تنبیه برای شکستن خود سرانه قواعد و مقررات

 

مهندسی معکوس

مهندسی مجدد

 

تنبیه در رشد اخلاقی کودکان سه نقش مهم ایفا می‌کند:

الف- وظیفه یا نقش محدود کننده.

تنبیه از تکرار اعمال نامطلوب اجتماعی جلوگیری می‌کند.

ب- نقش تربیتی.

کودکان پیش از آنکه بتوانند قواعد و مقررات را دریابند می‌توانند یاد بگیرند که بعضی اعمال درست و بعضی اعمال نادرست هستند و اگر مرتکب شوند مورد تنبیه قرار خواهند گرفت و از آنها خودداری می‌کنند.

ج- نقش انگیزش به اجتناب از رفتار اجتماعی نامطلوب یا تأیید نشده.

کودکان همین‌ که توانستند پیامدهای رفتار خود را پیش‌‌بینی کنند می‌توانند از انجام دادن عمل نامطلوب جامعه خودداری کنند.

اصول تنبیه خوب عبارتند از:

– تنبیه باید با گناه متناسب باشد و بیدرنگ پس از ارتکاب گناه انجام گیرد.

– تنبیه باید ثابت باشد و کودک بداند که در صورت رعایت نکردن مقررات، آن تنبیه اجتناب ناپذیر است.

– تنبیه به هرشکل که باشدباید غیر شخصی باشد به طوری که کودک از آن تعبیر و برداشت پستی شخصی نکند.

– تنبیه باید آنچنان سازنده باشد که کودک را در آینده به رفتار مورد تأیید اجتماعی برانگیزد.

– تنبیه با استدلال همراه باشد به طوری که کودک آن را بی‌طرفانه و عادلانه تلقی کند.

– تنبیه باید به ساخت وجدان بینجامد تا کنترل درونی رفتار را تضمین کند.

– تنبیه نباید کودک را تحقیر کند و خشم او را برانگیزد.

چگونه دانش‌آموزان را تنبیه كنیم؟

تنبیه و تشویق دارای درجات گوناگون است و مربیان اغلب نمی‌دانند كه میزان تشویق و تنبیه آنها در مقابل رفتار مورد نظر تا چه اندازه باید باشد. مثلاً در مورد تنبیه باید دانش‌آموزان را پند و اندرز داد؟ آیا باید او را از محبت محروم كرد یا آن كه همه‌ی موارد گفته شده را نادیده گرفت و اقدام به تنبیه بدنی كرد. بارها مشاهده شده كه دانش‌آموز خود را از تنبیه مبرا دانسته ولی معلم او را مستحق تنبیه، و یا دانش‌آموز خود را لایق تحسین و تمجید دانسته ولی در قبال آن خاموش مانده است. تنبیه به صورتهای گوناگون ممكن است انجام گیرد یك نگاه ناراضی و احیاناً خشم آلود، بی اعتنایی و احیاناَ قهر، توبیخ و سرزنش پنهانی، سرزنش علنی در حضور دیگران، امتیاز منفی دادن، محروم كردن از گردش یا بازی، بی‌توجهی به خواستهای او، خشونت و تندی نمودن و شدت عمل نشان دادن و سرانجام تنبیه بدنی، همه اینها یك هدف را دنبال می‌كنند و آن اینكه كودك از ترس گرفتار شدن به یكی از عواقب، از انجام كار ناپسند خودداری كند.

اصولاً اجبار و اكراه یك روش اساسی در تربیت انسان نیست و بیشتر اوقات به واكنشهای روانی منفی می‌انجامد (اسدی،33:1377).

تنبیه بدنی نه تنها در اصلاح رفتار نامطلوب اثری زودگذر دارد، بلكه این عیب را دارد كه باعث عصبانیت و ناراحتی خود تنبیه كننده و تنبیه شونده شود، تنبیه بهترین وسیله‌ی مؤثر برای آموزش نیست(گالیون، 126:1362).

شیوه‌های تنبیهی به طور كلی و تنبیه بدنی به طور خاص، محل اختلاف صاحب نظران است. برخی مثل سعدی و مولوی طرفدار تنبیه بدنی بوده و استفاده از آن را تجویز می‌كنند، برخی دیگر چون غزالی، بوعلی و ابن خلدون، مربی را از تنبیه بدنی بیش از سه بار یا در مواقع خشم بازداشته‌اند.

در میان روانشناسان نیز برخی همچون رین و هولز با وجود شرایط خاصی استفاه از تنبیه را در امر تغییر رفتار مفید می‌دانند. با وجود این اغلب روانشناسان مخالف استفاده از تنبیه برای یادگیری یا تغییر رفتار هستند.

اسكینر با جدیت بیشتری، استفاه از تنبیه را به طور كلی خطرناك و نامطلوب و بی‌اثر می‌شمار و دلایل چندی را برای مدعای خو ذكر می‌كند:

– تنبیه آثار جانبی نامطلوبی به بار می‌آورد: مانند ترس تعمیم یافته

– تنبیه به ارگانیسم نشان می‌دهد، چه كار نكند نه این كه چه كار كند.

– تنبیه صدمه زدن به دیگران را توصیه می‌كند.

– متربی اگر در موقعیتهای مشابه قرار گیرد و تنبیهی نباشد، ممكن است وادار به انجام همان كار شود.

– نسبت به عامل تنبیه كننده و دیگران پرخاشگری می‌كند.

– تنبیه اغلب یك پاسخ نامطلوب را جانشین پاسخ نامطلوب دیگر می‌سازد، مانند گریه به جای بی‌انضباطی.

– تنبیه كردن بدون رعایت مسائل ایمنی و مسئولیت‌پذیری، امكان استفاده نادرست از آن را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد (میلتن برگر، 211:1387).

تشویق وتنبیه مناسب اصلی مهم در تربیت اسلامی

طبیعت انسان‌ها به گونه‌ای است كه وقتی در انجام امور،مورد تشویق قرار می‌گیرند،معمولاً در صدد بر می آیند تا آن امور را بهتر انجام دهند بدون تردید تشویق وترغیب از مهم‌ترین اركان روان‌شناسی وعاملی مؤثر در تحریك انگیزش‌های پیشرفت وعملكرد فرد در فرآیند یادگیری و تقویت رفتار‌های مطلوب است همه‌ی انسان‌ها حتی بزرگسالان،تا آخر عمر نیازمند تشویق هستند تشویق موجب رغبت انسان به انجام فعالیت‌های پسندیده می‌شود.

اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است. اصولاً بهشت و جهنم آیین‌های پاداش و كیفر، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناك و…جلوه‌هایی از تشویق و تنبیه هستند. خداوند تبارك در قرآن مجید، سوره بقره می‌فرماید:

“ای پیامبر به كسانی كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند بشارت بده كه جایگاه آنان در قیامت، باغستان‌هایی است كه نهرهای آب در آن جاری است.”

حضرت علی (ع) در فرمان تاریخی خود به مالك اشتر كه او را فرمانروایی مصر كرده بود دستور می‌دهد كه: مبادا نیكوكار و بدكار نزد تو یكسان باشد، زیرا چنین روشی نیكوكار را از كردار نیك دور ساخته و بدكار را به كار بد سوق می‌دهد.

كودكان و نوجونان امانت‌هایی هستند كه از جانب آفریدگار متعال كه اولین  بار به دست والدین سپرده شده‌اند. دین اسلام سفارش می‌كند تا بزرگترها در برابر كوچكتر‌ها بیش‌تر احساس مسئولیت كنند و حقوق حَقه‌ی آن‌ها را رعایت كنند. تنبیه بدنی را اسلام حتی برای حیوانات نمی‌پسندد و ترحم بر آن‌ها را از وظایف و شرایط هر كس می‌داند.

حضرت رسول اكرم (ص) می‌فرماید:

” در تعلیم و تربیت مدارا باشید و سخت‌گیری ننمایید، زیرا معلم دانشمند بهتر از معلمی است كه سخت‌گیر باشد.”

در مورد اذیت و صدمه زدن به دیگران امام صادق (ع) می‌فرماید:

“هر كس تازیانه‌ای به دیگری بزند خدا تازیانه‌ای از آتش بر او خواهد زد” (سلحشور، 1380).

انسانی كه مورد تشویق قرار گیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس می‌كند و برای جدیت بیشتر و عمل دشواری‌ها آماده می‌گردد. بر عكس اگر مورد نكوهش یا ناسپاسی قرار گرفت دلسرد و بی‌رغبت می‌شود و احساس حقارت و ضعف می‌كند و نمی‌تواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید (همان).

علمای اسلام با توجه به اهداف شریعت والای اسلام ، اظهار داشته‌اند كه باید كودكان را تشویق نمود تا بدین وسیله پیشرفت و ترقی كنند،چنان كه در «اَلمَحَة البیضاء» آمده است: هر گاه از كودك كار پسندیده و خوی نیك ظاهر گردد، سزاوار است كه او را گرامی دارند و او را پاداش دهند، به گونه‌ای كه خوشحال شود، و او را در بین جمعیت بستانند و اگر گاهی از او خطایی سر بزند آن را نایده انگارند و به او لطمه نزنند (صانعی، 1370).

نكاتی كه باید در تشویق و تنبیه رعایت شود:

بیهوده است اگر باور كنیم كه می‌توان در دنیای بدون پاداش و تنبیه زندگی كرد ولی بهتر است كیفر با اعتدال انجام شود. در مجموع، تمایل در تنبیه در ما بیشتر از دادن پاداش می‌باشد، تنبیهی بی‌فایده برای اشتباهاتی كه در واقع اشتباه نیستند. (گالیمار، 96:1387).

برای تنبیه كردن باید حتی المقدور از تنبیه‌های عاطفی استفاده نمود و از تحقیر، اهانت، استفاده از كلمات نیش‌دار و احیاناً ركیك و طعنه‌‌زدن نباید استفاده نمود، تنبیه باید بلافاصله بعد از عمل نامطلوب صورت گیرد، تنبیه باید توأم با توضیح باشد تا فرد تنبیه شونده دلیل آن را بداند و شدت و مقدار تنبیه باید متناسب با عمل نامطلوب باشد.

زمانی كه فردی را تنبیه می‌كنیم نباید هم زمان او را مورد دلسوزی قرار دهیم (دانش‌پژ‍وه، 109:1375).

تنبیه، سرزنش و تحقیر راه گشای مسائل نیست، بدرفتاری، تنبلی، اعمال ناسالم فرزندان ما نشانگانی هستند برای هشدار دادن به پدر و مادر‌ها، آنها زنگ خطرهایی هستند برای آنكه ما را بیدار و هوشیار سازند كه تا دیر نشده دست به كار شویم(همان).

معلمان می‌بایست سعی كنند به وسیله‌ی تشویق حدالامكان قوه‌ی تخیل و اظهار نظر دانش‌آموزان را تحریك كنند. تمریناتی تدوین كنند كه مستلزم دخالت دانش‌آموزان بوده و استقلال در یادگیری را در آنها تشویق كنند این امر باعث می‌شود كه دانش‌آموزان خود را ملزم ببینند به حداكثر توانایی خود برسند (هورمون و براون، 85:1389)

در تربیت اسلامی روش تشویق به عنوان امری مسلم پذیرفته شده است. وقتی قرآن از بهشت سخن می‌گوید یا از نعمت‌های آن سخن به میان می‌آورد و همچنین هنگامی که از بشارت پیامبران و وعده‌های شوق‌انگیز آن متذکر می‌شویم هم جلوه‌هایی از تشویق هستند.

خداوند در سوره‌ی انفال از راه تشویق مسلمانان را برای جهاد آماده می‌کند و می‌فرماید:

یا ایها النبی حرض المومنین علی القتال ان یکن عشرون صبرون یغلبوا مائیتین وان یکن منکم مائه یغلبو أفامن الذین کفرو بانهم قوم لا یفقهون(سوره انفال ، آیه 65)

ای پیامبر ” مومنان را به نبرد تشویق کن اگر بیست شکیبا در میان شما باشد، دویست نفر، اگر صدنفر باشد هزار نفر ازکافران را مغلوب می‌کنند ، زیرا آنها به نتیجه‌ی کار خود آگاهی ندارند”.

در این آیه گفتگو از تشویق برای جنگ در راه حق است ولی به‌طور کلی می‌توان گفت بشارت پیش از عمل یا همراه عمل وتشویق متوجه گذشته است.

در تربیت اسلامی سعی بر آن است که معیار‌ها و ضوابطی در بین افراد جامعه حاکم باشد و قدرتی برای اجرای ضوابط و واداشتن افراد به مراعات آن در میان باشد. بدیهی است افراد جامعه باید سعی کنند که خود را با آن ضوابط تطابق دهند. آن کس که از آن تخلف کند برای او کیفر و تنبیه است و آن کس که از آن تخلف کند برای او کیفر و تنبیه است و آن کس که با آن موافق و همدم باشد گو اینکه وظیفه ‌اش را انجام داده است  مورد تشویق و تأیید قرار می‌گیرد. راه وروش‌هایی که در تربیت اسلامی برای  کنترل افراد و واداشتن افراد به انجام وظیفه وجود دارد عبارتند از: محبت، تفاهم، گفتار نرم و ملایم، ارشاد و هدایت، نصیحت و مدارا، تذکر و موعظه  و در صورت عدم توفیق عقوبت وکیفر و تنبیه و ملامت و…درتربیت اسلامی تکیه بر تشویق به مراتب بیشتر از تکیه بر تنبیه است. اصل حیات بر محبت و تفاهم و آن‌گاه که سودی نبخشد و مسئله انداز باشد تنبیه مطرح می‌شود(قائمی، 1370:309).

اسلام تنبیه را به عنوان یک اصل حیاتی‌ پذیراست و وجود عذاب‌ها، وعیدها، اندرزها که در قرآن مطرح است مبین این است که اسلام تنبیه را به عنوان یک اصل خدشه‌ناپذیر برای استقرار حیات جامعه ضروری می‌داند. اما این اصل حیاتی آخرین روش تربیتی به عنوان عامل بازدارنده مطرح است.

یعنی وقتی نمونه‌های عملی پند و اندرزهای خیرخواهانه سودی نبخشد ناچار باید دست به اقدام شدیدتری زد. بعضی از نظام‌های تربیتی جدید نه تنها از تنبیه و کیفر نفرت دارند، بلکه حاضر نیستند آن را به زبان آورند. اگر نسلی بخواهد بدون عقوبت و تنبیه تربیت شود نمونه آن نسلی می‌شود لاقید، خودنما، بی‌شخصیت که در بعضی نقاط دنیا نظاره می‌کنیم.

اصل تنبیه ریشه در قرآن دارد. قرآن می‌فرماید:

«ولکم فی القصاص حیوه یا اولی الباب» (سوره بقره، آیه179).

ای صاحبان فکر و اندیشه در امر قصاص و مجازات متخلف، حیات و زندگانی شما پیش‌بینی و ضمانت شده است و در قرآن و در سیره پیامبر (ص) به نسبت درجات و مراتب مردم، درجات کیفر را هم متفاوت قرار داده است. زیرا بعضی از مردم به یک اشاره کوتاه قلبشان می‌لرزند و وجدانشان به حرکت درمی‌آید. و همان اشاره کوتاه کافی است که آن‌ها را از راه غلط به راه راست و درست هدایت کند (فایضی، 1379: 146).

دین اسلام سفارش می‌کند تا بزرگترها در برابر کوچکترها بیشتر احساس مسئولیت کنند و  حق وحقوق آن‌ها را رعایت کنند. اسلام به افراد جامعه به صورت کل می‌نگرد و به موجودیت انسان‌ها اهمیت خاصی می‌دهد و خودسازی آحاد امت را لازم می‌داند و مهربانی و شفقت با دیگران را جزو وظایف می‌شمارد. تنبیه به هرگونه که اجرا شود دارای تأثیر در کودک است، خواه مطلوب و خواه نامطلوب باشد.

اثر آن به هنگامی مطلوب استفاده است که توأم با خشونت و بی‌رحمی نباشد. بلکه جنبه‌ی عدالت‌خواهی او را اقناع کند و به هنگامی نامطلوب است که توأم با قساوت، تصفیه حساب‌های قبلی، خالی کردن عقده‌های خود و در جمع برای کودک ظالمانه باشد. اگر خواهان افرادی حلیم و بردبار در جامعه هستیم اصل تنبیه را برای ایجاد سازگاری و تطابق می‌پذیریم ولی در شرایط انسانی و اسلامی آن (قائمی، 1370: 320).

دیدگاه دانشمندان و صاحب‌نظران  اسلام در مورد تشویق و تنبیه

به نظر شهید ثانی:

قاعده تشویق و تقدیر مذکور این است که موجب نشاط و شادابی شاگرد را در امر تحصیل شود و باعث می‌گردد هرچه بیشتر ازپیش در انجام وظایف خویش کوشا باشد.

ابن قتیله:

شایسته است، عالم و دانشمند به هنگام تعلیم، خشن و سخت‌گیر نباشد و شاگردان خود را زیر فشار قرار ندهد.

به زعم غالبی:

معلم نسبت به شاگردان به منزله‌ی پدرآنها است.

به اعتقاد ابن خلدون:

اگر یک معلم در مسیر تعلیم شاگردان خویش شدت عمل و سخت‌گیری نشان دهد و یا مهر و غلبه با آنان رفتار نماید شادابی و نشاط شاگردان را ازمیان می‌برد.

به زعم غزالی:

شایسته‌تر آن است که چهار پایان از تازیانه جدا نباشند چنانچه کودک، ولی این مطلب دلیل بر این نیست که در تنبیه بدنی زیاده  روی شود

خلاصه اینکه:

دانشمندان اسلامی استبداد و سخت‌گیری مربیان را نسبت به کودک روا نمی‌دارند و تدبیر و صحیح و سازنده در مورد تربیت کودک و نوجوانان مقتضی است که با رفق و مدارا آغاز گردد و رفتار ناپسنده او مورد تأیید قرار گیرد و از رفتار ناپسند او توبیخ و نکوهش شود.

دیدگاه روان‌شناسان و صاحب‌نظران تعلیم و تربیت  در مورد تشویق و تنبیه

مارنکو[1]:

از کودکانی کتک خورده و بی‌اراده بعدها آدمهایی ضعیف و هیچ کاره بار می‌آیند و یا آدم‌های قلدری که تمام مراحل زندگی به دلیل هیجانات روحی وروانی، کودکی انتقام‌جو باقی می‌مانند.

راسل[2] می‌گوید:

تنبیه بدنی به هیچ وجه جایز نیست و من براین باورم که مقام تنبیه در تربیت خیلی ناچیز و در درجه دوم است و اصلاً شک دارم به این که تنبیه شدید ضرورتی داشته باشد.

آدلر می‌گوید :

حسن برقراری روابط اجتماعی بدون وجود محبت و بدون اینکه عوامل محبت انگیز برانگیخته شوند و تشویق گردند میسر نمی‌شوند.

هورنای[3] می‌گوید:

از جمله نیازهای انسان«تحسین وتمجید» را نام برد که بر اساس آن شخص  محتاج این است که دیگران او را مورد ستایش قرار دهند.

مورفی[4] می‌گوید:

یادگیری بر پایه‌ی لذت‌جویی استوار است ما به چیز‌هایی که خوشایند باشند پاسخ می‌دهیم، از پاسخ‌هایی که برمی‌گزینیم هنگامی که با رضایت خاطر و پاداش همراه باشد تقویت می‌گردد شخص به این پایبند می‌شود و تثبیت می‌گردد.

مارلی[5] می‌گوید:

آدمی نیاز به اینکه دیگران برایش قدر منزلتی قائل باشند دارد. اهمیتی که شخص به این موضوع می‌دهد در کششهای درونی و جنبه‌های تحرکی ارگانیسم در رفتار او اثر فراوان دارد.

زیلینگ[6] می‌گوید:

یکی از آثار خشونت والدین نسبت به اطفال، به وجود آمدن گرایشهای دگرآزاری و تعرض به دیگران در آنان است. این نظر وقتی تقویت می‌شود که بگوییم آثار اعمال در اوایل زندگی، روی دگرگونی بعدی شخصیت ، امری قطعی و حتمی است؛ بنابراین زجر و پرخاش دیدن در سنین کودکی، موجب پدید آمدن حالت‌های غیر عادی می‌شود.

ممکن است عامل تشویق یک میل و انگیزه درونی باشد یا یک هدف بیرونی.

[1] Maranko

[2] Rasel

[3] Hornay

[4] Mourefy

[5] Marly

[6] Zeling

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *