پژوهش دانشگاهی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

این داستان نیز با پیروزی توطئه گران به پایان می رسد.
داستان دیگری که توطئه درمیان طبقهی قدرت را نشان می دهد «شیر و شغال» است در این داستان هم نشان می دهد چگونه توطئه گران موفق می شوند نظر شیر را نسبت به شغال تغییر دهند و او را تا آستانه هلاکت پیش برند :
«کمال بی وفایی و غدر او را بر آن می دارد که جباری است کامگار و غداری است مکار» (منشی، ۱۳۸۶: ۱۰۵).
۴-۲۹-۳٫ چاپلوسی اطرافیان حاکم
نویسندهی کلیله و دمنه چرب زبانی و چاپلوسی را ابزار مناسبی برای اطرافیان پادشاه در رسیدن به مراتب عزّ و سروری معرفی کرده است.
درباب«شیرو گاو»دمنه یکی از شخصیتهایی است برای رسیدن به قدرت از تمام شیوههای ضداخلاقی بهره می گیرد و این چرب زبانی و چاپلوسی وی باعث هلاکت گاو شده است.
۴-۲۹-۴٫ استبداد و خودرایی پادشاه
در کلیله و دمنه از استبداد و خودرایی پادشاه بارها یاد شده است.
در ابتدای باب «شیر و گاو» در معرفی شیر آمده است: «و او (شیر) جوان و رعنا و مستبد به رأی خویش» (همان، ۶۱).
یکی از جلوههای استبداد شیر هنگامی است که به تأثیر القای دمنه و بدون مشورت با دیگران به جنگ با شنزبه و کشتن او حکم می کند و در عوض پس از کشتن شنزبه، متوجّه خطای خود می گردد و در امر زندانی کردن و کشتن دمنه با قاضیان و مادر خود به مشورت روی می آورد.
در کلیله و دمنه نیز شیر به خطاکار بودن شنزبه رای می دهد و سرانجام این رای را به اجرا می رساند.
«چون شیر تشمّر او ]شنزبه [مشاهدت کرد بیرون جست و هر دو جنگ آغاز نهادند و خون از جانبین روان گشت» (همان، ۱۱۴).
نکته جالب آن است که در دو باب« الاسد و ثور» و «باز جست کار دمنه» دو رفتار متفاوت شیر را شاهدیم. او دربارهی شنزبه هم حکم آن هم غیابی صادر می کند و هم حکم را اجرا می کند اما صدور رأی دربارهی دمنه را به داوران می سپارد و می گوید:
«در احکام سیاست و شرایط انصاف و معدلت بی ایضاح بیعت و الزام حجت جایز نیست عزیمت را در اقامت حدود به امضا رسانید» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۱۴).
گویی از خطاهای گذشته ی خود پند گرفته است.
۴-۲۹-۵٫ خیانت
در بسیاری از داستانها که موضوع آن دوستی است داستان باپایان غم انگیز و فاجعه آمیز به پایان می رسد. در این داستان ها نقش خیانت آن قدر پررنگ است که می توان آن را محوری ترین درون مایه داستانی به شمار آورد.
در داستان «شیرو گاو»، شیر با دوستیای صمیمی، که نسبت به گاو داشت به او خیانت کرده و او رابه قتل رسانده است.و هم چنین افکار پادشاه نسبت به خیانت کردن زیر دست خود، بیانگر وجود خیانت در آن سرزمین است:
«و این دمنه دوراندیشی است و مدّتی دراز بر درگاه من رنجور و مهجور بوده است اگر در دل وی آزاری باقی است ناگاه خیانتی اندیشد و فتنهای انگیزد» (همان، ۷۲).
داستان «بوف و زاغ» نیز بر پایه خیانت استوار است. وزیر زاغان، خود را در لباس دوست به بومان معرفی و در فرصتی مناسب نقشه ی خود را اجرا می کند.
نگرش به این روشنی در مقدمهی کتاب و رفتار برزویه طبیب با دوست هندی اش به نمایش گذاشته می شود. در آنجا مکر و خدعه برزویه در حقّ دوستش، خردمندی توصیف می شود و رفتار برزویه مورد ستایش قرار می گیرد:
«و یکی از سکرات ملک آن است که همیشه خائنان راه جمال رضا آراسته وناصحان را بوبال سخط مأخوذ» (همان، ۱۰۳).
۴-۲۹-۶٫ فایت گشتن فرصت ها
از جمله اوصاف منفی پادشاه ازدست دادن فرصتها می باشد:
«فایدهی سداد رأی و غزارت عقل آن است که چون از دوستان دشمنی ببیند و از خدمتکاران نخوت مهتری مشاهده کند در حال اطراف کار خود فراهم گیرد و دامن از ایشان درچیند و پیش از آنکه خصم، فرصت چاشت بیابد برای او شامی گوارا سازد چه دشمن به مهلت فوق گیرد و به مدت عدت یابد» (منشی، ۱۳۸۶: ۹۵-۹۶)
منشی از ناتوانی ملک آن می داند که از کارهای آینده غفلت نمی ورزدو کارهای مهم پادشاهی را ارزش نمی داند و فرصتها را از دست می دهد و اگر حادثه ای اتفاق بیافتد مقصر را نزدیکان خویش می داند:
«و عاجزتر ملوک آنست که از عواقب کارها غافل باشد و مهمات کار ملک را خوار دارد و هرگاه که حادثه بزرگ افتد و کار دشوار پیش آید موضع حزم و احتیاط را مهمل گذارد و چون فرصت فایت گشت و خصم استیلا یافت نزدیکان خود را متهم گرداند و به هر یک حوالت کردن گیرد» (همان، ۹۶).
و هم چنین میگوید که از آیین پادشاهی آن است که پس از اینکه دشمن زورگویی نشان میدهد او جلوگیری کند و کارهای حکومت با سیاست و تدبیر انجام شود و به نیرنگ دشمن توجّه نکند و با عزم و اراده به اندیشه پخته به اجرا رساند:
«و از فرایض احکام جهانداری آن است که در تلافی خلل هایش از تمکن خصم و از تغلب دشمن مبادرت نموده شود و تدبیر کارها بر قضیت سیاست فرموده آید و به خداع و نفاق دشمن التفات نیافتد و عزیمت را تقویت رأی پیر و تأیید بخت جوان به امضا رسانیده شود چه مال بی تجارت و علم بی مذاکرات و ملک بی سیاست پایدار نباشد» (همان).
۴-۲۹-۷٫ دست به خون ناحق زدن
از دیگر اوصاف منفی پادشاه در کلیله و دمنه دست به خون ناحق زدن بر افراد می باشد.
در باب «شیرو گاو »نیز شیر،گاو را به ناحق کشته است.
«حاکم به بلار می گوید: به ناحق کشتی ایران دخت را ای بلار» (همان: ۳۸۴).
۴-۲۹-۸٫ ظلم و ستم به زیردستان
یکی از آفاتی که در مسئله حکومت و سیاست مطرح است ظلم و ستم به کسانی که تحت سیطره قدرت قرار دارند .این مسأله را درکلیلهودمنه از باب تیرانداز و ماده شیر پی می گیریم:
«یک روز شیر برای به دست آوردن شکار از بیشه بیرون رفت. تیراندازی آمد و هر دو بچه او را کشت و پوست آنها را کند. وقتی شیر برگشت و بچه هایش را در آن وضع فجیح دید نعره ای کشید و بسیار خشمگین شد، در همسایگی شیر، شغال پیری خانه داشت. وقتی صدای شیر را شنید نزد او رفت و گفت: چه شده؟ چرا ناراحتی؟ شیر ماجرا را برای او تعریف کرد و بچه هایش را به او نشان داد. شغال گفت: نگران نباش هر آغازی پایانی دارد. هر کس عمرش به پایان برسد و زمان مرگش فرا رسد اجل حتی یک لحظه هم به او فرصت زندگی نمی دهد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.