جستجوی مقالات فارسی – بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر قابوس …

د). مبارزه با اغنیا و مترفین
«اغنیا و ثروتمندان از امّتهای خودکامه و به واسطه نعمتهایی که خداوند نصیب ایشان کرده بود تعصّب ورزیدند و بر مال و ثروت خود نازیدند» (همان، خطبه ۱۹۳: ۵۷۷).
ه). مبارزه با تبانی و ساخت و پاخت
«با من، ساخت و پاخت و تبانی معاشرت نکنید» (همان، خطبه ۲۱۶: ۴۶۱).
و). قاطعیّت در حسابرسی بیت المال
«خبری از تو به من رسیده اگر آن را انجام داده باشی پروردگارت را به غضب آورده ای و امامت را عصیان کردهای و در امانت خیانت کردهای، به من خبر رسید که محصولات زمین را برداشتهای و آنچه زیر پا داشتهای گرفتهای و آنچه در دستت بود خوردهای، سریعاً حسابت را بفرست و بدان که حساب خدا سختتر است» (نهج البلاغه، نامه ۴۰: ۸۷۱ ).
ز). نفی تبعیض حتی نسبت به نزدیکترین افراد
داستان عقیل و فرزندانش درخطبه، نامه ای به ابن عباس در نامه۴۱، نامه به زیاد بن ابیه جانشین عبدالله بن عباس( در نامه۲۰)از جمله مواردی است که حضرت نفی تبعیض در آن اشاره فرموده است.
ح). هشدار در مورد خیانت در بیت المال و مبارزه با آن
«همانا از بزرگترین خیانت ها ،خیانت به امت است و از ذلت بارترین و رسواترین غش ها، فریبکاری پیشوایان است» ( همان، نامه ۲۶ :۷۸۹).
بخش دوم:ویژگی حاکمان در قابوسنامه
۴-۱۸٫ حکومت از دیدگاه عنصرالمعالی
حکومت بهعنوان دستگاه متولّی ادارهی امور کشور، در اندیشهی عنصرالمعالی مرکب از: پادشاه، سپهسالاران، وزیران، ندیمان و خدمتگزاران است.
قبل از پرداختن به هر یک از این اجزاء و بیان ویژگی ها و وظایف آنها در درون این ساختار، لازم است تا به اساس این ساختار که پادشاه بوده و در قالب نظریهی سلطنت آمده است نظری دقیق بیفکنیم.
سیّد جواد طباطبایی در فصل اول و دوم کتاب درآمد فلسفی بر تاریخ اندیشهی سیاسی در ایران می گوید: چنانکه می دانید قابوس نامه در حوزهی سیاستنامه ها قرار دارد. اصول مهمّ سیاستنامه ها عبارتند از: شاه محوری، توجّه به نظریهی ایرانی سلطنت در دوران قبل از ورود اسلام و توجه به دین بسان نوعی ابزار با حرمت و ارزشمند.
قابوسنامه نیزاز روند کلی بر کنار نبوده است لذا مشاهده میشود که پادشاه در مرکز منظومهی شمسی حکومت قرار دارد و نظریهی مؤلف همان تئوری سلطنت است، برای درک ادلّهی توصیهی این نظام، توجّه به فرهنگ سیاسی ایران و اوضاع وقت عنصرالمعالی لازم می نماید.
الف). فرهنگ سیاسی ایران
فرهنگ رجایی درکتاب اندیشه سیاسی در شرق باستان می نویسد: ریشههای اولیه تأیید سلطنت در دو جا قرار دارد:
ریشه های ذهنی: این نظریه را می توان به طور واضح در اسطوره های ایرانی مشاهده کرد. به عنوان مثال از کیومرث، در افسانه ها به عنوان اوّلین مخلوق یاد می شود که نظام پادشاهی را بنیان نهاد. لذا این گونه تصوّر می شود که نظام پادشاهی از ابتدای خلقت در نزد ایرانیان به ودیعت گذاشته شده است.
ریشههای تاریخی: در این باره می توان به بنیان های نظری – عملی محکمی در درون تاریخ مفصل ایرانی دست یافت. در ابتدا قبایل آریایی برای ایجاد ملّتی جدید با مشکلاتی دست به گریبان بودند که راه حل آن ـ به گمان بزرگان ایشان – در اتّخاذ نظریهی سلطنت به دلایل ذیل بود:
اول) نظریهی سلطنت پاسخی مناسب برای چالشهای درونی قبایل آریایی به شمار می رفت.، دوم) این نظریه میتوانست وطن آریایی جدید را از شرّ شیاطین خارجی مصون نگاه دارد.
در نتیجه به تدریج ساختار خانوادگی تغییر کرد، ده(ویس) و ولایت (دهیو) به وجود آمده و ریاست خاندان(مابد)جای خود را به رئیس (یئببتی) داد. بدین سان تمرکز قدرت تحت نظر آمرانهی شاه (خشایثیه) پا به عرصهی وجود گذاشت. وجود سابقهی «شاه آرمانی» در ایران و بعد سیاسی دین زردشت مبنی بر اینکه اهورامزدا را سلطنتی است بدون مثال و تجلّی آن بر روی زمین همان پادشاه می باشد هر دو روند شکل گیری نظریهی سلطنت در این دیار را تأیید می کند (رجایی، ۱۳۷۵: ۹-۵۳).
ب). اوضاع سیاسی – اجتماعی زمان عنصرالمعالی
وضعیت سیاسی – اجتماعی ایران در نیمه ی اول قرن پنجم چندان به سامان نبود. همان طور که در فصل سوم گفته شد، ترکان سلجوقی با شورش خود خلفای بغداد را به هراس افکنده بودند و ایجاد این تزلزل به همراه ضعف نیروی فائقه ی آل بویه به نیروهای معارض امکان ابراز وجود داده بود و روی هم رفته نوعی بی نظمی و تفرق آرا، می رفت که حاکم شود. در کنار این مسئله، معضل مسلمانان و نصرانیان نیز وجود داشت که گاه بر اثر تعصّبات مذهبی، جنگهایی را موجب میشد. بدیهی است در این زمان برای به سامان شدن امور، نظریه سلطنت می توانست نسبت به دیگر نظریات کارآمدتر باشد به ویژه که درفرهنگ ایرانی هم ریشه داشته است.
مطلب قابل توجّه در همین زمینه وضعیت خاندان عنصرالمعالی است این خاندان در آن زمان از زیر چتر ولایت خلفای عرب خارج شده بودند و از همین رو بر آداب و سنن ایرانی تأکید زیادی داشتند دعوای این خاندان انحراف خلفای عرب از اسلام ناب و ارائه چهرههای مشوه از اسلام بود. لذا گمان آنان بر این بود که با رجوع به فرهنگ و سنّت ایرانی ، در حقیقت خود را زیر بار رسمهای اعراب خارج می نمایند.
مجموعه این ملاحظات نظریهی سلطنت را در قابوسنامه حاکم می سازد و عنصرالمعالی را وا می دارد تا پادشاه را در مرکز دایرهی حکومت قرار دهد. در ادامه این نوشتار با رجوع به قابوس نامه به شرح و وظایف و بیان جایگاه هر یک از نهادها و دستگاه سلطنت خواهیم پرداخت.
۴-۱۹٫جایگاه نهادها ودستگاه سلطنت ووظایف آنان
۴-۱۹-۱٫پادشاه و وظایف و ویژگی آن
امیر خود به عنوان یک پادشاه، شرایط و آیین مربوط به پیشه و منصب را به فرزندش تعلیم می دهد. او به دلیل سابقه خانوادگی و حکومت مختصری که داشته است، مرد سیاست و ملک داری است و آرزو دارد که فرزندش گیلان شاه هم بر تخت حکومت تکیه زند. وی در میان آیین و شرط پادشاهی با توجّه به موقعیت اجتماعی و سیاسی خود آشکارا و واقع بینانه با این منصب برخورد میکند. آنچه وی در باب چهل و دوم در شرط پادشاهی یاد کرد حاصل تجربیات شخصی وی است و صادقانه در صدد انتقال آن به فرزندش است در این باب امیر به بیان ویژگیها و خصلتهایی که پادشاه را بر انجام هر چه بهتر منصب خود آماده می کند پرداخته است.
گوهر پادشاهی فرمانروایی است از این رو کیکاووس ضمن بیان دو حکایت پسر را بر این مهم هشدار می دهد و از او میخواهد چون بدین مقام راه یافت در آن مراقبت تمام نمایند: «در پادشاهی خویش مگذار که کسی فرمان تو را خوار دارد که تو را خوار داشته باشد که در پادشاهی راحت، در فرمان دادن است و اگر نه صورت پادشاه با رعیت برابر است و فرق میان پادشاه با رعیت آن است که وی فرمانده است و رعیت فرمانبردار» (عنصرالمعالی،۱۳۸۰: ۲۳۰).
پس چون احوال سلطان محمود و مسعود شاه را در این امر نظاره میکند و تحمّل اولیهی ایشان در انفاذ و احکام را هویدا می سازد از زبان او نقل می کند که: «خاکم به سرباد که در ملک من فرمان نبرد و شرط شاهی نگذارد چرا که: پادشاهی که فرمان او روان نباشد نه پادشاه باشد که نظام ملک فرمانروایی باشد» (همان، ۲۳۴).
۴-۱۹-۱-۱٫ پارسایی
یکی از ویژگیهای پادشاهی که حاکم مستلزم به داشتن آن می باشد، پارسایی و پرهیزکار بودن است. پادشاه در اندیشه سیاسی عنصرالمعالی سیمای اخلاقی و دینی دارد امیر عنصرالمعالی باب چهل و دوم در آیین و شرط پادشاهی را چنین آغاز می کند: «بدان ای پسر اگر پادشاه باشی پارسا باش و … و پاک شلوار، که پاک شلواری پاک دینی است» (همان، ۲۲۷).
بدین روی پارسایی و پرهیزگاری، به عنوان صفات اخلاقی از ویژگی های مهم و اولیه پادشاه بیان میشود.
۴-۱۹-۱-۲٫ رعایت عدل و داد
از دیدگاه عنصرالمعالی، عدالت باید رکن اساسی و محوری سیاست و حکومت قلمداد گردد. زیرا عنصرالمعالی میگوید: وجود و نگهداری رعیت به عدالت بستگی دارد. اگر توانستی عادلانه با آنان رفتار کنی آنها را خوشحال و شاد کردی و هیچگاه ظلم و ستم را در وجودت قرار نده که پادشاهی که به عدالت رفتار کند دیرتر از بین می رود و نابود می شود و پادشاهی که ستم کند زود از بین می رود زیرا عدالت، باعث آبادانی و به ثمر نشستن و ظلم و ستم باعث خرابی و تباهی می شود.

سیس

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است