تحقیق دانشگاهی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

از حسد کردن نزد پادشاه خودداری کن چون حسادت تو در نزد وی باعث بی اعتمادی پادشاه میشود:
«خود را به حسد به پادشاه ننمای که اگر بعد از آن سخن کسی محسود پیش او بگویی نشنود و از جمله حسد شمرد اگرچه راست بود» (همان: ۲۰۲).
ز). همراهی مدام با پادشاه
خدمتگزار باید قول و عمل پادشاه را تأیید کند:
«سخن مراد پادشاه مگوی و با وی لجاج مکن که در مثل گفتهاند: هرکه با پادشاه در افتد و لجاج کند پیش از اجل بمیرد» (عنصرالمعالی، ۱۳۴۲: ۲۶).
ح). تظاهر به عجز
از آنجا که جان، مال و ناموس مردم در نظام پادشاهی تحت سلطهی پادشاه است، لاجرم آنکس که در پی ترقّی است باید در مراحل اوّلیه خود را از توانگری به دور دارد تا دیگران به بد قصد او نکنند:
«اگرچه در عمل پادشاه فربه شوی، خویشتن را لاغر نمای تا ایمن باشی، نبینی که تا گوسفند، لاغر بود از کشتن ایمن باشد و کس به کشتن او نکوشد و چون فربه شود همه کس را به کشتنی او طمع افتد» (همان، ۱۴۵).
نتیجه آنکه خدمتگزار باید میان خوف و رجا زندگی کند تا بتواند با طی مدارج دیگر، به مقام و منزلتی دست یابد.
۴-۱۹-۵٫ دبیران
دبیر، چون وزیر و دیگر صاحبان مناصب مهم، به سبب نزدیکی به پادشاه و حضور در ساختار قدرت، باید ملاحظات چنین موقعیتی را به خوبی بشناسد تا اعتبار و نفوذ خود و جان و هستی خویش را از بلا دور دارد، بدین روی بر پایه اندرزهای عنصرالمعالی دبیر باید همواره مجاور پادشاه باشد و برای جلب اعتماد او کوشش فراوان نماید و از هر کاری که تردید و ظنّ او را برانگیزد پرهیز کند:
«اگر چنان که خطاطی و قادر باشی و از هرگونه خطی که بینی بدانی بنشست، این دانش سخت نیک است. ولکن بر کس پیدا مکن تا به مزور کردن معروف نشوی که آنگاه اعتماد ولی نعمت تو از تو برخیزد و اگر کسی دیگر مزوّری کند چون ندانند که کردست بر تونبندند» (همان، ۱۳۸۰: ۲۱۳-۲۱۴).
«همچنین دبیر باید رازدار ولی نعمت خود باشد و از امور مختلفی که باید در آنها متفحص باشد آگاه نماید (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۱۳).
پارهای سفارشهای او به کاتب مربوط به مناسبات دبیر با وزیر است چون بسیاری از دبیران و دیوانها زیرنظر وزارت اداره می شد، وزیر در برکشیدن کتاب و حفظ مرتبت آنها، نقش ویژه ای داشت. بدین روی او ضمن هشدار کاتب به حفظ اعتماد پادشاه، دربارهی وزیر می نویسد:
«بسیار کاتبان فاضل و محتشم را وزیران عالم هلاک کردند به سبب خطهای مزوّر ایشان» (همان، ۲۱۴).
و سپس به سبب این جایگاه وزیر و ملاحظات ظن و گمانهای او بر دبیر سفارش می کند که: «او به ظاهر کردن تفحص شغل وزیر منمای ولکن در باطن از همه چیز آگاه باشم»( همان، ۲۱۳).
عنصرالمعالی می گوید: «سر ولی نعمت نگاه دار و خداوند خویش را از همه ی شغل ها آگاه کن … و به ظاهر تفحص شغل وزیر مکن، ولکن به باطن از همه کارها آگاه باش» (همان، ۱۳۴۲: ۱۵۷).
۴-۱۹-۶٫ سپهسالاران
مهم ترین اصول سپهسالاری عبارتند از:
الف). حفظ هیبت
«سپاهسالار بایستی که در دیده ی مردم در درون و بیرون هیبتی داشته باشد.»(همان، ۱۶۴ ).
این مهم، از طریق شجاعت فردی، استخدام شجاعان و تهیه ی ساز و برگ مناسب رزم حاصل می شود.
ب). حفظ لشکر
امیر، سپهسالار را بسیار سفارش میکند که در جلب رضایت افرادش، جدّیت تمام نماید و از احسان، اعطای خلعت و زیادی معاش ایشان غفلت نورزد و بدین طریق دل ایشان برای مبارزه قوی دارد تا آنجا که گوید:
«چنان باید که در وقت لشکر تو به جان سر تو سوگند خورد و تو با لشکر سخی باش، پس اگر به خلعت
توفیری از پیش نتوان کردن، به نان و نبیذ و سخن خوش تقصیر مکن ]و[ یک لقمه نان و یک قدح نبیذ بی لشکر خویش مخور. آنچه نان کند، زر و سیم و خلعت نکند ]پس[ لشکر خویش را همیشه دل خوش دار، اگر خواهی تا جان از تو دریغ ندارند نان پاره از ایشان دریغ مدار» (عنصرالمعالی،۱۳۴۲: ۱۶۴).
ج). جنگاوری
سپهسالار باید خود جنگاور باشد. جنگاوران بایدخود جنگ کنند و در امر جنگ آشنا به روشهای مناسب باشد تا بتواند خصم را در هم کوبد و فتحی به دست آورد (همان، ۱۶۵-۱۶۶).
«اگرچه عنصرالمعالی در این باب در امور جنگی سخن به تفصیل می آورد، امّا در بیان کیفیت و چگونگی رابطهی شاه و سپهسالار کوتاهی میکند. معلوم نیست این تعلّل را به چه چیزی باید حمل نمود، به هر حال بدیهی است که تاریخ گذشتهی ما به میزان متأثر از رفت و آمد همین سپهسالاران است که هر کدام زمانی به فراخور توان نظامی خود تخت پادشاهی را به خود اختصاص دادهاند و سپس به وسیلهی سپهسالاری دیگر از تخت فرود افتادهاند. لذا رابطهی پادشاه با سپهسالار چندان معلوم نبوده و پادشاه نمی_ دانسته است که آیا به منظور صیانت وطن باید سپهسالار را قوی کندـ که در آن صورت خطر جان او زیاد شود ـ یا اینکه ضعیفش نماید، که در آن صورت از پس دفاع بر نمی آید. سکوت عنصرالمعالی در این باب را شاید بتوان بر این وجه از مسئله نیز حمل کرد» (افتخاری، ۱۳۷۸: ۷۹-۸۰).
۴-۱۹-۷٫ ارتش
مسائل مهم دربارهی امنیّت و نظم ذیل بحث سپهسالاران آورده شده است؛ در اینجا به ارتباط موجود میان نظام پادشاهی و نظامیان و قدر منزلت این گروه در حکومت می پردازیم.
آنچه از ارتش در اینجا به ذهن خواننده متبادر میشود، تصویری است که در چارچوب فرهنگ پیشین ایرانیان معنا می دهد. «نظامیان در این فرهنگ به دلیل کسب حکومت، ایجادمشروعیت، صیانت مملکت از دشمنان داخلیو خارجی و گسترش قلمرو پادشاهی، ارزش دارند»(رضاقلی،۱۳۷۱: ۸۰-۹۰). امنیّت و توسعه ی ارضی نیز از کارکردهای مشترک نیروی نظامی است که مدنظر عنصرالمعالی نیز بوده
است.
اخلاق نظامی از نظر عنصرالمعالی اصولی را به همراه دارد که عبارتند از :
۱- ضرورت وجود دشمن۲-تدبیر مدام دربرابر حیله دشمن۳- بزرگ شمردن دشمن ۴- اولویت و شناختن و مبارزه با دشمن داخلی ۵-دوستی مجازی ۶-اعتدال ۷-انتخاب و استخدام لشکر و نظامیان از گروه های مختلف ۸-مسلط نکردن نظامیان بر مردم۹-اکرام و عزیز داشتن نظامیان ورسیذگی به وضعیت آنهامی باشد که هر کدام به صورت مختصری به آن اشاره خواهد شد.
الف). ضرورت وجود دشمن

سیس

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.