بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

او ایثار را فواید اخلاص می داند: «ولا شک هواخواهان مخلص و خدمتکاران یک دل برای این کار باشند تا پیش قصد دشمن بار شوند و در دفع غدر خصمان سعی نمایند»(همان، ۳۶۴).
نویسنده کلیلهودمنه بعد از شناخت افراد در انتصاب تقسیم پست هاواصطناع رعایت چند نکته راضروری می داند:
الف). سپردن کارها به میزان لیاقت و توانایی افراد:
«چون پادشاه باید که هر یک را فراخور هنر و اهلیت و بر اندازهی رأی و شجاعت و به مقدر عقل و کفایت کاری می فرماید» (منشی، ۱۳۸۸: ۳۰۸).
«و هر یک را در عمل و منزلت او اصطناع فرمودن و بر مقدار هنر و کفایت ایشان تربیت کردن»(همان: ۳۱۹).
ب). اصطناع و تربیت افراد با توجه به میزان سوددهی و مفید بودن ایشان برای حکومت:
«بلکه تربیت پادشاهها، بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هر یک بیند» (همان،۹۰).
ج). تدریجی و پلکانی بودن اصطناع:
«و چون کسی بدین اوصاف پسندیده متحلی بود و از بوتهی امتحان بدین نسق که تقریر افتاد مخلص بیرون آمد و اهلیت درجات از همهی وجوه محقّق گشت ترتیب هم نگاه باید داشت و به آهستگی در مراتب ترشیح و مدارج تقریب بر میکشید. تا درچشمها درآید و به حرمت او به مدت در دلها جای گیرد و به یک تگ به طوس نرود که بگسلد و طاعنان مجال وقعیت یابند» (همان، ۳۹۳).
د). اجبار نکردن کسی بر قبول عملی
از وظایف پادشاه این است که هیچ یک کارگزاران را بر شغلی مجبور نکند:
«ملوک سزاوارند بدان چه برای کفایت مهمّات، انصار و اعوان شایسته گزینند و با این همه برایشان واجب است که هیچکس را بر قبول عملی اکراه ننماید که چون کاری به جبر در گردن کسی گرده شود او را در ضبط آن میسر نگردد و از عهده ی لوازم مناصحت به واجبی بیرون نتواند آمد»(همان،۱۳۸۶: ۲۱۲).
ه). جمع عفاف موروث و مکتسب و گماردن هر یک از پروردگار به کاری:
« ملوک را نیز این همّت باشد که پروردگان خود را کار فرمایند و اعتماد بر ابنای دولت خویش مقصور دارند و آن هم از فایده ای خالی نیست که چون خدمتکار از حقارت ذات خویش بازاندیشد، شکر ایثار و اختیار لازم تر شناسد زیرا که دریافتن آن تربیت خود را دالتی صورت نتواند کرد. اما این باب آنگاه ممکن تواند بود که عفاف موروث و مکتسب جمع باشد و حلیت فضل و براعت حاصل، چه بی این مقدمات نه نام نیک بندگی درست آید و نه لباس حق گزاری چست» (منشی، ۱۳۸۶: ۴۰۱).
عدم رعایت هر یک از مراحل و معیارهای ذکر شده در انتخاب، انتصابی ناموفق به دنبال خواهد داشت که پیامدهای ناگوار آن گریبانگیر مردم، حاکم و حکومت خواهد شد. نتایجی چون:
الف). شهرت و مقام یافتن انسان های لئیم و آغاز خواری و رنج کریمان:«و هرگاه که لئیمی در معرض وجاهت افتاد، نکبت کریمی توقع باید کرد(همان، ۳۲۹).
ب)- از بین رفتن تفاوت منزلت ها و ضایع شدن هیبت و حشمت پادشاهان:«و اگر تفاوت منزلت ها از میان برخیزد و اراذل مردمان در موازنه ی اوساط آیند و اوساط در مقابله ی اکابر، حشمت ملک و هیبت جهانداری به جانبی ماند و خلل و اضطراب آن بسیار باشد» (همان، ۳۴۲).
۴-۲۸-۹٫ نظارت بر امورکارگزاران و جامعه
پادشاهان زمانی در اجرای صحیح امور وکسب رضایت مردم موفق خواهند بود که شناخت صحیحی نسبت به اوضاع جامعه و احوال کارگزاران خود داشته باشند و این آگاهی و شناخت در سایه تفحص و نظرات دقیق به دست خواهد آمد. نصرالله منشی بر این مهم تأکید دارد:
«بر پادشاه فرض است که تفحص عمال و تتبع احوال و اشغال که به کفایت ایشان تفویض فرموده باشد به جای می آورد و از نقیر و قطمیر احوال هیچ چیز بر وی پوشیده نگردد»(همان،۱۳۸۸: ۳۰۹).
آگاهی بر احوال کشور برای حاکم الزامی است. اما این امر نباید مسبب شود که حاکم به هر کسی مجال خبررسانی دهد. زیرا:
۱- اوضاع حکومت پریشان خواهد شد.
«چه اگر سعایت این، در حقّ آن و ازآن او، در حقّ این، مسموع باشد هرگاه که خواهند مخلصی را در معرض تهمت تواند آورد و خائنی را در لباس امانت جلوه کرد محاسن ملک را در ضیعت مقابح به خلق نمود» ( منشی، ۱۳۸۸: ۳۱۹).
۲- مردم حاکم را زود باور می خوانند و کارگزاران مخلص و شایسته از او دور می شوند. چنان که در باب «شیر و شغال» شغال وزیر از سعایت بدگویان و حاسدان در امان نمی ماند و به خشم شیر گرفتار می شود. بعد از برطرف شدن سوء تفاهم هنگامی که شیر از او می خواهد که دوباره به دربار باز گردد شغال چنین پاسخ می دهد:
«این کّرت خلاص یافتم اما جهان از حاسد و بدگویی پاک نتوان کرد و … بدین استماع که ملک سخن ساعیان را فرمود ملک را سهل المآخذ شمردند و هر روز تضریبی تازه رساند هر ملک که چربک ساعی فتنه انگیز را در گوش جای داد… خدمت او جان بازی باشد و از آن احتراز نمودن فریفته گردد»(همان،۲۲۵).
پادشاه کلیله و دمنه برای آگاهی از امور کارگزاران سه راه نظارتی را برگزیده است:
الف ). انتخاب منهیان معتمد و صادق
در گزینش افراد به عنوان منهی، حاکمان باید نکتهای را مدّنظر قرار دهند: این که افرادی را برگزینند که از پادشاه ترسی نداشته باشند.نویسنده کلیله و دمنه به این نکته در حکومت داری توجه دارد و چنین پادشاهان را پند می دهد:
«چه هر که بر درگاه ملوک بی جرمی جفا دیده باشد و مدت رنج و امتحان او دراز گشته یا مبتلا بود، به دوام مضرت و تنگی معیشت و … به حکم این مقدمات پیش از امتحان و اختبار تعجیل نشاید فرمود پادشاه را در فرستادن او به جانب خصم و محرم داشتن در اسرار رسالت»(همان، ۹۲-۹۳).
ب). آگاهی بر امور از طریق معتمدان
در بازجست کار دمنه شیر بعد از شنیدن کار دمنه قضات را مأمور کشف حقیقت قرار می دهد:
«چون شیر سخن دمنه بشنود گفت: او سر را به قضات باید سپرد تا از کار او تفحص کنند» ( منشی، ۱۳۸۸: ۱۴۹-۱۵۰).
ج). کنترل شخصی
در کتاب کلیلهودمنه به مسألهی نظارت مستقیم حاکمان اشاره شده است. در کلیلهودمنه در باب «بازجست کار دمنه» بعد از اینکه شیر تحقیق و تفحص کار دمنه را به قضات می سپارد خود نیز بر روند کار نظارت دارد.
«دگر روز مقدم قضات ماجرا به نزدیک شیر برد و عرضه کرد» (همان، ۱۶۳).
۴-۲۸ـ۹-۱٫ پیامدهای عدم نظارت بر مردم و کارگزاران

مطلب دیگر :  دسترسی متن کامل - بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس نامه ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.