سایت مقالات فارسی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه و کلیله …

حاکمان باید آگاه باشند هرگونه کوتاهی در شناخت احوال مردم و کارگزاران ممکن است تبعات جبران ناپذیری را به دنبال داشته باشد. تبعاتی چون:
۱- مجال یافتن فرصت طلبان، ۲- قضاوت نا به جای حاکم، ۳- افزایش ریا و دروغ در جامعه
الف). مجال یافتن فرصتطلبان
«در بافت فرهنگ سیاسی نظام سنتّی، خصوصاً نظام متصلب طبقاتی، فرصت های برابر وجود ندارد و افراد نمیتوانند به صورت طبیعی موقعیت پیشرفت برای خود ایجاد کنند. علاوه بر این به دلیل فقدان سیستم نظارتی و مشخص نبودن حد و مرز نقشهای سیاسی و اجتماعی، نظام سنتّی، به کسانی احترام می گذارند که با عقل و تدبیر، موقعیتهای مناسبی را برای خود فراهم کنند، این شرایط فرصتطلبی را به اصلی ضروری برای پیشرفت مبدل می سازد. شاید در هیچ اثری در ادبیات فارسی این همه بر عنصر خرد، حزم و زیرکی تأکید نشده باشد. این توصیه بیش از آنکه بیانگر کارکرد مثبت خرد باشد. نشان می دهد که
چگونه این نیرو به ابزاری برای حیله گری و فرصت طلبی تبدیل می شود»(دهقانیان، ۱۳۹۰: ۱۰۰).
و این فقدان نظارتی احوال حاکم بر کارگزاران، پیامد فرصت طلبی را به بار می آورد که تملّق و چرب
زبانی شیوه دیگری است که امکان فرصت طلبی را فراهم می کند.
«چه مرد خردمند چرب زبان اگر خواهد حقی را در لباس باطل بیرون آورد و باطلی را در معرض حق فرانماید»(منشی، ۱۳۸۶: ۶۶).
دمنه یکی از بهترین شخصیتهای داستانی است که جامع این صفات است او فردی از طبقات جامعه است و قصد دارد با توسّل به قدرت خرد و زیرکی به طبقهی حاکم نزدیک شود و خود را از جمله مقرّبان پادشاه گرداند.
«اگر قربتی یابم و اخلاق او را بشناسم، خدمت او را به اخلاص عقیدت پیشگیرم و همّت بر متابعت رأی و هوای او مقصور گردانم و از تقبیح احوال و افعال وی بپرهیزم» (همان، ۶۶).
شاید اگر پادشاه از احوال کارگزار خود یعنی دمنه خبر داشت هیچگاه چوب حیله و نیرنگ او را نمی خورد. دمنه بهترین شیوه برای رسیدن به خواست خود را در اصل «مطابق سلیقه پادشاه رفتار کردن» می بیند و با زیرکی در مییابد که پادشاه در موقعیت دشواری قرار گرفته است این بهترین موقعیت است از آن استفاده می کند و به خواستهای خود دست می یابد. برای این منظور دمنه خود را همرنگ و همسو با خواسته های پادشاه می گرداند.«و عاقل همچنین در کارها برمزاج روزگار می رود و پوستین سوی باران می گرداند» (همان، ۲۷۹).
ب). قضاوت نا به جای حاکم
نویسنده کلیلهودمنه در باب «شیر و گاو »و «بازجست کار دمنه»، نتیجهی غفلت پادشاه از اصول کارگزاران، را قضاوت نابه جا دانسته که سرانجام چنین قضاوتی جز ندامت نیست. همان گونه که شیر در حق شنزبه غفلت کرد و با قضاوت نا به جا هلاکش کرد:
«چون شیر از کار گاو بپرداخت از تعجیل که در آن کرده بود بسی پشیمانی خورد و سرانگشت ندامت خایید» (همان، ۱۴۳-۱۴۴).
«دریغ شنزبه با چندان عقل و کیاست ورأی و هنر نمیدانم که در این کار مصیب بودم و در آنچه از او رسانید نه حق راستی و امانت گزاردند یا طریق خائنان بی باک سپردند من باری خود را مصیبت زده کردم و توجّح و تحسّر سود نخواهد داشت» (منشی،۱۳۸۶: ۱۲۴).
در باب «شیر و شغال» نیز این شکل صورت گرفته ولی با خردمندی مادر شیر از خطر دوری جست.
در باب «پادشاه و برهمنان» نیز این گونه بوده است: «چون وزیر علامت ندامت بر ناصیت ملک را مشاهده کرد گفت: ملک را غمناک نباید بود که گذشته را در نتوان یافت و رفته را باز نتوان آورد و غم و اندیشه تن را نزار کند و رأی راست را در نقصان افکند و حاصل اندوه جز رنج دوستان و شادی دشمنان نباشد و هرکه این باب بشنود و در ثبات و وقار ملک بدگمان گردد که از این نوع مثالی بر نور بدهد و چون با امضا پیوست پشیمانی اظهار فرماید، خاصه کاری که دست تدارک از آن قاصر است» (همان، ۳۷۷).
ج). افزایش ریا و دروغ در جامعه
از عدم شناخت حاکم از زیردستان افزایش دروغ و ریا در جامعه می باشد. این صفت دروغ را می توان در داستان «شیر و گاو» یافت که با دروغ و دو به هم زنی، دوستی شیر و گاو را به دشمنی تبدیل کرد و سبب کشتن گاو شد.
همچنین در باب «شیر و شغال» می توان گفت: نزدیکان شیر با دروغ گفتن به حاکم، شغال را سرحد مرگ انداختند که گفته بودند غذای حاکم در خانه ی اوست و به دروغ او را به شغال نسبت دادند.
همچنین درباب «پادشاه وبرهمنان» نیز دروغ گویی براهمه را می توان مشاهده کرد که دروغ شان به ثمر ننشست.
۴-۲۸-۱۰٫ رأفت و رحمت پادشاه
«اگر بلار به کمال حلم و رأفت و فرط کرم و رحمت ملکانه ثقت مستحکم نداشتی و هرگز آن تأنی و تأمل نیارستی» (همان،۳۹۴).
۴-۲۸-۱۱٫ عجله نکردن در کار
«حاجت ببنده نوازی ملک آن است که پس از این در کارها تعجیل نفرماید تاعواقب آن از ندامت وحسرت مسلّم ماند» (منشی،۱۳۸۶ :۳۹۵ ).
۴-۲۸-۱۲٫ دارا بودن حلم
«خشمی بر ملک غالب نگشت، ذات بزرگوار او چنان به جمال حلم و سکینت آراسته است و زینت سیر و وقار، متحلی جمال حلم و سبطت علم او بی نهایت و جانب عفو او بندگان را ممهد و خیرات او جملگی مردمان را شامل و آثار کم آزاری و رأفت او شایع، جناب او از وصمت جزع و قلق منزه باشد و نفس کریم را در همه شداید ریاضت دهد رضا را به قضا از فرایض شناسد»(همان، ۳۹۰).
«و اگر پادشاهی به سخاوت جهان زرین کند یا به شجاعت ده مصاف بشکند چون از حلم بیبهره بود به یک عربده همه را باطل گرداند» (همان،۳۹۰).
«نیکوتر سیرتی و پسندیدهتر طریقی ملوک را که هم نفس ایشان مَهیب و مکرم گردد و هم لشکر و رعیت خشنود و شاکر باشند و هم ملک و دولت ثابت و پایدار، حلم است» (همان،۳۴۷).
۴-۲۸-۱۳٫ رازداری
«پادشاهان را در تحصین خزائن اسرار احتیاط هرچه تمامتر فرض است خاصّه از دوستان نومید و دشمنان هراسان» (همان، ۲۲۹).
«اسرار ملوک را منازل متفاوت است یعنی آن است که دو تن را محرم آن نتوان داشت و در معنی جماعتی را شرکت شاید داد این سر از آنهاست که جز دو سر و چهارگوش را شایانی محرمیت آن نیست.رازت آن باشد که پیش یک تنست آنچه دانندش سه تن خود راز نیست» (همان، ۲۰).
۴-۲۸-۱۴٫ نرم خویی
یکی از خصوصیات اخلاقی پادشاه کلیله و دمنه، نرم خویی است. خداوند تعالی به بندگان خویش مکارم اخلاق آموخته:
«و باید دانست که ایزد تعالی بندگان خویش را مکارم اخلاق آموخته است و بر عادات ستوده و تحریض کرده و هر که را سعادت اصلی و عنایت ازلی یار و معین بود، قبلهی دل و کعبه جان وی احکام قرآن عظیم باشد و از سیاست این آیت معلوم گردد که بنای کارها بر رفق و لطف می باید نهاد و در همه ابواب مدارا و مواسا معتبر شناخت. قال النبی (ع) «انّ الرِفق لو کان خَلقا لمّا رأی الناس خّلقا اَحسن منه، و ِنّ الحزق لو کان خلقا لما رأی الناس خلقا اقبح منه» به درستی که اگر نرم خویی و مدارا آفریده ای میبود مردم آفریدهای بهتر از او نمیدیدند و به درستی که اگر تندخویی آفریدهای می بود مردمان آفریدهای زشت تر از او نمی دیدند» (منشی،۱۳۸۶: ۳۰۵-۳۰۶).
۴-۲۸-۱۵٫ گذشت

مطلب دیگر :  بررسی اثر سه شیوه تمرینی همزمان بر شاخص های آنتروپومتریک و سلامتی مردان میان ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.