها در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ در آثار برخی از نویسندگان از جمله سالومنز (Solomons,1968) و استاباس(Staubus, 1971) ارائه گردید. اما توجه مراکز علمی و دانشگاهی درباره اهمیت فعالیتها و چگونگی تاثیر عملکرد آن بر هزینه های سازمانی بیشتر در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد (نمازی، ۱۳۷۸).
واژه‌ هزینه‌یابی برمبنای فعالیت، که بعدها به سیستم ABC تکامل یافت، اولین‌بار توسط کوپر و کاپلن (Cooper & Kaplan, 1988) برای تخصیص هزینه فعالیتها به محصولات به‌کار گرفته شد. این دو نویسنده همراه با جانسون (Johnson,1988)، نسبت به دیگران، تأثیر بسزایی در انعکاس نارسایی‌های سیستمهای حسابداری مالی در ارائه اطلاعات دقیق در مورد هزینه‌ها داشتند. آنها معتقد بودند، سیستم‌های هزینه‌یابی سنتی نه ‌تنها پاسخگوی احتیاجات مدیران نیستند، بلکه استفاده از این اطلاعات سبب گمراهی و عدم اتخاذ تصمیم صحیح به‌ وسیله آنان می گردد. این نویسندگان جهت رفع نقایص فوق اقدام به معرفی سیستم جدیدی به نام هزینه‌یابی برمبنای فعالیت (ABC) نمودند (رجبی، ۱۳۷۸).
اگرچه سیستم ABC از ابتدا در سازمانهای تولیدی مطرح و تکامل یافت، اما با مشخص شدن نتایج مثبت حاصل از بکارگیری آن، این سیستم در سازمانهای خدماتی نظیر بیمارستانها، مراکز آموزشی، بانکها، رستورانها و… نیز بکار گرفته شد و نتایج بسیار مناسب و مفیدی از اجرا و بکارگیری آن حاصل گردید.
در مورد سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت با توجه به مراحل رشد و تکامل آن دیدگاهها و نظرات زیادی مطرح شده است، که به لحاظ زمان ارائه و بکارگیری این دیدگاهها بطور کلی در دو قالب اصلی قابل طرح است. که عبارتند از : ۱) دیدگاه مقدماتی سیستم ABC[21] و ۲) دیدگاه دو بعدی ABC[22].
هدف اصلی از بکارگیری سیستم ABC در اواخر دهه۱۹۸۰ تهیه اطلاعات مالی جهت تصمیم‌گیری مدیران عالی در سطوح استراتژیک بود. با گذشت زمان و آشکار شدن منافع حاصل از بکارگیری آن، از این سیستم برای محاسبه بهای تمام‌شده محصولات و تهیه گزارشهای عملیاتی استفاده شد. این دیدگاه به سیستم هزینه‌یابی مقدماتی ABC معروف گردید. این سیستم ابتدا درکارخانه‌های هانی‌ول[۲۳] ، نورترن‌تله‌کام[۲۴] ، جنرال موتورز[۲۵] و چند کارخانه ‌دیگر جهت هزینه یابی و تهیه گزارشات استراتژیک استفاده شد (Turney, 1997).
با توجه به موفقیت سیستم ABC در سایر سازمانها، از این سیستم جهت تجزیه و تحلیل سودآوری مشتریان و محصولات، بهبود عملیات داخلی سازمان، مدیریت فعالیتها، شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های کاهش هزینه ها، استفاده گردید. اما به دلیل اینکه این دیدگاه بیشتر به اطلاعات کمی و مالی متکی بود و اطلاعات غیرمالی در مورد فعالیتها را فراهم نمی‌کرد، زیاد مورد استقبال واقع نگردید(Turney,1997).
برای رفع نارسائیهای دیدگاه اولیه ABC، مدل دوبعدی این سیستم مطرح گردید. این مدل دارای دو دیدگاه اصلی در مورد فعالیتها است که عبارتند از: ۱) دیدگاه تخصیص هزینه[۲۶] و ۲) دیدگاه تخصیص فرآیند[۲۷] ، این سیستم با توجه به این دو دیدگاه، اطلاعات عملیاتی و استراتژیکی را جهت تصمیم‌‌گیری فراهم می کند. (در فصل سوم این دو دیدگاه به طور کامل تشریح می شود).
از نظر کاربرد و استفاده از سیستم ABC، شرکتهای زیادی در سطح دنیا از جمله شرکت استاکهام والو و فیتینگز[۲۸] که یکی از تولیدکنندگان سوپاپ آهنی و سرسیلندر انواع ماشینها در آمریکا است، از ABC برای طبقه‌بندی هزینه‌ها و ارائه اطلاعات با توجه به سطوح عملیاتی استفاده کرد. شرکت نورترن تله‌کام لیمیتد[۲۹] که در زمینه تولید و توزیع سیستم‌های تلفن فعالیت دارد، از این سیستم جهت تجزیه و تحلیل فعالیتها و شناسایی اولویت‌ها برای بهبود عملکرد فعالیتهای داخلی استفاده کرد. کارخانه تری‌کوینت[۳۰] که تولیدکننده قطعات الکتریکی مخابراتی و کامپیوتری است، برای شناسایی فعالیتهای خود و طبقه‌ بندی آنها برحسب کاربردهای استراتژیک و بهبود عملیات داخلی سیستم ABC را بکار برد (Turney,1997).
شرکت ارنست و یانگ[۳۱]، که یک شرکت مشاوره‌ای در زمینه طراحی و بکارگیری سیستم‌های هزینه‌یابی است، سیستم ABC را درکارخانه‌های بزرگی در زمینه صنعت الکترونیک، تولید نوشابه و عرضه وسایل ساختمانی بکار گرفت. این سیستم در شرکتهای تولیدی و صنعتی دیگر مانند کلارک هیورث[۳۲] سازنده قطعات و موتورهای ماشین، دیتون اکسترود پلاستیکز[۳۳] تولیدکننده دریچه‌های پلاستیکی، کامپیوموتور[۳۴] سازنده وسایل الکترومکانیکال اتوماتیک، شرکت سوپر بیکری[۳۵] تولیدکننده انواع پیراشکی و نان‌ماشینی، اوریجینال بردفورد سوپ‌ ورکس[۳۶] و مراکز بهداشتی و بیمارستانها مانند مرکز بهداشتی بروک وود[۳۷] از سیستم ABC جهت مرتفع نمودن مشکلات تعیین‌هزینه و گزارش‌دهی به مدیران مختلف، استفاده شده است. بکارگیری این سیستم باعث افزایش سود‌آوری و بهره‌وری چشمگیری در آن شرکت‌ها گردید (Turney, 1997).
در زمینه کاربرد سیستم ABC در موسسات خدماتی، شرکتهای خدماتی همچون شرکت خدمات پست بین‌المللی[۳۸]، شرکت خدماتی هوایی ایرایتالیا[۳۹] و رویال بانک اسکاتلند [۴۰]که در زمینه خدمات بانکی به مشتریان فعالیت دارد، از این سیستم جهت بهبود بخشیدن به فعالیتهای داخلی و ارائه خدمات مناسب‌تر استفاده کرده‌اند.
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
کوپر و کاپلان (Cooper & Kaplan, 1988) در مقاله خود منابعی که در سازمان از آنها استفاده نمی شود از هزینه هایی که به صورت مستقیم به محصول ارتباط دارد جدا می کنند. این نویسندگان ادعا نمودند که استفاده از سیستم حسابداری سنتی باعث می شود اطلاعاتی که از این سیستم بدست می آید ناقص بوده و مدیریت را در برنامه ریزی دچار مشکل می کند و همچنین استفاده از سیستم باعث می شود که هزینه های شرکت بیش از واقع نشان داده شده و در نتیجه موجب زیان شرکت می شود. بنابر این آنها اقدام به معرفی سسیتم هزینه یابی بر مبنای فعالیت کردند.
کوپر و کاپلن در مقاله‌ای تحت عنوان هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت و محاسبه منابع استفاده شده در سال ۱۹۹۲ جنبه هایی از سیستم ABC را در محاسبه منابع و ظرفیتهای استفاده شده سازمانی مطرح نمودند. از نظر آنها یکی از مزایای این سیستم، این است که هزینه های خدمات و محصولات را براساس منابع استفاده شده اندازه‌گیری می‌کند و منابعی که در سازمان به عللی از آنها استفاده کامل نمی‌گردد، از هزینه‌های خدمات جدا می کند و تحت عنوان هزینه‌های ظرفیت بلااستفاده شناسایی و طبقه‌بندی می‌نماید. بخشی از ظرفیتهای بلااستفاده ناشی از محدودیتهای سازمان است که شناسایی این محدودیتها و سنجش اثرات ناشی از آن به ما کمک می‌کند که تشخیص دهیم چگونه و کدامیک از ظرفیتهای موجود را توسعه دهیم و چگونه از ظرفیتها و منابع محدود برای تصمیم‌گیری در تخصیص بهتر منابع و کاهش هزینه‌ها استفاده کنیم. در این میان محدودیتهای موجود در سازمان، که به نحوی برعملکرد بهینه آن تأثیر می‌گذارد، نقش اساسی را ایفاء می‌کنند. لذا ارائه راه‌حلهای مناسب و منطقی جهت کاهش این محدودیتها، امری مهم تلقی می‌شود.
(Turney, 1997).
فوزی عبداله ابوسلام (Fawzi Abdalla Abusalam, 2008) موانع بکارگیری هزینه یابی بر مبنای فعالیت را مورد مطالعه قرار داده و مهمترین آنها را عدم دانش کافی نسبت به این سیستم و عدم حمایت مدیران ارشد می داند. زولینگ (Xuling, 2012) در تحقیق خود به بررسی ارتباط بین هزینه ها و فعالیت ها با نوع مشتریان پرداخته و نشان می دهد که استفاده از این اطلاعات مشتریان می تواند کمک شایانی در تصمیم داشته باشد. او هزینه یابی بر مبنای فعالیت را در شرکت Petro China به اجرا در آورده و بعد از اجرای آن توانست انواع هزینه را تعیین نماید. همچنین با توجه نتایج حاصل از اجرای این سیستم ضمن افزایش دقت در برنامه ریزی در خصوص حذف فعالیت های غیر اساسی نیز تصمیم گیری شده است.
تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خسرو اسلامی دهکردی (۱۳۷۷) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ارزیابی مقایسه ای هزینه یابی سنتی جذبی و هزینه یابی بر اساس فعالیت در پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی مدیران فنی و مهندسان نتیجه گرفته که در صورت استقرار سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در سازمان های تولیدی و صنعتی اطلاعات بیشتری نسبت به سیستم سنتی قابل ارائه به مدیران است.
شکاری عبدالعظیم (۱۳۷۰) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی کاربرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت در افزایش بهره وری (مطالعه موردی کارخانه سیمان فارس) ضمن طراحی و اجرای سیستم بهای تمام شده بر مبنای فعالیت، بهره وری مراکز فعالیت خدماتی و تولیدی تعیین گردیده و نشان داده که این روش باعث صرفه جویی در هزینه ها و در نتیجه افزایش سود کارخانه گردیده است. همچنین با استفاده از این سیستم می توان به ارزیابی عملکرد مراکز فعالیت پرداخت و فعالیت های فاقد ارزش افزوده را کنترل کند.
احمد رجبی(۱۳۸۰) در پایان نامه خود با موضوع طراحی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت و تئوری محدودیت ها با برنامه ریزی خطی عدد صحیح جهت استفاده از منابع سازمانی (مطالعه موردی کارخانجات صنعتی شیراز) با استفاده از اطلاعات حاصل از بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت نشان می دهد که استفاده از اطلاعات سیستم موجود باعث انحراف بهای تمام شده محصولات و اتخاذ تصمیم های اشتباه می شود. همچنین با استفاده از اطلاعات سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت، ترکیب بهینه تولید با توجه به منابع در دسترس و محدودیت ها تعیین شده است.
احمد رجبی (۱۳۸۱) در مقاله خود با عنوان طراحی و ترکیب سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با سیستم بودجه بندی بر مبنای فعالیت برای اداره کردن منابع بیمارستانی اشاره می کند که در سیستم هزینه یابی موجود (سیستم های سنتی) هیچ گونه ارتباط مستقیمی بین فعالیت های لازم جهت ارائه خدمات و و میزان استفاده از منابع بیمارستانی وجود ندارد در نتیجه بهای تمام شده و هزینه های ارائه خدمات منعکس کننده هزینه فعالیت ها و منابع بکارگرفته شده نمی باشد. سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با بکارگیری مکانیز مهای متعدد این مشکل را رفع می کند.
یزدانی آرانی (۱۳۸۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان مقایسه بهای تمام شده تکثیر ماهی در کارگاه شهید انصاری رشت طبق هزینه یابی بر مبنای فعالیت و مقایسه آن با سیستم موجود با شناسایی محرک های اصلی و فرعی هزینه، زمینه مقایسه بهای تمام شده هر فعالیت را فراهم نموده و به مدیریت در تصمیم گیری در مورد هر فعالیت کمک می نماید.
محمد رضا طاهر کردی (۱۳۸۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت نفت فلات قاره ایران نتیجه می گیرد که سیستم های هزینه یابی بر مبنای فعالیت نسبت به سیستم هزینه یابی سنتی (سیستم فعلی این شرکت) به شیوه ای مناسب تر و منطقی تر هزینه ها را به محصولات تخصیص داده و و این محصولات را به صورت دقیق تری هزینه یابی می کند. بعلاوه این سیستم با بهبود کیفیت اطلاعات و همچنین ارائه اطلاعات مفید و مربوط در خصوص فعالیت های اصلی شرکت، در زمینه بهبود فرآیندها و بهره وری نسبت به سیست فعلی که صرفا اطلاعات کلی و البته نادرست ارائه می نماید، بر تصمیمات استفاده کننده مؤثرتر خواهد بود.
بختیار استادی (۱۳۸۳) در پایان نامه خود با موضوع بکارگیری یک سیستم ساخت و تولید انعطاف پذیر با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت به محاسبه بهای تمام شده فرآوری و تولید قطعات با این روش و مقایسه آن با هزینه نهایی تولید پرداخته و در پایان نتیجه می گیرد که بهای تمام شده با هزینه نهایی برابر است.
امین ناظمی (۱۳۹۰) در پژوهش خود به ارزیابی تطبیقی سودمندی اطلاعات سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با هزینه یابی سنتی در بانک کشاورزی ایران پرداخته است. وی در تحقیق خود نتایج دو سیستم هزینه یابی سنتی و سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت را مورد مقایسه قرارداده و نشان می دهد اختلاف معناداری در بخش پایانه های شعب میان نتایج دو سیستم وجود دارد. همچنین مدیران و کارکنان مالی بانک اطلاعات حاصل از سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت را سودمندتر از اطلاعات سیستم سنتی ارزیابی می کنند. این نتایج در سطوح مختلف بودجه بندی، تصمیم گیری مالی و تصمیم گیری راهبردی بانک آزمون و نتایج مشابهی مبنی بر اختلاف معنی دار نتایج دو سیستم گزارش شده است. نتایج نشان می دهد عوامل سازمانی، محیطی، فن آوری و فردی بر تمایل افراد برای به کارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت مؤثر هستند .همچنین میزان پشتیبانی مدیریت، میزان مشارکت در فرآیند به کارگیری و نیز کافی بودن منابع مورد نیاز برای استقرار این سیستم مطرح و نتایج به دست آمده به کمک رگرسیون مرزبندی شده آزمون گردیده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد حمایت دولت، استفاده از نظرات متخصصین و پشتیبانی مدیران ارشد، سهم قابل ملاحظه خدمات بانکی از هزینه های سربار و میزان آموزش کارکنان نیز از مهمترین عوامل مؤثر در به کارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در بانک کشاورزی بوده است.
پیشینه سیستمهای هزینه یابی و بهای تمام شده خدمات در صنعت هوانوردی و فرودگاهی
یکی از اولین مطالعات انجام شده در زمینه هزینه یابی در صنعت فرودگاهی توسط موسسه اقتصاد اروپا[۴۱] و به سفارش سازمان هواپیمایی کشوری[۴۲] انگلستان در آوریل ۲۰۰۱ با موضوع هزینه یابی در فرودگاهها انجام شده است. در این تحقیق خدمات فرودگاهی به دو دسته خدمات هوانوردی و غیر هوانوردی تقسیم شده است. همچنین با توجه به سرمایه بر بودن بخشی از خدمات غیر هوانوردی مانند تاسیسات و تجهیزات تعمیرات اساسی هواپیما، جاده های دسترسی فرودگاه، تاسیسات سوخت رسانی هواپیما، خدمات کترینگ هواپیمایی و … و عدم توانایی مالی و مقرون به صرفه نبودن سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی صراحتاً ارائه این خدمات به عهده فرودگاه گذاشته شده و لاجرم بایستی در مبحث هزینه یابی نیز مورد توجه قرار گیرند.

سیس

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

سامانه پژوهشی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت …

تحولات و تغییرات شگرفی که بطور کلی از اوایل دهه ۱۹۸۰ در سطح جهان مطرح گردید، باعث شد تا بیشتر سازمانها به این نتیجه دست یابند تا برای بقاء در بازار رقابت و کاهش بهای تمام شده خدمات خود می بایست شیوه ها و فرآیندهای داخل سازمانی خویش را بهبود بخشند و ضمن افزایش مستمر کیفیت، هزینه ها را به نحو قابل قبولی پایین آورند، برای دستیابی به این هدف تجدید نظر در روشهای حسابداری و مالی و استفاده از روشهای جدید امری اجتناب ناپذیر بود، چون اتکاء به روشها وتکنیکهای سنتی دیگر نمی توانست نیازهای آنان را برآورده کند، و این سازمانها ناگزیر شدند تا در سیستم های حسابداری و بهای تمام شده خویش بازنگری کنند.
این نیاز مبرم از یک طرف و رشد و توسعه دیدگاههای جدید در زمینه حسابداری مدیریت از طرف دیگر، باعث ایجاد تحول در ارائه روشهای نوین محاسبه بهای تمام شده گردید. اما توجه جدی محافل دانشگاهی و حرفه ای به این موضوع در دهه ۱۹۸۰ بیشتر جلب گردید. این توجه عمدتاً بر اثر پیدایش سه سازه اصلی بود: سازه اول تغییرات نوینی که در دنیا جهت معرفی تکنولوژی های مدرن، سیستم های اطلاعاتی هوشمند و مکانیزم های عملیاتی جدید رخ داده بود. سازه دوم، تغییرات فلسفه فکری مدیران سازمانها بود، که جهت افزایش سودآوری، بجای افزایش قیمتهای خدمات خود به عامل کاهش هزینه ها توجه داشتند. عامل سوم تلاش محافل دانشگاهی و نویسندگان حسابداری مدیریت بود، که با توجه به تغییرات وسیع و لزوم استفاده از تکنولوژیهای جدید، روشهای نوین مدیریت هزینه و هزینه یابی را توسعه دادند. در این میان کوپر و کاپلان ((Kaplan & Cooper نسبت به دیگران تاثیر بسزایی در انعکاس نارساییهای سیستم حسابداری مدیریت داشتند. این نویسندگان معتقد بودند که استفاده از سیستمهای سنتی نه تنها پاسخگوی احتیاجات مدیران نیست، بلکه استفاده از اطلاعات آنها سبب گمراهی و عدم تصمیم گیری صحیح می شود. تلاش این نویسندگان منجر به پیدایش شیوه جدیدی در روشهای مدیریت هزینه، تحت عنوان هزینه یابی بر مبنای فعالیت گردید(Turney,1997).
دیدگاههای سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت
از نظر مراحل تکامل و شکل گیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت و همچنین نوع اطلاعات مورد نیاز مدیران در تصمیم گیری ها دو دیدگاه کلی در رابطه با این سیستم مطرح شده است. یکی از این دیدگاهها مدل مقدماتی سیستمABC است. هدف این دیدگاه فراهم کردن اطلاعات در مورد هزینه فعالیتها و فرآیندها است. دیدگاه دیگری که در این زمینه مطرح است، مدل دو بعدی ABC می باشد. هدف این دیدگاه علاوه بر فراهم کردن اطلاعات در مورد هزینه فعالیت ها و فرآیندها، تهیه اطلاعات غیرمالی درباره فعالیت ها است. بدلیل اهمیت این موضوع و چگونگی رشد و توسعه سیستم ABC ، به تشریح این دو دیدگاه می پردازیم.
مدل مقدماتی سیستم ABC
مدل مقدماتیABC جهت فراهم آوردن اطلاعات بهای تمام شده محصولات و خدمات بکار گرفته شد. اما با توجه به قابلیتهای مفیدی که این سیستم فراهم می کرد، در زمینه های دیگری از جمله کاربرد در تصمیم گیری های استراتژیک، تجزیه و تحلیل هزینه ها، سودآوری خدمات، بهبود فعالیتهای سازمانی، مدیریت و اداره کردن فعالیتها، و تعیین اولویت برای کاهش هزینه ها بکار گرفته شد.
کاربردهای گسترده سیستمABC در واقع ناشی از مزایایی بود، که این سیستم می توانست برای سازمانها فراهم کند. علاوه بر موارد فوق استفاده کنندگان این سیستم بدنبال دستیابی به اطلاعات اساسی بودند تا با بکارگیری آن بتوانند فرآیندها را بهبود بخشند. گرچه سیستم مقدماتی ABC با فراهم کردن اطلاعات مفید و اساسی بسیاری از مشکلات مدیران را در تصمیم گیری ها حل نمود، اما بکارگیری این سیستم نارسائیهایی نیز داشت که استفاده از آن را محدود می کرد، و آن تک کاربردی بودن این سیستم بود. یعنی اگر این سیستم برای هدف خاصی، مثلاً بهبود داخلی سازمان طراحی می گردید، نتایج آن برای دستیابی به سایر اهداف کاربردی نداشت. این موضوع تا حد زیادی کارآیی مدل مقدماتیABC را محدود می کرد (Turney,1997).
محدودیت دیگر مدل مقدماتیABC، عدم ارائه اطلاعات مستقیم در مورد هزینه ها و فعالیتها، خصوصاً در مورد هزینه های سربار و چگونگی تسهیم این هزینه ها بود. از آنجا که در مدل مقدماتی ABC هزینه های سربار بر اساس حوزه های هزینه کلی تسهیم می شوند، بنابراین هزینه ها براساس هر فعالیت بطور جداگانه تعریف و شناسایی نمی گردند و مستقیماً بر فعالیتها تاثیر نمی گذارد. این مسئله، ضمن عدم ارائه اطلاعات در مورد فعالیتها، باعث خواهد شد که نتوان اطلاعات عملی درمورد بهبود عملکردها و نتایج را کسب کرد. این نقاط ضعف مدل مقدماتیABC منجر به ارائه دیدگاه دوبعدی این سیستم گردید.
مدل دو بعدی سیستم ABC
انتظار از سیستم ABC برای فراهم کردن اطلاعات عملیاتی در مورد فعالیتها منجر به پیدایش دیدگاه دیگری در این زمینه شد، که به نام مدل دو بعدی ABC مطرح گردید. این سیستم جهت فراهم کردن اطلاعات با هدف ایجاد یک فرآیند بهبود دائمی برای فعالیتهای داخل و خارج از سازمان طراحی گردید. این روش دارای دو دیدگاه اصلی است که عبارتند از:۱) دیدگاه تخصیص هزینه و۲)دیدگاه فرآیندی. در شکل شماره(۳-۱) این دو دیدگاه نشان داده شده است.
هدف هزینه
منابع سازمانی
فعالیتها
مبنای هزینه
سنجش عملکرد
دیدگاه فرآیندی
دیدگاه تخصیص هزینه
شکل شماره (۲-۲) مدل دو بعدی سیستم ABC
منبع:(Turney, P ”Activity Based Costing” Kogan Page,1997)
دیدگاه تخصیص هزینه در مدل ABC
دیدگاه تخصیص هزینه فراهم کننده اطلاعات در مورد منابع، فعالیتها و هدف هزینه است. فرض اصلی این دیدگاه این است که، دستیابی به هدف هزینه (ارائه خدمت و یا تولید محصول) نیاز به انجام فعالیت دارد و فعالیتها منابع را مصرف می کنند. در این دیدگاه، جریان هزینه ها از طرف منابع به فعالیتها و سپس از طرف فعالیتها به هدف هزینه است.
اطلاعاتی که توسط مدل دو بعدی ABC ارائه می گردد، تفاوت زیادی با دیدگاه مقدماتی این سیستم دارد. با بکارگیری این سیستم علاوه بر اینکه اطلاعات مفیدی در مورد هزینه ها و بهای تمام شده حاصل می شود، اطلاعات دیگری نیز در مورد فعالیتها و هدف هزینه می توان کسب نمود. این اطلاعات در تصمیم گیری ها می تواند به مدیران کمک زیادی کند. جهت درک بیشتر این موضوع به تشریح اطلاعات حاصل از این سیستم می پردازیم.
۱- اطلاعات درباره فعالیتها
سیستم ABC اطلاعات مفیدی درباره فعالیتهای مهم و هزینه های انجام آنها در اختیار تصمیم گیرندگان قرار می دهد. از جمله اینکه چگونه می توان فعالیتها را بهتر انجام داد؟ هدف از مصرف منابع چیست؟ برای انجام هدف هزینه چه فعالیتهایی از سایر فعالیتها بیشتر مورد نیاز است؟ برای انجام فعالیتها کدام نوع از منابع بیشتر مورد نیاز است؟ و چه راهها و فرصتهایی برای کاهش هزینه ها وجود دارد؟ بدیهی است جواب به سوالات فوق با اتکا به مدل مقدماتی سیستم ABC امکان پذیر نیست، چون مدل مقدماتی بیشتر روی صحت هزینه ها تاکید دارد و اطلاعات لازم را در مورد بهبود فعالیتها را فراهم نمی کند.
۲- اطلاعات درباره استفاده کنندگان از خدمات
دیدگاه دو بعدی ABC، اطلاعات مهمی درباره استفاده کنندگان از خدمات فراهم می کند. از آنجا که ABC علاوه بر هزینه های داخل سازمان، هزینه های جانبی ارائه خدمات را در محاسبه بهای تمام شده در نظر می گیرد، بنابراین قادر به تعیین دقیق بهای تمام شده خدمات می باشد. در حالی که سیستمهای سنتی بدلیل عدم توجه به این هزینه ها در محاسبه بهای تمام شده بطور دقیق عمل نمی کنند.
۳- اطلاعات در مورد فعالیتهای غیر عملیاتی
سیستم های هزینه یابی سنتی، فقط به هزینه های ایجاد شده در چارچوب فیزیکی سازمان و یا هزینه های عملیاتی توجه می کند و صرفاً این هزینه ها را در محاسبه بهای تمام شده منظور می کنند. اما در سیستم ABC، استفاده کنندگان از خدمات و تامین کنندگان منابع، اگرچه بطور فیزیکی خارج سازمان واقع شده اند، اما جزئی از سازمان محسوب شده و بخشی از فعالیتها در راستای حمایت از آنها انجام می شود. بنابراین، این هزینه ها را در محاسبه هزینه های تمام شده خدمات در نظر می گیرند. درحالیکه در سیستم های سنتی، این هزینه ها یا اصلا شناسایی نمی شوند و یا در صورت شناسایی در محاسبه بهای تمام شده منظور نمی شوند. مدل مقدماتی ABC نیز هیچ گونه اطلاعاتی را در مورد این هزینه ها در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی دهد.
دیدگاه فرآیندی مدل ABC
در قسمت افقی شکل(۳-۱) دیدگاه فرآیندی مدل ABC نشان داده شده است. این دیدگاه فراهم کننده اطلاعات درباره کارهای انجام شده در یک فعالیت و روابط آن با دیگر فعالیتها است. بطوریکه، فعالیتهای لازم جهت رسیدن به هدف هزینه(ارائه خدمات) به صورت زنجیره ای از فعالیتها[۲۰] برای رسیدن به هدف هزینه دارای ارتباط هستند. در این دیدگاه ارتباط فعالیتها در جهت ارائه خدمات فرودگاهی نشان داده شده است.
هدف هزینه
(پشتیبانی عملیات فرودگاههای کشور)
شکل شماره (۲-۳) زنجیره فعالیتها در دیدگاه فرآیندی مدل ABC
منبع: (Turney, P ”Activity Based Costing” Kogan Page,1997)
شکل (۲-۴) مجموعه ای از فعالیتها که با هم برای انجام یک هدف در ارتباط هستند را نشان می دهد. در این شکل هرفعالیت دارای محرک هزینه و معیار اندازه گیری عملکرد مربوط به خود است. فعالیتها با هم دارای ارتباط هستند، بطوری که هر فعالیت روی عملکرد فعالیت بعدی تاثیر می گذارد. این تاثیر بوسیله معیار سنجش عملکرد محاسبه می شود. معیارهای سنجش عملکرد، موجب ایجاد محرک هزینه برای فعالیت بعدی خواهد بود.
 
(شکل شماره۲-۴) ارتباط درونی فعالیتها در سیستم ABC و چگونگی تاثیر معیارهای عملکرد بر محرک هزینه

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

تحقیق دانشگاهی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

در سیستم های هزینه یابی سنتی، عموماً از طریق ایجاد مراکز هزینه، کلیه هزینه های بخشهای مختلف هر سازمان جمع آوری شده و بر حجم خدمات ارائه شده تقسیم می گردد تا از این طریق بهای تمام شده خدمات، تعیین شود. در این سیستمها معمولاً هیچگونه ارتباط منطقی و علت و معلولی بین فعالیتهای لازم برای خدمات ارائه شده و میزان استفاده از منابع وجود ندارد. در نتیجه بهای تمام شده خدمات منعکس کننده فعالیت ها و ارزش منابع بکار گرفته شده نمی باشد. اما سیستم ABC این مشکل را بوسیله مرتبط کردن هزینه های سازمانی با هزینه های فعالیتهای عملیاتی مرتفع می سازد. برای این منظور این سیستم ۴ مکانیزم عمده و اساسی را در نظر می گیرد.
از نظر عملی، سیستم ABC روابط علّی بین ایجاد هزینه ها و فعالیتهای لازم جهت ارائه خدماتی که برای سازمان ارزش اقتصادی ایجاد می کنند را مشخص می سازد. این سیستم از این باور سرچشمه می گیرد که خدمات، فعالیتها را مصرف می کنند و فعالیتها منابع را. در این روش ابتدا هزینه ها به فعالیتها تخصیص می یابد و سپس هزینه های تخصیص یافته به فعالیتها، بر مبنای استفاده هر یک از خدمات از فعالیتها، به آنها تخصیص داده می شود (شکل شماره۲- ۱). در واقع هزینه یابی بر مبنای فعالیت شیوه ای است که بر اساس آن، هزینه خدمات و یا محصولات به عنوان جمع هزینه فعالیتهایی که به خاطر ارائه آنها انجام می شود، بدست می آید.
تخصیص هزینه ها به هدف هزینه
تعیین مبنای هزینه
مراکز فعالیت
هزینه‎ها
مرحله دوم تخصیص
مرحله اول تخصیص
منابع
فعالیتها
شکل شماره (۲-۱) مکانیزم اجرائی سیستم ABC
منبع: (Turney, P ”Activity Based Costing” Kogan Page, 1997)
از نظر فرآیندی در سیستم ABC، طرحریزی هزینه ها با تاکید بر فرآیند مستمر بهسازی است. در این روش بر شناسایی فعالیتهای دارای ارزش افزوده و فعالیتهای بدون ارزش تأکید می شود و برای حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده تلاش می شود. به بیان دیگر روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت را می توان برای شناسایی و حذف فعالیتهایی بکار برد که باعث افزایش هزینه ها می شوند، بدون آنکه ارزش افزوده ای را برای دریافت کنندگان خدمات ایجاد کنند. هزینه های بدون ارزش افزوده، هزینه آن گروه از فعالیتهایی است که می توان آنها را حذف کرد بطوریکه کاهشی در کیفیت خدمت، عملکرد و یا ارزش آنها رخ ندهد. با بکارگیری این دیدگاه سیستم ABC، می توان به کاهش هزینه ها، از طریق حذف فعالیتهای اضافی و غیر سودمند و یافتن روشهای جدید و اقتصادی برای انجام فعالیتهای دارای ارزش افزوده دست یافت.
از نظر مفهومی در سیستم ABC، علاوه بر اینکه هزینه های مستقیم (تجهیزات مصرفی و هزینه نیروی انسانی) را به فعالیت مربوط به خود تخصیص می دهد، دقت در تخصیص هزینه های غیرمستقیم (هزینه های سربار) را افزایش می دهد. بدین ترتیب روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، باعث شده است بسیاری از هزینه ها که تا کنون قابل شناسایی نبوده اند، اکنون با فعالیتها قابل ردیابی باشند. چون برخلاف هزینه مواد مصرفی مستقیم و حقوق مستقیم که می توان آنها را مستقیماً با یک فعالیت خاص ردیابی کرد، هزینه های سربار یا هزینه های غیر مستقیم به طور وضوح قابل ردیابی بر حسب هر یک از خدمات نمی باشد و باید به خدمات ارائه شده تخصیص داده شوند. از طرفی، تخصیص هزینه ها به هر شکل و ترتیبی که انجام گیرد، تا حدودی اختیاری و قضاوتی است. اما واقعیت این است که در پاره ای از اوقات، درجه اختیاری بودن تخصیص هزینه ها چنان زیاد است که اتکاء به نتایج بدست آمده ممکن است باعث گمراهی و تصمیم گیری غلط شود. اما در سیستمABC بدلیل اینکه از مبناهای مناسبی در تسهیم هزینه ها استفاده می کند، دقت در تخصیص هزینه ها و قابلیت اتکاء به نتایج بدست آمده را به منظور قضاوت و تصمیم گیری افزایش می دهد.
از نظر تخصیص هزینه ها، در سیستم های سنتی هزینه ها ازحوزه های هزینه بر اساس یکی از مبناهای تعیین شده (عمدتاً ساعات کار مستقیم) که اصطلاحاً مبنای جذب سربار نامیده می شود، به خدمات و محصولات تخصیص می یابد. اما در سیستم ABC، فعالیتها به عنوان موضوعات جدید هزینه، شناسایی می شوند و هزینه های سربار بر اساس مبناهای تعیین شده که اصطلاحاً محرک هزینه نامیده می شود به فعالیتها تخصیص می یابند، سپس فعالیتها به عنوان حوزه های هزینه تلقی شده و هزینه های تخصیص یافته به آنها (حوزه های هزینه) به هدف نهایی هزینه (خدمات فرودگاهی) تخصیص داده می شود.
سیستمهای هزینه یابی سنتی و نارسائیها ی آن
با توجه به افزایش رقابت جهانی در دهه های اخیر و لزوم دسترسی به اطلاعات صحیح بهای تمام شده خدمات در تصمیم گیری های مدیریت، بیشتر صاحبنظران حسابداری و مدیریت و همچنین مدیران سازمانها به این نتیجه رسیدند که بکارگیری و استفاده از سیستمهای حسابداری سنتی جوابگوی اطلاعات مورد نیاز آنها نمی باشد. مشکل و انتقاد اصلی صاحبنظران این بود که اطلاعاتی که توسط سیستمهای هزینه یابی سنتی ارائه می شود، اطلاعات دقیقی را در رابطه با ساختار و ترکیب هزینه ها و همچنین بهای تمام شده خدمات در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی دهد وحتی با ارائه اطلاعات غلط باعث گمراهی مدیران در تصمیم گیری ها می گردد. برای بررسی و چگونگی عملکرد سیستمهای هزینه یابی سنتی، فاستر(FosteR, G) در سال ۱۹۹۱ تحقیقی را در بین مدیران مالی چندین سازمان بزرگ در آمریکا انجام داد. نتیجه این مطالعه نشان داد که سیستم های سنتی قادر به فراهم کردن اطلاعات مناسب برا ی تصمیم گیری مدیران نمی باشند. طبق نتایج حاصل از این تحقیق، ۵۱% از مدیران سازمانهای تحت بررسی معتقد بودند، سیستم های سنتی اطلاعات کافی را برای هزینه یابی و قیمت گذاری خدمات فراهم نمی کند. ۴۵% آنها عنوان کردند اطلاعات فراهم شده توسط این سیستم ها، اطلاعات دقیق و واقعی نیست و در تصمیم گیری ها نمی تواند به آنها اعتماد کرد. ۳۵% مدیران، سیستم های سنتی را برای سنجش عملکرد کارکنان مناسب نمی دانستند. ۳۴% درصد ذکر کرده بودند که سیستم های سنتی بدلیل عدم سنجش عملکرد کارکنان، باعث ایجاد نارضایتی در بین آنها شده است. ۲۷% از مدیران معتقد بودند که اطلاعات تهیه شده برای تجزیه و تحلیل رقابت کافی و مناسب نمی باشد و۱۱% نیز معتقد بودند که این سیستم ها با استراتژی سازمانها تطابق ندارد (Adler, R,1998).
بررسی وضعیت موجود مدیریت هزینه و سیستم هزینه یابی فرودگاه مهرآباد نشان می دهد که این سیستم اطلاعات کافی و مورد نیاز را برای تصمیم گیری های مدیریتی فراهم نمی کند، چون مدیران مالی و حسابداری این سیستم که به عنوان معماران مدیریت هزینه محسوب می شوند، معمولا با تاکید بر دفاتر مالی و حسابداری که عمدتا برای گزارشگری و پاسخگوییهای برون سازمانی تهیه شده است، تاکید دارند و آن را به عنوان یک منبع برای فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز سیستم حسابداری مدیریت مطرح می نمایند، در حالیکه تصمیم گیری سازمانی و اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ها به گزارشگریهای داخلی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی متکی می باشد. ولی سیستم موجود در فرودگاه مهرآباد این اطلاعات را فراهم نمی کند. علاوه بر این کنترل عملیات مالی و بودجه ای در فرودگاهها معمولا از ردیفها و برنامه هایی که بودجه از طریق آن تخصیص داده شده است انجام می شوند در حالیکه عملکردهای مالی از طریق مقایسه هزینه های واقعی با هزینه های بودجه شده و از طریق ریز فعالیتها سنجیده می شوند. این موضوع خصوصا در بخشهای فرودگاهی باعث می گردد تا مدیران فرودگاهها درک و دانش صحیح و کامل از هزینه هایی که برای ارائه خدمات در فرودگاهها در بخشها و مراکز هزینه مختلف می کنند، نداشته باشند.
از دیدگاه کلی مهمترین دلایل نارسایی، سیستم های سنتی بشرح زیر است:
۱- عدم توانایی در ارائه اطلاعات بهای تمام شده، خصوصا سازمانهایی که دارای خروجیها و خدمات متنوع و گوناگونی می باشند. از آنجا که سیستمهای سنتی خصوصیات خاص فعالیتهای مورد نیاز را برای ارائه هر کدام از خروجیهای سیستم مورد بررسی در نظر نمی گیرند، بنابراین باعث تخصیص نادرست هزینه های جمع آوری شده از حوزه های هزینه مشترک و نهایتا عدم محاسبه دقیق قیمت تمام شده خدمات می گردد.
۲- عدم تفکیک حوزه هزینه های غیر مشابه. سیستم های سنتی بدلیل نارساییهایی آن معمولا برای جمع آوری هزینه ها (هزینه های نیروی انسانی و سربار)، مراکز هزینه را از یکدیگر تفکیک نمی کنند و عمدتا از مراکز هزینه مشترک، استفاده می کنند. این مسئله باعث می شود تا تخصیص هزینه های مشترک جمع آوری شده بصورت غیر واقعی و نادرست انجام شود.
۳- استفاده از مبنای مشترک و واحد برای تخصیص هزینه ها. با توجه به اینکه تفکیک مراکز هزینه در سیستمهای سنتی اهمیتی ندارد و در بعضی از مواقع بدلیل ماهیت خاص این سیستمها امکان پذیر نمی باشد، بنابراین این سیستمها معمولاً از یک مبنای تسهیم، برای تخصیص هزینه های گوناگون استفاده می کنند. از جمله این مبناها استفاده از ساعات کار مستقیم نیروی انسانی است. با توجه به ساختار هزینه ها در ستاد و سهم عمده ای که هزینه حقوق و دستمزد به خود اختصاص داده است تسهیم این هزینه تنها به اتکاء یک یا چند محرک هزینه و بدون توجه به ماهیت متفاوت، متنوع و پیچیده فعالیت های انجام شده در شرکت بطور واقعی انجام نمی شود.
۴- عدم توجه به تمامی هزینه های سازمانی در محاسبه بهای تمام شده خدمات و شناسایی هزینه ها. سیستم های سنتی هزینه های موجود در سازمان را عمدتاً به دو گروه هزینه های مستقیم و هزینه های دوره ای تقسیم می کنند، و فقط هزینه های مستقیم را در محاسبه بهای تمام شده منظورمی کند. اما در بیشتر تصمیم گیری های مدیریتی و تحلیل هزینه ها بایستی هر دو گروه در نظر گرفته شود. بنابراین با اتکاء به روشهای سنتی امکان تجزیه و تحلیل بیشتر در مورد روشهای کاهش هزینه ها، بهبود فعالیتها و … امکان پذیر نمی باشد.
۵-سیستم های سنتی، نتایج مثبت و مزایای بدست آمده از بهبود روشها در فرآیندهای کاری و عملیاتی را به عنوان صرفه جویی در عملکرد نیروی انسانی محسوب می کنند. بنابراین بهبود عملکردها را در فرآیندهای عملیاتی را نشان نمی دهند.
۶- سیستم های هزینه یابی سنتی، اطلاعات واقعی را از فرآیند عملیات و هزینه ها نشان نمی دهند. این سیستمها فقط هزینه هایی که براحتی قابل شناسایی هستند را در محاسبه بهای تمام شده در نظر می گیرند و در شناسایی هزینه های غیر مستقیم (هزینه های مخفی) و محاسبه آن در بهای تمام شده خدمات تا حد زیادی ناتوان می باشند(Hilton, Maher & Selt,2000).
خصوصیات و تفاوتهای سیستمهای هزینه یابی در شرکت فرودگاهها با سایر بخشها
اگرچه اصول و مبانی کلی سیستمهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات بر حسب بخشهای مختلف تولیدی و خدماتی مشترک می باشد، اما از نظر عناصر تشکیل دهنده، ماهیت فعالیتها، ماهیت هزینه ها، رفتار هزینه ها، منابع مصرفی و درصد تشکیل دهنده هر کدام از اجزا هزینه ای تفاوتهای محسوسی در بین این بخشها وجود دارد که در نظر گرفتن آنها جهت طراحی و بکارگیری سیستم مطلوب هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده امری ضروری محسوب می شود. برای این منظور با توجه به اینکه سیستم پیشنهادی در صنعت فرودگاهی استفاده می شود. بنابراین بطور مختصر خصوصیات و ویژگیهای بکارگیری و استفاده از سیستمهای هزینه یابی در این بخش مطرح می گردد:
عناصر اساسی و اجزا تشکیل دهنده سیستم هزینه یابی در ستاد شرکت فرودگاههای کشور نسبت به سایر موسسات تولیدی و خدماتی تفاوت موثری دارند. در این بخش عناصر اساسی و مولفه های بهای تمام شده، هزینه حقوق و دستمزد، هزینه کارکنان، هزینه ملزومات و منابع مصرفی و استهلاک دارائیهای ثابت از جمله ساختمانهای اداری و عملیاتی، ایستگاهها، تجهیزات و تاسیسات ناوبری و فرودگاهی می باشند. بنابراین انگیزه های روحی و معنوی نسبت به انگیزه های مادی نمود بیشتری خواهند داشت. از آنجا که انگیزه های معنوی و روحی قابل تبدیل به معیارهای کمّی نمی باشند. بنابراین نمی توان یک ارتباط منطقی و علّی بین منابع مالی پرداخت شده به کارکنان و نتایج حاصل از آن ایجاد نمود.
سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس سیستم پاسخ گویی است تا در جهت مدیریت موثر و کارآمد. این موضوع بیشتر به این دلیل است که اجزا و عناصر تشکیل دهنده سیستم فرودگاهی با سایر سیستمها تفاوت اساسی دارند. به عنوان مثال هزینه های حقوق و دستمزد پرداخت شده به مدیران و کارکنان شرکت بابت ترکیبی از فعالیت های پشتیبانی، خدماتی و اداری تشکیلاتی است که بخشی از آنها ممکن است مربوط به فعالیتهای عملیاتی در فرودگاهها باشد و بخشی فعالیتهای غیر عملیاتی.
سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس تبعیت از نظام بودجه ریزی شرکت تهیه و طراحی شده است. در این سیستم بودجه ها در قالب برنامه و ردیفهای متعددی به فرودگاهها تخصیص می یابد که برای بیشتر این برنامه ها خروجیهای قابل سنجش و اهداف کمّی قابل دسترس مشخص نمی گردد. از طرفی سیستم افزایش بودجه در دوره های آینده نیز با توجه به ضریب افزایش قیمتها (بودجه ریزی سنتی) می باشد. نتیجه اینکه این مسائل موجب پیچیده شدن نظام بودجه ریزی و سیستم حسابداری و مالی در بین فرودگاهها می گردد.
در فرودگاههای بزرگ که حجم عملیات مالی و حسابداری آنها بسیار زیاد می باشد، سیستم حسابداری گزارشات حجیم و متعددی را برای مدیران تهیه و آماده می کند که این اطلاعات صرفا برای عده کمی از مدیران بخشها قابل فهم و بکارگیری خواهد بود اما برای بیشتر مدیران صنعت فرودگاهی خصوصا مدیرانی که با مفاهیم هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات آشنایی کافی ندارند، معنا و مفهوم زیادی ندارد.
اهداف و خروجیهای سیستم فرودگاه نسبت به سایر سازمانهای تولیدی و یا بعضی از سازمانهای خدماتی براحتی از یکدیگر قابل سنجش و تفکیک نمی باشد. این موضوع بیشتر به این دلیل است که معیارهای کمّی قابل ملاحظه ای جهت سنجش دقیق فعالیت های غیر عملیاتی مانند تحقیقات، آموزش و خدمات مشاوره ای وجود ندارد. به عنوان مثال بخشهایی که هم فعالیتهای عملیاتی دارند و هم فعالیتهای اداری و تشکیلاتی، با توجه به اینکه برنامه ریزی، نظارت، ارزیابی عملکرد، بودجه ریزی و … می تواند تاثیر زیادی بر کیفیت خدمات فرودگاهی داشته باشد، بنابراین این تفاوت بین فعالیتهای پشتیبانی عملیات و اداری تشکیلاتی در بازدهی فعالیتهای فرودگاهی قابل تفکیک نمی باشد. اما شکی نیست که این موضوع می تواند بر کیفیت خدمات ارائه شده در فرودگاهها موثر باشد.
شناخت و برآورد حجم و میزان ورودیها در سیستم فرودگاهی با خروجیهای آن زیاد ملموس و واضح نمی باشد که این موضوع عملیات هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات را با ابهام مواجه می کند. به عنوان مثال اداره کنترل فضای کشور همزمان به پروازهای داخلی و پروازهای بین المللی خدمات ناوبری ارائه می کند. درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای بین المللی در ستاد شرکت و درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای داخلی در فرودگاه مقصد شناسایی و ثبت می گردد. اما کل هزینه ارائه خدمات ناوبری در مرکز هزینه اداره کنترل فضای کشور ثبت می شود. این موضوع باعث کاهش هزینه در فرودگاه ها و افزایش هزینه در مرکز کنترل می شود. اما این هزینه ها در سیستم حسابداری از یکدیگر تفکیک نشده و یا تفکیک آنها از یکدیگر براحتی امکان پذیر نمی باشد.
منابع و ظرفیتهای بلااستفاده در ستاد و فرودگاههای کشور براحتی قابل سنجش و برآورد نمی باشد. به عنوان مثال ممکن است که بطور کامل از ساعات کار موظف کارکنان استفاده نگردد و یا اینکه از تمامی ظرفیت پذیرش و اعزام پرواز، مسافر و بار در فرودگاههای کشور بدلایل مختلف استفاده نشود. با توجه به اینکه سیستم مالی و حسابداری بخشهای دولتی و فرودگاههای کشور هزینه های مختلف فرودگاهی را بر اساس بودجه های تخصیص داده شده به آنها هزینه می کنند و از طرفی بدلیل ماهیت غلط بودجه ریزی سنتی مورد استفاده، کل بودجه های تخصیص داده شده به هر کدام از این فرودگاهها باید هزینه گردد (یا به عبارتی جمع تراز ریالی دفاتر حسابداری در ستاد و فرودگاهها در پایان دوره می بایست با بودجه های تخصیص داده شده برابر باشد) این مسئله موجب می شود علاوه بر هزینه شدن تمامی بودجه های تخصیصی، کارآیی سیستم مالی و حسابداری و همچنین عملکرد فرودگاهها قابل سنجش و برآورد نباشد که نهایتا این موضوع منجر به عدم ارائه اطلاعات مورد نیاز برای کنترل هزینه ها در سیستم مالی و حسابداری فرودگاههای کشور می گردد.
ساختار و ترکیب هزینه های فرودگاهی از بخشهای تولیدی و سایر بخشهای خدماتی متفاوت می باشد. در بخشهای تولیدی حجم عمده هزینه ها و بهای تمام شده محصولات مربوط به هزینه های مواد مصرفی مستقیم است و در بعضی از موارد حجم هزینه های نیروی انسانی بسیار پایین می باشد، اما در سیستم فرودگاهی حجم عمده هزینه ها مربوط به هزینه های حقوق و دستمزد کارکنان است. از طرفی رفتار هزینه ها (هزینه های ثابت و متغیر) نیز در این دو بخش متفاوت می باشد. هزینه های خرید و نصب تجهیزات و ماشین آلات (هزینه های ثابت و هزینه های خرید کالاهای سرمایه ای) در بخشهای تولیدی بسیار زیاد می باشد و در بعضی مواقع تا بیش از۵۰% هزینه های تولید محصول و هزینه های دوره را تشکیل می دهند اما در صنعت فرودگاهی عمده هزینه ها مربوط به هزینه های متغیر و هزینه های نیروی انسانی می باشد و هزینه های استهلاک کالاهای سرمایه ای نسبت به سایر هزینه ها درصد کمتری از هزینه ها را به خود اختصاص می دهد.
با توجه به ویژگیها و خصوصیات و همچنین نقاط ضعف سیستمهای هزینه یابی سنتی و از طرفی سیستم مالی و حسابداری شرکت فرودگاههای کشور در ستاد و فرودگاهها، لزوم توجه، بکارگیری و استفاده از سیستمهایی که بتواند نقاط ضعف و نارساییهای فوق را رفع کند، امری ضروری و اساسی محسوب می گردد. برای این منظور دسترسی به روشهای نوین مدیریت هزینه به عنوان یک موضوع اساسی مطرح است و سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با توجه به مکانیزمها و ابزارهایی که از ابعاد مختلف در دسترس مدیران قرار می دهد، در این زمینه می تواند بسیار مفید باشد.
سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)

سیس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

بررسی اثر سه شیوه تمرینی همزمان بر شاخص های آنتروپومتریک و سلامتی مردان میان …

ابزارها و آزمون های انتخاب شده برای اندازه گیری متغیرها از روایی و اعتبار مناسب برخوردار هستند .
آزمون های مختلف برای همه آزمودنی ها در شرایط یکسان اجرا می شود .
۱– ۶ فرضیه های پژوهش
برنامه تمرینی هوازی بر WHR، BMI ، درصد چربی، وزن بدون چربی، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشارخون، ضربان قلب استراحت مردان میان سال اثر معنی داری دارد .
برنامه تمرینی مقاومتی بر WHR ، BMI ، درصد چربی، وزن بدون چربی، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشارخون، ضربان قلب استراحت مردان میان سال اثرمعنی داری دارد .
برنامه تمرینی ترکیبی بر WHR ، BMI ، درصد چربی، وزن بدون چربی، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشار خون و ضربان قلب استراحت مردان میان سال اثرمعنی داری دارد .
آثار سه شیوه تمرینی هوازی، مقاومتی و ترکیبی بر WHR، BMI، درصد چربی، وزن بدون چربی، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشار خون و ضربان قلب استراحت مردان میان سال متفاوت است
۱– ۷ روش پژوهش
شرکت کنندگان در این تحقیق ۳۰ مرد میان سال سالم (۴۰ تا ۶۰ سال ) بودند که به مدت ۶ هفته در ۳ گروه آزمایشی هوازی، مقاومتی و ترکیبی به صورت تصادفی قرار گرفتند. گروه تمرینی هوازی به مدت ۶۰ دقیقه وبه تعداد ۳ جلسه در هفته تمرین انجام دادند. گروه دوم تمرین مقاومتی با فشار ۱۵تکرار و سه ست برای هرجلسه تمرین به مدت ۶۰ دقیقه اجرا می کردند. گروه تمرینی ترکیبی ۳۰ دقیقه تمرین هوازی و۳۰ دقیقه تمرین مقاومتی انجام دادند. درجلسه اول و پایانی وزن، قد، فشار خون، ضربان قلب استراحت، درصد چربی و وزن بدون چربی و vo2max آزمودنی ها محاسبه می شود.
۱– ۸ متغیرهای پژوهش
۱– ۸ -۱ متغیرهای مستقل
متغیرهای مستقل این پژوهش عبارت است : فعالیت ورزشی ترکیبی، هوازی، مقاومتی.
۱– ۸ – ۲ متغیرهای وابسته
متغیرهای وابسته این تحقیق شامل
WHR،BMI ، درصد چربی، وزن بدون چربی، حداکثر اکسیژن مصرفی، فشار خون و ضربان قلب استراحت بودند.
۱-۹ محدودیت های پژوهش
۱ – ۹ – ۱ در محدودیت های قابل کنترل پژوهشگر موارد زیر را تحت کنترل قرار داد:
انجام برنامه های تمرینی به صورت یکسان برای تمام شرکت کننده ها در همه گروه ها.
یکسان بودن ساعات اندازه گیری و اجرای آزمون در قبل وبعد از دوره تمرین در همه گروه ها.
اجرای برنامه های تمرینی در زمان و مکان مشابه برای هر سه گروه تمرینی.
۱– ۹ -۲ محدودیت های غیر قابل کنترل پژوهش
عدم کنترل میزان استرس آزمودنی ها در هنگام آزمون ها.
کنترل تفاوت های فردی وعوامل وراثتی آزمودنی
۱– ۱۰ تعریف واژه ها
۱ – ۱۰ -۱ تمرین مقاومتی[۸]
تمرینات مقاومتی شامل فعالیت هایی است که موجب افزایش قدرت، توان، استقامت عضلانی و سازگاری های بزرگی در دستگاه عصبی – عضلانی به وجود آورده به منظور انجام تمرینات مقاومتی پس از مشخص کردن گروه عضلانی مورد نظر هر فعالیت مقاومتی راانتخاب می شود (۲). در این تحقیق تمرین مقاومتی شامل تمرینات: اسکوات، دمبل از پهلو، جلو بازو، پشت بازو، دراز ونشست، پرس سینه ولانچ با شدت RM 1 %50 وبا ۱۵
تکرار به مدت ۶ هفته هر هفته ۳ جلسه و در سه ست تکرار می شود.
۱– ۱۰ –۲تمرینات هوازی[۹]
برنامه تمرینی است که قابلیت دستگاه تولید انرژی از فرآیند هوازی را افزایش می دهد و از این طریق سبب بهبود استقامت قلبی و عروقی می گردد (۲). در این تحقیق تمرین هوازی شامل پیاده روی و دویدن نرم می باشد که در ۶ هفته و هر هفته ۳ جلسه که در هر جلسه ابتدا با پیاده روی شروع می شود و سپس به دویدن تغییر می یابد.
۱-۱۰-۲ تمرینات ترکیبی[۱۰]
تمرین ترکیبی تمرین چند دستگاه تولید انرژی و اجرای همزمان انواع مختلف تمرین ها است. این تمرین برای سازگاری در آن ورزش حائز اهمیت است که به بیش از یک دستگاه تولید انرژی متکی هستند. تمرین ترکیبی در مقایسه با تمرین های استقامتی و قدرتی جداگانه موجب بهبود بیشتر ترکیب بدنی و عوامل سلامتی قلبی- عروقی می گردد (۴۰).
فصل دوم
مبانی نظری وپیشینه پژوهش
مقدمه
اعتقاد بر این است که بخش عمده ای از تغییرات وابسته به سن حاصل اثرات زیست محیطی و شیوه زندگی می باشد سالمندی عبارت است ازتغییرات جامع وکلی بیولوژیکی ناشی ازافزایش سن وگذشت زمان که به دنبال عوامل محیطی یا بیماری به وجود نیامده و غیر قابل اجتناب و برگشت ناپذیر می باشد. امروزه با پیشرفت در زمینه های پزشکی، اقتصادی و اجتماعی میزان مرگ ومیرکاهش یافته وامیدبه زندگی افزایش یافته است و جمعیت جهان به سوی سالمندی پیش می رود که به دلیل افزایش روزافزون جمعیت سالمندان در جهان سالمندی یکی از موضوعات اصلی مطالعاتی به شمار می رود (۶).
افزایش سن موجب تغییرات فیزیولوژیکی بسیاری در انسان می شود. آرتروز، دیابت، فشار خون، بیماری های قلبی عروقی و سکته، وضعیت های مزمنی اند که سالمندان به طور معمول با آنها مواجه اند(۱۶). میان سالی با کاهش ظرفیت های قلبی_تنفسی، عضلانی، نورولوژیک وسوخت و ساز مشخص می شود. از اوایل سالمندی ظرفیت فعالیت ورزشی هوازی ۷تا۱۰ درصد در هر دهه کاهش می یابد در مقایسه با کاهش ظرفیت قلبی_ تنفسی کاهش توان وقدرت عضلانی وابسته به آن تاثیر برجسته ای بر عملکرد روزانه دارد (۲،۵،۱۳).
از دست دادن توده بدون چربی از عوارض مهم افزایش سن است این موضوع در نتیجه از دست دادن بخش عمده ای از توده عضلانی است اغلب با افزایش سن افراد بسیار کم تحرک می شوند در نتیجه زمانی که عضله ای به طور منظم به کار گرفته نشود اتروفی عضلانی ایجاد می شود و عضله قدرت عملکرد خود را از دست می دهد (۲،۱۳). افزایش سن موجب کاهش عملکرد قلبی_ تنفسی می شود که در نتیجه باعث کاهش ظرفیت هوازی می شود، انجام فعالیت های ورزشی هوازی موجب بهبود جریان خون مرکزی ومحیطی شده وظرفیت سلول های عضلانی را در جهت تولید مقدار بیشتریATP تقویت می کند که موجب بهبود عملکرد هوازی می شود (۲،۱۳،۱۴).
مبانی نظری
۲– ۱ تمرینات مقاومتی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

دسترسی به منابع مقالات : بررسی اثر سه شیوه تمرینی همزمان بر شاخص های آنتروپومتریک و سلامتی مردان میان …

۲-۴-۵ تمرینات دایره ای
تمرینی است که برای آمادگی بدن وافزایش مهارت های حرکتی از ان استفاده می شود. پیشرفت عوامل مختلف در این گونه تمرین تدریجی و محسوس می باشد این نوع تمرینات را می توان به گونه ای طراحی نمود که قدرت، توان، استقامت، مهارت، تعادل، سرعت عمل وعکس العمل، هماهنگی عصب وعضله وانعطاف پذیری را بهبود بخشد (۲،۵،۱۳).
۲-۵ تمرینات موازی (ترکیبی)
چون ممکن است به دلیل یکنواختی وایجاد کسالت یک نوع تمرین برای تمرین کننده نوعی دلزدگی وبی حوصلگی ایجاد کند بنابراین ارائه برنامه های تمرینی ترکیبی تا حدودی این مشکل را کاهش می دهد وهمچنین این شیوه دستگاه های مختلف فیزیولوژیکی رادر بر می گیرد که سر انجام به دنبال ان عوامل مختلف آمادگی جسمانی بهبود می یابد (۴،۱۴).
در اغلب رشته های ورزشی بیشتر از یک سیستم انرژی درگیر می شود این بدان معنا است که فعالیت های ورزشی گوناگون را باید در برنامه های تمرینی ورزشکاران گنجاند. بنابراین به منظور بهبود عملکرد ورزشکاران در رشته های ورزشی مختلف وارتقاع کارایی سیستم های انرژی مختلف اجراع موازی انواع تمرینات هوازی و مقاومتی ضروری به نظر می رسد. بیشتر افراد ورزشکار یا غیر ورزشکار تمرینات موازی هوازی ومقاومتی رابه منظور بهرمندی از مزیت های هر دو شیوه تمرینی انجام می دهند (۴،۱۳،۱۴).
۲– ۶ خصوصیات سالمندی
سالمندی با کاهش ظرفیت های قلبی ـ تنفسی، عضلانی، نورولوژیک و سوخت و ساز مشخص می شود. این روند توانایی انجام فعالیت های روزانه مثل راه رفتن، بالا رفتن از پله و حتی برخاستن از صندلی را به شدت محدود می کند. هر چند بسیاری از سالمندان هنگام فعالیت های روزانه معمولی نزدیک به حد بیشینه توانایی بدنی خود عمل می کنند هرگونه کاهش بیشتردرعملکرد فیزیولوژیک یا ضعف بدنی ولو اندک به ازدست رفتن عملکرد مستقل آنان منجر می شود.
شفرد ۱۹۹۷ اعلام کرد میانسالی با ۱۰ تا ۳۰ درصد کاهش عملکرد بیولوژیکی همراه است (۱۳). کاهش عملکرد قلبی عروقی ناشی از افزایش سن با تغییرات آناتومیکی و نورولوژیکی مشخص می شود که بر قلب و عروق خونی تاثیر می گذارد و پیامد آن کاهش ظرفیت قلبی ـ تنفسی و در نتیجه کاهش ظرفیت فعالیت ورزشی هوازی است (۵ ،۱۳ ). از اوایل سالمندی ظرفیت فعالیت ورزشی هوازی معادل ۷ تا ۱۰درصد در هر دهه کاهش می یابد (۱۳). گفته می شود در مقایسه با کاهش ظرفیت قلبی ـ تنفسی کاهش توان و قدرت عضلانی وابسته به آن تاثیر بر جسته ای بر عملکرد روزانه دارد. کاهش قدرت عضلانی وابسته به سن زودتر رخ می دهد و مقدار آن در اندام های تحتانی بیشتر از اندام های فوقانی است (۲ ،۱۳).
۲ – ۶ تاثیر ورزش مقاومتی بر سالمندان
از دست دادن توده بدون چربی بدن عوارض مهم افزایش سن است. این موضوع در نتیجه از دست دادن بخش عمده ای از توده عضلانی است. چون اغلب افراد با افزایش سن بسیارکم تحرک می شوند. زمانیکه عضله ای به طور منظم به کار گرفته نشود در نتیجه بروز آتروفی عضلانی و قدرت عملکرد خود را از دست می دهد(۲). افراد سالمند می توانند قدرت و وتده عضلانی خود رادر پاسخ به تمرینات مقاومتی افزایش دهند. این موضوع اهمیت زیادی برای حفظ سلامتی و بالا بردن کیفیت زندگی افراد سالمند دارد. با حفظ و افزایش قدرت میزان از پا افتادگی کاهش می یابد. این مزیت بسیار با ارزش است چون از پا افتادگی سرچشمه اصلی آسیب و ضعف در افراد سالمند بشمار می رود که اغلب موجب مرگ آنها می شود (۲، ۵ ،۱۳ ). بهبود عملکرد افراد مسن از طریق افزایش حجم، قدرت و توان عضله از جمله تاثیرات مفید تمرینات قدرتی است (۳۴). تمرینات با وزنه یا استفاده از دستگاه های مقاومتی موجود در محیط های ورزشی و در افراد مسن تر استفاده از وزنه های سبک تر و باندهای کشی، نمونه های از تمرینات مقاومتی است (۳۳). همچنین تحقیقات نشان داد که با انجام تمرینات مقاومتی فزاینده مانند کار با وزنه، قدرت و ظرفیت عضله در زنان و مردان بالای ۷۰ سال افزایش می یابد(۳۶).
۲– ۶ – ۲ تاثیر ورزش هوازی بر سالمندان
افزایش سن موجب کاهش عملکرد قلبی ـ تنفسی می شود. با آغاز سالمندی ظرفیت ورزش هوازی ۷ تا ۱۰ درصد در هر دهه کاهش می یابد و این کاهش در ظرفیت هوازی در سال های بعد هم تداوم دارد (۱۳). انجام فعالیت های ورزشی هوازی موجب بهبود جریان خون مرکزی و محیطی شده و ظرفیت سلول های عضلانی را در جهت تولید مقدار بیشتری ATP تقویت می کند که موجب بهبود عملکرد هوازی می شود (۲). تمرینات هوازی تغییرات سودمند و مفیدی در شش ها، قلب ورگ های خونی ایجاد می کند به عبارت دیگر با انجام تمرینات هوازی بدن هوای بیشتری را به داخل و خارج شش ها منتقل می کند در نتیجه انتفال اکسیژن به نسوج بهتر انجام می پذیرد ،علاوه بر ان متخصصان فیزیولوژی ورزش اثبات کردند که تمرینات هوازی وسیله مناسب برای جلوگیری از بیماری های دستگاه قلب ،گردش خون وجلوگیری از چاقی است (۱۳،۳۰).
۲– ۷ پیشینه تحقیق
ناظم جلیلی (۱۳۹۱) شاخص های ترکیب بدن هزینه انرژی روزانه و مصرف اکسیژن استراحت در ۱۰۱ مرد سالم (۴۰ تا ۶۵) سال به صورت گام شماری الکترونیک در طول ۲ روز به مدت ۲ هفته اندازه گیری شد. نتیجه بدست آمده همبستگی معکوس و معناداری بین گام روزانه با متغیرهای وزن ـ درصد چربی بدن و چربی احشایی دیده شد و تفاوت معناداری در اجزاء ترکیب بدن و انرژی روزانه افراد برحسب شاخص های حجم فعالیت مشاهده شد.
حقیقی و حامدی نیا (۱۳۸۷) هدف از این تحقیق بررسی اثر ۱۳ هفته تمرین هوازی بر لپتین سرم مردان چاق که به همین منظور ۲۴ نفر ۱۶ مرد چاق و ۸ مرد لاغر ( ۳۹ تا ۵۵) سال به صورت تصادفی انتخاب شدند که به سه گروه که به گروه اول هوازی، گروه دوم کنترل و گروه سوم مردان لاغر قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمرینات هوازی باعث کاهش معنادار میزان لپتین در مردان چاق می گردد.
اراضی و همکاران(۱۳۹۱) مقایسه تاثیر یک دوره تمرینات ترکیبی (مقاومتی ـ هوازی) و هوازی بر حداکثر اکسیژن مصرفی ، نیم رخ لیپیدی و قند خون، فشارخون مردان میان سال دارای عوامل خطرزای قلبی و عروقی که ۲۹ مرد داوطلب تمرین نکرده با دامنه سنی ۳۶ تا ۵۶ سال مورد بررسی قرار گرفتند . آزمودنی ها به صورت تصادفی در سه گروه ترکیبی ، هوازی و کنترل قرار گرفتند. قبل و بعد از دوره تمرینی شاخص توده بدن WHR ، گلوکز، فشارخون و نیم رخ لیپیدی آزمودنی ها اندازه گیری شد. مدت زمان برنامه تمرینی ۸ هفته و هر هفته ۳ جلسه بود نتایج بدست آمده بعد ازتمرینات هوازی ترکیبی ،سطوح تری گلیسیرید، کلسترول تام ـ لیپیدپروتئین کم چگالی وپرچگالی و گلوکز تغییرات معنی داری یافت اما بین گروه های هوازی و ترکیبی تفاوت معنی داری فشارخون سیستولی و دیاستولی و میانگین فشار خون سرخرگی مشاهده نشد .همچنین آزمودنی های هرگروه تجربی افزایش معنی داری در حداکثر اکسیژن مصرفی نشان دادند.
ردی .آر . سی . وسم . بابر . ام (۲۰۱۳ ) تحقیقی با عنوان اثر برنامه آموزشی ترکیبی هوازی و مقاومتی بر مردان چاق شمال غربی اتیوپی به مدت ۱۲ هفته بر روی ۳۰ مرد۴۵ ساله انجام دادند . قبل و بعد از آزمون ، تن سنجی ، ترکیب بدنی، قندخون ناشتا، کلسترول تام ، فشار خون ،VO2MAX و قدرت عضلانی مورد ارزیابی قرار دادند . نتیجه بدست آمده پس از ۱۲ هفته کاهش در وزن ، BMI و درصد چربی بدن ، فشار خون ، قند خون و کلسترول تام را نشان داد وهمچنین بدلیل ترکیب این دو نوع تمرین در یک جلسه بر شرکت کنندگان تناسب اندام هوازی و قدرتی را بطور همزمان نشان داد.
پژوهشی که توسط دولزال و همکارانش بر روی ۱۰ مرد فعال ( ۴۰ vo2max > و۶/۱+-۲۰=سن) انجام گرفت آزمودنی ها در یک برنامه تمرینی دو یا جاگینگ به مدت ۱۰ هفته و ۳ جلسه در هفته شرکت کردند. مدت وشدت تمرین به صورت تدریجی اضافه می شد، به طوری که طی دو هفته اول آزمودنی ها به مدت ۲۵ دقیقه و با شدت ۶۵ درصد ضربان قلب بیشینه و از هفته سوم تا ششم ۳۵ تا ۴۰ دقیقه و با شدت ۷۵تا ۸۵ درصد ضربان قلب بیشینه به تمرین پرداختند. نتایج تحقیق نشان دهنده کاهش معنی دار در میزان متا بلیسم استراحتی، درصد چربی، وزن چربی بعد از اجرای برنامه تمرینی بود. vo2max افراد به میزان ۱۳ درصد افزایش یافت اما هیچ تغییری در یک تکرار بیشینه آنها در مراحل قبل و بعد از اجرای تمرین نبود.
ویلمور و همکاران(۱۹۹۹) اثر ۲۰ هفته و ۳ جلسه در هفته تمرین هوازی بر وزن و ترکیب بدنی مردان و زنان نژاد های مختلف (سیاه پوست و سفید پوست) را مورد بررسی قرار دادند. در ابتدای مطالعه تمرین با شدت ۵۵ درصد vo2max و به مدت ۳۰ دقیقه انجام گرفت و به تدریج بر شدت و مدت تمرین اضافه شد، به طوری که شش هفته آخر مطالعه تمرین با شدت ۷۵درصدvo2max به مدت ۵۰ دقیقه انجام گرفت. کاهش معنی داری در مقدار وزن بدن، شاخص توده بدن، وزن چربی، درصد چربی و چربی زیر پوستی بعد از ۲۰ هفته تمرین هوازی به وجود آمد. اما افزایش کم ولی معنی داری در مقدار توده بدون چربی و چگالی کل بدن به وجود آمد.
در پژوهشی دیگر اثر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی با شدت بالا بر متابولیسم استراحتی و ترکیب بدنی ۱۳ مرد (۱۸تا ۳۵ سال) مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق آزمودنی ها به مدت ۴ روز در هفته در یک برنامه تمرینی مقاومتی با شدت بالا شرکت کردند، در طی دو هفته اول وزنه ها طوری تنظیم شد که آزمودنی ها بعد از ۱۰ تا ۱۲ تکرار در هر نوبت به اوج خستگی خود برسند. اما در ۱۰ هفته باقی مانده تمرینات بالا تنه و پایین تنه طوری طراحی شد که آزمودنی ها در نوبت اول بیشتر از ۱۰ تا ۱۲ تکرار و در نوبت دوم بیش از ۸ تا ۱۰ تکرار و در نوبت سوم بیش از ۶ تا ۸ تکرار نتواند انجام دهند. نتایج تحقیق افزایش ۳/۳ درصدی را در vo2max افراد گزارش کرد. افزایش معنی داری در قدرت بالاتنه و پایین تنه و کاهش معنی دار در مقدار درصد چربی، وزن بدون چربی و WHR آزمودنی ها بعد از اجرای برنامه تمرینی اتفاق افتاد.
زیبا رحیمیان و همکاران (۱۳۸۹) تاثیر برنامه تمرینی هوازی و رژیم غذایی بر عوامل خطر ساز قلبی ـ عروقی وفشار خون زنان مبتلا به اضافه وزن و فشار خون دادند. ۲۱ زن به صورت داوطلب در این آزمون شرکت کردند و به دو گروه هوازی، رژیم غذایی و رژیم غذایی تقسیم شدند که در جلسات اول، هشتم و شانزدهم شاخص تن سنجی و اکسیژن مصرفی و فشار خون اندازه گیری شد. نتایج در هرگروه کاهش معنی دار وزن، شاخص توده بدن، فشار خون سیستولی و دیاستولی و درصد چربی و افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی را نشان داد.
فرزانه تقیان و همکاران (۱۳۹۰) تاثیر ۱۲ هفته تمرین هوازی بر سطوح ترکیب بدن و سطح هموسیستین زنان سالمند انجام دادند، آزمودنی ها ۳۰ نفر زن ۶۰ تا ۷۵ سال بودند که به دو گروه کنترل و مداخله تقسیم شدند و سه جلسه در هفته فعالیت هوازی (پیاده روی) انجام دادند. یافته ها کاهش معنی داری در شاخص توده بدن، وزن، درصد چربی و نسبت کمر به
لگن نشان داد.
جدول۲-۱ خلاصه پیشینه تحقیق

محقق آزمودنی نوع تمرینات نتایج
مریم دلشاد و همکاران(۱۳۹۰) ۲۰ نفر زن بالای ۵۰ سال دو گروه تجربی با ۱۰درصد ۱RM به مدت ۱۲ هفته نتیجه بدست آمده نشان داد انجام تمرینات قدرتی باعث جلوگیری از ناتوانی عضلات می شود.
برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.