بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و …

عنصرالمعالی نیز در قابوسنامه رعایت عدل رابرای پادشاهان امری ضروری دانسته است وسفارش میکند پادشاه باید همهی کارها و سخنانش را با چشم عدالت ببیند و باگوش عدالت بشنود تاحق و باطل را بتواند تشخیص دهد:«چشمه خرمی عالم، پادشاه عادل است و چشمه دژمی، پادشاه ظالم»(عنصرالمعالی،۲۴۳:۱۳۸۰).
در کلیلهودمنه به رعایت عدالت از سوی حاکمان تأکید شده است. پادشاه با صفت عدل شناخته می شود و رعیت زیر سایه عدل می آرامد «ایشان سایه آفریدگار عزّ اسمه در زمین و عالم بی آفتاب عدل ایشان نورند»(منشی ،۲۰۵:۱۳۸۵). همچنین نتیجهی بی عدالتی را ظلم می داند که پیامد آن در دنیا و آخرت دامن گیر فاعل آن است .
۴-۳۵-۲-۱٫ پرهیز از ظلم و ستم به مردم
یکی از نشانه های عدالت، پرهیز از ظلم وستم به زیر دستان است .حاکمیّت و قدرت، معمولا موجب غرور و خودباختگی می شود. به سخن حضرت علی (ع)، قدرت موجب سرمستی می شود و زمینه بی توجّهی به حقوق دیگران ،به عبارت ساده تر اعمال ظلم وستم به زیردستان را پدید میآورد.
همان طور که قبلا اشاره شد، حضرت علی (ع) که مظهر عدالت در عرصه حکومت است و انگیزه حکومت خود را اقامه حق و ازاله باطل دانسته است میفرماید: «در ستمکاری بهایی برای عدالت یافت نمیشود» (نهج البلاغه، خطبه ۹۵: ۲۵۰).
در قابوسنامه نیز پادشاه به پرهیز از ظلم و ستم به مردم وتلاش برای استقرار عدل و عدالت تأکید دارد: «بیداد پسندد مباش وهمه کارها و سخن را به چشم داد ببین تا در همه کارها حق و باطل بتوان دید که چون پادشاه چشم خردمندگشاده ندارد طریق حق و باطل برروی گشاده گردد» (عنصرالمعالی،۲۲۷:۱۳۸۰)
در کلیلهودمنه با این که عدالت در آن حاکم است ولی ظلم به زیر دستان انجام شده است که ما در بحث تفاوت ها به آن اشاره خواهیم کرد.
۴-۳۵-۳٫ قدرت و توانایی داشتن
حضرت علی در نهج البلاغه درخطبه ۱۷۳ می فرماید: «شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آنها (ازحیث مدیریت وکشورداری )وآگاهترین آن ها به اوامر ودستورات الهی است»و ایشان قدرت خود را در حکومت برای ۱-اجرای عدالت ۲-برقراری امنیّت ۳-خدمت به دین ۴-حفظ و وحدت و همدلی ۵-تأمین رفاه عمومی مردم ۶-رعایت حقوق والی ومردم۷- شایسته سالاری به کار می برد.
هم چنین در قابوسنامه هم پادشاه باید با سیاست باشد، تافرمان وی اجرا شود. حفظ شوکت از جمله اقتدار یک شاه می باشد .عنصرالمعالی می گوید: «پادشاهی که فرمان وقدرتی نداشته باشد او پادشاه نیست و فرمان روایی جز به سیاست نیست.»(عنصرالمعالی،۲۲۳:۱۳۸۰ )
درکلیلهودمنه نیز پادشاه دارای قدرت بسیار می باشد. در باب کلیلهودمنه میبینیم که شیر در رأس هرم قدرت قرار دارد او هرچند از لحاظ ساختار حکومتی ظاهرا قدرت مطلق را در اختیار دارد ولی در حقیقت نگهدارنده ونماینده نظام طبقاتی است.
۴-۳۵-۴٫ مشورت کردن
مشورت یعنی یاری جستن عقل ودرایت و تجربه دیگران، که درآیات وروایات به آن سفارش شده است. از نگاه علی(ع) چون مشاوران حکام و کارگزارانش نقش موثر وگاه تعیین کننده در چگونگی اداره کشور و تحقّق اهداف مادی و معنوی حکومت دارند، بنابراین درگزینش آنها ملاکهاومعیارهای گوناگون باید رعایت شود از وظایف یک حاکم است که با اندیشمندان جامعه به گفتگو بنشیند وبا آنها مشورت کند: «[مالک]با دانشمندان فراوان گفتوگو کن و با حکیمان فراوان به سخن در میان نه» (نهج البلاغه، نامه ۵۳ :۹۲۳ ).
عنصرالمعالی نیز درکتاب قابوسنامه مشورت را امری مهم دانسته و به پسرش توصیه می کند: «پس به دانش خویش غرّه مشو اگرچه دانا باشی»(عنصرالمعالی ، ۳۹:۱۳۸۰). ومیگوید مشورت کردن با پیران مایه ننگ خود ندان وبا عاقلان ودوستان دلسوز مشورت کن: «واز مشورت کردن با پیران عارمدار وبا عاقلان و دوستان مشفق مشورت کن که با حکمت وبانبوت وتأیید محمد مصطفی (ص) پس ازآنکه آموزگاران وسازنده کاروی خدای عزوجل بود، بدان رضا نداد و گفت سبحان و تعالی «ومشاورهم فی الامر » (آل عمران، ۵۴۹ ).
اما در باب چهل و دوم در آیین و شرط پادشاهی می گوید: «که در هر کاری که بخواهی با خرد مشورت کن که وزیرالوزرا پادشاه خرد است.»(همان،۲۲۷)همچنین می گوید که باوزیر خود مشورت کن اما فوراٌ محتاج رای او مباش (همان،۲۲۸) .
در کلیلهودمنه نیز به مشورت کردن بسیارتأکید شده است وافراد مشاور دارای چه صفاتی باشند نیز آمده است، که می توانید به ویژگی حاکمان در کلیله و دمنه رجوع کنید اما نصرالله منشی مشورت را: «برانداختن رای ها و اندیشه درست به تکرار و تحسین می داند» (منشی ،۲۲۸:۱۳۸۶) .
درباب «بوف وزاغ »می بینیم که نویسنده ازحاکمی مدبر می گوید که با مشورت راهی بهتر از جنگ برای مقابله با دشمن ورسیدن به هدف بر می گزیند.
۴-۳۵-۵٫ خردو دانایی
از شروط اساسی برای رهبری، علم و آگاهی حاکم می باشد. حضرت علی(ع) می فرماید: «به درستی که لایقترین و شایستهترین فرد برای رهبری قویترین آنها در مدیریت وکشورداری، اعلم و دانشمندترین آنها نسبت به دستورات و فرامین الهی می باشد.»(نهج البلاغه،خطبه۱۷۳: ۴۷۷ ).
دیدگاه آن حضرت از نظر اعلم بودن این است که رهبر باید عالی ترین افراد نسبت به دستورات الهی و قوانین بشری وسلیقههای نفسانی باشد.
 

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.