متن کامل – روش شناسی مجمع البحرین طریحی در بکار گیری روایات- قسمت ۱۰

فصل سوم
احادیث تفسیری
فصل سوم: احادیث تفسیری
یکیازکارکردهای حدیثی تفسیروتبیین وتعیین واژگان قرآنی است. به این معنا که واژهی بکار رفته شده، درقرآن می تواند دارای معانی متعدد یا تفسیر متعددباشد،که با توجه به ظاهر آیه نتوان آن راتشخیص داده، و شخص مخاطب نتواند به تنهایی به مقصود واژه پی ببرد؛ در اینجا بیان معصوم میتواند راه گشا باشد؛ و مخاطب را به سمت معنای اصلی سوق دهد.دراین فصل احادیثی مورد بررسی وپژوهش قرار گرفته اند،که طریحی آنها را به منظور تفسیر وتبیین وتوضیح واژگان قرآنی بیان کرده است.
دراین فصل ابتدا معنای واژه درنگاه طریحیآمده است؛ وسپس طریحی آیهای که واژه مورد نظر درآن قرارگرفته است، را بیان کرده، سپس حدیثی را ذیل این آیات آورده که در این فصل به پژوهشدر مورد این احادیث و رویکرد حدیثی و روش شناسی این احادیث میپردازیم. در ضمن اگر در ذیل بعضی واژگان از دو حدیث استفاده شده است، این کاملاً سلیقهای وگزینشی بوده است.
هم چنین دوباره متذکر میشوم، که اگردر بعضی احادیث سند ذکر نشده است، از این جهت است،که متن برخی احادیث طولانی بوده و این قسمت از احادیث که به عنوان شاهد مثال هستند، دروسط حدیث قرار گرفته اند.برای پرهیز از طویل بودن متن حدیثی مورد پژوهش فقط قسمتی از حدیث آورده شده، که به عنوان شاهدمثال است؛ هم چنین یادآور میشوم، که درصدرشروع هریک از مطالب، ریشهی واژه مورد پژوهش طبق کتاب مجمعالبحرین بیان گردیده است، وسپس واژگان وکلمات مشتق شدهاز این ریشه بیان شده اند.
واژگان قرآنی واحادیث موردپژوهش که طریحی درذیل این کلماتآورده است،به شرح ذیل می باشد.که عبارت اند از :
۳-۱-اتا
مولف براین باور است،که واژه اتا به معنای اعطا کردن و دادن وآمدن است.[۲۶۲]این واژه در آیه مبارکه مقابل آمده است:« ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ » (اعراف/ ۱۷) «آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهى یافت.»
حدیث بیان شده،توسط طریحی عبارت است از :ما روى عن أبی جعفر(علیه السّلام) قال: «عن الباقر علیه السلام‏ ثم لآتینهم من بین أیدیهم‏ معناه أهون علیهم أمر الآخره و من خلفهم‏ أمرهم بجمع الأموال و البخل بها عن الحقوق لتبقى لورثتهم‏ و عن أیمانهم‏ أفسد علیهم أمر دینهم بتزیین الضلاله و تحسین الشبهه و عن شمائلهم‏ بتحبیب اللذات إلیهم و تغلیب الشهوات على قلوبهم»[۲۶۳]. ازامام باقر(علیه السّلام) نقل شده،که فرمود: منظور از جمله «من بین أیدیهم» پیش روى آنان این است، که آخرت را در نظرشان کم ‏ارزش مى‏کنم، و منظور از جمله «و من خلفهم» پشت سراین است،که آنان رابه مال‏اندوزى و ندادن حقوق واجب مالشان تشویق مى‏کنم، تا براى ورثه آنان باقى بماند، و منظور از«و عن ایمانهم» سمت راست این است، که دین آنان را فاسد مى‏کنم و گمراهى را درنظرشان نیکو جلوه مى‏دهم،و منظوراز«و عن شمائلم»سمت چپ این است،که آنهارا به لذتها علاقمندو شهواترا بر دلهایشان چیره مى‏کنم.
علامهدرتفسیرالمیزان بیانداشته است،که راه خدا امریمعنوی است. ومنظوراز جهات چهار گانهرانیز معنوی میداند، و بیان میدارد،که مقصود از«من بین أیدیهم»:حوادث در زندگی این دنیا است؛ ومنظوراز«من خلفهم»اولاد وعقاب اوست چرا که انسان بقا وسعادت اولاد را بقا وسعادت حود می داند؛ومقصود از سمت راست دین اوست،که وی را از راه دین داری بی دین می کند؛و مقصود از سمت چپ؛ بی دینی میباشد؛ که فحشا و منکرات را برای وی جلوه میدهد.[۲۶۴]
مولف در تفسیرجوامع الجامع جهات چهارگانه راتمثیلی می داند،برای وسوسه شیطان که از هر راهی بتواند وسوسه کند.[۲۶۵]
مولف اطیبالبیان نظر کسی را قبول ندارد،وحدیث امام باقر(علیه السلام)را مرسل میداند، که در کتب اخبار نیامده است.[۲۶۶]
این حدیث علاوه برتبیین وتفسیرمقصود واژه اتا در قرآن ،معنایی مجازی در واژه اتا را نیز دربردارد؛چرا که آمدن شیطان از جهات چهار گانه قابل حس ودیدن نیست؛ این مجاز است واین وسوسه شیطان محدود نشده است؛ بلکه میتواند در هر چیزی باشد، چه دنیوی وچه اخروی، اگر جهات چهارگانه را مثال زد، برای فهم بیشتر مخاطب است، که وسوسه شیطان ازهرسویی و درهرامری ممکن است،انسان باید در همه امور مراقبت براعمال خویش داشته باشد.
حدیث دیگری در ذیل واژه اتا آمده است، که بیانی تفسیری دارد، عبارت است از:
۳-۲-اتا
در باب الف مولف حدیثی دیگری را در مورد واژه اتا بیان کرده است.[۲۶۷] وآیهی آورده شده، در بیان معنایی این واژه عبارت است از:
« وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ الَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ فَکاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِی آتاکُمْ وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَى الْبِغاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیاهِ الدُّنْیاوَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(نور/۳۳) «آنانکه استطاعت زناشویى ندارند،بایدپاکدامنىپیشهکنند؛تاخداازکرمخویشتوانگرشانگرداند؛وازبندگانتانآنانکه خواهان بازخریدن خویشند، اگر در آنها خیرى یافتید،بازخریدنشان را بپذیرید،و از آن مالکهخدابهشماارزانىداشتهاست،بهآنانبدهید؛وکنیزانخودرااگرخواهندکهپرهیزگارباشند،بهخاطر ثروت دنیوى به زنا وادار مکنید؛هر کس که آنان را به زنا وادارد،خدا براى آن کنیزان که به اکراه بدان کار وادار گشته‏اند، آمرزنده و مهربان است.»
حدیثیکه مولف درذیل آیهی بالا آورده، عبارت است: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ) قَالَ‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَکاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللَّهِ الَّذِی آتاکُمْ» قَالَ: «تَضَعُ عَنْهُ‏ مِنْ نُجُومِهِ الَّتِی لَمْ تَکُنْ تُرِیدُ أَنْ تَنْقُصَهُ مِنْهَا وَ لَا تَزِیدُ فَوْقَ مَا فِی نَفْسِکَ» فَقُلْتُ‏: کَمْ‏؟ فَقَالَ‏: «وَضَعَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ عَنْ مَمْلُوکِهِ أَلْفاً مِنْ سِتَّهِ آلَافٍ».[۲۶۸]
علامه درتفسیرالمیزانآورده است،که دادندرهمه مالمکاتبه یا مقداری از آن است؛به کسانی که خداوند ایشان را«فی الرقاب »خوانده است،یعنی برای کاربرد در امر بردگان.[۲۶۹]
مولف درتفسیرجوامع الجامع، دادن را بهرهمندکردن بردگان از مالی می داند،که خداوند برعهده صاحبان شان گذاشته است، و این امر را استحبابی می داند.[۲۷۰]
طبرسی بیان داشته است،که مقصود از مکاتبه این است، که انسان با بنده خو د قرار داد کند،که هرگاه بنده مبلغ فلان ظرف اقساطی را بپردازد،آزاد باشد.[۲۷۱]
مولف اطیب البیان آورده است،که مکاتبه دو نحو است،مشروط وغیر مشروط،مشروط آن است که بنده و مولی شرط کنند،که غلام یا کنیز مال المکاتبه را در طی مدت قرار دادو به تدریج ودردفعات معین بپردازند، و آزادشوند؛ اگرغلام یا کنیزتمام مال مکاتبه را ادا نکردند،آزاد نشوند، ویک نحو مطلق است که به مقدار ادا کردن، ازمال المکاتبه آزاد شوند؛ مولف مقصودآیه را این میداند،که در مکاتبه شرط نکنید، بلکه در نیت وضمیر شما باشد،که مقداری از مال مکاتبه رابه آنها بدهید.[۲۷۲]
این حدیث معنایی تعیینی وتفسیری دارد،که معنای اتا را درباب قرارداد مکاتبه بیان وتفسیرکرده است.
۳-۳-اذی
مولف واژه اذی رابه معنای بیماری گرفته است.[۲۷۳] آیهی آورده شده، برای رساندن معنای اذی، عبارت است: « فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَریضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهٌ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهٍ أَوْ نُسُکٍ »(بقره /۱۹۶) «و هرکس از شما بیمار باشد، یا در سر ناراحتى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به کفّاره [آن باید] روزه‏اى بدارد، یا صدقه‏اى دهد، یا قربانى ای بکند.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آورده شده،عبارت است از:عن علی بن الحسین(علیه السلام) قال:وصیام أذى حلق الرأس واجب قال الله عز و جل- فمن کان منکم مریضا أو به أذى من رأسه ففد یه من صیام أو صدقه أو نسکٍ فَصَاحِبُهَا فِیهَا بِالْخِیَارِ فَإِنْ صَامَ صَامَ ثَلَاثَهَ أَیَّام.[۲۷۴]
علامه درتفسیرالمیزان بیانمیدارد،که اذی کنایه است، از متاذیشدن،حشراتی که در سرمی افتد.[۲۷۵]
طبرسیدرمجمع البیانآوردهاست،کهاگرکسیناراحتیدرسرش پدیدآید،که درمانش تنها سرتراشی است، در این صورت میتواند در حال احرام سر بتراشد، ولی باید فدیه دهد.[۲۷۶]
راغب اصفهانی اذیرا اذیّت و آزارى میداند،که به هرذى روحى را نظرجسمى یا روحى با عواقبش مى‏رسد، چه دنیایى و چه اخروى. [۲۷۷]
در حدیث تراشیدن سر را واجب کرده در صورت « اذی» در سر، با توجه به مطالب بالا میتوان گفت، اذی هرنوع رنجش در سر است که نتوان آنرا تحمل کرد؛و هم چنین باتوجه به اینکه حدیث با ذکر آیه آمده است، و فدیه آن نیز مشخص شده است، میتوان گفت که این حدیث در صدد بیان مقصود واژه بارویکردی تفسیری است، وبیانگریک حکم است،یعنی «اذی» به گونه ای است، که قابل تحمل نیست وفدیه رابه دنبال دارد.
۳-۴-خشی
طریحی واژه خشی، رابه معنایخوفوترس بیانداشته است.[۲۷۸]آیهی آورده شده، دربیان واژه خشیعبارت است از: «وَ لْیَخْشَ الَّذینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدیداً» (نسا/۹) «وآنان که اگر فرزندان ناتوانى از خود بر جاى بگذارند، بر [آینده‏] آنان بیم دارند، باید [از ستم بر یتیمان مردم نیز] بترسند؛ پس باید از خدا پروا دارند، و سخنى [بجا و] درست گویند.»
حدیث آورده شده، در ذیل آیهی بالا عبارت است از: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) قَالَ إِنَّ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّ أَکْلَ مَالِ الْیَتَامَى ظُلْماً سَیُدْرِکُهُ وَبَالُ ذَلِکَ فِی عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً وَ أَمَّا فِی الْآخِرَهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیرا.[۲۷۹] حلبى از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است، که فرمود: در کتاب على (علیه السلام) آمده است:کسى که مال یتیمان را به ستم مى‏خورد، به زودى وبال این کار را در دنیا در میان نسلش پس از خود خواهددید؛ و در آخرت نیز وبال آن به خودش خواهدرسید؛ امّادر دنیاخداوند فرموده است:« وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّهً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً » (نساء/ ۹)
علامه درتفسیر المیزانخشیت را تأثر قلبی از چیزی میداند،که انسان از اتفاق افتادن آن ترس دارد، البته ترسی که پر اهمیت باشد.[۲۸۰]
راغب اصفهانی بیانداشته است،که خشی بیمی است، که همراه باتعظیم و بزرگداشت است، و پراهمیت باشد؛ واین حالت از راه علم وآگاهی بدست میآید.[۲۸۱]
علامهبراین باوراست، که خداوند مردم رامامور به خشیت وتقوا کرده است؛واین نیست مگرتهدیدیکه، هر مصایبی که ایشان برسریتیمان مردم بیاورند، به یتیمان خودشان بر میگردد.[۲۸۲] مولف درتفسیر اطیبالبیان در ذیل این آیه آورده است، که اینآیه رابه دو نحو تفسیر کرده اند؛یکی اینکه کسی که، اولاد صغاردارد، زیاده روی واسراف نکند؛ چه در زمان حیاتش و چه بعد از آن که وصیتی کند، تمام مالش را صرف او کنند، بلکه زاید بر ثلث حق ندارد،بلکه ثلث هم زیاد است؛ودوم اینکه کسی که قیم صغار شد، درحق آنان ظلم نکند،چرا که چنین معامله ایی در حق اولاد خودش خواهد شد.[۲۸۳]
آنچه واضح و روشن است، این است که حدیث در جهت بیان تفسیر وتعیین معنای مقصود واژه خشی است؛ واین خشیت پراهمیت جلوه میکند،چرا که باتوجه به حدیث عذاب را هم در این دنیا وهم در آخرت بدنبال دارد، خشیتی که باید ازباب خوردن مال یتیم داشت.
۳-۵-نبا

مطلب دیگر :  بررسی موانع توسعه بیمه های الکترونیک در شرکت های بیمه

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir