سایت مقالات فارسی – سحروکهانت در قرآن و حدیث وحدیث۹۳- قسمت ۲۱

اهورامزدا برای‌ باطل‌ کردن‌ ساحری‌ دشمن‌، او را به‌ مالیدن‌ پر این‌ مرغ ‌ به‌ تن‌ سفارش‌ کرد.[۱۷۵]
زنان‌ عرب‌ برای‌ سحرزدایی‌ و دور کردن‌ هر گونه‌ گزند، از استخوان‌های‌ سر مردگان‌ و حیوانات‌ همچون‌ طلسم‌ِ باطل‌ سحر استفاده‌ می‌کردند و انواعی‌ از آن‌ را در سفر و حضر با خود همراه‌ داشتند.[۱۷۶]
گردن‌بند طلسم‌ از برنز
مُهره‌: کاربرد خرزات‌ یا مهره‌های‌ باطل‌ سحر از دیرباز در میان‌ ایرانیان‌ و اعراب‌ رایج‌ بوده‌ است‌.
در کتاب‌ روایات‌ پهلوی‌ درباره خواص‌ جادویی‌ مهره‌ها برحسب‌ رنگ‌ آن‌ها، در جذب‌ خیر و مهر و محبت ‌ یا دفع‌ نوعی‌ شر سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌.[۱۷۷]
آقاجمال‌ خوانساری‌[۱۷۸] از مهره‌های‌ کبود خوش‌ رنگ‌، مهره سفید و مهره باباغوری‌ (سنگی‌ مدور سیاه‌ و سفید) در شمار باطل‌ سحرها نام‌ برده‌ است‌. [۱۷۹]،[۱۸۰]،[۱۸۱]
گوهر و زیور
در جامعه‌های‌ اولیه‌ گوهرها و زیورهای‌ آرایشی‌ مانند گردن‌بند، گوشواره‌، دست‌بند، بینی‌آویز، حلقه لب‌ و خلخال (پای‌ برنجن‌) و آویزه‌های‌ آن‌ها را دارای‌ خاصیت‌ جادویی‌ و سحرزدایی‌ می‌دانستند و به‌ بدن‌ انسان ‌ یا حیوان ‌یا ابزارهای‌ کار و اسباب‌ خانه‌ و جز آن‌ها می‌آویختند، و یا پای‌ درختان‌ میوه و کنار محصول‌ سبز و رویا می‌نهادند.
بابلی‌ها حتی‌ مردگان‌ خود را در برابر حمله دیوان‌ و ارواح‌ خبیث‌ با چنین‌ زیورهایی‌ طلسم‌ پوش‌ می‌کردند.
گاهی‌ چهره مردگان‌ را نقاشی‌ می‌کردند که‌ احتمالاً همچون‌ طلسمی‌ به‌ کار می‌رفت‌ بعدها، انواع‌ طلسم‌ نقشدار فلزی‌، پوستی‌ و کاغذی‌ که‌ با شکل‌ها و نشان‌های‌ رمزی‌ و اعداد و اوراد آراسته‌ بود، جای‌ زیورهای‌ طلسم‌گونه‌ را گرفت‌.
مو و ناخن‌
برخی‌ از اقوام‌ جهان‌ مو و ناخن ‌ را در شمار اندام‌های‌ زنده‌، و برخی‌ دیگر در شمار اندام‌های‌ مرده‌ می‌پنداشتند و آن‌ها را همچون‌ طلسم‌ در جادو کردن‌ اشخاص‌ و دستیابی‌ یا زیان‌ رساندن‌ به‌ آن‌ها به‌ کار می‌بردند.[۱۸۲]
در بسیاری‌ از فرهنگ‌های‌ جوامع‌ امروزی‌، از جمله‌ فرهنگ‌ عامه ایران‌، مو و ناخن‌ را دارای‌ نیروی‌ جادویی‌ می‌پندارند و آن‌ها را همچون‌ طلسم‌ و رزم‌ افزاری‌ اهریمنی‌ می‌شمارند.
مردم‌ عامه‌ موی‌ و ناخن‌ گرفته‌ شده‌ را روی‌ زمین‌ نمی‌اندازند، بلکه‌ در جایهایی‌ مانند شکاف‌های‌ دیوار پنهان‌ می‌کنند تا از دسترس‌ جادوگران‌ و دشمنان‌ دور بمانند.[۱۸۳]
تندیس‌ و پیکره‌
ساختن‌ عروسک‌ و تندیس‌ مومی‌ و کاربرد آن‌ در اعمال‌ جادویی‌ و مقاصد تخاصمی‌ در بیش‌تر فرهنگ‌های‌ قدیم‌ و جدید، از جمله‌ ایران‌، بابل‌، هند، مصر، افریقا و اروپا عمومیت‌ داشته‌ است‌.
مثلاً جادوگر پزشکان‌ بابلی‌ برای‌ بیرون‌ راندن‌ ارواح‌ و دیوان‌ از تن‌ بیمار، تندیس او را می‌ساختند و با خواندن‌ و دمیدن‌ افسون‌های‌ مخصوص‌ دیوان‌ زیانکار را از تن‌ بیمار به‌ تندیس‌ او می‌راندند.
کاهنان‌ عبرانی‌ نیز دیو ناخوشی‌ را با طلسم‌ و افسون‌ از تن‌ بیمار به‌ درون‌ تندیس‌های‌ مومی‌ یا بزغاله‌های‌ کشته‌ شده‌ می‌کردند.
در مصر باستان‌ و در عهد عتیق‌ و میانه‌ برای‌ آسیب‌ رساندن‌ یا نابود کردن‌ دشمن‌، تمثال‌ و اشیاء مربوط به‌ او را با خار و سنجاق‌ سوراخ‌ می‌کردند.
همچنین‌ تندیسی‌ شبیه‌ دشمن‌ از موم‌ می‌ساختند و آن‌ را در آتش‌ می‌انداختند.
طلسم‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌
اعتقاد به‌ چشم‌ زخم‌ و نظرزدن‌، میان‌ اقوام‌ جهان‌ رواج‌ داشته‌، و در بیش‌تر فرهنگ‌ها برای‌ دفع‌ آن‌ انواع‌ باطل‌ سحر به‌ کار می‌رفته‌ است‌.
در ادبیات‌ ودایی‌، زند اوستا، ادبیات‌ کهن‌ یونانی‌، رومانیایی‌ و اسکاندیناویایی‌ درباره باور عامه‌ به‌ چشم‌ بد سخن‌ رفته‌ است‌.
طلسم‌ فلزی‌ پنجه باز دست
از عمومی‌ترین‌ طلسم‌های‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ در میان‌ مردم‌ مشرق‌ زمین‌ طلسم‌ فلزی‌ پنجه باز دست‌ بوده‌ است‌.
این‌ نوع‌ طلسم‌ و طلسم‌هایی‌ به‌ شکل‌ چشم ‌ انسان‌، یا حتی‌ چشم‌ خشک‌ شده هدهد، جغد و گربه ‌ نیز برای‌ دورکردن‌ اثر چشم‌ بد از انسان‌ و حیوان و مزرعه‌ در میان‌ بیشتر اقوام‌ عمومیت‌ داشته‌ است‌ در کاوش‌های‌ شوش‌ یک‌ طلسم‌ چشم‌ زخم‌ مصری‌ به‌ دست‌ آمده‌ که‌ از چینی‌ و لعاب‌ آبی‌ ساخته‌ شده‌ است‌.[۱۸۴]
همچنین‌ در ایران‌ و سرزمین‌های‌ دیگر شرق‌، از جمله‌ هند، برای‌ دفع‌ چشم‌ بد از چشمواره‌های‌ کبود یا آبی‌، نقش‌ دست‌ و پنجه‌ و چشم ‌ بر روی‌ کاغذ و فلز همراه‌ افسون‌ و ادعیه‌ و اوراد استفاده‌ می‌کنند.
مُدی‌ به‌ یک‌ تعویذ ضد چشم‌ زخم‌ در میان‌ زرتشتیان‌ که‌ روی‌ آن‌ اورادی‌ به‌ زبان‌ اوستایی‌، پازند و پهلوی‌ نوشته‌ بودند و بر دست‌چپ‌می‌بستند، و همچنین‌ از یک‌طلسم‌ سنگی‌ ضد چشم‌ زخم‌ که‌ روی‌ آن‌ چیزی‌ شبیه‌ چشم‌ کنده‌ بودند، یاد می‌کند.
دست‌ فاطمه‌
برای‌ کاربرد انواع‌ طلسم‌ به‌ شکل‌ یا با نقش‌ دست‌ و پنجه ‌در فرهنگ‌های‌ گوناگون‌، وسترمارک‌، در زمره زیورهای‌ طلسم‌گونه‌ به‌ نشانی‌، معروف‌ به‌ «دست‌ فاطمه» اشاره‌ می‌کند که‌ در میان‌ شیعیان ‌ به‌ صورت‌ پنجه دست‌ و نمادی‌ از پنج‌ تن‌ آل‌ عبا به‌ کار می‌رود.
چشمارو
بلاغی[۱۸۵] ‌از «چشمارو» (سبویی‌ سفالین‌ که‌ روی‌ آن‌ چهره آدمی‌ را با چشم‌ و رویی‌ زیبا نقش‌ می‌کردند و در آن‌ سکه می‌انداختند و در شب چهارشنبه‌ سوری‌ برای‌ دفع‌ بلا و چشم‌ زخم‌ آن‌ را از بام‌ خانه‌ به‌ زیر می‌افکندند و می‌شکاندند،[۱۸۶] «چشم‌ پَنام‌« (تعویذی‌ که‌ برای‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ می‌نویسند) و «چشم‌ زد» (مهره‌هایی‌ از شیشه سیاه‌ و سفید و کبود) به‌ عنوان‌ باطل‌ سحرهای‌ چشم‌ زخم‌ در ایران‌ نام‌ می‌برد.
اسپونر طلسم‌ها و تعویذهای‌ مخصوص‌ دفع‌ جن ‌و موجودات‌ زیانکار را از جمله‌ طلسم‌های‌ مشترک‌ دفع‌ چشم‌ زخم‌ میان‌ مسلمانان‌ ایران ‌ و جهان‌ می‌داند.
پلیدی و نجاست برای ‌باطل‌ سحر
در فرهنگ‌های‌ ابتدایی‌، از جمله‌ فرهنگ‌های‌ سامی‌ و ایرانی‌، برخی‌ چیزهای‌ نجس‌ و پلید دارای‌ نیروی‌ جادویی‌، و از این‌ رو «تابو» ( ممنوع ‌ و حرام‌) شناخته‌ می‌شده‌اند و همچون‌ باطل‌ سحرهایی‌ قوی‌ و مؤثر به‌ کار می‌رفته‌اند.
خون‌ حیض‌ در شمار این‌ چیزهای‌ پلید و نجس‌ بوده‌ است‌.
اعراب‌ این‌ نوع‌ طلسم‌ها را «تَنْجیس‌» یا «مُنَجَّسه‌» می‌نامیدند.
مثلاً بت‌پرستان‌ دوره جاهلی‌ تنجیس‌هایی‌ مانند استخوان ‌ مردگان‌ و کهنه قاعدگی ‌ زنان‌ را همراه‌ کودکان‌ می‌کردند، تا آن‌ها را از گزند جن‌ و ارواح‌ شریر و چشم‌ بد دور و مصون‌ نگه‌ دارند.[۱۸۷]
گره‌ و گره‌گشایی‌
باور به‌ تأثیر جادویی‌ گره‌، و جادو کردن‌ با «گره‌زنی» و راه‌های‌ «گره‌گشایی» یا جادوزُدایی‌ با گشودن‌ گره‌ در حوزه عمل‌ ساحری‌، به‌ ویژه‌ به‌ هنگام‌ ازدواج و زایش‌، در بیش‌تر فرهنگ‌ها جایگاه‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌.
در روایات‌ پهلوی‌، طلسم‌ ضد تب و بند آمدن‌ خون‌، ریسمانی‌ بود که‌ آن‌ را می‌ریسیدند و سه‌ لا می‌کردند و بنا به‌ مورد گره‌هایی‌ بر آن‌ می‌زدند و بر بازو می‌بستند.[۱۸۸]
افسون‌ کردن‌ با بستن‌ گره‌ و بند

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir