مقاله – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

«در ایران باستان شهریار ایران زمین در حالی که چون مرکز پرگار و سررشته دار امور بود، از بن جان به اورمزد ایمان داشت و دین بهی را بزرگ و گرامی میداشت. نشانه دین بهی، آتش بود که همواره باید روشن می بود و خاموش شدن آن به معنای خاموشی (فکر دیانت) بود. اگر پادشاه مبتنی بر اصول و منش دینی و تعالیم روحانی اعظم رفتار نمی کرد، توسط موبدان از مقام شاهی عزل می شد. عنوان موبدان موبد و دبیران دبیر به تقلید از عنوان شاهنشاه نشان میدهد که اجتماع را با فرمانهای شاهی و دینی ارائ میکردند.» (فرای،۱۳۶۸: ۳۶۷).
انسانها همیشه برای رسیدن به آسایش، امنیّت و کمال نیازمند دین و توسّل به قدرتی اهورایی و مافوق بشر بوده اند علی الخصوص پادشاهان که در رأس یک حکومت قرار دارند و مسئولیت سنگین شقاوت و سعادت یک ملت را بر دوش می کشند.
خواجه نظام الملک طوسی در این زمینه نظر قابل تأمل دارد: «و نیکوترین چیزی که پادشاه را باید، دین درست است زیرا که پادشاهی و دین همچون دو برادرند» (طوسی، ۱۳۷۷: ۷۰).
نویسندهی کلیله و دمنه دین و حکومت را در کنار یکدیگر مؤثر میداند:
«تنفیذ شرایع دین و اظهار شعایر حق، بیسیاست ملوک دیندار بر روی روزگار مخلد نماند و مدت آن مقرون به انتهای عمر عالم صورت نبندد، و اشارت حضرت نبوّت بدین وارد است که الملک والدین توامان» (منشی،۱۳۸۸: ۴).
نصرالله منشی معتقد است که اجرای امور کشوری و دینی در گرو ارتباط میان این دو نهاد است. اگر پادشاه پایبند حفظ شریعت در عرصه حکومت نباشد، فضای حکومت بر او تنگ گشته و در نتیجه اگرچه از قدرت و شجاعت بهره مند باشد، ولی دیندار نباشد، از تخت سلطنت به زیر کشیده میشود. در مقابل اگر دیندار باشد و اصول و تعالیم دینی را در کشور اجرا کند، اما از نیروی شجاعت و قدرت بینصیب باشد، دشمنان بر وی غلبه می یابند و اقتدار وی از بین میرود. ولی اگر شاهی به کمالات رزمیاری و فضایل دینیاری که بایسته مقام شاهی است مزین گردد، سالیان سال بر جسم و روح آدمیان حکومت می کند. بدین ترتیب مذهب و سلطنت به طور لاینفک به هم بستگی دارند و از یکدیگر حمایت و معاضدت می کنند و این بی آن و آن بی این معنا ندارد.
نصرالله منشی بر این باور است که «دین بی ملک ضایع و ملک بی دین باطل» (منشی ،۱۳۸۸: ۵).
«و اگر این مصلحت بر این سیاق رعایت نیافتی نظام کارها گسسته گشتی و اختلاف کلمه میان امت پیدا آمدی» (همان: ۳۱-۳۲).
تعهد و دینداری پادشاهان را از انجام کارهای ناشایست باز می دارد و پیامدهای نیکویی همچون اخلاص، تقوا و امثال آن را دارد.
نویسنده کلیله و دمنه در این زمینه بر این عقیده است که:
«اول آنکه در عدل معرفت کردن و محبّت حق گفتن در دین و مودّت موقعی بزرگ دارد» (همان: ۱۵۹).
نتیجهی عدم پایبندی پادشاهان به دین، عوارض و نابه سامانی های سیاسی و اجتماعی فراوانی در پی دارد از جمله عبارتند از :
الف). بدبختی و هرج و مرج
«اگر اخلاق خود را به حلم و دیانت آراسته نگردانند به یک درشت خویی جهانی خراب شود و خلقی آزرده و نفور گردند و بسی جانها و مالها در معرض هلاکت و تفرقه افتد» (همان،۳۴۶).
ب) . بی اعتمادی
در کلیله و دمنه باب پادشاه و برهمنان، حکیم، پادشاه را از شنیدن سخن براهمه و اعتماد به ایشان بر حذر می دارد، زیرا «آن ملاعین را اهلیّت این نتواند بود که نه عقل رهنمای دارند نه این دامنگیر» (همان، ۳۴۶).
توجّه به اعتقادات مذهبی در کتاب کلیلهودمنه، دلیلی محکم بر اعتقاد نویسنده به دینداری پادشاهان است.
ج). توجه به قضاو قدر
توجّه به تقدیر و قضا و قدرشناسی از اعتماد به نیروی مافوق بشر است، که از چشم نویسندهی کلیلهو دمنه مخفی نمانده است.
در کلیلهودمنه، باب «دوستی کبوتر و موش و زاغ و باخه و آهو» بعد از گرفتاری کبوتران و سردسته ایشان در دام صیاد، پاسخ کبوتر طوقی به سوال موش، نشان دهنده ی اعتقاد حاکمان کلیله و دمنه به نیروی مافوق قدرت بشر است:
«گفت: ای دوست عزیز و رفیق موافق، تو را در این رنج که افکند ؟جواب داد: انواع خیر و شر به تقدیر باز بسته است و هرچه در حکم ازلی رفته است هر آینه به اختلاف ایام دیدنی باشد از آن تجنّب و تحرّز صورت نبندد … و مرا قضای آسمانی در این ورطه کشید» (منشی،۱۳۸۸: ۱۷۴).
۴-۲۸-۲٫ عدالت
نصرالله منشی درکلیلهودمنه به رعایت عدالت از سوی حاکمان تأکید دارد. او معتقد است که عملکرد پادشاهان تأثیر مستقیمی بر رفتار کارگزاران دارد. از این رو به پادشاهان توصیه می کند« هر کجا فریاد خیزد مقصد فریاد باش سایه بر مظلوم گستر آفتاب داد باش» (همان، ۱۳۸۶: ۳۷۳).
شمول عدالت و دوری از تبعیض، یکی دیگر از ممیزه های جامعه سالم است. حضرت علی (ع)می فرماید:
«پس برای والی خواص و دوستانی است که خوی آنها برتری طلبی و چپاول است ریشه چنین دوستانی را بخشکان» (نهج البلاغه، نامه ۵۳).
از دیدگاه نویسندهی کلیلهودمنه عدل پادشاه باید چونان خورشید، شامل حال همه شود «زیرا که ایشان سایهی آفریدگارند عزاسمه، در زمین و عالم بی آفتاب عدل ایشان نور ندهند» (منشی،۱۳۸۸: ۲۰۵).
«پادشاه همه جا با صفت عدل شناخته می شود و رعیت زیر سایهی عدل او میآرامد چرا که آرامش عمومی در سایه نظام اجتماعی مرهون عدالت است . و بدون آن امکان پذیر نخواهد بود. در هر زمان ومکان، بی عدالتی و ظلم منفور خاص و عام بوده و مورد مواخذه قرار گرفته است.» (احتشام،۱۳۸۲: ۲۵۳۲)
در باب «بازجست کار دمنه» دمنه خطاب به شیر می گوید: «هر چند ملک را بندهام آخر مرا از عدل عالم آرای او نصیبی باید که محروم گردانیدن من از آن جایز نباشد و در حیات و پس از وفات امید من از آن منقطع نگردد» (منشی،۱۳۸۶: ۱۳۵-۱۳۶).
این نوشتار بیان کننده وسعت عدل پادشاه است یعنی عدل پادشاه، چنان جامع باشد که احدی احساس بی عدالتی ننماید و درحیات و ممات یاریگر رعیت گردد. زیرا قوام مملکت به عدالت است، خصوصیاتی که شاهدان واقعی را می سازد «عدل ورزیدن» اوست و نخستین وسایل و علائم ادبار سلطنت این است که عدل از میان برخیزد «عالم، بی آفتاب عدل شاهان، نور ندهد» (همان، مقدمه).
«نکته ظریفی که در این عبارت نهفته است تشبیه شاهان به خورشید است. شاهان نمایندگان ایزدان خورشید در روی زمین هستند و خدایان خورشید و آفتاب در مشرق زمین همیشه دارای اهمیّت بسیار بوده و با سجیه عدالت و دادگستری ارتباط نزدیک داشته اند» (ادی، ۱۳۸۱: ۲۲۶).
پس آفتاب و عدل رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و بیوجود پادشاه عادل، عالم غرق در تاریکی میشود
در کلیله و دمنه میزان عمل با مکافات یکسان است:
«هرچه کرده شود مکافات آن از نیکی و بدی براندازی کردار خویش چشم میباید داشت»(منشی،۱۳۸۶: ۳۳).
نویسنده نظرش را با تمثیلی زیبا به تصویر می کشد «من یزرع الشوک لایجهد به عنبا»(همان،۱۴۲).
او عدالت را عامل اصلی آرامش می داند. «پیش سپاه توست ز بخت تو پیشرو ، بر بام ملک توست ز عدل تو پاسبان» (همان، ۲۴۱).
و می توان نتیجه بیعدالتی را ظلم دانست ظلمی که پیامد آن در دنیا و آخرت دامن گیر فاعل آن است.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.