بررسی تطبیقی ویژگی حاکمان در نهج البلاغه و متون ادبی پارسی(باتکیه بر …

یکی از سفارشهای علی (ع) به کارگزارش همنشینی و گفتگوی با عالمان و نخبگان است:
«با دانشمندان و حکیمان فراوان گفتگو کن، چرا که گفتگو با آنان سبب آبادانی و اصلاح شهرها و برقراری نظم و قانون است» (نهج البلاغه،نامه ۵۳: ۹۲۳).
ج). مشورت
یکی از راههای رشد عقلانی بهرهگیری از مشورت است. مشورت یعنی یاری جستن از عقل و درایت و تجربهی دیگران که در آیات و روایات به آن سفارش شده است. بی گمان رهبران جامعه، بیش از هر کس به دلیل مسئولیّتهای گستردهی خود نیاز به مشورت دارند.
در گفتار و سیرهی امام علی (ع) مشورت حضوری جدی دارد. آن حضرت در انتخاب کارگزاران و دیگر مسائل سیاسی به رایزنی میپرداخت و گاه به صراحت از آنان طلب مشورت میکرد. از باب نمونه در عهدنامه مالک اشتر بحث مشروحی دربارهی بایستهها و نبایستههای رایزنی دارد. «به هیچ روی در مشورت خویش از هیچ بخیلی مشورت مخواه، چرا که بخیل تو را از فضل منصرف کرده و همواره تو را به فقر و تنگدستی تهدید می کند و همچنین ترسو و بزدلی را که از برخورد با جریانات ناتوانت می نماید و نه هیچ حریصی را که برای تو افزون طلبی به ستم را با همه ی زشتی آن، آرایش می دهد» (نهج البلاغه ،نامه۵۳: ۹۲۰ ).
د). تجربه اندوزی و استفاده از تجربههای دیگران
علی (ع) بهرهگیری از تجربههای دیگران را امری لازم و عامل موفقیّت و انتخاب درست دانسته است. سخن آن بزرگوار در این باره بسیار است تنها به یک نمونه بسنده می کنیم:
«پسرم، بیش از آنکه دلت سخت و عقلت مشغول شود به ادب کردن تو پرداختم، تا مجدّانه به کار برخیزی و از تجربههایی که دیگران زحمت آن را کشیدهاند بهرهمند گردی و خود را از رنج جست وجو بیاسایی و از پرداختن به تجربه مجدد معاف شوی و از این راه حاصل آنچه ما آزمودیم در اختیار تو قرار می گیرد» (همان،نامه۳۱: ۸۲۲ ).
۴-۹-۱۴-۲٫ روش الگویی
«یکی از روش های تربیتی امام علی (ع) ارائه الگوی عملی است. ارائه الگو به کارگزاران از ابعاد گوناگون در تربیت آنان موثر است. کارگزاران با شناخت ویژگی های الگو و یا مشاهده ی رفتار الگو از آن پیروی می کنند» (مزینانی، ۱۳۸۱: ۲۷-۳۰)
امام علی (ع) در برشماری عوامل مؤثر بر شخصیت خود نیز سیره نبوی را کلیدترین الگوی جهت دهنده خود دانسته و یادآور می شود که «در زندگی همواره با پیامبر (ص) همگام و همراه بوده و همچون سایهای آن حضرت را دنبال می کرده است و به اندازهی یک لحظه با او مخالفت نکرده است» ( نهج البلاغه، خطبه ۱۹۷: ۵۸۵).
۴-۹-۱۴-۳٫ تشویق و تنبیه
یکی از شیوههای مهم و اساسی در تربیت، تشویق و تنبیه است. انسان به گونهای طبیعی از تشویق لذّت و از تنبیه رویگردان است.
گفتار و رفتار امام علی (ع) در تربیت و هدایت همگان به ویژه کارگزاران نه تنها بیانگر به کارگیری شیوه تشویق و تنبیه است که آن بزرگوار با توجه به ضرورت این شیوه چنین می فرماید:
«مبادا که نیکوکار و بدکار در نزد تو یکسان باشند چرا که برابر بودن آن سبب دلسردی نیکوکاران از کار نیک و تشویق و تجری بدکاران به کار ناشایست شود. با هر یک با نوع تعهدی که خود را بدان ملزم ساخته، برخورد کن» (همان،نامه ۵۳: ۹۲۲).
امام علی (ع) به دو نکته مهم و اساسی زیر اشاره دارند:
۱- تشویق نیکوکاران در گسترش نیکیها تأثیر فراوان دارد و دیگران را نیز به کارهای نیک تشویق میکند.
۲- کارگزاری که خدمتی و یا کار نیک دیگری انجام داده، باید همواره مورد ستایش باشد و به یک بار تشویق بسنده نشود بلکه در هر مناسبتی باید اشاره ای به آن بشود.
الف). انواع تشویق و تنبیه (رعایت حد و مرزها)
«تشویق و تنبیه نیز همانند هر کار دیگری باید قانونمند و در چارچوب خاص خود به کار گرفته شود تا پیامدهای مطلوب خود را بر جای گذارد» (مزینانی، ۱۳۸۱: ۳۵).
۱-دلیل تشویق و یا تنبیه باید شفاف و روشن باشد تا کارگزار بداند در برابر چه کاری تشویق و تنبیه شده است. این شیوه سبب می شود که وی را به آن کار استمرار بخشد و یا از آن پرهیز کند.
۲-در انواع تشویق و تنبیه هر چند ستایش و یا تنبیه جزئی باشد، نباید تبعیض صورت گیرد چرا که این کار اثر آن را از بین می برد و مشکلات جدیدی را به وجود می آورد.
۳-حاکم نباید تلاش یکی را به دیگری نسبت داده و ارزش خدمت او را کمتر از آنچه هست به شمار آورد. بزرگی شخص نباید موجب آن شود که کار کوچکش را بزرگ بشمارند و معروف و مشهور نبودن وی نباید سبب گردد که خدمت پر ارجش کوچک جلوه داده شود (نامه ۵۳).
در تنبیه نیز نباید از حد اعتدال خارج شد چرا که افراط در آن آتش لجاجت را شعله ور می سازد و این کار با فلسفه تنبیه ناسازگاری دارد. تنبیه مانند امر به معروف و نهی از منکر باید از مراحل نرم و آسان به مراتب سخت و خشن انتقال یابد. در هر حال راه جبران خطا را نباید بست.می توان به داستان مصقیله بن هیبره درنامه ۵ اشاره کرد.
۴- تشویق لزوماً نباید مستلزم هزینههای سنگین باشد بلکه گاهی برشمردن کارهای مهم کارگزاران امر تشویق را محقق می سازد (خطبه۱۹۲).
۵- افزون بر اینها، تشویق و تنبیه باید فوری و پس از انجام کار خوب و یا بد صورت پذیرد و متناسب با کارهای انجام شده باشد در برابر کاری کوچک نباید جایزهای بزرگ داد و یا تنبیهی شدید کرد و یا به عکس در برابر کاری بزرگ و شایسته تشویقی کوتاه وکم بها داد و یا تنبیهی سبک کرد. تشویق و تنبیه باید به گونه ای باشد که موجب غرور و لجاجت نشود (نامه ۴۳،۴۴،۴۷).
۴-۹-۱۴-۴٫ شیوه ی نظارت
«تربیت سیاسی کارگزاران از راه نظارت و مراقبت بر آنان یکی دیگر از شیوه های تربیتی امام علی (ع) بود. آن بزرگوار هرچند همواره به کارگزاران خود پند و اندرز داده و به یاد خدا و ترس از قیامت فرا میخواندند با موعظه و هشدارهایی تکان دهنده آنان را متوجّه وظایف ومشروعیتهای خود می کرد، اما هرگز بدین بسنده نمیکرد چرا که ایشان به خوبی می دانست که قدرت همواره میل به اقتدارطلبی و تمامیّت خواهی دارد و هر انسانی جز معصوم، همواره در معرض وسوسههای قدرت قرار میگیرد. از این رو از شیوه ی نظارت یا انواع گوناگون آن استفاده می کرد» (مزینانی، ۱۳۸۱: ۳۶).
امام علی (ع) بهرهگیری از این شیوه را به کارگزاران برجستهی خود مانند مالک اشتر سفارش میکرد: «ای مالک، کارهای کارگزارانت را به وسیله جاسوسان راستگو و باوفا، زیر نظر بگیر، چرا که این عمل سبب می شود که آنان به امانتداری و خوش رفتاری با مردم وا داشته شوند. همچنین کارکنان و یاران خودت را نیز به شدت زیر نظر بگیر»(نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۳۶).
بیشتر عزل و نصب کارگزاران آن حضرت بر اساس گزارشهایی بود که از مأموران سری خود دریافت میکردند. از باب نمونه هنگامی که به امام گزارش دادند یکی از پسرعموهایش در بیت المال بیدقتی کرده امام (ع) او را چنین سرزنش می کند:
«از خدا بترس و این اموال را به صاحبانش بازگردان و اگر چنین نکنی و خدا مرا یاری دهد، بر تو دست یابم و کیفرت دهم، شمشیری را به خون تو آغشته خواهم کرد، هر کس را بدان زنم به دوزخ روان گردد. سوگند به خدا اگر فرزندانم حسن و حسین کاری همانند کار تو می کردند در حق آنان گذشت نمیکردم و بدون تردید حقّ دیگران را از آنان باز پس می گرفتم» (همان، نامه ۴۱: ۸۷۳).
۴-۹-۱۴-۵٫ نشان دادن لغزشگاهها
آن بزرگوار در عهدنامه مالک اشتر میفرماید که تحقّق اهداف حکومت دینی و انجام وظایف و اجرای حقوق در پرتو نظم و از راه قانون امکان پذیر است. از این رو امام به اعزام کارگزاران به مناطق گوناگون، ضمن یادآوری لازم وظایف، به آنها هشدار میداد که اگر تخلفی کنند بهانهای مورد پذیرش نخواهد بود(مزینانی، ۱۳۸۱: ۴۱) آن بزرگوار در عهدنامه ی مالک اشتر می نویسد از باب نمونه:
«بایسته است که این مجموعه را به مثابه میثاقی که چون حجتی است بر تو پایه و مایه عمل سیاسی و نظام خود قرار داده و از آن سرباز نزنی، چرا که در صورت سقوط در وادی خودبینی و خودرایی و انحراف از نظم قانون هیچ غرور و بهانه از تو پذیرفته نیست» (نهج البلاغه، نامه ۵۳: ۹۶۱).
۴-۹-۱۴-۶٫ عبرت از تاریخ
شناخت تاریخ و کشف قانونها و سنّتهای آن به برنامهریزی آینده کمک می کند. منابع دینی، قرآن، روایات، انسان را به تأمّل و تعقل به قوانین حاکم بر تاریخ فرا می خواند. نمونه هایی قرآنی و روایی در این باره بسیار است:« آل عمران، ۱۳۷ ؛ نمل، ۶۹ ؛ اعراف، ۱۰ ؛ روم، ۹»

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.