برچسب: ارزیابی عملکرد

سامانه پژوهشی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت ۸

– چه کارهایی در هر مرکز فعالیت باید انجام شود؟
– چه فعالیتهایی بیشترین منابع را در مرکز فعالیت مصرف می کنند؟
– چه فعالیتهایی دارای ضایعات است و کدام یک را می توان حذف و یا کاهش داد؟ (Turny, 1997)
۷- محرک فعالیت
محرک فعالیت عامل تخصیص فعالیتها به هدف هزینه است. این معیار فعالیتهایی را که برای ارائه خدمات از ابتدای فرآیند تا انتها لازم است را اندازه گیری می کند. بدیهی است زمانی یک خدمت به طور صحیح قیمت گذاری می شود که محرک فعالیتها میزان استفاده هر فعالیت و یا خدمت را از منابع مصرف شده را به درستی محاسبه کنند. از آنجا که جهت ارائه خدمات نیاز به فعالیتهای گوناگون می باشد بنابراین، برای سنجش میزان مصرف هر کدام از خدمات ارائه شده از فعالیتها نیاز به بکارگیری محرک فعالیت های مختلف می باشد تا قادر به نشان دادن میزان استفاده از منابع و امکانات باشد. به عنوان مثال برای تعیین میزان سهم هر کدام از فرودگاههای کشور از فعالیتهای مرکز فعالیت ناوبری از محرک فعالیت تعداد پرواز انجام شده در هر یک از آنها استفاده می گردد (Turny, 1997).
۸- هدف هزینه
هدف هزینه آخرین مرحله در فرآیند دیدگاه تخصیص هزینه در سیستم ABC است و در واقع نقطه شروعی برای آغاز سایر فعالیتها می باشد. هدف هزینه مسبب مصرف منابع و فعالیتها در سازمان است که برای ارائه خدمات و یا خروجیهای هر سازمان ایجاد می شود. هدف هزینه فراهم کننده اطلاعات اساسی و مهمی درباره خدمات ارائه شده از جمله:
– کمک به شناسایی محصولات و یا مشتریان سودآور
– کمک برای سنجش و برآورد میزان رضایت و وفاداری مشتریان
– فرآهم آوردن اطلاعات در مورد راهکارهای کاهش هزینه های تولید محصولات از طریق کاهش هزینه های فعالیت می باشد (Turny, 1997).
مکانیزم عملکرد عناصر سیستمABC در دیدگاه تخصیص هزینه
روش تخصیص هزینه در ABC نشان دهنده جریان هزینه ها از منابع به فعالیتها و از فعالیتها به طرف هدف هزینه است. برای این منظور از مبناهای منابع، برای تخصیص منابع به فعالیتها و از مبناهای فعالیت برای تسهیم هزینه های هر فعالیت، به هدف هزینه استفاده می شود. در نتیجه این روش اطلاعات مفیدی را برای بهبود عملکرد بخشهای مختلف سازمان در اختیار مدیریت قرار می دهد. جهت درک بیشتر چگونگی ارتباط اجزاء دیدگاه تخصیص هزینه در مدل ABC، مکانیزم ارتباط آنها جهت دستیابی به هدف هزینه تشریح می گردد.
اولین عنصر در روش تخصیص هزینه، منابع است. منابع عناصر اقتصادی است که برای رسیدن به هدف هزینه مصرف می شوند و در واقع منشاء هزینه می باشند. منابع در یک سازمان بر اساس محرک مربوط به آن، به فعالیتها تخصیص داده می شوند و در داخل فعالیتها جریان می یابند و فعالیتها باعث انجام کارها می شوند. جهت انجام بهتر کارها و سازماندهی آنها، فعالیتهای مرتبط با هم در داخل یک مرکز فعالیت قرار می گیرند. مرکز فعالیت در واقع خوشه ای از فعالیتهای مرتبط با هم است که بر حسب وظایف و یا فرآیند مشابه دسته بندی می شود. برای تخصیص منابع به فعالیتها از محرک منابع استفاده می شود. منابعی که به فعالیتها تخصیص داده می شود، دارای هزینه است که به تک تک اجزاء هزینه عنصر هزینه می گویند. عناصر هزینه یک فعالیت، تشکیل دهنده هزینه های حوزه آن فعالیت است و حوزه هزینه نیز نشان دهنده کل هزینه های مربوط به یک فعالیت می باشد. هزینه هر حوزه فعالیت از طریق محرک هزینه (محرک فعالیت) به هدف هزینه تسهیم می گردد. هدف هزینه در واقع دلیل انجام کار و یا فعالیت در سازمان است که به عنوان مثال می تواند ارائه خدمات ناوبری به هواپیما در یک مسیر پروازی باشد. در شکل شماره(۳-۵)این ارتباط به وضوح نشان داده شده است.
مرکز فعالیت
عنصر هزینه
محرک منابع
فعالیت و حوزه فعالیت
محرک فعالیت
هدف هزینه
شکل شماره(۲-۶) مکانیزم عملکرد اجزاء سیستمABC دردیدگاه تخصیص هزینه
منبع:(Turney,P ”Activity Based Costing” Kogan Page,1997)
اجزا دیدگاه فرآیندی مدل ABC
دومین بعد سیستم ABC که در قسمت افقی شکل شماره (۳-۴) نشان داده شد، دیدگاه فرآیندی است. این دیدگاه فراهم کننده اطلاعات درباره فعالیتهای انجام شده و عوامل موثر بر آن است. از جمله اینکه، چگونه می توان فعالیتها را به نحو بهتری انجام داد، کدام فعالیتها در رسیدن به هدف هزینه اضافی است و چگونه می توان میزان دستیابی فعالیتها و موثر بودن آنها را در رسیدن به هدف هزینه اندازه گیری کرد. عناصر شکل دهنده این دیدگاه، محرک هزینه و ارزیابی عملکرد است.
۱- محرک هزینه
محرک هزینه نشان دهنده میزان استفاده اقتصادی هر فعالیت از منابع سازمانی است و با بکار بردن آن میزان هزینه تخصیص داده شده به هر فعالیت مشخص می گردد. به عنوان مثال، تعداد پرواز انجام شده در کشور را می توان به عنوان محرک هزینه برای تعیین سهم هر فرودگاه از هزینه های انجام شده به منظور ارائه خدمات ناوبری در نظر گرفت. بنابراین هزینه فعالیت ناوبری (منابع) با استفاده از مبنای تعداد پرواز (محرک هزینه) به فرودگاههای استفاده کننده از خدمات ناوبری تخصیص داده می شود.
انتخاب منطقی و مناسب محرک هزینه، مرحله ای اساسی و مهم در بکارگیری سیستم ABC است. در واقع یکی از برتری های سیستم ABC نسبت به سایر سیستمها استفاده از مبناهای مناسب و متعدد برای تعیین منابع و فعالیتهای مصرف شده توسط هر محصول و یا خدمت می باشد. بنابراین در تعیین مبناهای هزینه باید دقت زیادی صورت گیرد. در سیستمهای سنتی هزینه یابی، برای تسهیم هزینه ها عمدتاً از یک محرک هزینه که مرتبط با تعداد و یا حجم خدمات ارائه شده باشد بعنوان عواملی که باعث ایجاد هزینه ها می شوند، استفاده می گردد. در این روشها مثلاً برای جذب هزینه سربار فعالیت ناوبری ممکن است که از محرکهای هزینه مرتبط با تعداد پرواز انجام شده استفاده گردد، در این حالت نتایج احتمالاً مطلوب خواهد بود. اما در بیشتر وضعیتها تخصیص هزینه ها نیازمند بکارگیری مبانی دیگری به غیر از مبانی مرتبط با تعداد است. چون اگر برخی از فعالیتهای مرتبط با ناوبری با تعداد پروازها نامربوط باشد، استفاده از تخصیص های مبتنی بر حجم و تعداد باعث می شود که محاسبه بهای تمام شده خدمات غیر واقعی شود. مثلاً جذب سربار بر اساس تعداد پرواز انجام شده به غلط حاکی از این است که کاهش در تعداد پروازها مترادف با کاهش هزینه های ناوبری است. اما اگر فرآیند ارائه خدمات مجوز پروازها از طریق سیستم الکترونیکی انجام شود بطوریکه بیشتر فعالیتهای مربوطه توسط شرکت های هواپیمایی انجام شود، در این حالت زمان انجام این فعالیت کاهش می یابد ولی ممکن است که هزینه های استفاده از شبکه اینترنت افزایش یابد. حال اگر صرفا از مبنای تعداد پرواز انجام شده استفاده گردد، هزینه های انجام این فعالیت کاهش می یابند.
بنابراین هنگام تخصیص هزینه های هر مر کز فعالیت به هدف هزینه، باید از مبناهایی استفاده گردد که انعکاسی از هزینه ها و منابع مصرف شده در آن مرکز فعالیت خاص باشد. چون نرخهای جذب سربار بر حسب دوایر عملیاتی در سیستمهای سنتی هزینه یابی، عمدتا مبتنی بر حجم و یا تعداد است، طبیعتاً منجر به تخصیص هزینه سربار به خدمات ارائه شده متناسب با حجم هر یک از این خدمات خواهد شد. یعنی به خدمات با حجم و مقدار بالاتر، سهم بیشتری از هزینه های سربار و به خدمات با حجم پایین سهم کمتری از هزینه های سربار تخصیص خواهد یافت. امروزه در بیشتر سیستمهای سنتی برای تعیین نرخ جذب هزینه های سربار از ساعات کار مستقیم استفاده می شود. البته در مواردی که نیروی انسانی نقش اساسی را در ارائه خدمات ایفاء می‏کند، تاثیر اشتباهات ناشی از بکارگیری برخی از مبانی تخصیص مبتنی بر ساعت کارمستقیم بر بهای تمام شده چندان عمده نخواهد بود. زیرا در این موارد درصد هزینه های نامرتبط با حجم، خیلی کمتر از فعالیتهای با تکنولوژی بالا است. این مسئله در سیستمهای سنتی تا حد زیادی باعث غیر واقعی شدن بهای تمام شده می گردد، اما همان طور که ذکر گردید، سیستم ABC این نقیصه را با بکارگیری مبناهای متناسب با هر فعالیت حل می کند.
نکته کلیدی در سیستم ABC این است که هزینه های سربار تنها تابع حجم و مقدار خدمات نمی باشد، بلکه عوامل دیگری نظیر تنوع خدمات، پیچیدگی و تخصصی بودن، نیاز به عملیات خاص و ویژگیهای هر فعالیت بستگی دارد که باعث می شود به برخی از فعالیتها با وجود مقدار حجم پائین، هزینه سربار بالایی تخصیص یابد. بنابراین تخصیص منطقی و صحیح هزینه با در نظر گرفتن مبنای تسهیم متناسب با هر فعالیت، کیفیت اطلاعات را بهبود می بخشد و مدیریت را در انجام ارزیابی های بهتر خدمات ارائه شده، کمک می کند.
۲- ارزیابی عملکرد
ارزیابی عملکرد نشان می دهد که انجام یک فعالیت تا چه اندازه در رسیدن به هدف هزینه تعیین شده موثر بوده است. هدف هزینه ممکن است که یک فعالیت کامل و مستقل باشد، مانند طراحی مجدد و اصلاح طرح تقرب پرواز یک فرودگاه و یا ممکن است بخشی از یک فرآیند پیوسته در فعالیت ناوبری باشد مانند هدایت پرواز توسط برج فرودگاه، تحویل به واحد اپرچ بعد از طی مسیر ۳۰ ناتیکال مایلی و سپس تحویل به سنتر تهران بعد از طی مسیر ۶۰ ناتیکال مایل. همین فرآیند برای نشست پرواز از سنتر به اپرچ و سپس برج مراقبت فرودگاه مقصد انجام می گردد. ارزیابی عملکرد از یک سازمان تا سازمان دیگر و از یک فعالیت به فعالیت دیگر متفاوت است. این تفاوتها منعکس کننده نوع خروجیهای سازمان و دریافت کنندگان خدمات می باشد.
ارزیابی عملکرد می تواند با عواملی مانند زمان انجام عملیات، میزان دستیابی به هدف تعیین شده، کیفیت رسیدن به هدف و هزینه های صرف شده مورد سنجش قرار گیرد. نوع دیگر ارزیابی عملکرد از طریق مقایسه فعالیتها و عملکردهای انجام شده در داخل سازمان با فعالیتها و عملکردهای انجام شده در سازمانهای مشابه است که این نوع مقایسه را به اصطلاح معیارگذاری می نامند. این دیدگاه نشان می دهد که یک فعالیت در مقایسه با سایر فعالیتها و سازمانها تا چه اندازه با موفقیت انجام شده است و در چه جاهایی برای کسب موفقیت بیشتر و رسیدن به هدف، نیاز به بهبود و تغییرات دارد.
دیدگاه فرآیندی از دو طریق بر دیدگاه تخصیص هزینه تاثیر می گذارد. که عبارتند از:
۱) محرک هزینه – محرک هزینه باعث تخصیص هزینه فعالیتها به هدف هزینه می گردد
۲) ارزیابی عملکرد – ارزیابی عملکرد برای سنجش کارآیی فعالیتهای انجام شده در رسیدن به هدف هزینه استفاده می شود. دیدگاه تخصیص هزینه نیز با توجه به اینکه باعث تهیه اطلاعات کمی در مورد فعالیتها، هزینه ها و منابع می گردد در ارزیابی عملکردها (دیدگاه فرآیندی) تاثیر دارد. ارتباط این دو دیدگاه در شکل(۳-۵) نشان داده شد.
طبقه بندی و سلسله مراتب هزینه ها و فعالیتها در سیستم ABC
از آنجا که سیستم ABC جهت محاسبه بهای تمام شده از مبناهای هزینه متفاوتی در تخصیص هزینه ها استفاده می کند، بنابراین شناسایی هزینه های تشکیل دهنده خدمات و طبقه بندی آن کمک زیادی در محاسبه بهای تمام شده می کند. با توجه به اینکه سطوح متفاوت هزینه و فعالیت نیاز به محرکهای مربوط به خود دارد. بنابراین، این تقسیم بندی هزینه و فعالیتها ضروری به نظر می رسد.
شکل شماره (۳-۶) ۴ سطح از هزینه ها و فعالیتهایی که معمولاً در سطح شرکت و فرودگاههای تحت مدیریت وجود دارد را نشان می دهد، این سه سطح عبارتند از :۱- هزینه و فعالیتهای در سطح واحد خدمات ۲- هزینه و فعالیت های در سطح دسته خدمات ۲- هزینه و فعالیتهای نگهداشت خدمات ۳- هزینه و فعالیتهای نگهداشت شرکت که بصورت سلسله مراتب نشان داده شده است. همانطور که ملاحظه می گردد، میزان درجه تغییر پذیری و ارتباط هزینه ها با خدمات و محصولات در سطوح بالای این سلسله مراتب بسیار زیاد است و با حرکت به سمت پایین درجه تغییر پذیری و ارتباط هزینه ها با خدمات ارائه شده کمتر می گردد. از نظر تقسیم هزینه ها، هزینه های سطح دسته خدمات را می توان با استفاده از مبناهای مربوط به هر سطح هزینه به خدمات ارائه شده تخصیص داد. برای این منظور از مبناهای مناسب برای هر گروه از هزینه ها به خدمات ارائه شده استفاده می گردد. اما هزینه های سطح خدمات تقریبا ارتباط مستقیمی با حجم و تعداد پرواز ندارند. بنابراین مبنای انتخابی برای تسهیم این گونه از هزینه ها ممکن است که بطور کامل نتواند ارتباط بین هزینه ها و اهدف هزینه را برقرار کند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

قاعده دوم :برای تخصیص دقیق هزینه ها به فعالیتها باید تا حد امکان فعالیتها را آنالیز و تحلیل کرد تا تخصیص هزینه ها واقعی تر انجام شود. با توجه به اینکه تخصیص دقیق هزینه ها در سیستم ABC می تواند کمک زیادی به محاسبه هزینه های خدمات داشته باشد. بنابراین باید تا حد امکان فعالیتها به هدف هزینه مربوط به خود تخصیص داده شوند. برای این منظور ردیابی و شناسایی دقیق فعالیتها بسیار مهم می باشد.
قاعده سوم : استفاده از نظرات سایر متخصصان برای تخصیص دقیق هزینه ها. در بعضی از مواقع که مبنای تخصیص بعضی از هزینه ها به هدف هزینه مشخص نمی باشد و یا دارای ابهام است برای تخصیص صحیح هزینه ها می توان از نظرات متخصصان که اطلاعات تخصصی از فرآیند ارائه خدمات دارند، استفاده کرد. استفاده از نظرات متخصصین جهت سنجش و تعیین فعالیتهایی که اطلاعات کمی در مورد آنها وجود ندارد، بسیار مفید می باشد.
قاعده چهارم: هزینه های مستقیم و غیر مستقیم مربوط به انجام فعالیتها باید تفکیک گردد. با توجه به تاثیر این دو گروه از هزینه ها بر محاسبه بهای تمام شده خدمات و نوع اطلاعاتی که برای تصمیم گیری مدیران فراهم می کنند، لازم است تا این گروه از هزینه از یکدیگر تفکیک گردند. تا بر این اساس صحت اطلاعات عملیات هزینه یابی افزایش یابد.
محاسبه بهای تمام شده هدف هزینه
در این مرحله با توجه به هدف هزینه (خدمات فرودگاهی ارائه شده ، تعداد محصول تولید شده، و….)، حجم و میزان آن در طول دوره مورد بررسی و همچنین هزینه های تخصیص داده شده به هر کدام از اهداف هزینه، بهای تمام شده آن محاسبه می گردد که این بهای تمام شده می تواند شامل یک ساعت خدمات ناوبری ارائه شده و یا بهای تمام شده کل خدمات فرودگاهی ارائه شده به یک پرواز باشد.
پیشینه تحقیق
مقدمه
با توجه به اینکه ایجاد و توسعه سیستمهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در سازمانهای مختلف عمدتاً بدلیل نیاز به نوع اطلاعات فراهم شده توسط این سیستم می باشد، بنابراین بررسی تجربیات و نتایج حاصل از سازمانهایی که از این سیستمها در رابطه با هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده استفاده کرده اند، می تواند در ارائه سیستم مطلوب در این زمینه مناسب باشد. بنابراین برای درک چگونگی تکامل و توسعه سیستم پیشنهادی، نیاز به بررسی پیشینه و روند شکل گیری آن در بخشهای مختلف می باشد تا با استفاده از این تجارب و شناسایی نقاط قوت و ضعف آنها، سیستم مطلوب برای این منظور طراحی گردد. بیشتر سیستمهای هزینه یابی و خصوصاً سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت ابتدا در بخشهای تولیدی مطرح و بکار گرفته شد، اما بخشهای خدماتی نیز طی سالهای گذشته توجه خاصی به استفاده و بکارگیری این روشها در فراهم نمودن اطلاعات مالی و هزینه ای داشته اند. بطوریکه در طول چند سال اخیر تعداد موسسات خدماتی که از سیستمهای نوین هزینه یابی در شناسایی و کنترل هزینه ها استفاده کرده اند رشد چشمگیری داشته است. برای این منظور در این بخش ابتدا چگونگی پیدایش و شکل گیری سیستمهای هزینه یابی مطرح می گردد. سپس به پیشینه موضوع سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت، نحوه رشد، توسعه و تکامل آن و سازمانهای تولیدی و خدماتی که از این سیستم استفاده کرده اند می پردازیم و در نهایت کاربردهای سیستم پیشنهادی در سایر بخشهای دیگر مطرح می شود.
پیشینه سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت وکاربردهای آن
بطور کلی تا اواخر دهه ۸۰ صحت شناسایی هزینه ها و محاسبه بهای تمام شده خدمات در بیشتر سازمانها به عنوان یک مسأله اساسی مطرح نبود. اما از سال ۱۹۸۳ با توجه به افزایش هزینه های ارائه خدمات و لزوم کنترل این هزینه ها و افزایش نقش و اهمیت اطلاعات در تصمیم گیریهای مدیریتی، نیاز به بکارگیری و استفاده از روشهای هزینه یابی برای محاسبه بهای تمام شده خدمات، اهمیت زیادی پیدا کرد. برای این منظور بیشتر سازمانها علاقمند به شناسایی هزینه های خود و بکارگیری روشهای جدید هزینه یابی در این زمینه شدند.
با پیدایش تکنولوژی‌های مدرن تولیدی وخدماتی در دو دهه اخیر، تأکید بر افزایش سودآوری و کیفیت، رضایتمندی، کاهش هزینه ها و افزایش رقابت در سطح جهانی، چالشهای جدیدی را برای حسابداری مدیریت فراهم نمود. بطوریکه، سازمانها ناگزیر شدند شیوه‌های هزینه یابی خود را بهبود بخشند و در روش‌های کنترل هزینه‌ها و سیستم های اطلاعاتی خویش بدلیل همسو شدن با این تغییرات تجدید نظر کنند. دستیابی به این امر مستلزم ارائه یک شیوه جدید در حسابداری مدیریت جهت کنترل و هدایت فعالیتها بود که براساس این نیاز سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت مطرح گردید.
تفکر ایجاد ارتباط بین هزینه‌ها و فعالیت‌ها در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰ در آثار برخی از نویسندگان از جمله سالومنز (Solomons,1968) و استاباس(Staubus, 1971) ارائه گردید. اما توجه مراکز علمی و دانشگاهی درباره اهمیت فعالیتها و چگونگی تاثیر عملکرد آن بر هزینه های سازمانی بیشتر در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد (نمازی، ۱۳۷۸).
واژه‌ هزینه‌یابی برمبنای فعالیت، که بعدها به سیستم ABC تکامل یافت، اولین‌بار توسط کوپر و کاپلن (Cooper & Kaplan, 1988) برای تخصیص هزینه فعالیتها به محصولات به‌کار گرفته شد. این دو نویسنده همراه با جانسون (Johnson,1988)، نسبت به دیگران، تأثیر بسزایی در انعکاس نارسایی‌های سیستمهای حسابداری مالی در ارائه اطلاعات دقیق در مورد هزینه‌ها داشتند. آنها معتقد بودند، سیستم‌های هزینه‌یابی سنتی نه ‌تنها پاسخگوی احتیاجات مدیران نیستند، بلکه استفاده از این اطلاعات سبب گمراهی و عدم اتخاذ تصمیم صحیح به‌ وسیله آنان می گردد. این نویسندگان جهت رفع نقایص فوق اقدام به معرفی سیستم جدیدی به نام هزینه‌یابی برمبنای فعالیت (ABC) نمودند (رجبی، ۱۳۷۸).
اگرچه سیستم ABC از ابتدا در سازمانهای تولیدی مطرح و تکامل یافت، اما با مشخص شدن نتایج مثبت حاصل از بکارگیری آن، این سیستم در سازمانهای خدماتی نظیر بیمارستانها، مراکز آموزشی، بانکها، رستورانها و… نیز بکار گرفته شد و نتایج بسیار مناسب و مفیدی از اجرا و بکارگیری آن حاصل گردید.
در مورد سیستم هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت با توجه به مراحل رشد و تکامل آن دیدگاهها و نظرات زیادی مطرح شده است، که به لحاظ زمان ارائه و بکارگیری این دیدگاهها بطور کلی در دو قالب اصلی قابل طرح است. که عبارتند از : ۱) دیدگاه مقدماتی سیستم ABC[21] و ۲) دیدگاه دو بعدی ABC[22].
هدف اصلی از بکارگیری سیستم ABC در اواخر دهه۱۹۸۰ تهیه اطلاعات مالی جهت تصمیم‌گیری مدیران عالی در سطوح استراتژیک بود. با گذشت زمان و آشکار شدن منافع حاصل از بکارگیری آن، از این سیستم برای محاسبه بهای تمام‌شده محصولات و تهیه گزارشهای عملیاتی استفاده شد. این دیدگاه به سیستم هزینه‌یابی مقدماتی ABC معروف گردید. این سیستم ابتدا درکارخانه‌های هانی‌ول[۲۳] ، نورترن‌تله‌کام[۲۴] ، جنرال موتورز[۲۵] و چند کارخانه ‌دیگر جهت هزینه یابی و تهیه گزارشات استراتژیک استفاده شد (Turney, 1997).
با توجه به موفقیت سیستم ABC در سایر سازمانها، از این سیستم جهت تجزیه و تحلیل سودآوری مشتریان و محصولات، بهبود عملیات داخلی سازمان، مدیریت فعالیتها، شناسایی و اولویت‌بندی فرصت‌های کاهش هزینه ها، استفاده گردید. اما به دلیل اینکه این دیدگاه بیشتر به اطلاعات کمی و مالی متکی بود و اطلاعات غیرمالی در مورد فعالیتها را فراهم نمی‌کرد، زیاد مورد استقبال واقع نگردید(Turney,1997).
برای رفع نارسائیهای دیدگاه اولیه ABC، مدل دوبعدی این سیستم مطرح گردید. این مدل دارای دو دیدگاه اصلی در مورد فعالیتها است که عبارتند از: ۱) دیدگاه تخصیص هزینه[۲۶] و ۲) دیدگاه تخصیص فرآیند[۲۷] ، این سیستم با توجه به این دو دیدگاه، اطلاعات عملیاتی و استراتژیکی را جهت تصمیم‌‌گیری فراهم می کند. (در فصل سوم این دو دیدگاه به طور کامل تشریح می شود).
از نظر کاربرد و استفاده از سیستم ABC، شرکتهای زیادی در سطح دنیا از جمله شرکت استاکهام والو و فیتینگز[۲۸] که یکی از تولیدکنندگان سوپاپ آهنی و سرسیلندر انواع ماشینها در آمریکا است، از ABC برای طبقه‌بندی هزینه‌ها و ارائه اطلاعات با توجه به سطوح عملیاتی استفاده کرد. شرکت نورترن تله‌کام لیمیتد[۲۹] که در زمینه تولید و توزیع سیستم‌های تلفن فعالیت دارد، از این سیستم جهت تجزیه و تحلیل فعالیتها و شناسایی اولویت‌ها برای بهبود عملکرد فعالیتهای داخلی استفاده کرد. کارخانه تری‌کوینت[۳۰] که تولیدکننده قطعات الکتریکی مخابراتی و کامپیوتری است، برای شناسایی فعالیتهای خود و طبقه‌ بندی آنها برحسب کاربردهای استراتژیک و بهبود عملیات داخلی سیستم ABC را بکار برد (Turney,1997).
شرکت ارنست و یانگ[۳۱]، که یک شرکت مشاوره‌ای در زمینه طراحی و بکارگیری سیستم‌های هزینه‌یابی است، سیستم ABC را درکارخانه‌های بزرگی در زمینه صنعت الکترونیک، تولید نوشابه و عرضه وسایل ساختمانی بکار گرفت. این سیستم در شرکتهای تولیدی و صنعتی دیگر مانند کلارک هیورث[۳۲] سازنده قطعات و موتورهای ماشین، دیتون اکسترود پلاستیکز[۳۳] تولیدکننده دریچه‌های پلاستیکی، کامپیوموتور[۳۴] سازنده وسایل الکترومکانیکال اتوماتیک، شرکت سوپر بیکری[۳۵] تولیدکننده انواع پیراشکی و نان‌ماشینی، اوریجینال بردفورد سوپ‌ ورکس[۳۶] و مراکز بهداشتی و بیمارستانها مانند مرکز بهداشتی بروک وود[۳۷] از سیستم ABC جهت مرتفع نمودن مشکلات تعیین‌هزینه و گزارش‌دهی به مدیران مختلف، استفاده شده است. بکارگیری این سیستم باعث افزایش سود‌آوری و بهره‌وری چشمگیری در آن شرکت‌ها گردید (Turney, 1997).
در زمینه کاربرد سیستم ABC در موسسات خدماتی، شرکتهای خدماتی همچون شرکت خدمات پست بین‌المللی[۳۸]، شرکت خدماتی هوایی ایرایتالیا[۳۹] و رویال بانک اسکاتلند [۴۰]که در زمینه خدمات بانکی به مشتریان فعالیت دارد، از این سیستم جهت بهبود بخشیدن به فعالیتهای داخلی و ارائه خدمات مناسب‌تر استفاده کرده‌اند.
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور
کوپر و کاپلان (Cooper & Kaplan, 1988) در مقاله خود منابعی که در سازمان از آنها استفاده نمی شود از هزینه هایی که به صورت مستقیم به محصول ارتباط دارد جدا می کنند. این نویسندگان ادعا نمودند که استفاده از سیستم حسابداری سنتی باعث می شود اطلاعاتی که از این سیستم بدست می آید ناقص بوده و مدیریت را در برنامه ریزی دچار مشکل می کند و همچنین استفاده از سیستم باعث می شود که هزینه های شرکت بیش از واقع نشان داده شده و در نتیجه موجب زیان شرکت می شود. بنابر این آنها اقدام به معرفی سسیتم هزینه یابی بر مبنای فعالیت کردند.
کوپر و کاپلن در مقاله‌ای تحت عنوان هزینه‌یابی بر مبنای فعالیت و محاسبه منابع استفاده شده در سال ۱۹۹۲ جنبه هایی از سیستم ABC را در محاسبه منابع و ظرفیتهای استفاده شده سازمانی مطرح نمودند. از نظر آنها یکی از مزایای این سیستم، این است که هزینه های خدمات و محصولات را براساس منابع استفاده شده اندازه‌گیری می‌کند و منابعی که در سازمان به عللی از آنها استفاده کامل نمی‌گردد، از هزینه‌های خدمات جدا می کند و تحت عنوان هزینه‌های ظرفیت بلااستفاده شناسایی و طبقه‌بندی می‌نماید. بخشی از ظرفیتهای بلااستفاده ناشی از محدودیتهای سازمان است که شناسایی این محدودیتها و سنجش اثرات ناشی از آن به ما کمک می‌کند که تشخیص دهیم چگونه و کدامیک از ظرفیتهای موجود را توسعه دهیم و چگونه از ظرفیتها و منابع محدود برای تصمیم‌گیری در تخصیص بهتر منابع و کاهش هزینه‌ها استفاده کنیم. در این میان محدودیتهای موجود در سازمان، که به نحوی برعملکرد بهینه آن تأثیر می‌گذارد، نقش اساسی را ایفاء می‌کنند. لذا ارائه راه‌حلهای مناسب و منطقی جهت کاهش این محدودیتها، امری مهم تلقی می‌شود.
(Turney, 1997).
فوزی عبداله ابوسلام (Fawzi Abdalla Abusalam, 2008) موانع بکارگیری هزینه یابی بر مبنای فعالیت را مورد مطالعه قرار داده و مهمترین آنها را عدم دانش کافی نسبت به این سیستم و عدم حمایت مدیران ارشد می داند. زولینگ (Xuling, 2012) در تحقیق خود به بررسی ارتباط بین هزینه ها و فعالیت ها با نوع مشتریان پرداخته و نشان می دهد که استفاده از این اطلاعات مشتریان می تواند کمک شایانی در تصمیم داشته باشد. او هزینه یابی بر مبنای فعالیت را در شرکت Petro China به اجرا در آورده و بعد از اجرای آن توانست انواع هزینه را تعیین نماید. همچنین با توجه نتایج حاصل از اجرای این سیستم ضمن افزایش دقت در برنامه ریزی در خصوص حذف فعالیت های غیر اساسی نیز تصمیم گیری شده است.
تحقیقات انجام شده در داخل کشور
خسرو اسلامی دهکردی (۱۳۷۷) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با موضوع ارزیابی مقایسه ای هزینه یابی سنتی جذبی و هزینه یابی بر اساس فعالیت در پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی مدیران فنی و مهندسان نتیجه گرفته که در صورت استقرار سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در سازمان های تولیدی و صنعتی اطلاعات بیشتری نسبت به سیستم سنتی قابل ارائه به مدیران است.
شکاری عبدالعظیم (۱۳۷۰) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بررسی کاربرد هزینه یابی بر مبنای فعالیت در افزایش بهره وری (مطالعه موردی کارخانه سیمان فارس) ضمن طراحی و اجرای سیستم بهای تمام شده بر مبنای فعالیت، بهره وری مراکز فعالیت خدماتی و تولیدی تعیین گردیده و نشان داده که این روش باعث صرفه جویی در هزینه ها و در نتیجه افزایش سود کارخانه گردیده است. همچنین با استفاده از این سیستم می توان به ارزیابی عملکرد مراکز فعالیت پرداخت و فعالیت های فاقد ارزش افزوده را کنترل کند.
احمد رجبی(۱۳۸۰) در پایان نامه خود با موضوع طراحی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت و تئوری محدودیت ها با برنامه ریزی خطی عدد صحیح جهت استفاده از منابع سازمانی (مطالعه موردی کارخانجات صنعتی شیراز) با استفاده از اطلاعات حاصل از بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت نشان می دهد که استفاده از اطلاعات سیستم موجود باعث انحراف بهای تمام شده محصولات و اتخاذ تصمیم های اشتباه می شود. همچنین با استفاده از اطلاعات سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت، ترکیب بهینه تولید با توجه به منابع در دسترس و محدودیت ها تعیین شده است.
احمد رجبی (۱۳۸۱) در مقاله خود با عنوان طراحی و ترکیب سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با سیستم بودجه بندی بر مبنای فعالیت برای اداره کردن منابع بیمارستانی اشاره می کند که در سیستم هزینه یابی موجود (سیستم های سنتی) هیچ گونه ارتباط مستقیمی بین فعالیت های لازم جهت ارائه خدمات و و میزان استفاده از منابع بیمارستانی وجود ندارد در نتیجه بهای تمام شده و هزینه های ارائه خدمات منعکس کننده هزینه فعالیت ها و منابع بکارگرفته شده نمی باشد. سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با بکارگیری مکانیز مهای متعدد این مشکل را رفع می کند.
یزدانی آرانی (۱۳۸۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان مقایسه بهای تمام شده تکثیر ماهی در کارگاه شهید انصاری رشت طبق هزینه یابی بر مبنای فعالیت و مقایسه آن با سیستم موجود با شناسایی محرک های اصلی و فرعی هزینه، زمینه مقایسه بهای تمام شده هر فعالیت را فراهم نموده و به مدیریت در تصمیم گیری در مورد هر فعالیت کمک می نماید.
محمد رضا طاهر کردی (۱۳۸۲) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در شرکت نفت فلات قاره ایران نتیجه می گیرد که سیستم های هزینه یابی بر مبنای فعالیت نسبت به سیستم هزینه یابی سنتی (سیستم فعلی این شرکت) به شیوه ای مناسب تر و منطقی تر هزینه ها را به محصولات تخصیص داده و و این محصولات را به صورت دقیق تری هزینه یابی می کند. بعلاوه این سیستم با بهبود کیفیت اطلاعات و همچنین ارائه اطلاعات مفید و مربوط در خصوص فعالیت های اصلی شرکت، در زمینه بهبود فرآیندها و بهره وری نسبت به سیست فعلی که صرفا اطلاعات کلی و البته نادرست ارائه می نماید، بر تصمیمات استفاده کننده مؤثرتر خواهد بود.
بختیار استادی (۱۳۸۳) در پایان نامه خود با موضوع بکارگیری یک سیستم ساخت و تولید انعطاف پذیر با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت به محاسبه بهای تمام شده فرآوری و تولید قطعات با این روش و مقایسه آن با هزینه نهایی تولید پرداخته و در پایان نتیجه می گیرد که بهای تمام شده با هزینه نهایی برابر است.
امین ناظمی (۱۳۹۰) در پژوهش خود به ارزیابی تطبیقی سودمندی اطلاعات سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با هزینه یابی سنتی در بانک کشاورزی ایران پرداخته است. وی در تحقیق خود نتایج دو سیستم هزینه یابی سنتی و سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت را مورد مقایسه قرارداده و نشان می دهد اختلاف معناداری در بخش پایانه های شعب میان نتایج دو سیستم وجود دارد. همچنین مدیران و کارکنان مالی بانک اطلاعات حاصل از سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت را سودمندتر از اطلاعات سیستم سنتی ارزیابی می کنند. این نتایج در سطوح مختلف بودجه بندی، تصمیم گیری مالی و تصمیم گیری راهبردی بانک آزمون و نتایج مشابهی مبنی بر اختلاف معنی دار نتایج دو سیستم گزارش شده است. نتایج نشان می دهد عوامل سازمانی، محیطی، فن آوری و فردی بر تمایل افراد برای به کارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت مؤثر هستند .همچنین میزان پشتیبانی مدیریت، میزان مشارکت در فرآیند به کارگیری و نیز کافی بودن منابع مورد نیاز برای استقرار این سیستم مطرح و نتایج به دست آمده به کمک رگرسیون مرزبندی شده آزمون گردیده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد حمایت دولت، استفاده از نظرات متخصصین و پشتیبانی مدیران ارشد، سهم قابل ملاحظه خدمات بانکی از هزینه های سربار و میزان آموزش کارکنان نیز از مهمترین عوامل مؤثر در به کارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در بانک کشاورزی بوده است.
پیشینه سیستمهای هزینه یابی و بهای تمام شده خدمات در صنعت هوانوردی و فرودگاهی
یکی از اولین مطالعات انجام شده در زمینه هزینه یابی در صنعت فرودگاهی توسط موسسه اقتصاد اروپا[۴۱] و به سفارش سازمان هواپیمایی کشوری[۴۲] انگلستان در آوریل ۲۰۰۱ با موضوع هزینه یابی در فرودگاهها انجام شده است. در این تحقیق خدمات فرودگاهی به دو دسته خدمات هوانوردی و غیر هوانوردی تقسیم شده است. همچنین با توجه به سرمایه بر بودن بخشی از خدمات غیر هوانوردی مانند تاسیسات و تجهیزات تعمیرات اساسی هواپیما، جاده های دسترسی فرودگاه، تاسیسات سوخت رسانی هواپیما، خدمات کترینگ هواپیمایی و … و عدم توانایی مالی و مقرون به صرفه نبودن سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی صراحتاً ارائه این خدمات به عهده فرودگاه گذاشته شده و لاجرم بایستی در مبحث هزینه یابی نیز مورد توجه قرار گیرند.

سیس

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

دسترسی به منابع مقالات : طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای …

دریافت گزارشات هزینه ۷۳
تفکیک عوامل هزینه به ثابت و متغیر ۷۳
تسهیم هزینه های مراکز هزینه مشترک به مراکز هزینه اصلی ۷۳
تسهیم هزینه های مراکز هزینه خدماتی ۷۳
تسهیم هزینه های مراکز هزینه پشتیبانی عملیات ۷۴
تعیین هزینه های قابل جذب به خدمات فرودگاهی و پروژه ها ۷۴
عوامل بهای تمام شده ۷۶
خدمات فرودگاهی ۷۶
پروژه ها ۷۶
شکل شماره (۴-۱) مراحل تسهیم و تخصیص هزینه ها در سیستم موجود ۷۸
بررسی نقاط ضعف، ایرادات و اشکلات سیستم موجود ۷۹
کلی نگری در طراحی و عدم تعیین مبانی تسهیم ۷۹
عدم شباهت خدمات در مناطق جغرافیایی مختلف، تنوع و تکثر فرودگاهها ۸۰
ماهیت جدایی ناپذیر فعالیت های فرودگاه ها از یکدیگر و از ستاد ۸۱
ارتباط یکسویه و تسهیم یک طرفه هزینه ها در سیستم موجود ۸۱
تعریف مراکز هزینه مشترک و استفاده نامحدود از آن ۸۲
بررسی ساختار و تشکیلات ستاد شرکت فرودگاههای کشور ۸۲
شناخت مراکز هزینه، فعالیت ها، محرک فعالیت ها و اهداف هزینه ۸۴
فصل پنجم ۹۹
نتایج و پیشنهادات ۹۹
محدودیت های پژوهش ۱۰۰
نتایج و پیشنهادات ۱۰۱
چکیده
فرآیند هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در صنعت فرودگاهی کشورمان در ابتدای راه قرار دارد و تاکنون اقدام مؤثر و مستندی در این خصوص انجام نشده است. همچنین با عنایت به استفاده فراگیر از تکنولوژی های برتر در این حوزه و تنوع، پیچیدگی، پیوستگی و در هم تنیدگی ارائه خدمات فرودگاهی در سطح کشور، روش های سنتی هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده، اطلاعات مورد نیاز مدیران ارشد را جهت تصمیم گیری در حوزه های مختلف از جمله قیمت گذاری خدمات، مدیریت هزینه، بودجه بندی، سرمایه گذاری، ارزیابی عملکرد، پیگیری روند بهبود مستمر، تدوین استراتژی و راهبرد سازمانی و … فراهم نمی نماید.
موضوع این تحقیق طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادر تخصصی فرودگاههای کشور می باشد. هدف از این تحقیق طراحی سیستم پیشنهادی با استفاده از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف تحقیقی کاربردی، از جهت روش گردآوری داده ها، توصیفی و از نظر طرح تحقیق، پیمایشی می باشد.
در تحقیق حاضر پس از بررسی مدارک و مستندات سیستم موجود، اشکالات و نقاظ ضعف آن فهرست گردید. در طراحی سیستم پیشنهادی مراکز هزینه بر اساس ساختار وظیفه ای شرکت و بر حسب معاونت ها، ادارات کل و اداره ها تعریف شده است. همچنین با بررسی کلیه فعالیت های انجام شده در هر بخش، فعالیت عمده و شاخص تعیین شده و با برقراری رابطه علت و معلولی بین فعالیت ها و هدف از انجام آن، محرک هر فعالیت تعیین گردیده است. در نهایت آخرین بخش از روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، با تعریف اهداف هزینه تکمیل شده است.
اطلاعات از طریق مشاهده مستقیم، مصاحبه با کارشناسان و متخصصین، بررسی مدارک و مستندات از جمله چارت سازمانی و ساختار و تشکیلات شرکت جمع آوری شده و برای طراحی سیستم پیشنهادی خصوصا تعیین محرک هزینه هر فعالیت از نظرات مدیران ارشد شرکت استفاده شده است.
کلمات کلیدی:
هزینه یابی بر مبنای فعالیت؛ ABC؛ بهای تمام شده خدمات فرودگاهی؛ صنعت هوانوردی و فرودگاهی
فصل اول
کلیات تحقیق
مقدمه
عدم دسترسی به اطلاعات بهای تمام شده یکی از چالش های فراروی مدیریت در شرکت فرودگاه های کشور می باشد. با توجه به ماهیت درآمد هزینه ای بودن این شرکت و لزوم پرداخت هزینه های هنگفت و سرسام آور فعالیت های عملیاتی و فرودگاهی از محل درآمدها، تعیین بهای تمام شده خدمات و به طبع قیمت گذاری این خدمات از اهمیت حیاتی برخوردار است. در سایه فقدان اطلاعات بهای تمام شده، قیمت گذاری خدمات ارائه شده توسط این شرکت صرفا بر اساس گمانه زنی، تخمین و سایر روش های غیر قابل اتکا خواهد بود. از طرف دیگر با توجه به شرایط حال حاضر صنعت هوانوردی و وضع تحریم های ناعادلانه در این حوزه و با عنایت به اینکه عمده مشتریان خدمات ارائه شده شرکت های هواپیمایی داخلی و خارجی می باشند، نرخ گذاری فاقد پشتوانه و مستندات علمی از یک سو موجب وقوع بحران مالی و عدم امکان پرداخت به موقع بدهی توسط مشتریان و از سوی دیگر و در سطح بین الملل باعث از دست دادن بازار رقابتی خواهد شد. خدمات شرکت فرودگاههای کشور شامل عملیات ناوبری، نشست و برخاست هواپیما، روشنایی باند و سطوح پروازی، پارکینگ هواپیما و ترمینال بار و مسافر می باشد. با توجه به تنوع خدمات ارائه شده، محاسبه بهای تمام شده خدمات ناهنگونی از این دست و اطلاعات حاصل از آن با اتکاء بر سیستم هزینه یابی سنتی به هیچ عنوان تکاپوی نیازهای اطلاعاتی، مدیریتی، سرمایه گذاری، کنترل و ارزیابی عملکرد این حوزه را نخواهد داشت. همچنین با توجه به اینکه صنعت هوانوردی و فرودگاهی در تقسیم بندی رایج در صنعت، جزء صنایع با تکنولوژی برتر قرار گرفته، عدم توجه به سطوح مختلف تکنولوژی بکاررفته در این حوزه محاسبه بهای تمام شده خدمات فرودگاهی را از واقعیت دور خواهد ساخت. طبق استانداردهای موجود در این صنعت فرودگاه ها بسته به شرایط عملیاتی و تعاریف تخصصی، دسته بندی شده و محاسبه بهای تمام شده یک خدمت واحد در فرودگاههای مختلف الزاما بایستی تفاوت محسوس داشته باشد. توجه به ظرفیت پذیرش و اعزام پرواز در یک فرودگاه امری کاملا گریز ناپذیر در حوزه حسابداری مدیریت و بهایابی خدمات محسوب می شود. پیچیدگی فرآیند ارائه خدمات در صنعت هوانوردی و فرودگاهی و ضعف سیستم های هزینه یابی سنتی در درک و تأثیر آن بر بهای تمام شده خدمات، نیاز به یک سیستم کاملا پویا و هوشمند برای محاسبه بهای تمام شده را بیش از پیش اثبات می کند. اشکالات موجود در سیستم هزینه یابی سنتی و عدم توانایی این سیستم در ارائه اطلاعات دقیق، بهنگام و مربوط در حوزه بهای تمام شده منجر به معرفی سیستم بهای تمام شده برمبنای فعالیت[۱] در دهه ۱۹۸۰ گردید. ایجاد ارتباط علت و معلولی بین فعالیت های انجام شده در واحد تجاری برای ارائه خدمات و منابعی که صرف این فعالیت ها شده مهمترین وجه تمایز سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با سیستم های سنتی هزینه یابی است.
با توجه به طبقه بندی هزینه ها در شرکت فرودگاه های کشور و تحقق بخش عمده ای از هزینه های سربار غیر مستقیم در ستاد شرکت، بکارگیری سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت در ستاد اطلاعات ذی قیمتی از جمله شناسایی فعالیت های بدون ارزش افزوده را در اختیار مدیران این شرکت قرار خواهد داد. ضمن اینکه مهم ترین گام در جهت محاسبه دقیق بهای تمام شده خدمات فرودگاهی در سطح فرودگاههای کشور، هزینه یابی و تسهیم هزینه های سربار غیر مستقیم در ستاد می باشد. به همین دلیل کلیه فعالیت ها و مطالعات بر سیستم هزینه یابی ستاد متمرکز گردیده است.
بیان مسئله
تعریف مشکل
مباحث هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در صنعت هوانوردی و فرودگاهی در ابتدای راه خود قرار دارند. ملموس نبودن خدمات در فرودگاههای کشور، حاکمیت بخش دولتی، تفکر هزینه ای در مدیران، الزامات قانونی و تعهدات بین المللی در خصوص ارائه خدمات هوانوردی و فرودگاهی در کشور باعث عدم توجه جدی به مبحث هزینه یابی و بهای تمام شده خدمات شده است. با توجه به انحصار کامل شرکت در حوزه فرودگاهی و البته الزامات قانونی که بر این انحصار تأکید دارند، عملا بازار رقابتی برای خدمات فرودگاهی وجود ندارد و همین انحصار موجب کم توجهی به مباحث حسابداری مدیریت از جمله بهای تمام شده گردیده است. سیستم های حسابداری موجود به دلیل دیدگاه سنتی صرفا به ثبت منابع صرف شده در سازمان جهت ارائه خدمات می پردازند و طبقه بندی، تفکیک و تسهیم هزینه ها الگوی علمی و رابطه منطقی با فعالیت های انجام شده برای ارائه خدمات ندارد. همچنین درک مشترکی در میان کارشناسان صنعت در خصوص سیستم هزینه یابی، روش تسهیم هزینه ها و مبانی و معیارهای تسهیم دیده نمی شود. به همین دلیل مباحثی همچون تجزیه و تحلیل هزینه ها، شناسایی فعالیت های فاقد ارزش افزوده، شناسایی ظرفیت های بلا استفاده و هزینه فرصت از دست رفته ناشی از آن، ارزیابی عملکرد بخش های مختلف، افزایش کارآیی و بهره وردی و استفاده بهینه از منابع محدود موجود موضوعاتی است که کمتر به آن پرداخته شده و در صورت تصمیم مدیریت برای شروع فعالیت ها در این حوزه زیرساخت اساسی که سیستم بهای تمام شده و اطلاعات حاصل از آن می باشد، وجود ندارد و یا در مراحل طراحی نظری مغفول مانده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

اهمیت مشکل
امروزه با توجه اهمیت اطلاعات در تصمیم گیری و خصوصا نقش اطلاعات مالی در مدیریت واحدهای تجاری فقدان اطلاعات بهای تمام شده و عدم بهره برداری از آن در صنعت هوانوردی و فرودگاهی باعث اتخاذ تصمیمات اشتباه و اتلاف منابع محدود موجود در این حوزه خواهد شد. با توجه به لزوم سرمایه گذاری های هنگفت در طراحی، ساخت، تجهیز، توسعه و راهبری فرودگاههای کشور بی اعتنایی به اطلاعات بهای تمام شده خدمات فرودگاهی ممکن است مدیران را در صحنه تصمیم گیری برای مدیریت و توسعه شبکه فرودگاهی در کشور دچار اشتباهات راهبردی نماید. دسترسی به اطلاعات بهای تمام شده امکان قیمت گذاری خدمات را نیز فراهم می آورد. با توجه به تأمین منابع مالی شرکت از محل درآمدهای آن طبعاً تعیین نرخ خدمات فرودگاهی بدون توجه به بهای تمام شده موجب کسری بودجه و مشکلات جدی برای تحقق اهداف و ماموریتهای شرکت خواهد گردید. تعیین نرخ های فروش خدمات به صورت دستوری و صرفا با هدف پوشش هزینه ها نیز باعث ایجاد بحران مالی برای شرکت های هواپیمایی و دریافت کنندگان خدمات فرودگاهی شده و فرآیند وصول مطالبات تجاری شرکت و تامین منابع مالی برای اهداف شرکت را مختل خواهد نمود.
نحوه برخورد با مشکل
با توجه به حساسیت موضوع بهای تمام شده و نقش خطیر اطلاعات حاصل از اجرای این سیستم، طراحی و بکارگیری سیستم بهای تمام شده از اهمیت بسزایی برخوردار است. با توجه به طبقه بندی هزینه ها در شرکت و سهم عمده هزینه های سربار غیر مستقیم که در مراکز هزینه ستاد انباشته شده، بکارگیری یک سیستم هزینه یابی نوین که از یک سو تنوع، پیچیدگی و عدم تمرکز فعالیت های شرکت را در نظر گرفته و از سوی دیگر رابطه علت و معلولی بین فعالیت های لازم برای تحقق اهداف شرکت و منابعی که برای انجام این فعالیت ها صرف شده است را ملاک تسهیم قرار دهد، منجر به ارائه اطلاعات دقیق، مربوط و قابل اتکا برای مدیران شرکت به منظور اعمال مدیریت بر مبنای فعالیت[۲] خواهد گردید.
عوارض ناشی از تدام مشکل
از آنجا که دسترسی به اطلاعات از ملزومات مهم تصمیم گیری در سطوح مختلف مدیریت می باشد، در صورت عدم بکارگیری روش های نوین هزینه یابی و تهیه و گزارش اطلاعات بهای تمام شده در شرکت شاهد اتلاف منابع، انجام فعالیت های فاقد ارزش افزوده، عدم توسعه متوازن فرودگاه ها، ایجاد ظرفیت های بلا استفاده و بالطبع بالا رفتن هزینه های نگهداری و تعمیرات آنها از یک طرف و از طرف دیگر محدودیت ظرفیت پذیرش پرواز در فرودگاههای دیگر خواهیم بود. استنکاف مشتریان خدمات فرودگاهی از پرداخت بدهی و مشکلات نقدینگی و عدم تأمین مالی طرح های توسعه از مشکلات دیگر بحساب می آید. همچنین عدم امکان تجزیه و تحلیل هزینه ها، بررسی و ارزیابی عملکرد واحدهای مختلف، قیمت گذاری اصولی و منطقی خدمات و نیز عدم امکان بهبود مستمر فعالیت ها را می توان از عوارض ناشی از استفاده از سیستم های موجود دانست.
معرفی راه حلها و عوامل موثر
با توجه به نقایص سیستم های سنتی هزینه یابی از جمله
تسهیم هزینه ها بر اساس یک یا چند مبنای واحد و البته غیر مرتبط با موضوع هزینه یابی مثل ساعت کار مستقیم و ساعت کار ماشین آلات و عدم تعریف این چنین مبانی در فعالیت های فرودگاهی
عدم توجه به سطوح مختلف تکنولوژی بکار رفته در فعالیت ها
عدم توجه به پراکندگی و عدم تمرکز فعالیت ها
عدم تعریف ظرفیت اسمی، عملیاتی و بلا استفاده و محاسبه هزینه آن
عدم توجه به ارتباط بین هزینه های انجام شده جهت تحقق اهداف واحد تجاری
و تاثیر تمامی فاکتور های فوق و عوامل موثر دیگر بر بهای تمام شده خدمات، حتی در صورت محاسبه بهای تمام شده با این سیستم، اطلاعات حاصل از آن دور از واقع بوده و تصمیم گیری بر اساس این اطلاعات منجر به تحقق حداکثری اهداف و مأموریت های شرکت نخواهد شد.
با توجه به نیاز مدیران به اطلاعات مربوط، بهنگام و دقیق در حوزه تصمیم گیری و معرفی سیستم بهای تمام شده بر مبنای فعالیت و نیز ساختار و طبقه بندی هزینه های شرکت که بخش عمده از آن را هزینه های سربار غیر مستقیم تشکیل می دهد، به نظر می رسد طراحی سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت و محاسبه بهای تمام شده خدمات فرودگاهی از طریق این سیستم منجر به دستیابی به اطلاعاتی با کیفیت و موثر بر تصمیم گیری، هدف گذاری، تعیین نرخ خدمات، ارزیابی عملکرد واحدها، استفاده بهینه از منابع و افزایش کارآیی و اثربخشی فعالیت های شرکت خواهد گردید.
اهمیت پژوهش
طراحی و ارائه یک سیستم هزینه یابی که قادر به محاسبه صحیح بهای تمام شده خدمات و فراهم نمودن اطلاعات مناسب برای تصمیم گیری های سازمانی باشد، از جهات متعددی دارای جایگاه خاصی است و روز بروز بر اهمیت آن افزوده می گردد. در صنعت فرودگاهی نیز بدلیل نیاز به تصمیم گیری های متعدد، لزوم بکارگیری سیستمهای نوین در این زمینه ضروری است. بطوریکه اگر صنعت فرودگاهی را به عنوان یک سیستم فرض نماییم که خروجی آن خدمات هوانوردی و فرودگاهی باشند، برای اداره کردن این سیستم و تصمیم گیری های متعدد، نیاز به استفاده از اطلاعات مالی و هزینه یابی است تا با مقایسه هزینه های انجام شده در این بخش، نتایج خروجی آن قیمت گذاری شده و از این طریق عملیات تصمیم گیری و کنترل هزینه ها امکان پذیر گردد.
اهمیت سیستم بکارگرفته شده در شناسایی و محاسبه بهای تمام شده خدمات هوانوردی و فرودگاهی به این دلیل است که این سیستم می تواند با دسته بندی واستانداردسازی فعالیتها، اطلاعاتی را تهیه کند که به واسطه آن بتوان منابع و ظرفیتهای بلااستفاده موجود در فرودگاهها را شناسایی کرد و با کاهش این ظرفیتــها و بکارگیری آن در سایر فعالیتها، هزینه ارائه خدمات را کاهش داد. از طرفی سیستم پیشنهادی می تواند اطلاعاتی را تهیه کند که به واسطه آن بتوان برنامه ریزی مالی و بودجه بندی عملیاتی و برنامه ای[۳]، را به نحو مناسب و بهینه ای انجام داد.
بنابراین با توجه به موارد فوق، لزوم بکارگیری سیستمهای نوین هزینه یابی که قادر به برآورد و سنجش هزینه ها و محاسبه بهای تمام شده خدمات هوانوردی و فرودگاهی باشد، امری ضروری است و توجه ویژه ای به آن شود و ارائه یک روش و سیستم مناسب هزینه یابی به عنوان مهمترین ابزار دستیابی به این هدف است. با توجه به خصوصیات مثبـت سیستم پیشنهادی انتظار می رود به این اهداف دست یابیم.
تناقضات موجود در رابطه با طراحی سیستم پیشنهادی
در سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت، فعالیت های انجام شده برای تحقق اهداف شرکت به عنوان وجه تمایز این سیستم و سیستم های سنتی هزینه یابی تلقی می گردد. با توجه به ماهیت پویا و به هم پیوسته خدمات فرودگاهی، اختلاط فعالیت ها و همپوشانی واحد ها، تفکیک و تعریف فعالیت ها در سیستم پیشنهادی از چالش های عمده محسوب می شود. از طرف دیگر و با توجه به کم سابقه بودن مبحث هزینه یابی در شرکت، تعریف مبانی و محرک های هزینه و فعالیت برای تسهیم هزینه ها از دیگر مشکلات طراحی سیستم پیشنهادی محسوب می شود. عدم درک صحیح مبتنی بر مبانی تئوریک کارشناسان صنعت از مباحث هزینه یابی، مشکلات و محدودیت های حسابداری دولتی و مالیاتی که منجر به شکل گیری و طبقه بندی هزینه ها به شکل سنتی و با اهداف گزارش گری برون سازمانی شده است نیز طراحی سیستم پیشنهادی را با تنگنا مواجه نموده و در برخی موارد نیاز به تغییر روش ثبت، باز تعریف مراکز هزینه، و تغییر طبقه بندی این مراکز را بیش از پیش ضروری می سازد.
فواید ناشی از اجرا و بکارگیری سیستم پیشنهادی
با توجه به نوپایی ادبیات هزینه یابی در شرکت و نیاز مدیران ارشد به اطلاعات صحیح، مربوط، دقیق و بهنگام پیش بینی می شود در صورت موفقیت در طراحی و اجرای سیستم پیشنهادی اطلاعات مفید و قابل اتکایی که در بسیاری از موضوعات مدیریت شرکت از جمله تعیین اهداف و چشم انداز بلند مدت شرکت، بودجه ریزی عملیاتی، تعریف فرصت های سرمایه گذاری برای بخش خصوصی کاربرد دارد، بدست خواهد آمد.
بطور کلی مهمترین فواید ناشی از اجرای سیستم پیشنهادی عبارت است از:
این سیستم می تواند با شناسایی، طبقه بندی و تخصیص دقیق هزینه ها به فعالیتهای مورد نیاز برای انجام خدمات فرودگاهی و سپس محاسبه صحیح بهای تمام شده خدمات مختلف، اطلاعات مهمی را برای تصمیم گیرندگان صنعت هوانوردی و سایر استفاده کنندگان آن از ابعاد مختلف فراهم کند.
اطلاعات سیستم هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده در بخش فرودگاهی با توجه به خدمات مختلف می تواند به سیاستگزاران، مدیران و سرمایه گذاران کمک کند تا دریابند که هزینه های صرف شده در این بخش در مقایسه با خروجیها و بازده بدست آمده به لحاظ ارزش افزوده اقتصادی در چه وضعیتی قراردارد و تا چه حد به اهداف درآمدی، بودجه ای و هزینه ای تعیین شده، دست یافته است.
اطلاعات هزینه یابی می تواند درنظام “بودجه ریزی و برنامه ریزی” آینده فرودگاهها بکار گرفته شود و همچنین مبنایی را برای نرخهای “جذب هزینه ها” در طول دوره، فراهم کند تا بر این اساس نظام هزینه یابی بتواند بطور واقعی عملکرد مالی فرودگاه ها را بر حسب خدمات مختلف نشان دهد.
با دسترسی به اطلاعات هزینه یابی و بهای تمام شده بر حسب خدمات مختلف می توان آن گروه از خدمات که دارای هزینه ها و بهای تمام شده زیادتری می باشند را تجزیه و تحلیل کرد و از این طریق قسمتها و مراکز فعالیت “پرهزینه و علل ایجاد هزینه ها” را شناسایی و تصمیمات مناسب را برای کاهش این هزینه ها اتخاذ نمود.
سیستم هزینه یابی می تواند اطلاعات جانبی برای تصمیم گیرندگان و مدیران فرودگاهی، از جمله استاندارد نمودن فعالیتها، آنالیز فعالیتها، شناسایی فعالیتهای دارای ارزش افزوده و بدون ارزش افزوده، تعیین زمان انجام فعالیتها، تعیین منابع و تجهیزات مورد نیاز برای انجام فعالیتها را فراهم نماید.
اهداف پژوهش
هدف اصلی این تحقیق طراحی سیستم بهای تمام شده برمبنای فعالیت در شرکت فرودگاه های کشور می باشد. با توجه به عدم وجود سابقه هزینه یابی در این شرکت، اهداف جزیی دیگری ذیل هدف اصلی به شرح زیر قابل تعریف است.
بررسی و تجزیه و تحلیل سیستمهای موجود طبقه بندی هزینه ها و ثبت اطلاعات مالی و حسابداری در شرکت فرودگاههای کشور و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن.
ارائه مفاهیم نظری در مورد معرفی و شناسایی مبانی روشهای هزینه یابی و خصوصا سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC) و سازمانهایی که این سیستم را برای هزینه یابی و تهیه اطلاعات مورد نیاز بکار گرفته اند.
ارائه یک الگوی کاربردی و عملی مناسب برای شناسایی و طبقه بندی هزینه ها، محاسبه بهای تمام شده خدمات ارائه شده در فرودگاههای کشور
تهیه اطلاعات صحیح و بموقع با هزینه مناسب بر اساس سطوح تصمیم گیری برای مدیران و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات صنعت هوانوردی و فرودگاهی کشور.
بهبود کیفیت تصمیم گیری در حوزه مدیریتی و عملیاتی و کاهش عدم اطمینان در تصمیم گیری ها که عمدتاً ناشی از ضعف اطلاعاتی سیستم های موجود است.
فراهم ساختن زمینه و اطلاعات اولیه برای بکارگیری روشهای مختلف بودجه ریزی و خصوصا بودجه ریزی عملیاتی.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای …

فراهم کردن اطلاعات جانبی جهت شناسایی ظرفیتهای بلااستفاده موجود در فرودگاه ها با توجه به اطلاعاتی که توسط سیستم پیشنهادی تهیه می شود و ارائه اطلاعات مناسب برای کاهش ظرفیتهای بلااستفاده و استفاده بهینه از منابع سازمانی موجود.
فراهم کردن یک مبنا و پایه برای اجرای سیستم بهبود مستمر[۴] از طریق آنالیز اجزا هزینه ای موجود در هر فرودگاه با توجه به نوع خدمات ارائه شده جهت کاهش هزینه ها و افزایش عملکرد مناسب.
سوالات یا فرضیه های پژوهش
با توجه به اینکه پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کاربردی می باشد و نمونه و جامعه آماری منطبق هستند، بنابراین مانند سایر روشهای تحقیق ایجاد فرضیه در این پژوهش کارآیی چندانی نخواهد داشت، اما بطورکلی در رابطه با طراحی و ارائه سیستم پیشنهادی فرضیات زیر را می توان مطرح نمود:
فرضیه اول
در شرکت فرودگاههای کشور تابحال هیچ گونه عملیات هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات فرودگاهی انجام نشده است و حتی در صورت بکارگیری، بیشتر روشها و سیستمهای موجود ناقص بوده و تا حد زیادی باعث غیر واقعی شدن بهای تمام شده خدمات و عدم شناسایی هزینه ها می گردد. بنابراین این سیستم از ابعاد مختلف اطلاعات کافی و مناسب را در اختیار تصمیم گیرندگان داخلی و بیرونی حوزه فرودگاهی قرار نمی دهد. لذا ارائه سیستم مناسب هزینه یابی و بهای تمام شده برای رسیدن به این اهداف ضروری می باشد.
فرضیه دوم
با توجه به اینکه اجرا و بکارگیری سیستمهای بودجه ریزی و خصوصا بودجه ریزی عملیاتی مستلزم دسترسی به اطلاعات صحیح و دقیق سیستم هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات می باشد، بنابراین سیستم موجود هیچگونه اطلاعاتی را برای بودجه ریزی و کنترل بودجه های تخصیص یافته در اختیار مدیران فرودگاهی قرار نمی دهد و از این بابت ارائه سیستم مناسب در این زمینه مهم و ضروری می باشد.
فرضیه سوم
با توجه به اینکه ایجاد زمینه مشارکت بخش خصوصی در رابطه با سرمایه گذاری در صنعت مستلزم دسترسی به اطلاعات دقیق و صحیح هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات می باشد، بنابراین در وضعیت موجود اطلاعات هزینه ای این بخش و خصوصا اطلاعات بهای تمام شده خدمات در آن، شفاف و واضح نمی باشد و از این بابت تصمیم گیری نسبت به سرمایه گذاری در این بخش همراه با تردید می باشد بنابراین ارائه روش و سیستم مناسب برای دستیابی به این هدف ضروری خواهد بود.
فرضیه چهارم
سیستم بهای تمام شده و هزینه یابی موجود اطلاعـــــات لازم را برای ارزیابی عملکرد فرودگاه های مختلف فراهم نمی کند، بنابراین از این بابت دارای ضعف و مشکل می باشد و ارائه روشها و سیستمهای مناسب در این زمینه ضروری می باشد.
فرضیه پنجم
سیستم هزینه یابی موجود هیچ گونه اطلاعاتی در مورد منابع و ظرفیتهای مورد استفاده در فرودگاهها و همچنین ظرفیتهای بلااستفاده[۵] در سیستم فرودگاهی را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نخواهد داد، بنابراین بر این اساس نمی توان نسبت به کاهش ظرفیتهای بلااستفاده تصمیم گیری و اقدام لازم را انجام داد.
تعاریف واژه ها
با توجه به اینکه واژه‌های بکارگرفته شده در ادبیات تحقیق بر حسب موضوع مورد بررسی ممکن است، تفاوتهایی داشته باشد. در این قسمت اصطلاحات بکار گرفته شده در این پژوهش معرفی می گردد.
منابع[۶]: در سیستم ABC منظور از منابع “عناصر اقتصادی” است که برای انجام فعالیت‌ها توسط انسان و یا ماشین مصرف می‌شوند. منابع در واقع هزینه انجام فعالیت ها است که با جریان یافتن در داخل فعالیت‌ها، موجب انجام کارها می‌شوند.
محرکهای منابع[۷]: محرکهای منابع، موجب ایجاد ارتباط بین منابع مصرف شده و فعالیت‌های انجام گرفته با توجه به مبنا های تسهیم فعالیتها می شوند.
فعالیت[۸]: در سیستم ABC، منظور از فعالیت، یک واحد کار انجام شده در سازمان است که توسط نیروی انسانی، دستگاهها و یا هردو انجام می‌شود. فعالیت، عنصر اساسی در سیستم ABC است. چون پس از تخصیص هزینه‌ها از عناصر اقتصادی (منابع) به آنها، این هزینه‌ها به هدف هزینه‌ (خدمات ارائه شده) تخصیص می یابد.
محرک فعالیت[۹]: محرک فعالیت نشان دهنده میزان استفاده هدف هزینه از فعالیت‌ها است. محرک فعالیت با استفاده از مبناهای مناسب، میزان فعالیت استفاده شده جهت انجام کارها را به هدف هزینه تخصیص می‌دهد.
هدف هزینه[۱۰]: در سیستم ABC هدف هزینه منشاء و دلیل اصلی انجام فعالیت‌ها می‌باشد و باعث به جریان ‌افتادن منابع در چرخه سیستم ABC می‌شود. هدف هزینه در حوزه فرودگاهی می تواند ارائه خدمات ناوبری هوایی به هواپیماها، خدمات نشست و برخاست هواپیما، روشنایی سطوح پروازی، پارکینگ هواپیما و … باشد.
محرک هزینه[۱۱]: فاکتورهای علّی هستند که تعیین کننده میزان کار و تلاش مورد نیاز و عناصر اقتصادی برای انجام یک فعالیت می‌باشند. یک فعالیت بسته به نوع آن، ممکن است دارای چند محرک هزینه باشد.
مرکز فعالیت[۱۲]: در سیستم ABC جهت کنترل و طبقه‌بندی فعالیت‌ها، فعالیت‌های مرتبط به هم که دارای هدف هزینه، سطح هزینه و محرک هزینه مشترک باشند در داخل یک مرکز فعالیت، که نشان‌دهنده عملکرد آن فعالیت باشد، طبقه‌بندی می‌شود. هر مرکز فعالیت معمولاً از چند عنصر فعالیت تشکیل می شود.
عنصر فعالیت[۱۳]: کوچکترین جزء تشکیل‌دهنده یک فعالیت است که برای انجام کار توسط نیروی انسانی، دستگاه و یا هردو بکار گرفته می‌شود.
حوزه هزینه[۱۴]: منظور از حوزه هزینه هزینه‌های تشکیل ‌دهنده مراکز فعالیت است. هر حوزه هزینه از تعدادی عناصر هزینه تشکیل شده است.
تجزیه و تحلیل فعالیت[۱۵]: منظور از تجزیه و تحلیل فعالیت، واکاوی فعالیت‌ها جهت کسب اطلاعات در مورد نوع فعالیت، سطح فعالیت، هدف از انجام فعالیت، چگونگی انجام فعالیت و تأثیر آن در هدف هزینه ها می‌باشد.
ارزیابی عملکرد[۱۶]: شاخصی است که نشان‌ دهنده کار انجام شده و نتیجه بدست آمده از یک فعالیت است. اندازه‌گیری عملکرد، معمولاً با توجه به نتیجه‌ای که از انجام فعالیت حاصل شده است، محاسبه می شود. بعنوان مثال، بهای تمام شده ارائه یک واحد درسی در یک دانشکده با واحد درسی مشابه در دانشکده دیگر به عنوان معیار سنجش کارآیی خدمات ارائه شده مطرح می باشد. شاخص اندازه‌گیری عملکرد می‌تواند شاخص مالی(مانند هزینه انجام فعالیت، میزان منابع مصرف شده) و یا شاخص غیرمالی (مانند زمان انجام خدمات یا میزان رضایتمندی گیرندگان خدمت) باشد.
مدیریت بر مبنای فعالیت[۱۷]: استفاده از ابزارها ومکانیزمهای لازم برای کنترل و اداره کردن عملیات سازمان ازطریق کنترل فعالیتها و هزینه ها.
بودجه بندی بر مبنای فعالیت[۱۸]: بودجه بندی برای تعیین منابع مورد نیاز سازمانی بر اساس حجم ونوع فعالیتهای مورد نیاز برای دستیابی به هدف هزینه و یا خروجیهای تعیین شده برای هر سازمان.
هزینه یابی[۱۹]: عبارت است کلیه روشها و ابزارهایی که برای کشف و شناسایی هزینه ها در هر سازمانی بکار گرفته می شود.
خلاصه فصل
در این فصل با هدف معرفی کلیات موضوع تحقیق، ابتدا با ذکر مقدمه در رابطه با لزوم استفاده و بکارگیری سیستمهای محاسبه بهای تمام شده خدمات، موضوع پژوهش، اهمیت آن، تناقضات اجرا و بکارگیری سیستم پیشنهادی و ارائه راه حلهای موثر جهت رفع مشکلات مطرح گردید. سپس فواید ناشی از بکارگیری سیستم پیشنهادی ذکر شد. با توجه به انتظارات ناشی از بکارگیری روش مطرح شده، اهداف مورد انتظار بکارگیری و اجرای این سیستم تشریح گردید. از آنجا که هر تحقیق بر مبنای فرضیات و سئوالات پیش آمده در رابطه با موضوع پیشنهادی شکل می گیرد، بنابراین فرضیات این تحقیق مطرح گردید تا نتایج حاصل از بکارگیری سیستم پیشنهادی در راستای جوابگویی به سئوالات تحقیق باشد. با توجه به اینکه اجرا و بکارگیری هر تحقیق با یکسری محدودیتها و موانع مواجه خواهد گشت بنابراین محدودیتهای احتمالی که این تحقیق در هنگام اجرا با آن مواجه خواهیم شد در دو بخش اساسی مطرح گردید. در نهایت اهمیت موضوع مورد مطالعه با توجه به استفاده کنندگان مختلف مطرح شد.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه تحقیق
مقدمه
همزمان با رشد و تغییرات سریع تکنولوژی، خصوصا از آغاز دهه ۱۹۸۰ به بعد سازمانها با چالشها و تحولات زیادی مواجه شدند، بطوریکه این تغییرات روز به روز شدیدتر خواهد شد، در این میان درک صحیح این تحولات و فراهم ساختن زمینه برای استفاده از این موقعیتها اهمیت زیادی دارد. در چنین شرایطی سازمانها باید با داشتن یک بینش وسیع و اتخاذ استراتژی های مناسب، تدابیر و مقدمات مورد نیاز را جهت استفاده از این موقعیتها فراهم کنند. یکی از زمینه های استفاده از این موقعیت، شناخت خصوصیات سیستم مورد نیاز هر سازمان و بکارگیری روشهای مناسب برای دستیابی به این اهداف می باشد. سیستمهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده بدلیل اطلاعات مهمی که در تصمیم گیریهای مدیریت از ابعاد مختلف فراهم می کنند، دارای جایگاه خاصی می باشند. بطوریکه روز بروز بر اهمیت آنها افزوده می گردد. سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت یکی از سیستم های جدید هزینه یابی است که می تواند بصورت جداگانه و یا همراه با سایر سیستم های هزینه یابی بکار گرفته شود. یکی از ویژگیهای مهم ABC که آن را از سیستمهای سنتی متمایز می سازد، تفکیک و گروه بندی هر سازمان بر اساس مراکز فعالیت و شناسایی هزینه ها بر اساس این مراکز می باشد تا با بکارگیری مبناهای تسهیم هزینه، هزینه های هر مرکز فعالیت را در محاسبه بهای تمام شده منظور نماید. این سیستم، در مقایسه با سیستمهای هزینه یابی سنتی بدلیل استفاده از مکانیزمهای موثر در هزینه یابی و بکارگیری مبناهای تسهیم هزینه متناسب با هر فعالیت، براحتی قادر به محاسبه و سنجش تاثیر روشهای نوین در محاسبه بهای تمام شده خدمات می باشد.
مکانیزم عملکرد سیستم ABC

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تحقیق دانشگاهی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

در سیستم های هزینه یابی سنتی، عموماً از طریق ایجاد مراکز هزینه، کلیه هزینه های بخشهای مختلف هر سازمان جمع آوری شده و بر حجم خدمات ارائه شده تقسیم می گردد تا از این طریق بهای تمام شده خدمات، تعیین شود. در این سیستمها معمولاً هیچگونه ارتباط منطقی و علت و معلولی بین فعالیتهای لازم برای خدمات ارائه شده و میزان استفاده از منابع وجود ندارد. در نتیجه بهای تمام شده خدمات منعکس کننده فعالیت ها و ارزش منابع بکار گرفته شده نمی باشد. اما سیستم ABC این مشکل را بوسیله مرتبط کردن هزینه های سازمانی با هزینه های فعالیتهای عملیاتی مرتفع می سازد. برای این منظور این سیستم ۴ مکانیزم عمده و اساسی را در نظر می گیرد.
از نظر عملی، سیستم ABC روابط علّی بین ایجاد هزینه ها و فعالیتهای لازم جهت ارائه خدماتی که برای سازمان ارزش اقتصادی ایجاد می کنند را مشخص می سازد. این سیستم از این باور سرچشمه می گیرد که خدمات، فعالیتها را مصرف می کنند و فعالیتها منابع را. در این روش ابتدا هزینه ها به فعالیتها تخصیص می یابد و سپس هزینه های تخصیص یافته به فعالیتها، بر مبنای استفاده هر یک از خدمات از فعالیتها، به آنها تخصیص داده می شود (شکل شماره۲- ۱). در واقع هزینه یابی بر مبنای فعالیت شیوه ای است که بر اساس آن، هزینه خدمات و یا محصولات به عنوان جمع هزینه فعالیتهایی که به خاطر ارائه آنها انجام می شود، بدست می آید.
تخصیص هزینه ها به هدف هزینه
تعیین مبنای هزینه
مراکز فعالیت
هزینه‎ها
مرحله دوم تخصیص
مرحله اول تخصیص
منابع
فعالیتها
شکل شماره (۲-۱) مکانیزم اجرائی سیستم ABC
منبع: (Turney, P ”Activity Based Costing” Kogan Page, 1997)
از نظر فرآیندی در سیستم ABC، طرحریزی هزینه ها با تاکید بر فرآیند مستمر بهسازی است. در این روش بر شناسایی فعالیتهای دارای ارزش افزوده و فعالیتهای بدون ارزش تأکید می شود و برای حذف فعالیتهای بدون ارزش افزوده تلاش می شود. به بیان دیگر روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت را می توان برای شناسایی و حذف فعالیتهایی بکار برد که باعث افزایش هزینه ها می شوند، بدون آنکه ارزش افزوده ای را برای دریافت کنندگان خدمات ایجاد کنند. هزینه های بدون ارزش افزوده، هزینه آن گروه از فعالیتهایی است که می توان آنها را حذف کرد بطوریکه کاهشی در کیفیت خدمت، عملکرد و یا ارزش آنها رخ ندهد. با بکارگیری این دیدگاه سیستم ABC، می توان به کاهش هزینه ها، از طریق حذف فعالیتهای اضافی و غیر سودمند و یافتن روشهای جدید و اقتصادی برای انجام فعالیتهای دارای ارزش افزوده دست یافت.
از نظر مفهومی در سیستم ABC، علاوه بر اینکه هزینه های مستقیم (تجهیزات مصرفی و هزینه نیروی انسانی) را به فعالیت مربوط به خود تخصیص می دهد، دقت در تخصیص هزینه های غیرمستقیم (هزینه های سربار) را افزایش می دهد. بدین ترتیب روش هزینه یابی بر مبنای فعالیت، باعث شده است بسیاری از هزینه ها که تا کنون قابل شناسایی نبوده اند، اکنون با فعالیتها قابل ردیابی باشند. چون برخلاف هزینه مواد مصرفی مستقیم و حقوق مستقیم که می توان آنها را مستقیماً با یک فعالیت خاص ردیابی کرد، هزینه های سربار یا هزینه های غیر مستقیم به طور وضوح قابل ردیابی بر حسب هر یک از خدمات نمی باشد و باید به خدمات ارائه شده تخصیص داده شوند. از طرفی، تخصیص هزینه ها به هر شکل و ترتیبی که انجام گیرد، تا حدودی اختیاری و قضاوتی است. اما واقعیت این است که در پاره ای از اوقات، درجه اختیاری بودن تخصیص هزینه ها چنان زیاد است که اتکاء به نتایج بدست آمده ممکن است باعث گمراهی و تصمیم گیری غلط شود. اما در سیستمABC بدلیل اینکه از مبناهای مناسبی در تسهیم هزینه ها استفاده می کند، دقت در تخصیص هزینه ها و قابلیت اتکاء به نتایج بدست آمده را به منظور قضاوت و تصمیم گیری افزایش می دهد.
از نظر تخصیص هزینه ها، در سیستم های سنتی هزینه ها ازحوزه های هزینه بر اساس یکی از مبناهای تعیین شده (عمدتاً ساعات کار مستقیم) که اصطلاحاً مبنای جذب سربار نامیده می شود، به خدمات و محصولات تخصیص می یابد. اما در سیستم ABC، فعالیتها به عنوان موضوعات جدید هزینه، شناسایی می شوند و هزینه های سربار بر اساس مبناهای تعیین شده که اصطلاحاً محرک هزینه نامیده می شود به فعالیتها تخصیص می یابند، سپس فعالیتها به عنوان حوزه های هزینه تلقی شده و هزینه های تخصیص یافته به آنها (حوزه های هزینه) به هدف نهایی هزینه (خدمات فرودگاهی) تخصیص داده می شود.
سیستمهای هزینه یابی سنتی و نارسائیها ی آن
با توجه به افزایش رقابت جهانی در دهه های اخیر و لزوم دسترسی به اطلاعات صحیح بهای تمام شده خدمات در تصمیم گیری های مدیریت، بیشتر صاحبنظران حسابداری و مدیریت و همچنین مدیران سازمانها به این نتیجه رسیدند که بکارگیری و استفاده از سیستمهای حسابداری سنتی جوابگوی اطلاعات مورد نیاز آنها نمی باشد. مشکل و انتقاد اصلی صاحبنظران این بود که اطلاعاتی که توسط سیستمهای هزینه یابی سنتی ارائه می شود، اطلاعات دقیقی را در رابطه با ساختار و ترکیب هزینه ها و همچنین بهای تمام شده خدمات در اختیار تصمیم گیرندگان قرار نمی دهد وحتی با ارائه اطلاعات غلط باعث گمراهی مدیران در تصمیم گیری ها می گردد. برای بررسی و چگونگی عملکرد سیستمهای هزینه یابی سنتی، فاستر(FosteR, G) در سال ۱۹۹۱ تحقیقی را در بین مدیران مالی چندین سازمان بزرگ در آمریکا انجام داد. نتیجه این مطالعه نشان داد که سیستم های سنتی قادر به فراهم کردن اطلاعات مناسب برا ی تصمیم گیری مدیران نمی باشند. طبق نتایج حاصل از این تحقیق، ۵۱% از مدیران سازمانهای تحت بررسی معتقد بودند، سیستم های سنتی اطلاعات کافی را برای هزینه یابی و قیمت گذاری خدمات فراهم نمی کند. ۴۵% آنها عنوان کردند اطلاعات فراهم شده توسط این سیستم ها، اطلاعات دقیق و واقعی نیست و در تصمیم گیری ها نمی تواند به آنها اعتماد کرد. ۳۵% مدیران، سیستم های سنتی را برای سنجش عملکرد کارکنان مناسب نمی دانستند. ۳۴% درصد ذکر کرده بودند که سیستم های سنتی بدلیل عدم سنجش عملکرد کارکنان، باعث ایجاد نارضایتی در بین آنها شده است. ۲۷% از مدیران معتقد بودند که اطلاعات تهیه شده برای تجزیه و تحلیل رقابت کافی و مناسب نمی باشد و۱۱% نیز معتقد بودند که این سیستم ها با استراتژی سازمانها تطابق ندارد (Adler, R,1998).
بررسی وضعیت موجود مدیریت هزینه و سیستم هزینه یابی فرودگاه مهرآباد نشان می دهد که این سیستم اطلاعات کافی و مورد نیاز را برای تصمیم گیری های مدیریتی فراهم نمی کند، چون مدیران مالی و حسابداری این سیستم که به عنوان معماران مدیریت هزینه محسوب می شوند، معمولا با تاکید بر دفاتر مالی و حسابداری که عمدتا برای گزارشگری و پاسخگوییهای برون سازمانی تهیه شده است، تاکید دارند و آن را به عنوان یک منبع برای فراهم کردن اطلاعات مورد نیاز سیستم حسابداری مدیریت مطرح می نمایند، در حالیکه تصمیم گیری سازمانی و اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری ها به گزارشگریهای داخلی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مالی متکی می باشد. ولی سیستم موجود در فرودگاه مهرآباد این اطلاعات را فراهم نمی کند. علاوه بر این کنترل عملیات مالی و بودجه ای در فرودگاهها معمولا از ردیفها و برنامه هایی که بودجه از طریق آن تخصیص داده شده است انجام می شوند در حالیکه عملکردهای مالی از طریق مقایسه هزینه های واقعی با هزینه های بودجه شده و از طریق ریز فعالیتها سنجیده می شوند. این موضوع خصوصا در بخشهای فرودگاهی باعث می گردد تا مدیران فرودگاهها درک و دانش صحیح و کامل از هزینه هایی که برای ارائه خدمات در فرودگاهها در بخشها و مراکز هزینه مختلف می کنند، نداشته باشند.
از دیدگاه کلی مهمترین دلایل نارسایی، سیستم های سنتی بشرح زیر است:
۱- عدم توانایی در ارائه اطلاعات بهای تمام شده، خصوصا سازمانهایی که دارای خروجیها و خدمات متنوع و گوناگونی می باشند. از آنجا که سیستمهای سنتی خصوصیات خاص فعالیتهای مورد نیاز را برای ارائه هر کدام از خروجیهای سیستم مورد بررسی در نظر نمی گیرند، بنابراین باعث تخصیص نادرست هزینه های جمع آوری شده از حوزه های هزینه مشترک و نهایتا عدم محاسبه دقیق قیمت تمام شده خدمات می گردد.
۲- عدم تفکیک حوزه هزینه های غیر مشابه. سیستم های سنتی بدلیل نارساییهایی آن معمولا برای جمع آوری هزینه ها (هزینه های نیروی انسانی و سربار)، مراکز هزینه را از یکدیگر تفکیک نمی کنند و عمدتا از مراکز هزینه مشترک، استفاده می کنند. این مسئله باعث می شود تا تخصیص هزینه های مشترک جمع آوری شده بصورت غیر واقعی و نادرست انجام شود.
۳- استفاده از مبنای مشترک و واحد برای تخصیص هزینه ها. با توجه به اینکه تفکیک مراکز هزینه در سیستمهای سنتی اهمیتی ندارد و در بعضی از مواقع بدلیل ماهیت خاص این سیستمها امکان پذیر نمی باشد، بنابراین این سیستمها معمولاً از یک مبنای تسهیم، برای تخصیص هزینه های گوناگون استفاده می کنند. از جمله این مبناها استفاده از ساعات کار مستقیم نیروی انسانی است. با توجه به ساختار هزینه ها در ستاد و سهم عمده ای که هزینه حقوق و دستمزد به خود اختصاص داده است تسهیم این هزینه تنها به اتکاء یک یا چند محرک هزینه و بدون توجه به ماهیت متفاوت، متنوع و پیچیده فعالیت های انجام شده در شرکت بطور واقعی انجام نمی شود.
۴- عدم توجه به تمامی هزینه های سازمانی در محاسبه بهای تمام شده خدمات و شناسایی هزینه ها. سیستم های سنتی هزینه های موجود در سازمان را عمدتاً به دو گروه هزینه های مستقیم و هزینه های دوره ای تقسیم می کنند، و فقط هزینه های مستقیم را در محاسبه بهای تمام شده منظورمی کند. اما در بیشتر تصمیم گیری های مدیریتی و تحلیل هزینه ها بایستی هر دو گروه در نظر گرفته شود. بنابراین با اتکاء به روشهای سنتی امکان تجزیه و تحلیل بیشتر در مورد روشهای کاهش هزینه ها، بهبود فعالیتها و … امکان پذیر نمی باشد.
۵-سیستم های سنتی، نتایج مثبت و مزایای بدست آمده از بهبود روشها در فرآیندهای کاری و عملیاتی را به عنوان صرفه جویی در عملکرد نیروی انسانی محسوب می کنند. بنابراین بهبود عملکردها را در فرآیندهای عملیاتی را نشان نمی دهند.
۶- سیستم های هزینه یابی سنتی، اطلاعات واقعی را از فرآیند عملیات و هزینه ها نشان نمی دهند. این سیستمها فقط هزینه هایی که براحتی قابل شناسایی هستند را در محاسبه بهای تمام شده در نظر می گیرند و در شناسایی هزینه های غیر مستقیم (هزینه های مخفی) و محاسبه آن در بهای تمام شده خدمات تا حد زیادی ناتوان می باشند(Hilton, Maher & Selt,2000).
خصوصیات و تفاوتهای سیستمهای هزینه یابی در شرکت فرودگاهها با سایر بخشها
اگرچه اصول و مبانی کلی سیستمهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات بر حسب بخشهای مختلف تولیدی و خدماتی مشترک می باشد، اما از نظر عناصر تشکیل دهنده، ماهیت فعالیتها، ماهیت هزینه ها، رفتار هزینه ها، منابع مصرفی و درصد تشکیل دهنده هر کدام از اجزا هزینه ای تفاوتهای محسوسی در بین این بخشها وجود دارد که در نظر گرفتن آنها جهت طراحی و بکارگیری سیستم مطلوب هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده امری ضروری محسوب می شود. برای این منظور با توجه به اینکه سیستم پیشنهادی در صنعت فرودگاهی استفاده می شود. بنابراین بطور مختصر خصوصیات و ویژگیهای بکارگیری و استفاده از سیستمهای هزینه یابی در این بخش مطرح می گردد:
عناصر اساسی و اجزا تشکیل دهنده سیستم هزینه یابی در ستاد شرکت فرودگاههای کشور نسبت به سایر موسسات تولیدی و خدماتی تفاوت موثری دارند. در این بخش عناصر اساسی و مولفه های بهای تمام شده، هزینه حقوق و دستمزد، هزینه کارکنان، هزینه ملزومات و منابع مصرفی و استهلاک دارائیهای ثابت از جمله ساختمانهای اداری و عملیاتی، ایستگاهها، تجهیزات و تاسیسات ناوبری و فرودگاهی می باشند. بنابراین انگیزه های روحی و معنوی نسبت به انگیزه های مادی نمود بیشتری خواهند داشت. از آنجا که انگیزه های معنوی و روحی قابل تبدیل به معیارهای کمّی نمی باشند. بنابراین نمی توان یک ارتباط منطقی و علّی بین منابع مالی پرداخت شده به کارکنان و نتایج حاصل از آن ایجاد نمود.
سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس سیستم پاسخ گویی است تا در جهت مدیریت موثر و کارآمد. این موضوع بیشتر به این دلیل است که اجزا و عناصر تشکیل دهنده سیستم فرودگاهی با سایر سیستمها تفاوت اساسی دارند. به عنوان مثال هزینه های حقوق و دستمزد پرداخت شده به مدیران و کارکنان شرکت بابت ترکیبی از فعالیت های پشتیبانی، خدماتی و اداری تشکیلاتی است که بخشی از آنها ممکن است مربوط به فعالیتهای عملیاتی در فرودگاهها باشد و بخشی فعالیتهای غیر عملیاتی.
سیستمهای حسابداری و مالی موجود در فرودگاههای کشور عمدتا بر اساس تبعیت از نظام بودجه ریزی شرکت تهیه و طراحی شده است. در این سیستم بودجه ها در قالب برنامه و ردیفهای متعددی به فرودگاهها تخصیص می یابد که برای بیشتر این برنامه ها خروجیهای قابل سنجش و اهداف کمّی قابل دسترس مشخص نمی گردد. از طرفی سیستم افزایش بودجه در دوره های آینده نیز با توجه به ضریب افزایش قیمتها (بودجه ریزی سنتی) می باشد. نتیجه اینکه این مسائل موجب پیچیده شدن نظام بودجه ریزی و سیستم حسابداری و مالی در بین فرودگاهها می گردد.
در فرودگاههای بزرگ که حجم عملیات مالی و حسابداری آنها بسیار زیاد می باشد، سیستم حسابداری گزارشات حجیم و متعددی را برای مدیران تهیه و آماده می کند که این اطلاعات صرفا برای عده کمی از مدیران بخشها قابل فهم و بکارگیری خواهد بود اما برای بیشتر مدیران صنعت فرودگاهی خصوصا مدیرانی که با مفاهیم هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات آشنایی کافی ندارند، معنا و مفهوم زیادی ندارد.
اهداف و خروجیهای سیستم فرودگاه نسبت به سایر سازمانهای تولیدی و یا بعضی از سازمانهای خدماتی براحتی از یکدیگر قابل سنجش و تفکیک نمی باشد. این موضوع بیشتر به این دلیل است که معیارهای کمّی قابل ملاحظه ای جهت سنجش دقیق فعالیت های غیر عملیاتی مانند تحقیقات، آموزش و خدمات مشاوره ای وجود ندارد. به عنوان مثال بخشهایی که هم فعالیتهای عملیاتی دارند و هم فعالیتهای اداری و تشکیلاتی، با توجه به اینکه برنامه ریزی، نظارت، ارزیابی عملکرد، بودجه ریزی و … می تواند تاثیر زیادی بر کیفیت خدمات فرودگاهی داشته باشد، بنابراین این تفاوت بین فعالیتهای پشتیبانی عملیات و اداری تشکیلاتی در بازدهی فعالیتهای فرودگاهی قابل تفکیک نمی باشد. اما شکی نیست که این موضوع می تواند بر کیفیت خدمات ارائه شده در فرودگاهها موثر باشد.
شناخت و برآورد حجم و میزان ورودیها در سیستم فرودگاهی با خروجیهای آن زیاد ملموس و واضح نمی باشد که این موضوع عملیات هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات را با ابهام مواجه می کند. به عنوان مثال اداره کنترل فضای کشور همزمان به پروازهای داخلی و پروازهای بین المللی خدمات ناوبری ارائه می کند. درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای بین المللی در ستاد شرکت و درآمد حاصل از ارائه خدمات ناوبری به پروازهای داخلی در فرودگاه مقصد شناسایی و ثبت می گردد. اما کل هزینه ارائه خدمات ناوبری در مرکز هزینه اداره کنترل فضای کشور ثبت می شود. این موضوع باعث کاهش هزینه در فرودگاه ها و افزایش هزینه در مرکز کنترل می شود. اما این هزینه ها در سیستم حسابداری از یکدیگر تفکیک نشده و یا تفکیک آنها از یکدیگر براحتی امکان پذیر نمی باشد.
منابع و ظرفیتهای بلااستفاده در ستاد و فرودگاههای کشور براحتی قابل سنجش و برآورد نمی باشد. به عنوان مثال ممکن است که بطور کامل از ساعات کار موظف کارکنان استفاده نگردد و یا اینکه از تمامی ظرفیت پذیرش و اعزام پرواز، مسافر و بار در فرودگاههای کشور بدلایل مختلف استفاده نشود. با توجه به اینکه سیستم مالی و حسابداری بخشهای دولتی و فرودگاههای کشور هزینه های مختلف فرودگاهی را بر اساس بودجه های تخصیص داده شده به آنها هزینه می کنند و از طرفی بدلیل ماهیت غلط بودجه ریزی سنتی مورد استفاده، کل بودجه های تخصیص داده شده به هر کدام از این فرودگاهها باید هزینه گردد (یا به عبارتی جمع تراز ریالی دفاتر حسابداری در ستاد و فرودگاهها در پایان دوره می بایست با بودجه های تخصیص داده شده برابر باشد) این مسئله موجب می شود علاوه بر هزینه شدن تمامی بودجه های تخصیصی، کارآیی سیستم مالی و حسابداری و همچنین عملکرد فرودگاهها قابل سنجش و برآورد نباشد که نهایتا این موضوع منجر به عدم ارائه اطلاعات مورد نیاز برای کنترل هزینه ها در سیستم مالی و حسابداری فرودگاههای کشور می گردد.
ساختار و ترکیب هزینه های فرودگاهی از بخشهای تولیدی و سایر بخشهای خدماتی متفاوت می باشد. در بخشهای تولیدی حجم عمده هزینه ها و بهای تمام شده محصولات مربوط به هزینه های مواد مصرفی مستقیم است و در بعضی از موارد حجم هزینه های نیروی انسانی بسیار پایین می باشد، اما در سیستم فرودگاهی حجم عمده هزینه ها مربوط به هزینه های حقوق و دستمزد کارکنان است. از طرفی رفتار هزینه ها (هزینه های ثابت و متغیر) نیز در این دو بخش متفاوت می باشد. هزینه های خرید و نصب تجهیزات و ماشین آلات (هزینه های ثابت و هزینه های خرید کالاهای سرمایه ای) در بخشهای تولیدی بسیار زیاد می باشد و در بعضی مواقع تا بیش از۵۰% هزینه های تولید محصول و هزینه های دوره را تشکیل می دهند اما در صنعت فرودگاهی عمده هزینه ها مربوط به هزینه های متغیر و هزینه های نیروی انسانی می باشد و هزینه های استهلاک کالاهای سرمایه ای نسبت به سایر هزینه ها درصد کمتری از هزینه ها را به خود اختصاص می دهد.
با توجه به ویژگیها و خصوصیات و همچنین نقاط ضعف سیستمهای هزینه یابی سنتی و از طرفی سیستم مالی و حسابداری شرکت فرودگاههای کشور در ستاد و فرودگاهها، لزوم توجه، بکارگیری و استفاده از سیستمهایی که بتواند نقاط ضعف و نارساییهای فوق را رفع کند، امری ضروری و اساسی محسوب می گردد. برای این منظور دسترسی به روشهای نوین مدیریت هزینه به عنوان یک موضوع اساسی مطرح است و سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت با توجه به مکانیزمها و ابزارهایی که از ابعاد مختلف در دسترس مدیران قرار می دهد، در این زمینه می تواند بسیار مفید باشد.
سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت (ABC)

سیس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.