Posts

روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۸

علامه در ذیل این آیه بیا ن میداردکه،حالکسی که در انفاقش ریا میکند،مانند سنگ صافی است،که مختصر خاکی روی آن با شد،که به وسیله آن تزیین شده باشد،و همین که باران تندی بر آن ببارد،این بارانی که مایع سرسبزی خاک است،روی آن اثر ندارد، آن یک کم خاک به وسیله باران شسته میشود، وفقط سنگ صاف می ماند،و هرچندکه باران از اسباب رشد ونمو است، وخاک هم سبب دیگری، اما وقتی محل این آب وخاک سنگ باشد عمل این دو سبب نیز باطل می شود.[۲۰۷]
طریحی این حدیث رابراساس جناس لفظ واژه“صَلْداً درآیه و الصَّلْدِ“درحدیث بیان کرده است،تشبیه آورده شده برای بیان ایمان مومن که در راسخ بودن هم چون سنگ سختی است، که هیچ عمل باطلی در آن اثر نکرده، که باعث تزلزل آن شود،و ایمان وی را کاهش دهد،آب وباران که از اسباب حیاتند،در این سنگ بی اثر است، با این تفاوت که در این حدیث امور نفوذ کننده، اسبابی غیر حق و باطل هستند،و ایمان مومن هم چون سنگ سخت وصاف در برابرهر سببی که بخواهد در ایمان وی اثر کند، بی تاثیر است.
۲-۲-۱۴-صید
درباب دال مولف بیان کرده است،که واژه صید به معنای شکاری است،که از آن کسی نباشد،وخوردنش حلال باشد.[۲۰۸] آیهی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از:« أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَهِ وَحُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماًوَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ»(مائده/۹۶)«شکار دریایى و خوردن آن به جهت بهره‏مند شدنتان از آن، بر شماو مسافران حلال شده است، و شکار صحرایى تا هنگامى که در احرام هستید،بر شما حرام شده، از خداوندى که به نزد او گرد آورده مى‏شوید، بترسید.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده، عبارت است از: قَالَ یَا مُحَمَّدُ ادْنُ مِنْ صَادٍ فَاغْسِلْ مَسَاجِدَکَ وَ طَهِّرْهَا وَ صَلِّ لِرَبِّکَ.[۲۰۹] اى محمّد نزدیک صاد شو و مساجد (مواضعى که در سجودروى زمین قرار مى‏گیرد.) خود را بشوى، و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز کن.
راغب در مفردات،بر این نظر است که “الصیدان” به معنای دیگ های سنگی است، وهم چنین بیان داشته که، آن را صاد نیز گویند.[۲۱۰]
طریحی این حدیث را براساس جناس لفظ، واژه صید درآیه و صاد،در حدیث بیان کرده است، وحدیث ارتباطی به آیه ندارد،چرا که صید درآیه به معنای شکارو صاد درحدیث به معنای چشمه است.
۲-۲-۱۵-بتر
مولف براین باوراست،که واژه بتربه معنای قطع ازخیراست.[۲۱۱] آیهی آورده شده، در ذیل این واژه عبارت است از: «إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَر»(کوثر/۳)« بی گمان دشمن و خصم تو ابتر و بدون عقب خواهد بود.»
حدیثی که، طریحی در ذیل واژه بیان داشته است، عبارت است از:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یَقُولُ‏ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا یَدَّعِیهِ غَیْرُ صَاحِبِهِ إِلَّا بَتَرَ اللَّهُ عُمُرَه‏.[۲۱۲] امام صادق (علیه السلام) می فرمود: این امر (امامت) را غیر صاحبش ادعا نکند، جز اینکه خدا عمرش را قطع کند.
مولف معجم مقاییس اللغه بیان کرده،که بتر به معنای قطع شدن قبل از تمام شدن است.[۲۱۳] درتفسیر مجمع البیان مولف براین نظراست،که دشمن تو که واصل بن وائل است منقطع از خیر است.[۲۱۴]
علامه بیان می دارد،که ابتر در آیه به معنای اجاق کور است.[۲۱۵] راغب در مفردات بیان داشته است،که بتر مانند کلمه بتک به معنای بریدن و قطع کردن است، بااین تفاوت که کلمه بتردرمورد بریدن دم بکارمیرود، و سپس به کسانی که فرزندی از آنان باقی نمی- ماند، و کلمه ابتربه معنای کسی است،که یاد خیر از وی منقطع است.[۲۱۶]
این حدیث براساس جناس لفظ واژهابتر،درآیه و بتردرحدیث بیان شدهاست، وشخصی که ادعای امامت کند، خداوند وی را مورد بتر قرار میدهد، و عمرش را قطع می کند؛یعنی عمرش را کوتاه میکند، و ازجهتی دیگر نیز میتوان گفت، شحصی که خدا عمرش را کوتاه کند، در واقع خیری را از وی را قطع کرده است،چرا که یکی از نعمت های خیری که خداوند به انسان می دهد،عمر طولانی است.
۲-۲-۱۶-تبر
مولف در باب راء،کلمه تبر را به معنای هلاکت معنا کرده است. [۲۱۷] آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از: « إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِیهِ وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ »(اعراف /۱۳۹)«آنچه اینان در آنند، نابود شونده، و کارى که مى‏کنند، باطل است.»
حدیثی که ذیل آیهی بالا آمده، عبارت است از:مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ بَعْضِ‏أَصْحَابِنَا أَنَّهُ قَالَ‏ لَیْسَ فِی التِّبْرِ زَکَاهٌ إِنَّمَا هِیَ عَلَى الدَّنَانِیرِ وَ الدَّرَاهِم[۲۱۸].‏
طریحی بیان می دارد،که تبر در حدیث به معنای طلای غیرضرب شده، است.[۲۱۹]
در آیه تبر به معنای هلاکت است، اما طریحی این حدیث را بر اساس جناس لفظ واژه “مُتَبَّرٌ درآیه و التِّبْرِ در حدیث” بیان داشته است، وتبردرحدیث به معنای طلا از سکه و درهم است.
۲-۲-۱۷-خرر
واژه خررکه، مولف براین باور است،به معنای سقوط کردن است.[۲۲۰] آیهای که در این قسمت بیان شده، عبارت است از: «وَ الَّذِینَ إِذا ذُکِّرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْها صُمًّا وَ عُمْیاناً»(فرقان /۷۳)« وکسانى که چون به آیه‏هاى پروردگارشان اندرزشان دهند،کر و کور بر آن ننگرند».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده،عبارت است از:عَنْ زِیَادِ بْنِ أَبِی رَجَاءٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ‏ مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اللَّهُ أَعْلَمُ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَنْتَزِعُ الْآیَهَ مِنَ الْقُرْآنِ یَخِرُّ فِیهَا أَبْعَدَ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض‏[۲۲۱].– ابو جعفر باقر (علیه السلام) گفت: آنچه را مى‏دانید،پاسخ بدهید،و آنچه را نمى‏دانیدپاسخ مدهید، بگویید:خدا داناتر است؛ مبلّغ دین یک آیه از قرآن مى‏رباید، تا مدعاى خود را به کرسى بنشاند، اما تا آن حد از جاده حقیقت منحرف مى‏شود، که گویا از آسمان به زمین سقوط کرده است.
مولف در معجم مقایس اللغه براین باور است،که خرر به معنای اضطراب وسقوط همراه با صوت بیان است.[۲۲۲]
علامه بیان داشته است،که خرور بر زمین،به معنای سقوط بر زمین است، و در تفسیر آیهآورده،که کنایه است، از ملازمت گرفتن چیزی به این صورت که، روی آن بیفتند و آیات الهی رابا تفکر و بصیرت و از روی عقل آن را می پذیرند،نه کورکورانه و بدون تفکر.[۲۲۳]
این حدیث که بر اساس جناس لفظ “واژه یَخِرُّوا “و یَخِرُّ “بیان شده است،کسانی را که برای تثبیت جایگاه وموقعیت خود، نظرات وادعاهای خود را به قرآن تحمیل می کنند؛ به کسی که از آسمان به زمین سقوط کند، تشبیه کرده، و از آنجا که فاصله آسمان وزمین خیلی زیاد است، خواسته است دوری این افراد از معارف قرآنی رابه تصویر بکشد،و هم چنین تفاوت اشخاصی که، آیات الهی را کور کورانه نمی پذیرند، با این افراد رابیان دارد، که این افراد آیات را بدون تفکر وتعقل پذیرش کرده اند.
۲-۲-۱۸-سعر
مولف بیان کرده، که کلمه سعربه معنای آتش و لهیب آن است.[۲۲۴] آیهی آورده شده در ذیل این واژه عبارت است، از:
« فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِیراً»(نساء /۵۵)«بعضى بدان ایمان آوردند،و بعضى از آن اعراض کردند؛دوزخ آن آتش افروخته ایشان را بس».
حدیثی که در ذیل آیه بیان شده،عبارت است از:وَ قِیلَ لِلنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) لَوْ سَعَّرْتَ لَنَا سِعْراً فَإِنَّ الْأَسْعَارَ تَزِیدُ وَ تَنْقُصُ فَقَالَ (علیه السلام) مَا کُنْتُ لِأَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى بِبِدْعَهٍ لَمْ یُحَدِّثْ إِلَیَّ فِیهَا شَیْئاً فَدَعُوا عِبَادَ اللَّهِ یَأْکُلُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ إِذَا اسْتُنْصِحْتُمْ فَانْصَحُوا.[۲۲۵]-به رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) گفتند: اى کاش براى اجناس قیمت مى‏گذاردى، زیرا مرتّب نرخ هازیاد و کم مى‏شود، فرمود:من نمى‏خواهم، در حالى خدا را ملاقات کنم (از دنیا بروم) که بدعتى گذارده باشم، و دستورى بر آن به من نرسیده باشد؛مردم را رها کنید، از یک دیگر استفاده برند، وهر گاه از شما سعر (نرخ) وقت راخواستند، اخلاص ورزید، و راست بگویید (و اگر نپرسیدند، شما آنها را رها کنید).
در تفسیر مجمع البیانآمده است،که سعیر از ماده سعربه معنای افروختن آتش است وبه طور استعاره به معنای کلمات شر،جنگ،آتش بکار رفته است؛و سعر متاع، به معنای قیمت متاع است، و علت آن این است، که در موقع معامله بازار به حرارت متاع، پر حرارت وگرم می شود.[۲۲۶]
در مفردات مولف براین باور است، کهسعر فی السوق، به معنای افزایش نرخ معامله است، که تشبیه به بالا رفتن شعله آتش شده است.[۲۲۷]
در این حدیث که، براساس جناس لفظ واژه”سَعِیراً درآیه و سِعْراً“در حدیث بیان شده است، استعاره آورده شده، برای قیمت گذاری اجناس که کم وزیاد شدن نرخ اجناس باعث تورم و تغییر بازارمیشود؛وهم بیان این امر که، اگر این تغییرات مبتنی بر یک دستور یا امر از جانب خداوند واسلام نباشد؛ بدعت به شمار می آید،وهم چنین بیان یک فضیلت اخلاقی که اگر پرسش در مورد قیمت اجناس شد، اخلاص باید ورزید.
۲-۲-۱۹-عثر
باب راءکلمه عثر،که به معنای اطلاع بیان شده است.[۲۲۸] آیهاییکه،دراین باب آمده است عبارت است از: « فَإِنْ عُثِرَ عَلى‏ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثماً» (مائده/۱۰۷)«پس اگربراحوال آن دو شاهد اطلاعى حاصل شد،که مرتکب گناهى شده‏اند.»
حدیث آورده شده، در ذیل آیه بالا عبارت است از:اضْرِبُوهَا عَلَى الْعِثَارِ وَ لَا تَضْرِبُوهَا عَلَى النِّفَارِ فَإِنَّهَا تَرَى مَا لَا تَرَوْن‏.[۲۲۹]-و روایت شده است که، آن حضرت گفت: اسب را بعلّت سر سم‏زدن بزنید، و بعلّت رمیدن مزنید، زیرا که او چیزهایى مى‏بیند، که شما نمى‏بینید.
طبرسی بر این باور است،که عثر از عثور به معنای اطلاع یافتن بر چیزی است.[۲۳۰]وهم چنین علامه بر این عقیده است، که به معنای اطلاع بر هر چیز ویافتن آن چیز است.[۲۳۱]
این حدیث بر اساس جناس لفظ، واژه عثر در آیه و عثار درحدیث بیان شده است.
۲-۲-۲۰-رفف
طریحی بیان داشته است،که کلمه رفف به معنای گسترده وپراکنده است، وبیان داشته است،که رفرف الطایر، یعنی پرنده بالهایش را باز کرد.[۲۳۲]
آیهی آورده شده، دراین عبارت است از: « مُتَّکِئِینَ عَلى‏ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسانٍ» (رحمن/۷۶) «بر بالش سبز و فرش نیکو تکیه زده‏اند.»

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.


روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۷

حدیث آورده شده، در ذیلآیه عبارت است از: وَ جَاءَ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهِ إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالُوا لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ادْعُ لَنَا بِدَعَوَاتٍ فِی الِاسْتِسْقَاءِ فَدَعَا عَلِیٌّ (علیه السلام) الْحَسَنَ(علیه السلام)وَ الْحُسَیْنَ(علیه السلام)‏ قَالَ یَا حَسَنُ ادْعُ فَقَالَ الْحَسَنُ (علیه السلام) اللَّهُمَّ هَیِّجْ لَنَا السَّحَابَ بِفَتْحِ الْأَبْوَابِ بِمَاءٍ عُبَابٍ وَ رَبَابٍ بِانْصِبَابٍ وَ انْسِکَابٍ یَا وَهَّابُ وَ اسْقِنَا مُطَبِّقَهً مُغْدِقَهً مُونِقَهً فَتِّحْ أَغْلَاقَهَا وَ سَهِّلْ إِطْلَاقَهَا وَ عَجِّلْ سِیَاقَهَا بِالْأَنْدِیَهِ فِی الْأَوْدِیَهِ یَا وَهَّابُ بِصَوْبِ الْمَاءِ یَا فَعَّالُ اسْقِنَا مَطَراً قَطْراً طَلًّا مُطِلًّا طَبَقاً مُطَبِّقاً عَامّاً مِعَمّاً رِهَماً بُهْماً رُحْما[۱۸۰]و گروهى از مردم کوفه نزد على بن ابى طالب (علیه السّلام) رفتند،و گفتند: یا امیرالمومنین دعاهایى در طلب نزول باران براى ما بخوان؛پس امیر المومنین‏ على (علیه السّلام) دو فرزند خود حسن(علیه السلام) و حسین (علیه السّلام)را طلب کرد، و حسن را فرمود:دعا کن، امام حسن(علیه السّلام) چنین دعا کرد: اللّهمّ هیّج لنا– تا آخر دعاى متن؛آمین یا ربّ العالمین را خواند، که ترجمه آن این است: بار خدایا ابرها را به گشودن درهاى رحمتت به وسیله آبى سیل آسا و بادوام برانگیز،ومارابهوسیلهبارانى فراگیر و دامن‏گستروبهجت انگیزسیرابفرما،خدایافروبستگی- هاى ابرها را بگشاى و روان ساختن اش راآسان گردان.
در مجمع البیان آمده است که، بهیج به معنای گیاه ودرخت خشک شده است، که در خشکی به نهایت خود رسیده باشد.[۱۸۱]
مولف در اطیب البیان بر این باور است،که خشک میشود واز حالت سبز بودنش خارج می شود.[۱۸۲]
طریحی این حدیث را از باب جناس لفظ واژه” یَهیجُدرآیه و هَیِّجْ درحدیث” بیان کرده است، واین حدیث تفسیری نیست.
۲-۲-۷-جلب
مولف براین نظراست،که واژه جلب به معنای بانگ زدن است.[۱۸۳] آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از: «وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلاَّ غُرُوراً» (اسرا/۶۴)«با فریادخویش هر که راتوانى از جاى برانگیز،و به یارى سواران وپیادگانت بر آنان بتاز و در مال و فرزند با آنان شرکت جوى و به آنها وعده بده، و حال آنکه شیطان جز به فریبى وعده‏شان ندهد.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده، عبارت است از:عن‏ غیاث‏ قال سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول لا جلب ولا جنب ولا شغار فى الإسلامقال الجلب الذى یجلب مع الخیل یرکض معها والجنب الذى یقوم فى أعراض الخیل فیصیح بها والشغار کان یزوج الرجل فى الجاهلیه ابنته بأخته.[۱۸۴]امام صادق (علیه السلام) ‏فرمود:جلب، جنب و شغار در اسلام نیست؛حضرت فرمود: جلب آن است که، شخص اسبى را با اسبى که دارد، بیاوردکه با آن نیز، مسابقه را ادامه دهد وجنب همان استکه، در پایه کوه مى‏ایستدو از آنجا فریاد مى‏کشد (و مردم را براى پرداخت زکات دعوت مى‏کند.) و شغار این است، که مرد در زمان جاهلیت دخترش را،در برابرگرفتن خواهر دیگرى تزویج مى‏کرد.»
راغب بر این باور است،که اصل جلب به معنای راندن چیزی است؛ وبیان کردهکه جَلَب آن است،که در مسابقات اسب دوانی شخصی جلوتر از همه است،ویک نفر دیگر در این حالت بانگ می زند ومی خواهد با شلاق زدن براسب خود،ازآن شخص جلو بیفتد.[۱۸۵]
علامه بیان داشته است که، جلب اگر به باب افعال رود، به معنای از روی قهرفریادزدن برسرکسی است.[۱۸۶]
حدیث براساس جناس لفظ واژه أَجْلِبْ درآیه،وجلبدرحدیث بیان شده است،ودر صدد تفسیرآیهی مورد نظر نیست.
۲-۲-۸-جیب
در باب باء واژهجیب،مولفبراین عقیدهاست که،به معنای گریبان ویقیه پیراهن است.[۱۸۷]و آیهی آورده شده،عبارت است از: «اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَناحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّکَ إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ» (قصص/۳۲)«دست خود را در گریبان برتا بى هیچ نقص (برص و) مرضى سفیدو روشن (چون ماه تابان) بیرون آید، و تا (به ظهور این معجزه)از وحشت و اضطراب بیاسایى، باز دست به گریبان بر(تا به حال اول برگردد)؛ این دو (عصا و ید بیضا) از جانب خدایت دو برهان (کامل و دو معجزه بزرگ الهى بر رسالتتو) است (اینک برو به رسالت)به سوى فرعون وفرعونیان که قومى فاسق و نابکارند.»
حدیثی که درذیل آیه آورده شده،عبارت است از:قالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)أَنْسَکُ النَّاسِ نُسُکاً أَنْصَحُهُمْ جَیْباً.[۱۸۸] رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: عابدترین مردم کسى است که، نسبت به همه مسلمین خیرخواه‏تر و پاکدل تر باشد.
با توجه به حدیث،میتوان بیان داشتکه، طریحی این حدیث را بر اساس جناس لفظ واژه جَیْبِکَ درآیه و جَیْباً در حدیث، بیان داشته است.
۲-۲-۹-برد
باب الف واژه برد، مولف براین نظراست،که به معنای تگرگ و سرد بودن است.[۱۸۹] آیهی آورده شده، عبارت است از:« لا یَذُوقُونَ فیها بَرْداً وَ لا شَراباً »(نبا /۲۴)«در آنجا نه خنکى چشند، و نه شربتى».
حدیثی که دراین باب آورده شده،عبارتاست از:اللَّهُمَّ اجْمَعْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ فِی بَرْدِ الْعَیْشِ- وَ قَرَارِ النِّعْمَهِ وَ مُنْتَهَى الرَّغْبَهِ وَ مُسْتَقَرِّ اللَّذَّهِ- وَ مُنْتَهَى الطُّمَأْنِینَهِ وَ أَرْجَاءِ الدَّعَهِ وَ أَفْنَاءِ الْکَرَامَه. [۱۹۰]بار پروردگارا جمع کن میان ماو او درزندگى خوش و قراردادن نعمت و انتهاى آرزو میل و استقرار لذت و انتهاى آرامش و امیدوارى خوشى و میان کرام.
اینحدیثکهبراساسجناسلفظ،”واژهبَرْداً،درآیهوبرد،درحدیث”بیانشدهاست، استعاره آورده شده است، برای زندگی راحت وزیبا،چرا که کلمه برد،به معنای سرد است؛ ونگفت مطلق زندگی و برد را به آن اضافه کرد، تا دربیانی زیبا مفهوم زندگی راحت وخوش را برساند،چرا که با وصفهایی که از زندگی درآن جهان شده است،با آوردن گرما، مخاطب سختیهای آن را در ذهن به تصویر می کشد، و با اضافه کردن برد به زندگی، مفهوم چنان زندگی راحت وزیبا را بیان می دارد.
۲-۲-۱۰-جدد
در باب دال،طریحی واژه جدد،را به معنای راهها بیان کرده است[۱۹۱] آیهی آورده شده، عبارت است از: « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً أَلْوانُها وَ مِنَ الْجِبالِ جُدَدٌ بِیضٌ وَ حُمْرٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُها وَ غَرابِیبُ سُودٌ »(فاطر/۲۷)«آیا نمى‏بینى که خداى تعالى از آسمان آبى فرو فرستاد،پس به وسیله آن میوه‏هایى که، رنگهاى آنها گوناگون است، بیرون آوردیم و از جمله کوه‏ها داراى راههاى سفید و قرمز است، رنگهاى آنها گوناگون است، و برخى از کوه‏ها در غایت سیاهى‏اند».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده،عبارت است از: یَا عَلِیُّ مَنْ حَارَبَکَ فَقَدْ حَارَبَنِی وَ مَنْ حَارَبَنِی فَقَدْ حَارَبَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَا عَلِیُّ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَنِی فَقَدْ أَبْغَضَ اللَّهَ وَ أَتْعَسَ اللَّهُ جَدَّهُ وَ أَدْخَلَهُ نَارَ جَهَنَّم‏.[۱۹۲] اى على هر که با تو جنگد، بامن جنگیده و هر که با من جنگد، با خدا جنگیده، على هر که تو را دشمن دارد، مرا دشمن داشته هرکه مرا دشمن دارد، خدا را دشمن داشته، و خدا او را بخت برگشته کند، و به دوزخ برد.
طریحی این حدیث رابراساس جناس لفظ،واژه جُدَدٌدرآیه وجَدَّهُ درحدیث، آورده است و از جهتی هم میتوان گفت، این مفهوم را میرساند، برای زندگی این شخص، که با این دشمنی زندگی خود را به ورطهی هلاکت می کشاند.
۲-۲-۱۱-رصد
مولف براین باور است، که واژه رصد به معنای نگهبانی و دیده بانی است.[۱۹۳] آیهی آورده شده در این باب، عبارت است از:« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ آتَوُا الزَّکاهَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (توبه/۵)«و چون ماههاى حرام گذشت مشرکانراهرجایافتید،بکشیدودستگیرشانکنید،ومحاصرهکنیدو(براىکشتنو دستگیریشان)درهرکمینگاه بنشینید،پس اگر توبه کردند،و نماز بهپاداشتند، و زکاه دادند راهشان را باز کنید (و آزادشان بگذارید.) که خدا آمرزنده و مهربان است».
مولف در مجمع البیان براین نظراست،که مرصد به معنای راه ومانند آن آمده است.[۱۹۴]
علامه بیان داشته است، که مرصد اسم مکان رصد و رصدبه معنای آمادگی برای مراقبت است.[۱۹۵]در اطیب البیان مولف براین عقیده است،که رصد به معنای کمین گاه وراههایی آمده است، که مشرکین نتوانند از آن فرار کنند.[۱۹۶]
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از:عن حماد بن بشیر قال سمعت أبا عبد الله (علیه السلام) یقول قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)‏ قال الله عز و جل من أهان لی ولیا فقد أرصد لمحاربتی و ما تقرب إلی عبد بشی‏ء أحب إلی مما افترضت علیه و إنه لیتقرب إلی بالنافله حتى أحبه فإذا أحببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به و لسانه الذی ینطق به و یده التی یبطش بها إن دعانی أجبته و إن سألنی أعطیته و ما ترددت عن شی‏ء أنا فاعله کترددی عن موت المؤمن یکره الموت و أکره مساءت[۱۹۷].-حماد بن بشیر گوید: شنیدم از حضرت صادق (علیه السلام) که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده، خداى عزو جل فرماید:هر که به دوستى از من اهانت کند، به تحقیق براى جنگ با من کمین کرده است، و هیچ بنده به چیزى به من تقرب نجوید،که نزد من محبوب‏تر از آنچه بر او واجب کرده‏ام باشد؛وهمانا او به وسیله نماز نافله به من نزدیک شود،تا آنجا که من او را دوست بدارم و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم، همان گوشى که با آن می شنود؛ و چشم او گردم ،همان چشمى که با آن ببیند؛ و زبانش شوم همان زبانى که با آن سخن گوید، و دست او گردم همان دستى که با آن بگیرد؛ اگر مرا بخواند، اجابتش کنم و اگر از من خواهشى کند، به او بدهم و من در کارى که انجام دهم، هیچ گاه تردید نداشته‏ام مانند تردیدى که در مرگ مومن دارم (زیرا) او مرگ را خوش ندارد، و من ناخوش کردن او را.
این حدیث براساس جناس لفظ “واژه مَرْصَدٍ در آیه و أرصد در حدیث” بیان شده است ودرصدد تفسیرآیه مورد نظر نیست،کمینی که در حدیث آمده است،بیانی مجازی نیز دارد برای کسی که واجباتی که توسط سنت به ما رسیده است؛را انجام ندهد؛ودر حق آن کوتاهی وسهل انگاری کند، رصد هم در آیه به معنای کمین گاه است ،وهم درحدیث با این تفاوت که در آیه مجاز نیست، وبه مسلمین دستور داده شده است،که در کمین مشرکین بنشینند.
۲-۲-۱۲-صعد
طریحی بیان داشته،که واژه صعید به معنای خاک پاک است.[۱۹۸] آیهای که در این قسمت آورده شده،عبارت است، از:« فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُورا» (نسا/۴۳)«آبىنیابیدباخاکپاک،صورت ودستهایتان رامسحکنید،کهخداوند بخشاینده و آمرزنده است».هم چنین آیهی دیگری نیزدراین باب آمده است،که عبارت است از:« مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»(فاطر /۱۰)«هرکه براى خود عزّت می خواهد، همه عزّتها از آن خداست، سخنان پاک بسوى خدا بالا می رود،و عمل شایسته سخنان پاکیزه را بالا می برد.»
حدیثیکه در ذیل آیه بیان شده،عبارت است از: عن أبی حمزه الثمالی عن علی بن الحسین(علیه السلام) قال سمعته یقول‏ إذا کان یوم القیامه جمع الله تبارک و تعالى الأولین و الآخرین‏فی صعید واحد ثم ینادی مناد أین أهل الفضل- قال فیقوم عنق من الناس‏ فتلقاهم الملائکه فیقولون و ما کان فضلکم فیقولون کنا نصل من قطعنا و نعطی من حرمنا و نعفو عمن ظلمنا قال فیقال لهم صدقتم ادخلوا الجنه.[۱۹۹] على بن حسین (علیه السّلام) فرمود:چون روز قیامت شود،خداى تبارک و تعالى پیشینیان و پسینیان را در یک سرزمین گرد آورد، سپس یک منادى فریادکشد، اهل فضل کجایند؟جماعتى از مردم برخیزند،فرشتگان ایشان را استقبال کنند،وگویند:فضل شما چه بود؟گویند:ما به کسى که از ما می برید،میپیوستیم؛ و به آن که ما را محروم می کرد،عطا میکردیم؛و از کسى که به ما ستم می نمود،درمی- گذشتیم، سپس به آنها گویندراست گفتید،داخل بهشت شوید.
راغب براین باور است،که صعد وصعید و صعود،در اصل به یک معنا هستند،ولی صعد وصعودبه فرجام و عاقبت کار دشوار وسخت گفته میشود،ولیبه طور استعاره برای هر سختی بکار می روند،ولی صعید به معنای سطح ورویه زمین گفته میشود.[۲۰۰]
در مجمع البیان مولف، درذیل آیهی(فاطر/۱۰)بر این باوراست،که صعودبه معنای قبول اعمال وپذیرفتن آن است،وهرعملی که خدا طاعت آن را قبول کند،آن را به صعود توصیف می کند،چرا که فرشتگان آن را بالا میبرند.[۲۰۱]و در مورد صعید گفته است،که صعید سطح زمین بدون گیاه و درخت است، و وجه تسمیه آن این است،که اگر از باطن زمین به سطح آن صعود کنیم، سطح زمین پایان این صعود است.[۲۰۲]
علامه بیان کرده است،که صعود کلم طیب به سوی خدا،عبارت از تقرب آن به سوی خدا که آن عمل اعتلا یافته،چون خداوند رفیع الدرجات است، واین که گفتهاند،صعود عمل به معنای قبول عمل است، این صحیح نمی باشد،و از لوازم معنای آن می باشد.[۲۰۳]
این حدیث بر اساس جناس لفظ واژه یصعد، درآیه وصعیددر حدیث بیان شده است.
۲-۲-۱۳-صلد
مولفبراین باور است،که صلد به معنای سنگ سخت است.[۲۰۴] آیه ای که برای شاهد مثال آورده شده، عبارت است از: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَیْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا یَقْدِرُونَ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِین» (بقره /۲۶۴)« اى کسانى که ایمان آورده‏اید، همانند آن کس که اموال خود را از روى ریا و خودنمایى انفاق مى‏کند، و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد،صدقه‏هاى خویش را به منّت نهادن و آزار رسانیدن باطل مکنید؛ مثَل او مثَل سنگ صافى است،که بر روى آن خاک نشسته باشد،به ناگاه بارانى تند فرو بارد،و آن سنگ را هم چنان کشت ناپذیر باقى گذارد،چنین کسان از آنچه کرده‏اند، سودى نمى‏برند،که خدا کافران را هدایت نمى‏کند.
این حدیث که براساس جناس لفظ بیان شده،از امام علی (علیه السلام )در باب صفات مومن آورده شده ،که عبارت است از:کَثِیرٌ عِلْمُهُ عَظِیمٌ حِلْمُهُ کَثِیرُ الرَّحْمَهِ لَا یَبْخَلُ وَ لَا یَعْجَلُ وَ لَا یَضْجَرُ وَ لَا یَبْطَرُ وَ لَا یَحِیفُ فِی حُکْمِهِ وَ لَا یَجُورُ فِی عِلْمِهِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ مُکَادَحَتُهُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ.[۲۰۵]-دانشش بسیار و بردباریش بزرگ، و مهربانیش زیاد است،بخل نورزدو شتاب نکند،دلتنگىنکند،و مستىننماید،در قضاوت خلاف حق نگوید،و درعملش بیراهه نرود،ازسنگ خارا محکم تراست،ودرکسب و کارازعسل شیرین‏تر.
طبرسی براین باور است،که صلد به معنای سخت است، و زمین صلد آن زمینی است که چیزی در آن نمی روید.[۲۰۶]

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir


روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۶

این حدیث که براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، درآن سنام به معنای قله گر فته شده، تاعظمت جهاد در راه خدا را برای مخا طب به تصویر بکشد،تا مخاطب نسبت به انجام آن تلاش بیشتری بنماید.
۲-۱-۳۷-قصم
طریحی بیان داشته است که، کلمه قصم به معنای در هم شکستن و نابود کردن است.[۱۵۸] آیهی آورده شده عبارت است از: « وَ کَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْیَهٍ کانَتْ ظالِمَهً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِین» (انبیا/۱۱)«چه بسیار مناطق آباد ستمگرى رادر هم شکستیم،و از پس آن گروهى دیگر پدید آوردیم.»
حدیثی که درذیل آیه آورده شده،عبارت است از: عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ‏ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ(علیه السلام) قَالَ‏ مِنَ الْقَوَاصِمِ الْفَوَاقِرِ الَّتِی تَقْصِمُ الظَّهْرَ جَارُ السَّوْءِ إِنْ رَأَى حَسَنَهً أَخْفَاهَا وَ إِنْ رَأَى سَیِّئَهً أَفْشَاهَا.[۱۵۹]– ابی جعفر (علیه السلام) فرمود:از بلاهاى کمر شکن که پشت انسان را خم کند،همسایه بد است، اگر خوشرفتارى و کار نیکى ببیند، پنهان کند،و اگر بدى از انسان ببیند فاش کند.
طبرسی براین باور است که،قصم به معنای شکستن است.[۱۶۰]علامه آوردهاست که،کلمه قصم دراصل به معنای شکستن است،ولی بطورکنایه به معنای هلاکت نیز استفاده می شود.[۱۶۱]
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده، بیانی مجازی دارد،برای نشان دادن وبه تصویر کشیدن همسایه بد، به همین دلیل از واژه قصم استفاده کرده است،تا اوج سختی داشتن همسایه بدرا به تصویر کشد.
۲-۱-۳۸-رهن
مولف بیان داشته است،که “رهن” به معنای حبس عمل وهم چنین چیزی در گرو دین قرار گیرد،است مانند وثیقه[۱۶۲]. آیهی آورده شده،دراین باب عبارتاست از:«وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِما کَسَبَ رَهِینٌ» (طور/۲۱)«کسانى که خودایمانآوردند،وفرزندانشاندرایمانپیرویشانکردند،فرزندانشانرا به آنها ملحق مى‏کنیم و از پاداش عملشان هیچ نمى‏کاهیم، که هر کسى در گرو کار خویشتن است.»
حدیثآورده شده،عبارتاست از : أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَهٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَکُفُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورُکُمْ ثَقِیلَهٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُواعَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُم[۱۶۳]. ایا مردم، نفس شما گرو کردار شما است، آن را با استغفار رها کنید، دوش شما از گناهان شمابار سنگینى دارد، به طول سجود آن را سبک کنید.
در مفردات آمده است،که چون از ماده رهن وگرو، نگه داشتن تصور می شود، این ماده سپس به طور استعاره برای حبس و نگه داری، هر چیزی بکار برده می شود.[۱۶۴]
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، استعاره آورده شده است برای این که نفس انسان، در گرو اعمال وی است.
۲-۲-احادیث براساس جناس لفظ
دسته دوم ازاحادیث غیرتفسیری احادیثی هستند،که بر اساس جناس لفظ بیان شده است، انتخاب در تعداد این احادیث به طور گزینشی بوده است؛واگردر این بخش می بینیم که برخی واژگان تکرار شده اند،از این جهت است که، حدیث آورده شده در ذیل آنها ازجهت جناس لفظ واژه در حدیث مورد بررسی قرار گرفته است.
۲-۲-۱-حلا
مولف واژه حلا رابه معنای زینت از طلا و نقره گرفته است.[۱۶۵] ذیل این واژه آیه ای آورده شده،کهعبارت است از:«وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى‏ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ » (اعراف/۱۴۸)«و قوم موسى پس از [عزیمت‏] او از زیورهاى خود مجسّمه گوساله‏اى براى خود ساختند.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آمده، عبارت است از: قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أَنْ وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَى آدَمَ (علیه السلام) دَنَا مِنَ الشَّجَرَهِ فَنَظَرَ إِلَیْهَا فَذَهَبَ مَاءُ وَجْهِهِ ثُمَّ قَامَ وَ مَشَى إِلَیْهَا وَ هِیَ أَوَّلُ قَدَمٍ مَشَتْ إِلَى الْخَطِیئَهِ ثُمَّ تَنَاوَلَ بِیَدِهِ مِنْهَا مَا عَلَیْهَا فَأَکَلَ فَطَارَ الْحُلِیُّ وَ الْحُلَلُ مِنْ جَسَدِهِ فَوَضَعَ آدَمُ یَدَهُ عَلَى أُمِّ رَأْسِهِ وَ بَکَى.[۱۶۶] پیامبر(صلّى اللَّه علیه و آله) فرمود: هنگامى که شیطان آدم(علیه السّلام) را وسوسه کرد، حضرت آدم نزدیک آن درخت رفته و به آن درخت نگریست،پس آبروى او برفت (شاید منظور این باشد،که آب و رنگ او دگرگون شد،چون خود را باخت.)سپس برخاست و به سوى آن درخت رفت، و این نخستین گامى بود که به راه خطا برداشته شد،پس با دست از میوه آن چید،وخورد و زیورها و جامگان زرّین که بر تن داشت، از بدنش پرید و آدم دست خود را بر فرق سرش نهاد، و گریست.
علامه براین عقیده است،که”حلی” به معنای چیزهایی است، که آدمی خود رابه آن زینت میدهد،از قبیل طلا و نقره وامثال آن.[۱۶۷]
مولفتفسیرجوامعالجامع براین نظراست،که« مِنْ حُلِیِّهِمْ»زیورهاییاست،کهاز قوم فرعون به عاریت گرفته بودند،وبعداز هلاک فرعون در دست آنان باقی مانده بود.[۱۶۸]
این حدیث براساس جناس لفظ واژه”حُلِیِّهِمْ درآیه والْحُلِیُّ درحدیث“درذیلآیه بیان شده است.
۲-۲-۲-ادا
مولف درذیل آیهی :«وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُم‏» در بیان معنای واژهی ادا، حدیث دیگری رابیان کرده است، که عبارت است از:فإنه روی عن أبی عبد الله (علیه السلام) أنه من غسل میتا مؤمنا فأدى الأمانه غفر له قیل و کیف یؤدی الأمانه قال لا یخبر بما یرى.‏[۱۶۹] امام صادق (علیه السّلام) فرمود: هر که جنازه مومنى را غسل دهد،وامانت را درباره او رعایت کند،خداوند او را ببخشاید؛راوى پرسید:چگونه امانت را در باره او رعایت کند؟ فرمود: آنچه را که در تنش مى‏بیند، باز نگوید.
این حدیث براساس جناس لفظ واژه” اَداءٌ درآیه و فأدى در حدیث” ذیل آیه بیان شده است، اشاره به حفظ امانت دیدن ازطرف شخص غسل دهنده،درمورد اعضای میت می- دهدکه امانت سالم را رعایت کند.
۲-۲-۳-درا
طریحی بیان داشته است، که واژه درا به معنای دفع کردن است.[۱۷۰] آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از:«الَّذینَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِکُمُ الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ» (آل عمران/۱۶۸) « همان کسانى که[خود در خانه‏] نشستند، و در باره دوستان خود گفتند: اگر از ما پیروى مى‏کردند، کشته نمى‏شدند؛ بگو: اگر راست مى‏گویید، مرگ را از خودتان دور کنید.»
حدیثی که بیان شده،عبارت است از:و سئل الصادق(علیه السلام)عن الرجل هل یقطع صلاته شی‏ء مما یمر به؟ فقال: لا یقطع صلاه المؤمن شی‏ء ولکن ادرؤا ما استطعتم.[۱۷۱]
این حدیث بر اساس جناس لفظ واژه” فَادْرَؤُادرآیه وادرؤا درحدیث”بیان شده است ودر جهت تفسیرآیه مورد اشاره نیست.
۲-۲-۴-دأب
مولف بر این عقیده است،که واژه دأببه معنای عادت وشأن واصل آن از “من دأب فی العمل”است.[۱۷۲] آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از:
«کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللَّهُ شَدیدُ الْعِقابِ» (آلعمران /۱۱)«[آنان‏] به شیوه فرعونیان و کسانى که پیش از آنان بودند،آیات ما رادروغ شمردند؛پس خداوند، به [سزاى‏] گناهانشان [گریبانِ‏] آنان را گرفت، و خدا سخت‏کیفر است.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده، عبارت است از :عن أبی عبد الله(علیه السلام) قال: علیکم بصلاه اللیل فإنها سنه نبیکم و دأب الصالحین قبلکم و مطرده الداء عن أجسادکم.[۱۷۳] امام صادق (علیه السّلام) فرمود: بر شماست که نماز شب بخوانید،زیرا نماز شب سنّت پیامبر شماو شیوه مردان نیکوکارى است، که پیش از شما مى‏زیسته‏اند، و نیز باعث دورى بیماریها از بدن هاى شماست.
مولفدر تفسیر اطیب البیان،براین باوراست که دأب به معنای عادت است، و درعلم اخلاق صفتی که به کثرت گراید، عادت می شود، وجز ملکه نفسانی می شود. [۱۷۴]راغب در ذیل این آیه بیان می دارد، که بر عادتی بودند،که پیوسته استمرار داشته است.[۱۷۵]
طریحی اینحدیثرا براساس جناس لفظ واژه”کَدَأْبِدرآیهودأبدرحدیث” بیان داشته است،و درصدد تفسیرآیه نیست، باتوجه به مطالب گفته شده،میتوان بیان داشت که، دأب عادت و روش هم در صفت پسندیده وهم مذموم میتواند باشد.
۲-۲-۵-رب
مولف براین باوراست،که واژه “رب” به معنای مالک و تدبیر کننده و پرورش دهنده است.[۱۷۶] آیهی آورده شده،عبارت است از: «رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْن» (رحمن /۱۷)« پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب» .
حدیث آورده شده،در ذیلآیهی بالا عبارت است از: وَ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ فِی دُعَائِهِ‏- اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَلَدٍ یَکُونُ عَلَیَّ رَبّاً وَ مِنْ مَالٍ یَکُونُ عَلَیَّ ضَیَاعاً وَ مِنْ زَوْجَهٍ تُشَیِّبُنِی قَبْلَ أَوَانِ مَشِیبِی.‏[۱۷۷]رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) در دعایش مى‏گفت: پروردگارا من به راستى به تو پناه مى‏برم، از فرزندىکه برمن سرورى کند؛ وازمالى که در راه غیر حقّ صرفش کنم، و از همسرى که مرا قبل از این که پیر شوم، پیر سازد.
راغب اصفهانی بر این عقیده است که، رب به طور مطلق در مورد خداوند بکار میرود و هم چنین درمورد صاحب چیزی می گویند: رب الدار و رب الفرس.[۱۷۸]
این حدیث بر اساس جناس لفظ واژه”رَبُّ درآیه و رَبّاً درحدیث” بیان شده است. اما این کهدراین حدیث کلمه رب را آورده است،خواسته این مفهوم را برساندکه کراهت وزشتی روزی که فرزند در حق والدینش، مانند زیر دست رفتارکند.چرا که واژه رب در مورد خداوند به معنای پرورش وتربیت بندگان است، واین صفت فقط مخصوص اوست، ولی در حدیث با آوردن اینکلمه خواسته به قسمت سروری آناشاره کند،چرا که وقتی فرزندی سرور والدین شد، با او هر رفتاری می کند.
۲-۲-۶-هیج
درمجمع البحرینآمده استکه، واژه هیج به معنای برانگیختن ورسیدن است.[۱۷۹] آیهی آورده شده،درذیل این واژه، عبارت است از: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِأُولِی الْأَلْبابِ » (زمر/۲۱)«مگر ندیده‏اى که، خدا از آسمان آبى فرود آورد، پس آن را به چشمه‏هایى که در [طبقات زیرینِ‏] زمین است،راه داد، آنگاه به وسیله آن کشتزارى را که رنگهاى آن گوناگون است،بیرون مى‏آورد،سپسخشکمى‏گردد؛آنگاهآن رازردمى‏بینى،سپس خاشاکش مى‏گرداند قطعاً در این [دگرگونیها] براى صاحبان خرد عبرتى است».

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.


روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۵

این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده،استعاره آورده شده است برای بیان عمل، که این دنیا مکان عمل و تلاش است؛ مانند اسبی که برای مسابقات، تمرین وپرداخته شود؛وانسان تا درتوان دارد باید عمل کند،وفردا که روز قیامتاستپایان این عمل و مسابقه است.
۲-۱-۲۹- غور
مولفبراین عقیده است،که کلمه غورکه واژه مغارات ازاین ریشه است،به معنای موضعی که انسان در آن فرو می رود، وخود را پوشیده وپنهان می دارد، است.[۱۳۴] آیهی آورده شده، درذیل واژه عبارت است از:« لَوْ یَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَیْهِ وَ هُمْ یَجْمَحُونی»(توبه /۵۷)« اگر پناهگاه یا نهانگاه یا گریزگاهى مى‏یافتند، شتابان بدان سو رو مى‏کردند.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: عنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ‏ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام) یَقُولُ‏ بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِکْمَهِ وَ بِالْحِکْمَهِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ وَ بِحُسْنِ السِّیَاسَهِ یَکُونُ الْأَدَبُ الصَّالِحُ.[۱۳۵]– امیرمومنان(علیه السلام) مى‏فرمود: با خردعمق حکمت را بیرون توان کشید،و با حکمت عمق عقل را،حسن سیاست مایه ادب شایسته است.
این حدیث که، بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است،بدست آوردن نهان حکمت توسط عقل و همچنین بدست آوردن نهان عقل، توسط حکمت را بیان می دارد،و هم چنین ملازم وهمراه بودن این دو، که اگر یکی نباشد،دیگری حاصل نخواهد شد.
۲-۱-۳۰-فزز
واژه فزز که به معنای ترساندن و جلب کردن،بیان شده است.[۱۳۶] آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از: «وَ إِنْ کادُوا لَیَسْتَفِزُّونَکَ مِنَ الْأَرْضِ لِیُخْرِجُوکَ مِنْها وَ إِذاً لا یَلْبَثُونَ خِلافَکَ إِلاَّ قَلِیلاً»(اسرا/۷۶)«و نزدیک بود،که تو را از این سرزمین برکنندتا از آنجا آواره‏ات سازند،و خود پس از تو جز اندک زمانى نمى‏ماندند.»
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)‏ إِنَّ قُلُوبَ الْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا الْأَطْمَاعُ وَ تَرْتَهِنُهَا الْمُنَى وَ تَسْتَعْلِقُهَا الْخَدَائِع[۱۳۷]-امیر المومنین (علیه السّلام) فرمود:دلهاى نادانان را طمع‏ها از جا برمیکنند،و آرزوهاى بى‏جا درگروشان میگذارندو نیرنگ ها بدامشان می اندازند.
علامه درتفسیر المیزان،بیان داشته است،که استفزاز به معنای سوق دادن و حرکت خفیف و آسان است.[۱۳۸]
حدیث بیان کنندهی معناییمجازی است،که طمع بر دل افراد نادان تاثیر فراوانی دارد،وافراد نادان چقدر دلهای آنان تحت گرو طمع است؛طریحی این حدیث را بر اساس اشتقاق لفظی بیان کرده است.
۲-۱-۳۱-خفف
طریحی براین عقیده است،که کلمه خفف به معنای آسانی است.[۱۳۹] آیهی آورده شده عبارت است از:« انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » (توبه/۴۱)« به جنگ بروید،خواه بر شما آسان باشد،خواه دشوار و با مال و جان خویش در راه خدا جهاد کنید، اگر بدانید خیر شما در این است.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آمده،به این شرح است: وَ قَالَ الصَّادِقُ(علیه السلام)‏ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاه[۱۴۰] . امام صادق (علیه السّلام) فرمود: همانا شفاعت ما خاندان سبک شمارنده نماز را در بر نمی گیرد، و به او نمیرسد،و شامل حال او نخواهد شد.
علامه بیان داشته است که، ثقل درآیه شریفه به قرینه مقام کنایه است، از موانعی که نگذارد انسان به جهاد برای خدا بیرون رود، اعم از هر مانعی باشد، مثل مشاغل و علاقه به فرزند،و در مقابل منظور از “خفت به معنای: سبکباری” این است، که هیچ یک از این موارد مانع او نباشد.[۱۴۱]
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است،بیان می دارد هر آنچه که مانع شود، انسان نماز را سبک به شمارد و انجام ندهد، مشمول این حدیث است، و خفف کنایه از سبک شمردن نماز است.
۲-۱-۳۲-عجف
طریحی بیانداشتهکه،کلمهعجف شتریاست که،به نهایت لاغری رسیده باشد.[۱۴۲] آیه- ای که دراین قسمت آمده، عبارت است از: « وَ قالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ یابِساتٍ یا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُءْیایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّءْیا تَعْبُرُونَ» (یوسف/۴۳) «پادشاه گفت: در خواب هفت گاو فربه را دیده‏ام، که آنها را هفت گاو لاغر مى‏خورند،و هفت خوشه سبز دیدم و هفت خوشه خشک، اى خاصگانمنخواب مرا تعبیر کنید،اگر تعبیر خواب مى‏دانید.»
حدیث آورده شده،عبارت است از:وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)‏ لَا یُضَحَّى بِعَرْجَاءَ بَیِّنٍ عَرَجُهَا وَ لَا بِالْعَوْرَاءِ بَیِّنٍ عَوَرُهَا وَ لَا بِالْعَجْفَاءِ وَ لَا بِالْجَرْبَاءِ وَ لَا بِالْجَدْعَاءِ وَ لَا بِالْعَضْبَاءِ وَ هِیَ الْمَکْسُورَهُ الْقَرْنِ وَ الْجَدْعَاءُ الْمَقْطُوعَهُ الْأُذُن.‏[۱۴۳]-و رسول خدا (صلّىاللَّه علیه و آله) فرمود:حیوان لنگىکهآثار لنگیش آشکار باشد،و نابینایى که کوریش نمودارباشدو حیوان لاغر و مبتلا به جرب و گوش بریده، و گوش شکافته و شاخ شکسته قربانى نمی شود.
طبرسی براین نظراست، که عجف به معنای لاغر و جمع آن عجاف است.[۱۴۴]
این حدیث که،براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ویژگیهای حیوان مورد قربانی را بیان میدارد.
۲-۱-۳۳-سلق
مولف بیان داشته است،که کلمه سلق به معنای گستاخی با زبان است.[۱۴۵] آیهی آورده شده،دراین قسمت عبارت است از: « أَشِحَّهً عَلَیْکُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَیْتَهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ تَدُورُ أَعْیُنُهُمْ کَالَّذِی یُغْشى‏ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوکُمْ بِأَلْسِنَهٍ حِدادٍ أَشِحَّهً عَلَى الْخَیْرِ أُولئِکَ لَمْ یُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ کانَ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً » (احزاب/۱۹) « (در حالى که بمعاونت)با شما بخیلانند و چون ترس از دشمن بیایید،مى‏بینى ایشان را که بسوى تونگاه میکنند،در حالى که چشمایشان (در حدقه بچپ و راست) میگردد، مانند گردیدن چشم کسى که از سکرات مرگ بیهوش شده و چون ترس از میان برود، شما را با زبانهاى تیز برنجانند، در حالى که بر غنیمت بخیلانند این گروه ایمان نیاورده‏اند، در نتیجه خدا کردار ایشان را تباه گردانیده است، و این تباه کردن بر خدا آسان است.»
حدیثیکه درذیل آیهی بالاآورده شده،عبارت است از:عن جابر قال قال رسول الله (صلی الله علیه و آله)‏ لیس منا من سلق و لا خرق و لا حلق‏.[۱۴۶] یعنى زنان مسلمان و مردان مسلمان نبایستى در مصیبت‏ها ناله و شیون سر دهند، و نباید به صورت خود بزنند و زنان نبایستى با شیون موى خود برکنند، و بر سر و صورت خود بزنند.
علامه براین نظراست،که سلق به معنای زدن و طعنه است.[۱۴۷] طبرسی بیان داشته که اصل سلق،ضرب است، وهم چنین بیان کرده،که سلق به معنای “صاح” یعنی فریاد است.[۱۴۸]
این حدیث که براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است سلق را نهی می- کند،وبیان می داردکه آن ناله وفریادی است، که مذموم است و مورد رضایت خداوند نیست.
۲-۱-۳۴-ضیق
مولف بیانکردهاست،که کلمه ضیق به معنای سختی و تنگی است.[۱۴۹] آیه ی آورده شده عبارت است از:«فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحى‏ إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَنْ یَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ کَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِیرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَکِیلٌ»(هود/۱۲) «مبادکه، برخى از چیزهایى را که بر تو وحى کرده‏ایم، واگذارى و بدان دلتنگ باشى که مى‏گویند: چرا گنجى بر او افکنده نمى‏شود؟و چرا فرشته‏اى همراه او نمى‏آید؟جز این نیست،که تو بیم‏دهنده‏اى بیش نیستى، و خداست که کارساز هر چیزى است».
حدیثی که در ذیل آیهی آورده شده،عبارت است از :عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَنْ غَسَلَ فَاطِمَهَ قَالَ ذَاکَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ کَأَنِّی اسْتَعْظَمْتُ ذَلِکَ مِنْ قَوْلِهِ فَقَالَ کَأَنَّکَ ضِقْتَ بِمَا أَخْبَرْتُکَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ قَدْ کَانَ ذَاکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ فَقَالَ لَا تَضِیقَنَّ فَإِنَّهَا صِدِّیقَهٌ وَ لَمْ یَکُنْ یَغْسِلُهَا إِلَّا صِدِّیقٌ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْیَمَ لَمْ یَغْسِلْهَا إِلَّا عِیسَى‏.[۱۵۰]-مفضل گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم:کى فاطمه را غسل داد؟فرمود: امیر المو منین(علیه السلام) من این مطلب را از گفته آن حضرت بزرگ شمردم وتعجب کردم فرمود:گویا ازآنچه بهتو خبردادم،دلتنگ شدى؟عرض کردم:چنیناست قربانت گردم، فرمود: دلتنگ مباش زیرا او صدیقه (معصوم) است،و جز معصوم نباید او را غسل دهد،مگر نمى‏دانى که مریم را جز عیسى غسل نداد.
طریحی این حدیث را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، و ارتباطی به تفسیر آیه مورد اشاره ندارد.
۲-۱-۳۵-خصم
طریحی بیانداشته،که کلمه خصم به معنای مجادلهودشمنی است.[۱۵۱] آیهی آورده شده عبارت است از:« ما یَنْظُرُونَ إِلاَّ صَیْحَهً واحِدَهً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ» (یس/۴۹)«آنان منتظرجز یک صیحه نیستند،صیحه‏اى که ایشان را بگیرد،درحالى که سرگرم مخاصمه باشند.»
حدیث بیان شده، در ذیل آیه عبارت است از:عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی لَیْلَى عَنْ أَبِیهِ قَالَ‏ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(علیه السلام) یَقُولُ‏ إِذَا سَمِعْتُمُ الْعِلْمَ فَاسْتَعْمِلُوهُ وَ لْتَتَّسِعْ قُلُوبُکُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا کَثُرَ فِی قَلْبِ رَجُلٍ لَا یَحْتَمِلُهُ قَدَرَ الشَّیْطَانُ عَلَیْهِ فَإِذَا خَاصَمَکُمُ الشَّیْطَانُ فَأَقْبِلُوا عَلَیْهِ بِمَا تَعْرِفُونَ فَ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعِیفاً فَقُلْتُ وَ مَا الَّذِی نَعْرِفُهُ قَالَ خَاصِمُوهُ بِمَا ظَهَرَ لَکُمْ مِنْ قُدْرَهِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل.[۱۵۲]‏-امام باقر (علیه السلام) می فرمود:چون علم را شنیدید، بکارش بندید و باید دلهاىشما گنجایش داشته باشد؛ (زیادتر از استعدادو حوصله خود،علم را فرا نگیرید.) زیرا چون علم دردل مرد به قدرى زیاد شود،که نتواندتحملکند،شیطان براو مسلط شودپس چون شیطانباشما به دشمنى برخاست،با آنچه می دانید به او روى آورید،زیرا نیرنگ شیطان ضعیف است (راوى گوید) گفتم آنچه می دانیم، چیست؟ فرمود: با او مبارزه کنید، به آنچه از قدرت خداى عز و جل براى شما هویدا گشته است.
درتفسیرالمیزانمولف،بیانکرده که مشرکان در مورد این که صیحه آسمانی آنان راچه وقت فرامی گیرد، بحث و گفتگو میکردند،آمدن این صیحهآسمانی برای خداوند آسان است وخدامی فرماید: این صیحه وقتی می آید،که اینان مشغول مخاصمه هستند.[۱۵۳]
طریحی این حدیث رابراساساشتقاق لفظبیانداشته است، چنان که می بینیم در حدیث خصم به شکل اسم فاعل آمده است،یعنی شیطان انسان را به مخاصمه وادار می- کند؛هم چنان که در آیه نیز مشرکان بر سر این مطلب که، آیا صیحه آنان را فرا می گیرد یانه وزمانش کی هست، مشغول مجادله بودند،و هم چنین می توان گفت که، نتیجه مخاصمه می تواند دشمنی باشد.
۲-۱-۳۶- سنم
در مجمعالبحرینآمده است،که سنم به معنی چشمه ایی در بهشت است.[۱۵۴] آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از:«وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ»(مطففین/۲۷)« ترکیب طبع آن شراب ناب از عالم بالاست».
طبرسی بر این عقیده است،که تسنیم نام چشمه ایی است، که از بالا جاری می شود و مشتق از سنام است.[۱۵۵]
علامه بیان داشته است، که تسنیم نام چشمه ایی در بهشت است؛ وهم چنین از این ماده کلماتی به معنای بلند کردن و پر شدن نیز مشتق شده است.[۱۵۶]
حدیث آورده شده،در این باب عبارت است از: محَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَهَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ قَالَ‏ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَ لَا أُخْبِرُکَ بِأَصْلِ الْإِسْلَامِ وَ فَرْعِهِ‏وَ ذِرْوَتِهِ وَ سَنَامِهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَصْلُهُ الصَّلَاهُ وَ فَرْعُهُ الزَّکَاهُ وَ ذِرْوَتُهُ وَ سَنَامُهُ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَ لَا أُخْبِرُکَ بِأَبْوَابِ الْخَیْرِ إِنَّ الصَّوْمَ جُنَّه.[۱۵۷]-ابو عبد اللَّه صادق (علیه السلام)گفت: آیا از ریشه اسلام و شاخه اسلام و قلّه بلند اسلام باخبرت سازم؟ من گفتم: آرى ابو عبد اللَّه گفت:ریشه اسلام نماز است؛و شاخه اسلام زکات است،و قلّه بلند اسلام‏جهاد در راه خداست،ابو عبد اللَّه گفت: آیا از درهاى خیرباخبرت سازم؟ بدان که روزه سپر آتش است‏.

سیس

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir


روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۴

حدیثی که ذیل آیهی بالا، آورده شده است، عبارت است، از:قال النبی(صلیالله علیه وآله)‏ لا یرد القضاء إلا الدعاء.[۱۰۷]
این حدیث که، به معنای تغییر قضا و عوض شدن نتیجه آن بوسیله دعا آمده است، بر اساس اشتقاق لفظ ذیل آیه بیان شده است.ردد در آیه به این معنا است که، مشرکین که به بت پرستی مشغول بودند؛ می گفتند: پیامبر آمده است با دعوت به توحید مارا از بت پرستی منصرف گرداند،وبا این دعوت وپذیرش نتیجه اعمال آنان نیز عوض می شدو سرنوشت آنان نیز تغییر میکرد.
۲-۱-۲۱-شید
درکتاب مجمعالبحرینآمده است،که واژه شید،که مشیده، ازاین کلمه گرفته شده است، به معنای قصر طویل ومرتفع است.[۱۰۸] آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از:
«أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ» (نسا/۷۸)«هر جا باشید مرگ شما را فرا مى‏گیرد، اگر چه در برجهاى محکم و مرتفع باشید».
حدیث بیان شده،عبارت است، از: إن الإمامه خص الله عزوجل بها إبراهیم الخلیل( علیه السلام) بعد النبوه و الخله مرتبه ثالثه و فضیله شرفه بها و أشاد بها ذکره فقال‏ إنی جاعلک للناس إماما[۱۰۹]که خداى عز و جل بعد از رتبه نبوت و خلت، در مرتبه سوم به ابراهیم خلیل (علیه السلام) اختصاص داده، و به آن فضیلت مشرفش ساخته، و نامش را بلند و استوار نموده است؛ و فرموده:همانا من ترا امام مردم گردانیدم.
طبرسی بر این باور است،که شید به معنای گچ و بلند کردن ساحتمان است؛ ومشیده ساختمانیاستکه،با گچ تزیین شده باشد.[۱۱۰] هم چنین علامه بیان داشته است، که مشیده از تشیید، به معنای رفع و بلندیاست،که اصلآن ازشیدبه معنایگچ میباشد؛چراکه ساختمانها بوسیله گچ زینت داده و مرتفع داده میشوند[۱۱۱]. و درمفردات آمده است که اشاده که از این ماده است، به معنای بانگ برداشتن و فریاد کردن است.[۱۱۲]
طریحی این حدیث را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، وارتباطی به تفسیرآیه ندارد.
۲-۱-۲۲-صفد
واژه صفد،که مولف آن را به معنای زنجیر وبندآورده است[۱۱۳]. آیهی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از« وَ تَرَى الْمُجْرِمِینَ یَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفاد» (ابراهیم/۴۹)«مجرمان را در آن روز به غلهایى که دست را به گردن بندد، بسته بینى.» حدیثی که در ذیل آیه آورده شده است،عبارت است از: إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَ تُصَفَّدُ الشَّیَاطِینُ وَ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ أَعْمَالُ الْمُؤْمِنِینَ نِعْمَ الشَّهْرُ شَهْرُ رَمَضَانَ کَانَ یُسَمَّى عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْمَرْزُوق.[۱۱۴]
این حدیث درتایید معنای واژه صفد،در بیان امام آمده است، وارتباطی به تفسیرآیه ندارد؛ واز باب اشتقاق لفظ بیان شده است.
۲-۱-۲۳-ندد
در کتاب مجمع البحرین، واژه ندد به معنای مثل ونظیر بیان شده است.[۱۱۵] آیهی آورده شده عبارت است، از: « قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِکَ رَبُّ الْعالَمِینَ» (فصلت/۹)«بگو:آیا نسبت به خداوندى که، زمین را در دو روز آفرید، کافر میشوید و براى او کسانى را همتا مى‏پندارید، این پروردگار جهانیان است.»
حدیثی که آمده است،عبارت است از : ثُمَّ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ قَبِّلْهُ فِی کُلِّ شَوْطٍ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَیْهِ فَافْتَحْ بِهِ وَ اخْتِمْ بِهِ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَیْهِ فَامْسَحْهُ بِیَدِکَ الْیُمْنَى وَ قَبِّلْهَا فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَیْهِ فَأَشِرْ إِلَیْهِ بِیَدِکَ وَ قَبِّلْهَا وَ قُلْ- أَمَانَتِی أَدَّیْتُهَا وَ مِیثَاقِی تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِی بِالْمُوَافَاهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ کَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ اللَّاتِ وَ الْعُزَّى وَ عِبَادَهِ الشَّیْطَانِ وَ عِبَادَهِ الْأَوْثَانِ وَ عِبَادَهِ کُلِّ نِدٍّ یُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل[۱۱۶].- سپس دست بر حجر الاسود بساى و در هر شوط از طواف آن را ببوس، پس اگر امکان دست سودن و بوسیدنش را نیافتى، طواف را با آن آغاز کن و هم به آن ختم کن، و اگر امکان آن را نیافتى با دست راستت آن را لمس کن و آن دست را ببوس،و اگر امکان آن را نیافتى با دست خود به آن اشاره کن، و آن را ببوس و بگو: «این امانت منست که آن را ادا کردم، و پیمان منست که آن را تجدید نمودم، تا براى من بوفا کردنم شهادت دهی من بخدا ایمان آوردم، و بجبت و طاغوت ولات و عزّى و عبادت شیطان و عبادت هر معبود باطلى که در مقابل خدا ساخته، و آن را بجاى خداى عزّ و جلّ خوانده‏اند، کافر گشتم.
در اطیب البیان آمده است، که انداد شامل شرکایی است،که برای خدا قراردادند،از بت ها وغیر آنها.[۱۱۷] وعلامه بر این نظراست،که اندادجمع “ند” به معنای مثل وشریک است وشامل شرکایی میشود، که درربوبیت والوهیت مثل خدا باشند.[۱۱۸]
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شدهاست،در حدیث معنای “ند”را با ذکر عنوان امثالی ازبت ها،که بت پرستان آن زمان می پرستیدند،و هم چنین پرستش شیطان وطاغوت روشن می سازد،و آن را تعمیم به عبادت هر معبود باطلی می دهد، وبا این شهادت وگواهی دادن یکتای خداوند را تایید مینماید، وربوبیت والوهیت غیرخداوند را باطل میکند.
۲-۱-۲۴-نبذ
باب ذال که مولف کلمه “نبذ” رابه معنای کناره گرفتن وگوشه گیری گرفته است.[۱۱۹]
آیهی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از:«وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَکاناً شَرْقِیًّا» (مریم/۱۶)« در این کتاب مریم را یاد کن، آن گاه که از خاندان خویش به مکانى رو به سوى برآمدن آفتاب دورى گزید.» حدیثی که، ذیل آورده شده، عبارت است از: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)‏قَالَ اللَّهُ عَزَّوَ جَلَّ قَدْ نَابَذَنِی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِن.‏[۱۲۰] خدا عزوجل فرموده:هر که بنده مومنم را خوار کند، آشکارا به جنگ با من برخاسته است.
این حدیث بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ودر تفسیرآیهی مورد نظر نیست.
۲-۱-۲۵- اجر
مولف بیان داشته است،که واژه اجربه معنای جزای عمل وپاداش است.[۱۲۱] آیهی آورده شده،در این قسمت عبارت است از: « قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِینَ» (قصص/۲۷) «گفت که من می خواهم، تزویج کنم به تو یکى از این دو دخترم را،برای آنکه اجیر شوى مرا هشت سال، پس اگر تمام کردى ده سال را پس از نزد تست، و نمى خواهم که سخت گیرم بر تو به زودى مى‏بینى مرا به خواست خدا از شایستگان.»
حدیثی که در ذیل آیهی، بیان شده،عبارت است از: عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ حَدِّ الْوَجْهِ الَّذِی یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یُوَضَّأَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْوَجْهُ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِغَسْلِهِ الَّذِی لَایَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَزِیدَ عَلَیْهِ وَ لَا یَنْقُصَ مِنْهُ‏ إِنْ زَادَ عَلَیْهِ لَمْ یُؤْجَرْ وَ إِنْ نَقَصَ مِنْهُ أَثِمَ مَا دَارَتْ عَلَیْهِ السَّبَّابَهُ وَ الْوُسْطَى وَ الْإِبْهَامُ مِنْ قُصَاصِ الرَّأْسِ إِلَى الذَّقَنِ وَ مَا جَرَتْ عَلَیْهِ الْإِصْبَعَانِ مِنَ الْوَجْهِ مُسْتَدِیراً فَهُوَ مِنَ الْوَجْهِ وَ مَا سِوَى ذَلِکَ فَلَیْسَ مِنَ الْوَجْهِ قُلْتُ الصُّدْغُ لَیْسَ مِنَ الْوَجْهِ قَالَ لا.[۱۲۲]به ابو جعفر باقر (علیه السلام) گفتم: بفرمایید،که گردى صورت آن مقدارى که باید شست، و خدا به شستن آن فرمان داده،تا کجا است؟ ابو جعفر گفت: گردى صورتت، از آن حدى که خدا فرموده ،و باید شسته شود،نه کمتر و نه‏بیشتر؛ که اگر بیشتر بشوید پاداشى نداردو اگر کمتر بشوید خطا کرده است، همان مقدارى است که موقع شستن و دست کشیدن انگشت شهادت و انگشت وسط و انگشت شست بر روى آن مى‏چرخد؛ و به عبارت دیگر: از بالاى صورت آن قسمتى که موى سر چیده مى‏شود، تا زیر چانه و از دو طرف صورت، هر مقدارى که دو انگشت شست و انگشت وسط بر روى آن مى‏چرخد، جز صورت است، و ما بقى جز صورت نیست من گفتم: بنا گوش از صورت نیست؟ابو جعفر(علیه السلام) گفت: نه.
در مفردات راغب آمده است، که اجربه معنای مزد وپاداشی است که به کار تعلق گیردچه کار دنیوی وچه کار اخروی.[۱۲۳]
این حدیث که براساس اشتقاق لفظ بیان شده است،معنای اجر رادر باب شستن اعضای وضو بیان می کندوبیان می داردکه، هر عملی مترتب بر احر وپادا ش است؛ و اگر عملی غیر ازآنچه در سنت آورده شده است عمل شود، اجر وپاداشی بر آن تعلق نمی گیردو هم چنین معنای اجیر را که در آیه آورده شده است، بیان می دارد؛ این که حضرت شعیب یکی از دختران خود رابه حضرت موسی تزویج کرد؛واز وی در خواست هشت سال کار را کرد،در واقع یک نوع قرار داد بست، وبا این مضمون می توان گفت که هر عملی مترتب بر یک اجر وپاداش است، که اگرعملی انجام نشود، منفعتی بر آن تعلق نمی گیرد.
۲-۱-۲۶-بذر
مولف براین عقیده است که، واژه بذر به معنای پخش کردن در غیر آن چه خدا حلال کرده، است.[۱۲۴] آیهی که مولف برای بیان واژه بیان داشته است،عبارت است از:«إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِوَکانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا»(اسرا/۲۷) «اسرافکاران با شیاطین برادرند،و شیطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده است، عبارت است از: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله علیه و آله)‏ طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَهٍ عَرَفَهُ اللَّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ النَّاسُ أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الْهُدَى- وَ یَنَابِیعُ الْعِلْمِ یَنْجَلِی عَنْهُمْ کُلُّ فِتْنَهٍ مُظْلِمَهٍ لَیْسُوا بِالْمَذَایِیعِ الْبُذُرِ وَ لَا بِالْجُفَاهِ الْمُرَاءِین‏.[۱۲۵]رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: خوشا حال بنده گمنامى که خدا او را شناسد، و مردم او را نشناسند این- ها چراغهاى هدایت و چشمه‏هاى دانشند، هر فتنه تاریک و سختى از برکت آنها برطرف شود، آنها نه فاش‏کننده و پخش‏کننده اسرارند، و نه خشن و ریاکار.
درمفردات آمده است که، تبذیر به معنای تفریق کردن وپخش کردن چیزی است اصلش ازریختن وپاشیدن بذر است، که بطور استعاره به معنای پخش کردن بیهوده مال آمده است.[۱۲۶] وهم چنین مولف معجم مقاییس اللغه بر این باور است، که بذربه معنای پخش و پراکنده کردن چیزی است.[۱۲۷]
علامه این چنین آورده است،که وجه تفسیر مبذرین واسرافکاران با شیطانها این باشد،که هر دوی آنها از نظر سنخیت و ملازمت،ماننددو برادرمهربان اند،وهمیشه باهم اند.[۱۲۸]
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، بذررابه عنوان صفت اشخاصی بیان میکندکه،خداوند آنهارا بوسیله فضایل اخلاقی ایشان می شناسد، وآنها همواره در بین مردم گمنامند،وایشانپخشکنندهاسرارمردم نیستند،وهم چنانکه میدانیم دربذرپاشی بذرهاییکهپاشیده شدهاند،رشدمیکنند؛و بذرهرماده باعث گسترش جنس آن ماده می- شودودر این حدیث با بیانی زیبا،نشر و گسترش اسرار مردم را که خود سبب ریختن آبروی افراد وتفرق وجدایی در بین افراد می شود، بیان می داردو هم چنین در آیه بیان می- دارد،که کسی که اسراف کار است ملازم شیطان است، که نتیجه ی آن کفر و ناسپاسی نسبت به خدا وند است و این اسراف درهر امری میتواند باشد.
۲-۱-۲۷-حظر
مولفبراین نظراست،که کلمه حظر به معنای منع شده است،وحظیره کسی است که آغل برای شتر درست می کند، برای اینکه از گرما وسرما حفظ شود.[۱۲۹]آیهای که در این باب آمده،عبارت است از:« کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّکَ وَ ما کانَ عَطاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً» (اسرا/۲۰)«همه راچهآنگروه را و چه این گروه را از عطاى پروردگارت پى درپى خواهیم داد، زیرا عطاى پروردگارت را از کسى باز ندارند».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا بیان شده،عبارت است از: وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)‏ الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَیَأْتِی أَقْوَامٌ‏ بَعْدِی یَسْتَقِلُّونَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِی وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِی مَعِی فِی حَظِیرَهِ الْقُدْس.[۱۳۰]‏ و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آب وضو یکمدّ است و آب غسل یک صاع و در آتیه نزدیک پس از من گروههایى خواهندآمد،که این مقدار آب را اندک شمارند، و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند، و هر که استوار و پا بر جا بر سنّت من است، در حظیره قدس (بهشت) با من خواهد بود.
این حدیث با معنایی دیگردربیان مفهوم حظرمعنای آن را بسط داده است، وبر اساس اشتقاق لفظ در ذیل آیه بیان شده است، و درصدد تفسیرآیه مورد نظر نیست.
۲-۱-۲۸-ضمر
طریحی بیان داشته استکه واژه “ضمر” که، کلمه ضامر از این ریشه است، به معنای شتر لاغر اندام است.[۱۳۱] آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از: «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ » (حج/۲۷)«و در میان مردم به (اداء مناسک) حج اعلام کن، تا خلق پیاده و سواره بر شتران لاغر اندام تیزرو از هر راه دور به سوى تو جمع آیند.»
حدیث آورده شده،عبارت است از: أَلَا وَ إِنَّ الْمِضْمَارَ الْیَوْمَ وَ السِّبَاقَ غَداً .[۱۳۲] بهوش باشید، که امروز وقت آماده شدن و فردا روز مسابقه است.
درمفردات آمده است که ضامر شتر لاغر اندامی است، که لاغریش بر اثر کار باشد نه لاغری طبیعی، و مضمار مکان اسب دوانی وتمرین کردن اسب است.[۱۳۳]

سیس

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است



<p>مطلب دیگر :</p>

<div><span data-sheets-value=”{“1″:2,”2”:”سیستم ایزو “}” data-sheets-userformat=”{“2″:15229,”3”:{“1″:0,”3″:1},”5”:{“1”:[{“1″:2,”2″:0,”5”:[null,2,13421772]},{“1″:0,”2″:0,”3”:3},{“1″:1,”2″:0,”4″:1}]},”6”:{“1”:[{“1″:2,”2″:0,”5”:[null,2,13421772]},{“1″:0,”2″:0,”3”:3},{“1″:1,”2″:0,”4″:1}]},”7”:{“1”:[{“1″:2,”2″:0,”5”:[null,2,13421772]},{“1″:0,”2″:0,”3”:3},{“1″:1,”2″:0,”4″:1}]},”8”:{“1”:[{“1″:2,”2″:0,”5”:[null,2,13421772]},{“1″:0,”2″:0,”3”:3},

مطلب دیگر :

مطلب دیگر :

پایان نامه بررسی تأثیر باروری بر رفاه اقتصادی در کشورهای منتخب سازمان کنفرانس اسلامی – دانلود پایان نامه همه رشته ها – همه گرایش ها

سامانه پژوهشی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- قسمت …

امور مربوط به تامین برق اضطراری، روشنایی باند، ایستگاه های هوانوردی و برق و تاسیسات در محوطه پروازی و محوطه بیرونی توسط پرسنل اداره امور فنی و تجهیزات فرودگاهی و پیمانکاران طرف قرارداد انجام می پذیرد.
قطعات یدکی و ابزار و لوازم مورد مصرف جهت تعمیرات و نگهداری از طریق واحدهای ذیربط درخواست و از طریق پرسنل انبار تحویل می شود. تعمیرات اساسی دستگاه ها و تجهیزات توسط پیمانکاران طرف قرارداد به صورت خرید خدمات و تعمیرات جزیی به وسیله کارکنان شرکت به عمل می آید.
فعالیت های خدماتی
فعالیت های خدماتی مربوط به نگهداری و توسعه فرودگاه ها شامل طراحی نظارت بر عملیات ساخت و ساز و کنترل پروژه، توسعه و بهسازی، تکمیل و تعمیرات ساختمان ها از طریق اداره کل ساختمان و توسعه فرودگاه ها، بررسی و امکان سنجی و بازاریابی راه های ایجاد درآمد مستمر برای شرکت و … توسط دفتر برنامه ریزی و سرمایه گذاری و تهیه وتدارک کالا و نگهداری در انبار و تحویل به واحد های درخواست کننده، انعقاد قراردادهای خرید خدمات و نظارت برحسن اجرای آنها از طریق اداره کل تدارکات ستاد انجام می پذیرد.
فعالیت های تشکیلاتی
فعالیت های تشکیلاتی در ارتباط با ستاد و یا هر یک از ادارات کل فرودگاه ها و سایر ادارات توسط واحدهای امور اداری، خدمات عمومی بازرگانی، امور مشترکین، مرکز آموزش فنون هوائی، امور مالی، روابط عمومی، ارگانهای دولتی و … انجام می شوند.
عوارض فرودگاهی مربوط به نشست و برخاست هواپیما در فرودگاه شامل ناوبری، نشست و برخاست، روشنایی باند، تاسیسات و خدمات فرودگاهی، پارکینگ، خدمات سوختگیری هواپیما، خدمات بار و …) از طریق امور بازرگانی فرودگاه و بر اساس نرخ های مصوب هیئت وزیران محاسبه و با تنظیم صورت حساب از شرکت های هواپیمایی داخلی و خارجی به صورت ماهانه دریافت می شود.
امور مشترکین در جهت ارائه خدمات رفاهی و تسهیلات (آب، برق، رادیو ترانک، گاز و …) مورد نیاز مشترکین اماکن واگذاری بصورت اجاره به شرکت های هواپیمایی داخلی و خارجی مستقر در فرودگاه، شرکت های خدماتی و بهره برداران از اماکن فعالیت نموده و درآمد خدمات ارائه شده با استفاده از اطلاعات کارکرد موجود در نرم افزار کامپیوتری امور مشترکین و اداره مهندسی الکترونیک با تنظیم صورت حساب در دوره های زمانی معین از مشترکین اخذ می شود.
هزینه های شرکت به منظور هماهنگی با هزینه های بودجه ای، کلا به دو گروه هزینه شامل هزینه های عملیات و هزینه های اداری و تشکیلاتی تفکیک و طبقه بندی شده اند.
گروه هزینه های عملیات، مربوط به فعالیتهای واحدهایی است که مستقیما در زمینه ارائه خدمات فرودگاهی، ایجاد، ساخت، توسعه و بهسازی تجهیزات و دستگاه های فرودگاهی و یا نگهداری و پشتیبانی فنی از آنها و ارائه خدمات فرودگاهی به شرکت های هواپیمائی، مسافری و مشترکین خدمات رفاهی و بهره برداران اماکن فعالیت می نمایند. هزینه های مربوط به حوزه های عملیات، پشتیبانی عملیات و خدماتی در ستاد و ادارات کل فرودگاه ها و سایر ادارات در گروه هزینه های عملیات تلقی می شوند.
این گروه از هزینه ها تحت عنوان دستمزد مستقیم، سربار مستقیم، و سربار غیر مستقیم به بهای تمام شده خدمات فرودگاهی شامل عوارض و سایر خدمات فرودگاهی و پروژه های در جریان ساخت یا توسعه و بهسازی تأسیسات و تجهیزات فرودگاهی جهت شرکت یا دیگران منظور خواهد شد.
گروه هزینه های عملیات شامل سرفصلهای هزینه (حساب کل) به شرح زیر می باشد.
هزینه های حقوق، دستمزد و مزایای کارکنان
هزینه های کارکنان
هزینه های عملیاتی
هزینه های استهلاک
گروه هزینه های اداری و تشکیلاتی شامل هزینه های واحدها و مراکز هزینه اداری و تشکیلاتی و سایر هزینه ها می باشد.
سرفصلهای هزینه های پشتیبانی عملیات و خدماتی در گروه هزینه های عملیات تفکیک و طبقه بندی شده اند.
هزینه های پشتیبانی عملیات و خدماتی بر اساس مبانی و معیارهای تسهیم هزینه که توسط شرکت و با همکاری طراحان پروژه تعیین خواهند شد، به مراکز هزینه عملیاتی، تشکیلاتی و یا احیانا پروژه ها تسهیم شده و از این طریق بخشی از آنها به بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و پروژه های در جریان شرکت و یا دیگران تخصیص می یابند.
هزینه های تشکیلاتی علاوه بر سرفصل های مشابه با هزینه های عملیات، شامل سرفصلهای هزینه حقوق، دستمزد و مزایای بازنشستگان، هزینه های مالی، اقلام غیر مترقبه و سایر هزینه ها نیز می باشد. هزینه های تشکیلاتی کلا به عنوان هزینه های دوره مالی به حساب سود و زیان منظور می گردند.
هر یک از سرفصل های هزینه به عنوان هزینه یا حسابهای معین هزینه تفکیک شده و مبالغ واقعی هزینه ها به هنگام تحقق، پرداخت و تعهد، همزمان از دو بعد نوع هزینه (حساب معین هزینه) و مرکز جذب یا محل وقوع هزینه (مرکز هزینه) مورد شناسایی و بررسی قرار گرفته و بر اساس شواهد عینی و مدارک مثبته مورد ثبت قرار می گیرند.
مراکز هزینه
به منظور اعمال کنترل، سنجش مسئولیت و ایجاد مبانی لازم جهت هزینه یابی، تسهیم هزینه ها و محاسبه دقیق بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و انجام پروژه های شرکت یا دیگران، واحدهای شرکت با توجه به نوع فعالیت، بر اساس ساختار سازمانی، تفکیک، طبقه بندی و شماره گذاری شده است. هر یک از واحدهایی که بر این اساس شناسایی و شماره گذاری گردد، یک مرکز هزینه نامیده می شود.
بر این اساس مراکز هزینه مربوط به ارائه خدمات پرواز در ستاد و ادارات کل فرودگاه ها و سایر ادارات تابعه که در زمینه عملیات پرواز و خدمات فرودگاهی فعالیت می نمایند، به عنوان مراکز هزینه عملیات و مراکزی که در ارتباط با ارائه خدمات و پشتیبانی در زمینه نصب و راه اندازی تجهیزات فرودگاهی و تعمیرات و نگهداری از آنها، ارائه خدمات به سایر فرودگاه ها و تعمیرات و نگهدار ی ماشین آلات، برق و تاسیسات و امور ترمینالها و اماکن با سایر مراکز هزینه (عملیاتی، تشکیلاتی و …) در ستاد و ادارات کل فروگاه ها و سایر ادارات فعالیت دارند، به عنوان مراکز هزینه پشتیبانی عملیات، در نظر گرفته شده اند.
مراکز هزینه تشکیلاتی شامل واحدهایی هستند که در ارتباط با اداره امور شرکت در ستاد و ادارات کل فرودگاه ها فعالیت دارند و فعالیت های آنها ارتباط مستقیم با بهای تمام شده خدمات و یا پروژه های مرتبط ندارد.
از آنجایی که بعضی از مراکز هزینه عملیات نقش پشتیبانی کننده سایر مراکز عملیات را دارند و مستقیما در ارانه خدمات فرودگاهی و انجام پروژه ها دخالت ندارند، بنابر این به منظور افزایش دقت در محاسبات بهای تمام شده، مراکز هزینه عملیات در ستاد و هر یک از ادارات کل فرودگاه ها از نظر نوع و ماهیت فعالیت و عملیات به مراکز هزینه عملیات و مراکز هزینه پشتیبانی عملیات تفکیک شده است.
مراکز هزینه عملیات مستقیما در ارتباط با ارائه خدمات فرودگاهی در ستاد و فرودگاه ها فعالیت می نمایند و شامل مراکزی نظیر کنترل فضای کشور در ستاد و برج مراقب، تقرب، ایمنی زمینی، آتش نشانی، مارشالرینگ، کنترل ترافیک، اماکن، تسمه نقاله، روشنایی باند و … در هر یک از فرودگاه ها می باشند.
مراکز هزینه پشتیبانی عملیات در ستاد و ادارات کل فرودگاه ها و سایر ادارات تابعه شرکت در زمینه ارائه خدمات پشتیبانی فنی و تعمیرات دستگاه ها و تجهیزات فرودگاهی و مراکز هزینه عملیات فعالیت دارند.
مجموع هزینه های مراکز هزینه عملیات شامل حقوق و دستمزد کارکنان (دستمزد مستقیم) و سایر هزینه های مراکز مزبور (سربار مستقیم) به همراه سهم دریافتی از هزینه های مراکز هزینه پشتیبانی عملیات و خدماتی (سربار غیر مستقیم)، هزینه های قابل جذب و تخصیص به خدمات مشمول بهای تمام شده را تشکیل می دهند.
ظرفیت
ظرفیت عملی در اختیار در فعالیت های عملیاتی در فرودگاهها تابعه، تعداد پرواز با توجه به محدودیتهای موجود از جمله پارکینگ در فرودگاه مهرآباد و در مورد سایر خدمات فرودگاهی سطح زیر بنا، تعداد، تناژ، ساعات ارائه خدمات و … می باشد.
در تعیین ظرفیت عملی تعداد و نوع هواپیما (گروه بندی در کلاس های مختلف و وزن) با توجه به زمان بندی نشست و برخاست هواپیما مدنظر بوده و بر این اساس از مقایسه تعداد هواپیماهای ورودی و خروجی در واحد زمان به میزان تعیین شده در ظرفیت قابل دسترس با اعمال درصدی به عنوان تعدیل ظرفیت، ظرفیت عملی محاسبه و از مقایسه آن با ظرفیت اسمی پروازهای فرودگاه، ظرفیت بلا استفاده محاسبه می شود.
هزینه های انجام شده در رابطه با ارائه خدمات پروازی بر اساس تجزیه و تحلیل و تصمیم مدیریت و با توجه به اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری از طربق تسهیم هزینه های عملیات بر اساس مبانی تسهیم فوق الذکر به عنوان هزینه های قابل جذب به بهای تمام شده ارائه خدمات پروازی منظور و سهم هزینه ظرفیت بلااستفاده (در صورت وجود) تحت عنوان هزینه های جذب نشده به حساب سود و زیان شرکت منظور می گردد.
هزینه های ثابت و متغیر
به منظور تعیین دقیق هزینه های قابل جذب به خدمات فرودگاهی و پروژه ها و شناسایی و خارج کردن هزینه های غیر قابل جذب (جذب نشده) از هزینه های واقعی و تحقق یافته، عوامل هزینه بر حسب مراکز هزینه مربوطه، از نظر گرایش و رفتار در ارتباط با ارائه خدمات فرودگاهی و پروژه های احداث، توسعه و بهسازی تجهیزات فرودگاهی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به هزینه های ثابت و متغیر تفکیک می گردند.
هزینه های ثابت به هزینه هایی اطلاق می شود که بر اثر تغییر در سطح فعالیت های عملیات تغییر نمی کنند.
هزینه های متغیر برعکس هزینه های ثابت بطور مستقیم و به تناسب تغییر در سطح فعالیت، افزایش یا کاهش می یابند.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

تحقیق دانشگاهی – طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای کشور- …

طراحی و تدوین سیستم بهای تمام شده بر اساس اصول و مبانی ارائه شده که مورد تایید شرکت می با شد با در نظر گرفتن موارد ذیل پایه گذاری شده است.
شناخت فعالیت ها و فرآیندهای کاری شرکت از ابعاد مختلف
ویژگی های زمینه فعالیت، نوع و ترکیب خدمات
ساختار سازمانی شرکت
تعیین مراکز هزینه بر اساس نوع فعالیت و ساختار سازمانی
واحدهای سازمانی، سیستم های اطلاعاتی و عملیاتی تامین کننده اطلاعات پایه و مورد نیاز محاسبه بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی
گستره فعالیت، میزان تمرکز و عدم تمرکز فعالیت ها
اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری
شناسایی مبانی و فعالیت های مورد نیاز مرتبط با بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی
رفتار و گرایش هزینه ها از ابعاد مختلف (مستقیم، غیر مستقیم، ثابت و متغیر) در جهت هزینه یابی و محاسبه دقیق بهای تمام شده
عوامل هزینه بهای تمام شده خدمات فرودگاهی
محاسبه بهای تمام شده پروژه های ارائه خدمات به سایر فرودگاه ها و احداث تاسیسات و تجهیزات فرودگاهی و سایر دارائیهای ثابت و یا بهسازی تاسیسات موجود
محاسبه بهای تمام شده ارائه خدمات به تفکیک عوارض فرودگاهی، سایر خدمات فرودگاهی شامل اجاره اماکن خدمات رفاهی و … ارائه خدمات ناوبری و مهندسی الکترونیک با سایر فرودگاهها
تعیین جایگاه و ماموریت سیستم حسابداری بهای تمام شده در جهت تحقق اهداف سیستم اطلاعات مالی و حسابداری
طراحی سیستم حسابداری بهای تمام شده با تأکید بر نقش آن به عنوان بخشی از سیستم اطلاعات مالی و حسابداری
فعالیت های شرکت از دیدگاه حسابداری بهای تمام شده
هدف و موضوع فعالیت شرکت ساماندهی، ایجاد، اداره، نگهداری، توسعه و تجهیز و بهره برداری از فرودگاه های کشور، ایستگاه های ناوبری، ارتباطی و ارائه خدمات و فعالیت های جنبی هوانوردی و پروازی می باشد.
با توجه به شناخت به عمل آمده و اطلاعات جمع آوری شده از دیدگاه حسابداری بهای تمام شده مجموعه فعالیت های شرکت در چهار گروه کلی به شرح زیر تفکیک گردیده است.
فعالیت های عملیاتی
فعالیت های پشتیبانی عملیات
فعالیت های خدماتی
فعالیت های اداری و تشکیلاتی
فعالیت های عملیاتی
فعالیت های عملیاتی در زمینه ارائه خدمات پروازی به هواپیماهای عبوری از قلمرو هوایی کشور و ارئه خدمات فرودگاهی شامل ناوبری، نشست و برخاست، روشنایی باند، تاسیسات و خدمات فرودگاهی، پارکینگ و … برای نشست و برخاست هواپیما در فرودگاه ارائه سایر خدمات فرودگاهی شامل تسهیلات جهت مسافرین، واگذاری اماکن به صورت اجاره جهت فروشگاه، محل اداری، پارکینگ و نصب تابلو تبلیغاتی، خدمات رفاهی شامل آب و برق و تلفن و سایر تسهیلات و ارائه خدمات فنی الکترونیک و ناوبری به سایر فرودگاه های کشور می باشد.
امور مربوط به کنترل و هدایت پروازهای عبوری از قلمرو هوائی کشور و همچنین پروازهای داخلی و خارجی که در ارتفاع بیش از ۲۷۵۰۰ پایی پرواز و در فرودگاههای کشور نشست و برخاست می کنند با استفاده از تجهیزات و دستگاه های رادار از طریق اداره کنترل فضای کشور (سنتر) انجام می پذیرد. اطلاعات مربوط به مشخصات هواپیمائی و زمان و نقطه مرز ورودی و خروجی از طریق تماس خلبان هواپیما به سیستم های کامپیوتری انتقال و بهنگام صدور صورت حساب عوارض عبوری و تنظیم گزارشات لازم مورد استفاده قرار می گیرد.
در مورد پروازهای داخلی و خارجی، برنامه پروازهای شرکتهای هواپیمایی در دو دوره ۶ ماهه از طرف شرکت ها اعلام و به سیستم کامپیوتری اطلاعات پرواز انتقال یافته و بر این اساس در زمان پرواز خلبان به واحد توجیه خلبان (بریفینگ) مراجعه و نسبت به تحویل نقشه و تبادل اطلاعات پرواز اقدام و مراتب نیز به فرودگاه مقصد مخابره می شود. در برنامه توجیه خلبان مشخصات هواپیما، شناسه، مبدأ و مقصد پرواز، میزان سوخت، مسیر پرواز و تجهیزات مورد استفاده در هواپیما تعیین می گردد. برنامه پروازی شرکت های هواپیمایی داخلی و خارجی، پروازهای برنامه ای و همچنین پروازهای غیر برنامه ای که حسب مورد تعیین و اعلام می شود از طریق تلکس و اینترنت در اختیار اداره مراقبت پرواز قرار داده می شود.
هدایت هواپیما از محل پارکینگ به باند فرودگاه جهت انجام برخاست از طریق تماس برج مراقبت با خلبان و همکاری واحد ترافیک اداره مراقبت زمینی انجام می پذیرد.
هواپیما در مسیر پرواز تا شعاع ۷۰ مایلی (حدود ۱۰۰ کیلومتر) و تا ارتفاع حداکثر ۲۸۰۰۰ پا با برج کنترل فرودگاه در تماس بوده و پس از آن به فرودگاه بعدی واقع در مسیر واگذار می شود. قابل ذکر است علاوه بر کنترل محدوده فرودگاهی، عملیات پروازی در آسمان کشور از طریق مرکز سنتر نیز تحت کنترل و نظارت قرار دارد.
پروازهای ورودی پس از تقرب به محدوده برج کنترل فرودگاه و بر قراری تماس از طریق باند تعیین شده به زمین نشسته و به پارکینگ هدایت می شوند.
جهت هر پرواز که شامل ورودی و خروجی و محلی و عبوری می باشد، برگه ای موسوم به استریپ نوار شاخص پروازی از طریق دستگاه رادار تخصیص و نوع پرواز جهت شناسایی آسان با رنگ آبی (پروازهای خروجی) قرمز پروازهای ورودی و زرد پروازهای محلی یا عبوری مشخص می شود. در برگ استریپ اطلاعات و مشخصات هواپیما مبدأ و مقصد و محل های گزارش موقعیت هواپیما به برج کنترل، زمان تقریبی و واقعی ورود و خروج هواپیما از باند درج و نسخه ای از آن به صورت روزانه جهت صدور صورت حساب خدمات پروازی به مرکز کامپیوتر واحد بازرگانی ارسال می شود.
پشتیبانی عملیات
امور پشتیبانی عملیات شامل نصب و راه اندازی و تعمیرات و نگهداری سیستم ها و تجیزات رادار، کنترل مکالمات و ناوبری هواپیما به هنگام فرود و برخاستن از فرودگاه و سیستم های کنترل ورود و خروج مسافرین از ترمینال ها و سیستم های مخابراتی و ارتباطی و انتقال دیتا می باشد.
سیستم های الکترونیک مورد استفاده پس از نصب و راه اندازی در اختیار واحدهای استفاده کننده قرار گرفته و با توجه به حساسیت و نوع قطعات در مقاطع زمانی ۶ ماهه و سالانه با استفاده از دفترچه راهنمای تعمیرات و یا بر حسب مورد در طی سال با اعلام موارد خرابی توسط استفاده کنندگان تعمیرات لازم به عمل می آید.
بخش عمده خدمات فرودگاهی ارائه شده از طریق اداره مهندسی الکترونیک توسط پیمانکاران طرف قرارداد و تحت نظارت این اداره انجام می شود. اقلام مورد نیاز مصرف در انجام تعمیرات و نگهداری بر حسب مفاد قرارداد یا به عهده پیمانکار بوده و یا از طریق فرودگاه درخواست و تحویل می شود.
سایر خدمات فرودگاهی شامل نظارت بر سیستم های اعلام پرواز، شبکه سرور گذرنامه، روشنائی باند، سیستم های اطلاعات داخلی و شبکه تله تکست تلویزیون، نگهداری کامپیوترهای مورد استفاده در فرودگاه تلفن گویا ۱۹۹ و نظارت بر کار پیمانکاران نصب شبکه های فوق می باشد.
هماهنگی و صدور مجوز کلیه پروازهای مسافری، باری، تجاری، اختصاصی و داخی و خارجی از طریق واحد هماهنگی پرواز معاونت خدمات فرودگاهی انجام و اطلاعات پرواز پس از کنترل به سیستم کامپیوتری انتقال و مجوز پرواز صادر و به خلبان تحویل می شود. صدور مجوز پرواز با توجه به ظرفیت پذیرش مسافر در سالن های ترمینالها و امکانات پروازی به عمل می آید.
خدمات رسانی به مسافرین در داخل ترمینالها از طریق پیمانکاران طرف قرارداد و تحت نظارت اداره امور ترمینال ها انجام می پذیرد. از جمله این فعالیت ها امور نظافتی، اطلاعات مرکز تلفن، اطلاعات پرواز و تلفن گویا، باربری، خدمات درمانی، نمازخانه، هماهنگی پروازها و اماکن و دفاتر فروش بلیط و تاکسیرانی می باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادرتخصصی فرودگاههای …

تحلیل محتوا: که جهت دسته بندی مفاهیم نظری و ادبیات تحقیق صورت می گیرد.
تجزیه و تحلیل سیستم: در طراحی سیستم هزینه یابی پیشنهادی در قلمرو تحت بررسی از این روش استفاده شده و شامل موارد زیر است.
وجود یا فقدان سیستم هزینه یا بی در واحد تحت بررسی
تعیین نقاط ضعف و قوت سیستم هزینه یا بی در واحد تحت بررسی
ارائه پیشنهاداتی در جهت بهبود سیستم هزینه یابی در قلمرو تحت بررسی و طراحی چارچوب کلی سیستم پیشنهادی
موضوع این پژوهش طراحی سیستم بهای تمام شده مبتنی بر فعالیت در شرکت مادر تخصصی فرودگاههای کشور می باشد.
در این پژوهش اهداف ذیل دنبال شده است.
تعیین وجود یا عدم وجود سیستم در قلمرو تحت بررسی
تعیین معایب و محاسن سیستم در قلمرو تحت بررسی
طراحی چارچوب کلی سیستم پیشنهادی
فصل چهارم
طراحی سیستم پیشنهادی
مقدمه
بیشتر مدیران در صنعت فرودگاهی معمولا چشم انداز مناسبی از مدیریت هزینه ها به عنوان یکی از فرآیندهای مهم و نوین سیستم حسابداری مدیریت در سازمان خود ندارند. اما شکی نیست که دسترسی به این اطلاعات یکی از ابزارهای مهم و استراتژیکی است که اطلاعات مفیدی را در دسترس مدیران جهت تصمیم گیری های متعدد قرار می دهد و با فراهم کردن بازخوردهای مناسب به آنها کمک می کند تا بر اساس آن بتوانند به پیشرفت بیشتر سازمان خود و حفظ آن در بازار شدید رقابتی دست یابند.
یکی فاکتور های عمده که به نوعی یک تهدید بالقوه برای شرکت محسوب می شود انحصار موجود در مدیریت و راهبری فرودگاههای کشور می باشد. این انحصار از یک طرف موجب عدم حضور رقیب در بازار هوانوردی کشور شده و از طرف دیگر موجب کم توجهی به سنجش کارآیی و اثر بخشی فعالیت های شرکت و فرودگاههای تحت مدیریت آن شده است. برای تبدیل این تهدید به فرصت بهبود مستمر و تحقق اهداف متعالی در حوزه فرودگاهی، شرکت فرودگاههای کشور نیاز دارد بداند هزینه خدمات مختلفی که ارائه می کنند به چه میزان می باشد و علاوه بر این اطلاع صحیح و کافی از اجزا هزینه ها و ساختار تشکیل دهنده آنها در سازمان خود داشته باشند. برای مدیران فرودگاهها و تصمیم گیرندگان صنعت فرودگاهی، دسترسی به اطلاعات مدیریت هزینه به عنوان یک ابزار کلیدی جهت تاثیرگذاری بر فعالیتهای شرکت و فراهم کردن ایده ها و افکار مناسب برای اداره کردن و مدیریت فعالیتهای فرودگاهی بسیار مهم و ضروری می باشد. این موضوع نه تنها بعنوان یک محرک اساسی بر مسائل مالی صنعت فرودگاهی تاثیر اساسی دارد، بلکه بر فرهنگ سازمانی و چگونگی ساز و کار آن نیز تاثیر معناداری خواهد داشت. برای این منظور اصل مدیریت هزینه به عنوان یکی از موضوعات جدید و حاضر در بین سازمانهای جهانی در صنعت فرودگاهی نیز بدلیل اینکه در این بازار انحصاری مشغول به فعالیت می باشد، باید مورد توجه جدی قرار گیرد.
چارچوبی که برای سیستم مدیریت هزینه در هر سازمانی وضع می شود باید این اطمینان را بطور دائم ایجاد کند که این سیستم می تواند استراتژیهای جاری سازمان را با فشارهای محیطی و موقعیتهای سازمانی تطبیق دهد. سازمانها و مدیران آنها نیاز دارند که بدانند چگونه می توانند با تصمیمات و فعالیتهای خود، ارزشهای موجود را حفظ نموده و ارزش افزوده جدیدی را در سازمان ایجاد کنند. مدیریت هزینه معیار و دیدگاه مناسبی است که می تواند به آنها در این روند کمک کند. اطلاعات مدیریت هزینه یک روش و متدولوژی را ایجاد می کند که به کمک آن مدیران وکارکنان درک می کنند تا تلاش و نیروی خود را بر روی چه اهدافی در سازمان متمرکز کنند تا بتواند آنها را به سمت اهداف تعیین کننده جهت سازمان آنها سوق دهد. برای این منظور شناخت نارساییها و ضعف سیستمهای موجود و از طرفی ویژگیهای فعالیت های ستاد شرکت فرودگاههای کشور نسبت به سایر بخشها جهت طراحی و دستیابی به یک سیستم هزینه یابی برتر، می تواند بسیار مفید و موثر باشد.
در این فصل با توجه به مفاهیم نظری مطرح شده در فصل سوم در خصوص چگونگی و مراحل بکارگیری سیستم ABC در محاسبه بهای تمام شده خدمات فرودگاهی و با توجه به ساختار و تشکیلات شرکت فرودگاههای کشور فرآیند طراحی سیستم موجود در چند مرحله انجام می گردد. در مرحله اول ضمن بررسی وضعیت سیستم هزینه یابی موجود شرح مختصری از طبقه بندی هزینه ها، روش هزینه یابی و اجزای بهای تمام شده ارائه شده است. در مرحله بعدی نقایص و نواقص سیستم موجود به اختصار عنوان می گردد و در ادامه ساختار و تشکیلات شرکت فرودگاههای کشور بررسی و ضمن توجه به مراکز هزینه تعریف شده در سیستم هزینه یابی فعلی سیستم پیشنهادی و مشخصات تفصیلی آن شرح داده می شود. با توجه شرح وظایف ستاد شرکت به عنوان بزرگترین مرکز انباشت هزینه های مشترک و سربار غیر مستقیم، بخشها و زیر مجموعه های تحت نظر حوزه مدیرعامل و هرکدام از معاونتهای شرکت بر حسب نمودار سازمانی آنها شناسایی می گردند. با استفاده از روش آنالیز فعالیت، کلیه فعالیتهای این بخشها تعیین شده و قسمتهایی که به نحوی در راستای خدمات ارائه شده در ستاد شرکت فرودگاههای کشور و فرودگاههای تحت مدیریت فعالیت می کنند، مشخص گردیده و از طریق تعیین و تعریف مبانی مناسب، هزینه های حوزه ستادی شرکت فرودگاههای کشور به اهداف هزینه تخصیص می یابد.
مراحل طراحی و بکارگیری سیستم پیشنهادی در شرکت فرودگاههای کشور
با توجه به اصول و مبانی سیستم ABC و مطالعات انجام شده در زمینه روشهای هزینه یابی و محاسبه بهای تمام شده خدمات و همچنین بررسیهای بعمل آمده در زمینه ساختار شرکت فرودگاه های کشور، مراحل طراحی و بکارگیری سیستم پیشنهادی در شرکت در قالب مراحل ذیل انجام گرفت که در ادامه تشریح می گردد.
مرحله اول: شناسایی وضعیت سیستم موجود از جنبه های مختلف. با توجه به اینکه اطلاعات سیستم پیشنهادی در سطح فرودگاههای کشور جمع آوری و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد، بنابراین برای جمع آوری اطلاعات نیاز به همکاری و استفاده از کارشناسان شرکت بود. برای این منظور ضمن مراجعه به کارشناسان و بررسی اسناد و اطلاعات مالی و حسابداری، بررسی خصوصیات مربوط به خدمات فرودگاهی و چگونگی ارائه این خدمات، اطلاعات لازم جمع آوری و مورد بررسی قرار گرفت.
مرحله دوم: تفکیک فعالیتهای عملیاتی از سایر فعالیتها. با توجه به اینکه ستاد فرودگاههای کشور علاوه بر عملیات هوانوردی که توسط مرکز کنترل فضای کشور انجام می شود سایر خدمات پشتیبانی و اداری تشکیلاتی جهت فرودگاههای کشور را بر عهده دارد، بنابراین در مرحله اول می بایست فعالیت های مختلف دسته بندی گردند. برای این منظور با توجه به ساختار و تشکیلا شرکت و چارت سازمانی به تجزیه و تحلیل مراکز هزینه تعریف شده در سیستم ستاد و فعالیت هایی که توسط آنها انجام می شود اقدام گردید. فعالیت های انجام شده توسط ستاد شرکت فرودگاههای کشور در سه دسته فعالیت های مرتبط با دسته محصولات، مرتبط با نگهداری محصولات و مرتبط با نگهداری کسب و کار دسته بندی شدند.
مرحله سوم: آنالیز فعالیت ها. با توجه به تنوع و تعدد وظایف تعریف شده در ستاد و به لحاظ ساختار مشترک بین بخشهای مختلف، در این مرحله بخشهایی که خدمات آنها بطور مشترک مربوط به فعالیتهای عملیاتی و غیر عملیاتی می گردید، مورد بررسی قرار گرفت تا فعالیتهایی که مربوط به عملیات است از سایر فعالیتها تفکیک و درصد آن نیز برآورد گردد. به عنوان مثال فعالیتها و خدمات مرکز کنترل فضای کشور مربوط به فعالیتهای ناوبری می گردد، بنابراین این بخش جزء بخشهای عملیاتی در نظر گرفته می شود. اما اداره کل تدارکات که فعالیتها و خدمات مربوط به کلیه واحدها اعم از عملیاتی و غیر عملیاتی را به صورت همزمان انجام می دهد، به عنوان یک بخش مشترک محسوب می گردد. بنابراین بخشی از خدمات آن مربوط به فعالیتهای عملیاتی و بخشی از خدمات نیز مربوط به فعالیتهای غیر عملیاتی می باشد که با آنالیز فعالیت این فعالیتها از یکدیگر تفکیک گردید.
مرحله چهارم: تفکیک فعالیتها و خدمات عملیاتی با توجه به هدف هزینه. از آنجا که هدف هزینه در این تحقیق تسهیم هزینه های سربار غیر مستقیم ستاد به هدف هزینه ستاد (مرکز کنترل و کلیه فرودگاههای کشور) می باشد بنابراین در این مرحله با توجه به نتایج مرحله قبل و در نظر گرفتن بخشهایی که به نحو مستقیم و غیر مستقیم در ارائه خدمت به اهداف هزینه ستاد نقش دارند، فعالیتهایی که در رابطه با هر کدام از اهداف هزینه می باشند همراه با درصد آن فعالیت مشخص گردید تا صرفا این فعالیتها به هدف هزینه تخصیص یابند. به عنوان مثال خدمات مرکز فعالیت ناوبری صرفاً مربوط هدایت هواپیما در فضای کشور بوده و بنابراین فعالیتها و هزینه های این مرکز فعالیت صرفا باید به هدف هزینه یعنی مرکز کنترل و کلیه فرودگاههای کشور تخصیص یابد.
مرحله پنجم: انتخاب مبنای تسهیم هزینه جهت تخصیص هزینه های هر مرکز فعالیت به هدف آن. در این مرحله برای تسهیم هزینه های هر مرکز فعالیت، یک مبنای تسهیم تعریف و مشخص گردید تا بر این اساس هزینه های ایجاد شده در هر کدام از مراکز فعالیت به هدف هزینه تخصیص یابد. به عنوان مثال مبنای تسهیم هزینه های مرکز فعالیت ناوبری بر اساس تعداد پروازهای انجام شده تسهیم می شود.
مرحله ششم: تسهیم هزینه های مربوط به ستاد (هزینه های سربار غیرمستقیم) به هرکدام از اهداف هزینه. در این مرحله با استفاده و بکارگیری مبناهای تسهیم هزینه که برای هر مرکز فعالیت تعریف گردید، هزینه های سربار غیر مستقیم به اهداف هزینه تخصیص می یابند. مثلا هزینه های معاونت عملیات فرودگاهی بر اساس تعداد پرواز در هر یک از اهداف هزینه تسهیم می گردد. بنابراین هدف هزینه برای تخصیص هزینه های این مرکز فعالیت مرکز کنترل و کلیه فرودگاههای کشور می باشد.
شناخت وضعیت موجود
هر چند مطالعه و طراحی سیستم هزینه یابی در شرکت فرودگاههای کشور سابقه کوتاهی دارد و سیستم موجود صرفا در مرحله مطالعات نظری و طراحی اولیه بسر می برد و تا کنون اجرایی نشده اما به لحاظ استفاده از مطالعات گذشته ضمن بررسی مستندات موجود هر چند به اختصار نقاط قوت و ضعف آن بررسی می گردد.
در این بخش روش موجود هزینه یابی، مراحل و چگونگی محاسبه بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و پروژه های نصب و راه اندازی، توسعه و بهسازی تأسیسات و تجهیزات فرودگاهی و ارائه خدمات ناوبری و مهندسی الکترونیک در شرکت مادر تخصصی فرودگاه های کشور(سهامی خاص) تشریح می گردد.
سیستم حسابداری بهای تمام شده از مجموعه سیستم های جامع اطلاعات مالی و مدیریت، در رابطه با برنامه ریزی، کنترل فعالیت ها، تعیین استراتژیها (کوتاه مدت و بلند مدت) و تصمیم گیری در مورد آثار مالی فعالیت ها و فرآیند ارائه خدمات و اجرای پروژه های شرکت و ارائه خدمات به دیگران نقش مهمی ایفا نموده و وظایف و مأمورت های اساسی زیر را بعهده دارد.
جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات و هزینه های انجام پروژه های احداث و توسعه و بهسازی فرودگاه ها به تفکیک عوامل هزینه
تجزیه و تحلیل عوامل هزینه بهای تمام شده خدمات و ساخت تاسیسات و تجهیزات فرودگاهی
محاسبه و تعیین هزینه های غیر قابل جذب به بهای تمام شده انواع خدمات ناشی از عدم وجود جا و مکان پارک هواپیما و ظرفیت بلااستفاده و عدم کارایی برخی از مراکز هزینه با توجه به رفتار و گرایش هزینه ها
ایجاد مبانی و معیارهای لازم جهت کنترل فعالیت ها، سنجش مسئولیت ها و کارایی واحدهای عملیاتی و پشتیبانی عملیات و اتخاذ تصمیمات راهبردی
تنظیم اسناد حسابداری مربوط به بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و پروژهای احداث و توسعه و بهسازی فرودگاه ها در مراحل مختلف
تهیه و ارائه گزارشات مربوط به بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و پروژه های احداث و توسعه و بهسازی فرودگاه ها
ابتدا اصول و مبانی طراحی و تدوین سیستم حسابداری بهای تمام شده ارائه شده است و در ادامه فعالیت های شرکت از دیدگاه حسابداری بهای تمام شده، روش هزینه یابی و مراحل محاسبه بهای تمام شده ارائه خدمات فرودگاهی و پروژه های احداث و توسعه و بهسازی فرودگاه ها تشریح می گردد.
اصول و مبانی طراحی و تدوین سیستم حسابداری بهای تمام شده

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.