علمی : بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

و در جای دیگر دسته ای از خصوصیات خوب دیگر در وجود سلطان مودود نشان می دهد می نویسد:
«سه چیز هرگز از وی ندیدم: یکی آنکه هرصلتی که زیر دویست دینار بودی به زبان خویش بر سر ملاء نه گفتی به پروانه، دوم آنکه هرگز چندان نخندیدی دندان وی پدیدار آمدی، تبسّم کردی، دیگر آنکه هرگز اگرچه سخت در خشم رفتی هرگز کسی را جز بی محبّت نخواندی، سخت نیکو سه عادت بودم» (همان،۲۴۳).
درواقع امیر با بیان ویژگیهای سلطان مودود فرزندش را اندرز می دهد و سفارش میکند که چنین خصلتهای نیکو را که برازنده یک سلطان و پادشاه است داشته باشد.
۴-۱۹-۲٫ وزارت
« وزارت از نهادهای دیرپای سیاسی و اداری در تاریخ ایران است گردشهای اسطوره ای و باستانی و حکایت و اندرزهای سیاسی، سابقه این نهاد را به دوران اساطیر میرساند. وزیران، شاهان اساطیری و تاریخی ایران باستان، در سیمای خردمندان و فرهیختگان آگاه و بلندمدت، ناصح پادشاه و مدیر ملک بوده اند. بدین روی نهاد وزارت، مهم ترین رکن در ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه ایران پس از پادشاه بود. جهانداری به عنوان یکی از کارکردهای مهم در پادشاهی از طریق وزیر، تحقق می یافت» (اللهیاری، ۱۳۸۱: ۸۵).
با مطالعه کتاب قابوس نامه ،عنصرالمعالی وظایف وزیررا به پسرش این گونه بیان می دارد :
الف). داشتن صداقت و انصاف با پادشاه
وزیر در نحوه معاملت پادشاه باید خیرخواهی، قناعت، انصاف و راستی از خود نشان دهد تا نظر مساعد او را جلب کند:
«با خداوند خویش راستی کن و انصاف ولی نعمت خویش ]و مردم[ بده و همه خویشتن مخواه که گفته اند «من ارادَ الکل فاته الکل» پس خیر خداوندگار خود نگاه دار و اگر بخوری به دو انگشت خورد تا در گلویت نماند» (عنصرالمعالی، ۱۳۴۲: ۱۵۹).
ب). واهمه داشتن از پادشاه ومراقبت از وی واطلاع داشتن از مکر حسودان
وزیر باید از شاه واهمه داشته باشد و سعی کند تا با اطلاع از اوضاع جاری و احوال شخصی، راه را برحسودان که در پی عزل اویند ببندد:
«اگرچه بی خیانت وصاین باشد، همیشه از پادشاه ترسان باشد و هیچ کس را از پادشاه چندان نباید ترسید که وزیر را … پس اگر پادشاه بالغ و تمام باشد از دو بیرون نباشد: یا دانا بود یا نادان. اگر دانا بود و به خیانت تو راضی نباشد به وجهی نیکوتر دست تو کوتاه کند و اگر نادان و جاهل باشد – نعوذ باالله – به وجهی هر کدام زشت تر بود تو را معزول کند و از دانا مگر به جان بجهی و از نادان و جاهل به هیچ روی نرهی »(عنصرالمعالی، ۱۳۴۲ :۱۶۰-۱۶۱)
«پس چون وزیر همیشه در خطر است، بر اوست تا شاه را هیچگاه تنها نگذارد و پیوسته او را مراقبت نماید و حتی بهتر آنکه نزدیکان شاه جاسوسان وزیر باشند تا از هر نفسی که او زند وزیر آگاه باشد و هر زهری را پادزهری سازد» (همان).
ج). نهایت دقّت در انتخاب کارگزار و عدم گزینش جاهل و ستمگر
وزیر باید در انتخاب عمّال و کارگزار حکومتی نهایت دقت را به خرج دهد و از انتخاب عامل جاهل و ستمگر و مفلس پرهیز کند:
«هر عملی را که به کس دهی سزاوار ده و از بهر طمع را جهان در دست بیدادگران و جاهلان منه و غافلان و مفلس و بی نوا را عمل مفرمای که تا او خویش را یکرنگ نکند به برگ تو مشغول نشود ولکن چون وی را برگی و سازی باشد یکباره به خویشتن مشغول نباشدو به کار تو زود پردازد» (همان،۱۳۸۰: ۲۲۰)
د). نیکویی وزیر به کسان پادشاه
امیر به وزیر سفارش می کند برای خوشامدی پادشاه نسبت به خود موظف است که همهی کسان پادشاه را نیز به صورتهای مختلف نیکو بدارد تا همگی آنها جاسوس و چشم و گوش وزیر شوند:
«غافل مباش از پیوسته پرسیدن حال ولی نعمت خویش و از احوال وی آگاه بودن، چنان که همه کسهای او را نیکو داری تا همه جاسوسان تو باشند آنکه نزدیکان او باشند تا از هر نفسی که او بزند آگاه باشی و هر سخنی را جوابی اندیشیده باشی» (همان، ۲۱۹).
ه) . کافی بودن وزیر
«امیر کفایت وزیر را در آبادانی و ویرانیها میداند که باعث ثروتمندی و هم باعث اشتغال مردم می شود» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۱۷).
و). عدالت
وزیر باید عدالت را در جامعه و رعیت حفظ کند:
«پس در وزارت معمار و دادگر باش تا زبان و دست تو همیشه دراز بود … تا لشکر و رعیت همیشه منصف باشد و به عمارت کوش و از آن به حاصل کن ]غرض خود را[ ویرانی های مملکت آبادان دار» (همان، ۱۳۴۲: ۱۵۹).
ز). سخت نگرفتن به عمّال خود
بر وزیر واجب است تا برای حفظ خود و تحقّق اهدافی که دارد به عمال خود نیز سخت نگیرد که اگر چنین نماید امر وزارت را به خود تنگ کرده است:
«امّا یک بار دست عمّال فرو مبند چون چربی از آتش دریغ داری، کباب خام آرد. پس تا دانگی به دیگران نگذاری دری نتوانی خورد و اگر بخوری محرومان خاموش نباشد و یله نکنند که پنهان ماند»(همان،۱۵۹).
ح). جلب رضایت مردم
عنصرالمعالی از وظایف وزیر این می داند که رضایت مردم را به سوی خود جلب کند:
«وزیر باید جلب رضایت مردم و تأمین منافع خود نماید، به مردم ملاطفت کند» ( همان ،۱۵۹).
ط). دانا و آگاه بودن از احوال جامعه
امیر وزیر دانا را کسی می داند که آگاه به حال مملکت باشد و گزارش عملکرد خود را به پادشاه برساند و تا وی از شایستگی وزیر اطمینان حاصل کند:
«سپس باید از احوال همه ملوک خبر باشد و حالها بر خداوند خویش همینمایی تا از دوست و دشمن باخبر باشد و حال کفایت و هوشیاری تو خداوند را معلوم شود» (عنصرالمعالی، ۱۳۳۵: ۱۹۶).
ی). منع از شراب
شراب باعث غفلت می شود و وزیر که غافل باشد مملکت را به سوی تباهی می کشاند:
«نبیذ مخور که از نبیذ خوردن و رعونت، بزه خیزد نعوذ بالله از وزیر نبیذه خواره و از رعنا و چون پادشاه به نبیذخوردن مشغول بود خلل در مملکت پیدا شود پس خود را نگاه دار و چنین باش که گفتم که وزیر پاسبان مملکت باشد و سخت زشت باشد که پاسبان را پاسبانی دیگر باید» (همان، ۲۰۰-۲۰۱).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.