دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

گذشت نتیجهی نرم خویی است. پادشاه در صورتی که گذشت نداشته باشد نمی تواند پیروان صادق و وزیران لایق و مشاوران دلسوز در اطراف خود جمع کند:
«ثقت خردمندان به چهار کس مستحکم نگردد: ماری آشفته و ددی گرسنه و پادشاهی بی رحمت و حاکمی بی دیانت … (اقیلو زوی الهیئات عثراتهم)، از لغزشها و خطاهای خداوند خصال پسندیده در گذرید» (همان، ۳۸۵ ).
۴-۲۸-۱۶٫کم آزاری
پادشاه باید کم آزار باشد تا بتواند راحت و امن زندگی کند.
«… بر رنج دیگران صبر کن چنان که بر رنج تو صبر کردند … کما تدین تدان: همانگونه که پاداش کیفر می دهی به تو پاداش یا کیفر داده می شود. هرچه کرده شود مکافات آن از نیکی و بدی براندازه کردار خویش چشم می باید داشت. اخلاق خود را به رفق و کم آزاری آراسته گردان وخلق را مترسان تا این توانی زیست» (منشی،۱۳۸۶: ۳۳۶-۳۳۷).
۴-۲۸-۱۷٫ استماع سخن ناصحان
نویسنده کلیله و دمنه پادشاه موفق را کسی می داند که سخن نصیحت کنندگان را به خوبی گوش فرا دهد:
«پادشاه موفق آن است که تأمّل او از خواتم کارها قاصر بیاید و نظر بصیرت او به اواخر اعمال محیط گردد و نعمت به اختیار کم آزاری و ایثار نکوکاری مصروف دارد و سخن بندگان ناصح را استماع نماید» (همان، ۳۷۹).
۴-۲۸-۱۸٫ اجتناب ازغدر وبی قولی
از عیوب پادشاهان غدر و بی قولی است و پادشاه سایه آفریدگار در زمین هستند و باید از اینگونه صفات بر حذر باشند:
«هیچ عیوب ملوک را چون غدر و بی قولی نیست که ایشان سایه آفریدگارند عزاسمه در زمین و عالم بی آفتاب عدل ایشان نور ندهد و احکام ایشان در دماء و فروج و جان و مال رعایا نافذ باشد» (همان، ۲۰۵).
۴-۲۸-۱۹٫ نیکویی کردن در حال قدرت
اگر کسی در حال قدرت، نیکویی به دیگران راتوجّه نکند، همیشه گرفتار غم و اندوه است:
«دو تن همیشه اسیر اندوه و بسته غم باشند: یکی آنکه نعمت به بدکرداری مصروف دارد و دیگر آنکه در حال قدرت، نیکویی کردن فرض نشمرد. مدّت دولت و تمتّع نعمت به دنیا ایشان را اندک دست دهد و غم و حسرت در آخرت بسیار»(همان، ۳۸۰).
۴-۲۸-۲۰٫ تشویق و تنبیه و فواید آن
از دیگر اخلاق سیاسی پادشاه تشویق و تنبیه افراد می باشد. تشویق و تنبیه در ایجاد انگیزه تلاش و سوق جامعه به سمت سازندگی و حقمحوری تأثیر به سزا دارد و فرو گذاشتن این اصل، جامعه را به سوی انحطاط و عقب ماندگی سوق خواهد داد. نویسندهی کلیلهو دمنه تشویق را امری ضروری در طبیعت میداند
«المکافات فی الطبیعه واجبه» (منشی،۱۳۸۶ :۳۲۲).
صاحب کلیله و دمنه فواید تشویق و تنبیه را اینگونه بیان می کند:
الف). عبرت سرکشان
تنبیه سرکشان، مایهی عبرت و تسلیم است: «جماعتی که خویشتن در محل لذات دارند اگر اندک نخوتی و تمرّدی اظهار کنند در تقدیم و تعریک ایشان آن مبالغت رود که عزت و هیبت پادشاهی اقتضا کند. خاص و عام و لشکر و رعیت را از عجز و انقیاد آن مشاهده کند … و چون این قدرت بدیدند و سر به خطر آوردند در اکرام و انعام فراخور علو همت و فرط سیادت آن افراط فرموده می آید» (همان، ۳۹۱).
ب). پایداری حکومت
«و چون پادشاه … و مکافات نیکوکرداران و ثمرت خدمت مخلصان در شرایع جهانداری واجب شمرد و زجر متعدیان و تعریک مقصران فرض شناخت … سزاوار باشد که ملک او پایدار باشد»(همان، ۲۱۲).
تشویق و تنبیه در ادارهی کشور و رسیدن به اهداف برای حاکمان ضروری است و اگر به هر دلیل به آن توجّه شود پیامدهای ناگواری به دنبال خواهد داشت: «چه اگر یکی از این دو طرف بی رعایت گردد مصلحان کاهل و آسان گیر و مفسدان دلیر و بی باک شوند و کارهای پیچیده و اعمال اشغال و مختل و مهمل مانده و تلافی آن دشوار است» (همان، ۳۰۹).
پادشاه کلیله و دمنه به تنبیه در کنار تشویق توجه دارند در کلیله و دمنه در باب «پادشاه و برهمنان»، براهمه خائن، نیز از تنبیه پادشاه جان سالم به در نمی برند «ملک مثال داد یا ایشان را نکال کردند و بعضی را بردار کشیدند» (همان، ۳۸۷).
ج). بیم عقوبت
«پادشاه موفق آن است که کارهای او با ایثار صواب نزدیک باشد و از طریق مضایقت دور نه کسی را به حاجت تربیت کند و نه از بیم عقوبت روا دارد» (منشی،۱۳۸۶ :۱۳۳).
۴-۲۸-۲۱٫ فضیلت عفو و بخشش
یکی از مباحثی که در کلیله و دمنه آمده، عفو و بخشش است که از رابطه بین حاکم و رعیت، گفت و گو
می شود. اگر رعیت خطایی کرده درِ بخشش ،همیشه باز می باشد. البته برخی گناهان برای امنیّت جامعه مضر است. در نتیجه باید به گونه هایی رفتار شود که تابعین احساس رضایت داشته باشد. زیرا:
«ملک به تبع نتوان داشت… رعیت نیز باید بدانند که برای خطای دیگران به مرجع قانون مراجعه کند … سزاوارتر کس به قبول صحبت و سماع مظلمت ملوک و حکاماند» (همان، ۳۲۸).
«و از طرف دیگر… مخدوم چنان باید که بسطت دل او چون دریا بی نهایت و مرکز حلم او چون کوه باثبات باشد به سعایت این را در موج تواند آورد و نه فورت خشم آن در حرکت …» (همان).
«من باری خمیر خود را هرچه صافی تر می بینم و از این ابواب که بر شمرده می آید در خاطر خود اثری نمی یابم و همیشه جانب عفو من اتباع را ممهد بوده است و انعام و احسان بد خدمتکاران را مبذول» (همان، ۲۹۹).
«هر عفو که از کمال استیلا و بسطت وفور استعلا و قدرت ارزانی باشد سراسر هنر است. بدین دقیقه که بر لفظ ملک رفت در آن تفاوتی صورت نبندد. خاصه که گناهکار آن را به توبت و انابت دریافت و به بندگی و طاعت پیش آن باز رفت»(همان، ۳۲۳).
۴-۲۸-۲۲٫ عدالت به اندازه جرم
از دیگر ویژگی ها پادشاه در کلیله و دمنه درباب «شیرو گاو» که بعد از کشتن گاو به ناحق، به سراغ دمنه رفت و وی را به دست قاضی عادل سپرد که با شواهد در مورد گناه وی نظر داده و وی رامجازات کنند
«اگر آن از جهت تو بر سبیل ابتدا رفتی تحرز نیکو نمودی ولکن چون بر سبیل قصاص و جزا کاری پیوستی و قضیت معدلت همین است» (منشی،۱۳۸۶: ۲۹۱).

مطلب دیگر :  پژوهش دانشگاهی - بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله ...

سیس

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.