بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

عنصرالمعالی به فرزندش سفارش می کند در مقابله با دشمن هیچگاه سستی نکند و بر دشمن پیش قدم باشد:
«چون تو در کارزار باشی آنجا سستی و درنگ کردن شرط نیست. چنان باید که پیش از آنکه دشمن بر تو شام خور، تو بر وی چاشت خورده باشی» (همان، ۸۳).
ط). پرهیز از خونریزی به ناحق
عنصرالمعالی ریختن خون ناحق را ناپسند می داند و فرزند را از آن بر حذر می دارد:
«وبر همگان روشن است که ریختن خون مسلمان حرام است و تنها کسانی که شریعت اسلام خون آنان را حلال دانسته قتلشان واجب است. وی در سفارش به پسرش می نویسد:
«اما به خون ناحق دلیر مباش و خون هیچ مسلمان را حلال مدان الا خون صعلوکان و دزدان و بناشان و خون کسی که در شریعت، خون وی ریختن واجب شود». (همان، ۸۴-۸۵)
ی). پذیرش تقاضای صلح و امان دادن بر دشمن
عنصرالمعالی به پسرش توصیه میکند هنگام جنگ کردن اگر کسی تقاضای صلح کرد صلح وی را بپذیرد
و دشمن را امان دهد:
«و اگر دشمنی از تو زنهار خواهد اگر چه سخت دشمن باشد و با تو بدکاردار بود او را زینهار بده و آن غنیمتی بزرگ شناس» (عنصرالمعالی، ۱۳۳۵ :۱۲۵).
بخش سوم: ویژگی حاکمان در کلیلهودمنه
۴-۲۵٫ مقدّمه
بیشتر داستانهای کلیلهودمنه تمثیل و به زبان حیوانات است، احتمالاً دلیل عمدهی استفاده از شخصیّتهای حیوانی، محتوای سیاسی آن است. این شخصیت ها نویسنده را قادر ساخته، مسائلی را بیان کند که طرح آن در قالب شخصیتهای انسانی، مشکلاتی را ایجاد می کرد. از این رو بررسی این کتاب از نظر حکومتی و سیاسی، از اهمّیّت بالایی برخوردار است.
۴-۲۶٫حکومت از دیدگاه نصرالله منشی
از بسیاری جنبهها، موضوع رهبری سیاسی،کهنه و منسوخ به نظر می آید، تقسیم جامعه به حاکمان، پیروان فرهنگ تمکین و احترام ماقبل دموکراتیک ریشه گرفته است که در آن، رهبران، بهترین شناخته می شدند و مردم به هدایت، راهنمایی و بسیج نیاز داشتند.
همان طور که در فصل سوم هم اشاره شد، در داستان حیوانات وقتی سخن از حکومت است، شیر در رأس هرم قدرت قرار می گیرد، مسلماً نیرویی که باعث می شود او در چنین جایگاهی قرار گیرد، زورمندی و تسلط او بر دیگران است. حاکمیّت مطلق از آن اوست و هیچ حیوان دیگر داعیهی حکومت بر دیگران را ندارد.
«بر پایه ی این اصل چون شکل و ساختار حکومت، مورد پذیرش همگان است هیچگونه اعتراضی به نحوه توزیع قدرت نمیشود. در داستانهای کلیلهودمنه با شخصیتی روبروی نمی شویم که به ساختار حکومتی معترض باشد، همه پذیرفتهاند که بهترین شکل اداره جامعه، نوع حکومت پادشاه (معمولاً شیر) به زیردستان است» (دهقانیان،۱۳۹۰: ۹۴)
۴-۲۷٫ حاکم
همانطور که گفته شد مهمترین مطالب سیاسی بحث دربارهی پادشاه است به گفته نصرالله منشی «سیاست ملوک را در ضبط ملک بشنودن آن مدد تواند بود» (منشی،۱۳۸۶: ۱۸).
در کلیله و دمنه، شیر، سمبل پادشاه مقتدر است. چنین ویژگی به کرات به چشم می خورد در عین حال که شیر حاکم کل است، هر صنف و طبقه ای لایقترین عضو را به عنوان حاکم مجموعه کوچک خود بر میگزیند که وی نیز باید اصل و نسب والایی داشته باشد.
نصرالله منشی درکلیلهودمنه به بیان شأن و جایگاه پادشاه می پردازد: «به حقیقت باید شناخت که ملوک اسلام سایه آفریدگارند که روی زمین به نور عدل ایشان جمال گیرد» (همان،۴).
در باب «الاسد و الثور» کلیهی خصایص پادشاه بیش از همه از زبان دمنه که مظهر خرد و کیاست است چنین بیان شده است: «پادشاه خردمندان را به خمول اسلاف فروگذارد و بی هنران به وسایل موروث بیهنر مکتسب، اصطناع فرماید بلکه تربیت پادشاه بر قدر منفعت باید که در صلاح ملک از هر یک بینند» (همان، ۶۹).
منشی جهانداری را این گونه بیان می کند:
«جهانداری را منزلت شریف و درجت عالی است و به آن محل کوشش و آرزو نتوان رسید و جز به اتفاقات نیک و مساعدت سعادت به دست نیاید و چون میسر شده آن را عزیز باید داشت و در ضبط و حفظ آن جدّ و مبالغت باید نمود و حالی به صواب آن لایق تر که در کارها غفلت کم رود و مهمّات را خوار شمرده نیاید زیرا که بقای ملک و استقامت دولت بی حزم کامل و عدل شامل و رای راست و شمشیر تیز ممکن نباشد» (همان،۲۳۶).
پس باقی ماندن سرزمین و پایداری دولت بدون اندیشه کافی و عدل فراگیر در اندیشهی درست و قدرت ممکن نیست.
در کلیله و دمنه، پادشاه مطاع است و مردم باید مطیع باشند فرّه شاهی، خداداد است و او سایهی خداوند بر بندگان است (همان: ۴). حق به طور مستقل وجود خارجی ندارد و اراده و تصمیم پادشاه است که می تواند بر افراد امتیازی به وجود آورد.
حقوق ممتازه نیز اصولاً موروثی و متعلق به نزدیکان پادشاه است. در قصههای کلیله و دمنه عوام مکلف به اطاعت از پادشاه، اعم از عادل یا ظالم می باشند ولی رعایت جوانب انصاف و مروت نسبت به زیردستان توسط پادشاه در موفقیت او بی تأثیر نیست.
در باب باز جست کار دمنه پلنگ درباره ی رابطه پادشاه و مردم می گوید:
«اگرمرا هزار جان باشد فدای یکساعت رضا و فراغ ملک دارم از حقوق نعمت های او یکی نگزارده باشم و در احکام نیک بندگی خود را مقصر شناسم و من خود آن منزلت و محل کی دارم که خود را در معرض شکر آرم و ذکر عذر بر زبان رانم» (منشی،۱۳۸۶: ۱۵۵-۱۵۶).
نصرالله منشی در دیباچه ی خود بر کلیله و دمنه می نویسد:
«مقرر گشت که مصالح دین بی شکوه پادشاهان اسلام نامرعی است و نشاندن آتش فتنه بی مهابات شمشیر آبدار متعذر، فرضیت طاعت ملوک را،..که فواید دین را پاک تر و عقیدت او صافی تر، در بزرگ داشت جانب ملوک و تعظیم فرمانهای پادشاهان مبالغت زیادت واجب شمرد و هوا و طاعت و اخلاص و مناصحت ایشان را از ارکان دین پندارد و ظاهر و باطن در خدمت ایشان برابر دارد و بیتردد بباید دانست که اگر کسی امام اعظم را خلافی اندیشد و اندک و بسیار خیانت روا دارد که خلل آن به اطراف ولایت هر نواحی مملکت او بازگردد، در این مذموم باشد و به آخرت مأخوذ» (همان، ۵-۶).
نصرالله منشی در کلیلهودمنه پادشاه را را به کوه تشبیه می کند که به خاطر وجود مار و موذیان نمی توانند بر او وارد شوند:
«علما پادشاه را به کوه بلند تشبیه کنند و درو انواع ثمار و اصناف، معادن باشد لکن مسکن شیر و مار و دیگر موذیات که بر رفتن دروی دشوار است و مقام کردن میان آن طائفه مخوف» (همان، ۶۷).
۴-۲۸٫وظایف و اوصاف مثبث حاکم
۴-۲۸-۱٫ دینداری
کار ملک به تدبیر و تأمل نیاز دارد. به مشروعیت محض، امور رتق و فتق نمی پذیرد، به مدیریت، کفایت، عقلانیّت و کاردانی نیاز است. بنابراین دیانت و سیاست باید دوشادوش هم باشند و از هم جدایی ناپذیرند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.